آسیبهای تصمیمات جمهوریخواهان آمریکا به آموزش عالی: زمانی که سیاست، جای علم را میگیرد
به گزارش خبرگزاری آنا، ویزای H-1B از دهه ۱۹۹۰ بهعنوان پلی میان استعدادهای جهانی و نیازهای تخصصی بازار کار آمریکا عمل کرده است. این ویزا بهطور خاص برای مشاغلی طراحی شده که نیاز به تحصیلات پیشرفته دارند: پژوهشگران دانشگاهی، مهندسان نرمافزار، متخصصان هوش مصنوعی و پزشکان متخصص. در دانشگاه تگزاس ایاندام، ۴.۸ درصد از اعضای هیئت علمی دارنده این ویزا هستند، رقمی که در رشتههای پزشکی و مهندسی به بیش از ۱۵ درصد میرسد. این افراد نهتنها جایگزین اساتید آمریکایی نشدهاند، بلکه با جذب بودجههای تحقیقاتی فدرال، آزمایشگاههای جدید تأسیس کرده و دهها پست پژوهشی برای دانشجویان آمریکایی ایجاد کردهاند.
میریام فلدبلوم، رئیس «ائتلاف رؤسای آموزش عالی»، بر اساس دادههای ده ساله تأکید میکند: بیش از ۶۰ درصد دانشجویان بینالمللی فارغالتحصیل از دانشگاههای تگزاس پس از اتمام تحصیل در همین ایالت میمانند و با برنامه OPT وارد بازار کار میشوند. آنها رقبا نیستند؛ آنها آینده اقتصاد تگزاس هستند. با این حال، فرمان گرگ ابوت، فرماندار تگزاس، با تحمیل هزینه ۱۰۰ هزار دلاری برای هر درخواست ویزا و الزام به ارائه «مدارک اثبات تلاش برای استخدام تگزاسی»، این چرخه مثبت را بهطور عمدی مختل کرده است.
از تعلیق ویزا تا تضعیف مراکز پزشکی: زنجیرهای از آسیبها
تأثیر فوری این سیاست بر مراکز پزشکی دانشگاهی تگزاس مشهودتر از همه است. مرکز سرطان ام.دی. اندرسون در هیوستون یکی از معتبرترین مؤسسات انکولوژی جهان بهطور سنتی بیش از ۳۰ درصد از پزشکان متخصص خود را از طریق ویزای H-1B جذب میکرده است. دکتر برایان ایونز از AAUP هشدار میدهد: بیماران به ملیت پزشک خود نگاه نمیکنند؛ آنها به کیفیت درمان اعتماد میکنند. تضعیف این نیروی تخصصی مستقیماً بر سلامت جامعه تأثیر میگذارد.
اما آسیبها فراتر از کمبود نیرو است. فانتا آو، مدیر اجرایی نافسا(انجمن ملی امور دانشجویان خارجی)، تحلیل اقتصادی دقیقی ارائه میدهد: «تگزاس بهعنوان قطب صنعت نفت و فناوری، به دانش تخصصی وابسته است که در بازار محلی بهسرعت یافت نمیشود. دور کردن استعدادهای جهانی، رقابتپذیری بلندمدت این ایالت را در برابر کالیفرنیا و ماساچوست که همچنان استعدادهای بینالمللی را با آغوش باز پذیرفتهاند، از بین میبرد.» این رقابت تنها در کسبوکار نیست؛ در رتبهبندیهای جهانی دانشگاهها نیز تجلی مییابد. دانشگاههایی که نتوانند استاد بینالمللی جذب کنند، بهسرعت از جریان اصلی پژوهش جهانی جدا میشوند.
الگوی گستردهتر: از مهاجرت تا دخالت در محتوای درسی
سیاست ویزایی تنها بخشی از رویکرد جمهوریخواهان به آموزش عالی است. در فلوریدا، رون دیسانتیس با امضای «قانون والدین»، به والدین حق اعتراض به کتابهای درسی و حتی اخراج معلمان را داده است، اقدامی که بهراستی استقلال آکادمیک را هدف قرار داده است. در تگزاس، قانونی تدریس مفاهیمی مانند ساختار نژادپرستی سیستمی را در دانشگاههای دولتی ممنوع کرده است. این قوانین با بهانه «شفافیت»، در عمل ابزاری برای سانسور محتوای علمی هستند.
لین پاسکوارلا، رئیس انجمن آمریکایی کالجها و دانشگاهها، این الگو را «سیاسیسازی آموزش» مینامد: وقتی فرمانداران تصمیم میگیرند چه کتابی در کلاس خوانده شود یا چه استادی استخدام شود، دانشگاه دیگر فضایی برای کشف آزاد نیست؛ به ابزاری سیاسی تبدیل میشود. این تحول برای دانشجویان از جوامع کمنماینده — بهویژه دانشجویان نسل اول و رنگینپوست — فاجعهبار است. سیا ورشلدن در پژوهشهایش نشان داده که «عدم قطعیت در تعلق» ناشی از چنین سیاستهایی، تا ۴۰ درصد از ظرفیت شناختی دانشجویان را برای یادگیری میدزد.
سیاست بهانهای برای نادیده گرفتن ریشههای واقعی مشکلات
نکته تأملبرانگیز این است که جمهوریخواهان با هدفقراردادن مهاجران، از ریشههای واقعی مشکلات بازار کار آمریکا پردهبرداری نمیکنند. کمبود معلمان در تگزاس بهدلیل حقوق پایین (متوسط ۵۰ هزار دلار در سال) است، نه حضور استادان بینالمللی. کمبود مهندسان نرمافزار بهدلیل کاهش بودجه آموزش عالی دولتی است، نه «سرقت شغل» توسط مهاجران. ابوت در سال ۲۰۲۵ تنها «صدها میلیون دلار» برای آموزش شغلی اختصاص داد، در حالی که همان سال ۲ میلیارد دلار برای سیم خاردار مرزی هزینه شد. این اولویتگذاری نشان میدهد که سیاست مهاجرتی ابزاری برای پوشاندن شکست در سرمایهگذاری واقعی بر آموزش است.
پیامد نهایی: فرار استعدادها به کانادا و اروپا
آسیب بلندمدت این سیاستها، تغییر نقشه جهانی استعداد است. دکتر سارا چن، پژوهشگر علوم اعصاب که قصد استخدام در دانشگاه تگزاس را داشت، پس از اعلام فرمان ابوت، پیشنهاد خود را رد کرد و به دانشگاه تورنتو پیوست. داستان او تنها یک مورد نیست؛ بر اساس آمار ۲۰۲۶، برای اولین بار در تاریخ، تعداد درخواستهای ویزای تحصیلی کانادا از آمریکا پیشی گرفته است. این جابهجایی استراتژیک، نهتنها آمریکا را از نوآوری محروم میکند، بلکه رقبای جدیدی برای اقتصاد آمریکا میسازد.
آموزش عالی در تقاطع سیاست و علم
آسیبهای تصمیمات جمهوریخواهان به آموزش عالی، تنها به محدودیت ویزا یا کاهش بودجه محدود نمیشود؛ بحرانی فرهنگی است. وقتی تابعیت مهمتر از شایستگی علمی میشود، وقتی سیاستگذاران بهجای حل مشکلات ساختاری، مهاجران را قربانی میکنند، و وقتی دانشگاهها از فضایی برای کشف آزاد به ابزاری سیاسی تبدیل میشوند، آنگاه نظام آموزش عالی دیگر نمیتواند مأموریت اصلی خود پیشرفت دانش برای بشریت را انجام دهد.
این بحران درسی برای جهان دارد: آموزش عالی مدرن بر سه ستون استوار است، استقلال آکادمیک، جهانیبودن استعداد، و تعهد به شایستگیمحوری. هرگاه سیاست این ستونها را لغزنده کند، نهتنها یک ایالت یا کشور، بلکه پیشرفت بشریت بهطور کلی آسیب میبیند. در دنیایی که چالشهایی مانند تغییرات آبوهوایی و بیماریهای همهگیر نیازمند همکاری جهانی است، سیاستهای انزواطلبانه تنها یک پیام میفرستند: دیگر به دانش جهانی اعتماد نداریم. و این، بزرگترین شکست یک نظام آموزشی است.
انتهای پیام/