صفحه نخست

آناتک

آنامدیا

دانشگاه

فرهنگ‌

علم

سیاست و جهان

اقتصاد

ورزش

عکس

فیلم

استانها

بازار

اردبیل

آذربایجان شرقی

آذربایجان غربی

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

کهگیلویه و بویراحمد

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

همدان

هرمزگان

یزد

پخش زنده

از خشونت آنلاین تا جنایت میدانی؛ دو روی یک پروژه

بررسی رفتار رسانه‌ای سلطنت‌طلبان و کارنامه عملی منافقین نشان می‌دهد «خشونت» بخشی از ایدئولوژی مشترک این جریان‌هاست؛ ایدئولوژی‌ای که با مهندسی افکار عمومی و ترور اجتماعی پیش می‌رود.
کد خبر : 1029615

به گزارش خبرنگار خبرگزاری آنا، در پی اغتشاشات ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه و افزایش محتوای افراطی در شبکه‌های اجتماعی، بررسی الگوی رفتاری و گفتاری جریان‌های سلطنت‌طلب و گروهک منافقین بار دیگر به یکی از محور‌های اصلی تحلیل رسانه‌ای تبدیل شده است. فاطمه رازقندی، کارشناس سواد رسانه‌ای در این یادداشت با نگاهی مستند و تطبیقی، ریشه‌های خشونت عریان، هم‌پوشانی رفتاری این جریان‌ها و نقش شبکه‌های سازمان‌یافته رسانه‌ای در عادی‌سازی جنایت و ایجاد رعب اجتماعی را واکاوی می‌کند.

از خشونت افراطی سلطنت‌طلبان تا جنایات منافقین

بررسی مدل رفتار و گفتار اکانت‌های سلطنت‌طلب در شبکه‌های اجتماعی، در مواجهه‌ اول یک بارزه‌ اصلی را نشان می‌دهد و آن خوی وحشی‌گری و خشونت افراطی آنها است. این خصوصیت به قدری آشکار و معروف است که همواره مورد نقد سایر جریانات اپوزیسیون بوده است.

در وقایع تلخ اخیر، رضا پهلوی در واکنش به شهادت تعداد قابل توجهی از مردم و حتی مرگ تلفاتی از حامیان خود گفت: «این یک جنگ است و جنگ تلفات دارد» این بی‌مسئولیتی او در قبال خون‌های ریخته‌شده‌ مردم ایران، مورد نقد بسیاری از رسانه‌های داخلی و خارجی قرار گرفت؛ اما جالب است بدانید که از مدت‌ها قبل اکانت‌های سایبری جریان حامی او همین رویکرد را در شبکه‌های اجتماعی داشتند و حتی در واکنش به شهادت هموطنان در جنگ دوازده روزه نیز همین را می‌گفتند.

الگوی پرخاشگری جریان سلطنت‌طلب در فضای مجازی ـ که پیش‌تر با افشاگری خبرگزاری هاآرتص مشخص شد اکانت‌های جعلی و سایبری هستند که از آن سوی مرز‌ها به صورت سازمان‌یافته به تولید محتوا در راستای مهندسی اذهان عمومی در ایران می‌پردازند ـ بر اساس همان الگوی فاشیستی و اشرافی است که برای بقا و در قدرت‌ماندن خود، جامعه را مورد قتل و شکنجه قرار می‌دهد. در تاریخ معاصر، نمونه‌های بسیار زیادی از این مدل رفتاری محمدرضا پهلوی و دستگاه حکومت او موجود است. حتی پس از پیروزی انقلاب اسلامی، بختیار، نخست‌وزیر شاه مخلوع در توصیه به صدام می‌گوید: «ایران را از پای درآورید، اشکالی ندارد که یک یا دو میلیون ایرانی هم بمیرند!»

ویلیام داگلاس، قاضی امریکایی در شواهد خود از سفر به ایران خاطره تکان‌دهنده‌ای از زمان فرار رضاخان از ایران نقل می‌کند که گمارده‌ی رضاخان برای سرگرمی هر شب روی سر جوانان یک روستا در غرب کشور، شرط‌بندی می‌کرد.

یک وکیل فرانسوی در برنامه‌ای که اخیراً از تلویزیون فرانسه پخش شد در واکنش به وقایع اخیر می‌گوید: «رضا پهلوی و طرفدارانش افراطی هستند و همه را به مرگ تهدید می‌کنند. آنها به سایر جریانات مخالف جمهوری اسلامی که مخالف پهلوی هم هستند، می‌گویند، چون جاوید شاه نمی‌گویید، وقتی به قدرت برسیم سر شما را می‌بریم! در ناخودآگاه جمعی مردم اروپا و آمریکا، شعار فاشیستی جاوید شاه یادآور هایل هیتلر است.»

این گونه تهدید‌ها از طرف سلطنت‌طلبان بار‌ها دیده شده و همیشه در نوشته‌ها و گفته‌های خود، مخالفین پهلوی را تهدید می‌کنند که فردای براندازی به حساب همه‌ شما خواهیم رسید.

این جریان به قدری به پرخاشگری اجتماعی شناخته شده‌اند که حتی پلیس لندن برای کنترل آن‌ها دقیق‌ترین و سخت‌گیرانه‌ترین برخورد و نظارت را دارد که مبادا جامعه‌ انگلیس را با وحشی‌گری خود به هم بریزند. تازه‌ترین نمونه‌ این برخورد را می‌توان طی تظاهرات آن‌ها مقابل سفارت ایران در انگلیس دید که پلیس حتی مجروحین آن‌ها را در بیمارستان، بازداشت می‌کرد و ویدئو‌های برخورد سخت پلیس با سلطنت‌طلبان این روز‌ها پربازدید شده است.

در وقایع اخیر، شاهد سطحی از سبوعیت و خشونت بودیم که نظیر آن حتی از داعش هم کمتر دیده شده بود. زنده‌سوزاندن، سر بریدن، رد شدن با ماشین از روی جسم نیمه‌جان، زجرکش کردن، وارد کردن ۳۰ ضربه چاقو در بدن یک نفر، بنزین ریختن روی اعضای بدن یک انسان و جلوی چشم او آتش‌زدن به آنها، خارج‌کردن قلب یا مغز از بدن و موارد بسیار دیگر که حتی خارج از تصور است، نشأت‌گرفته از دنبال‌کردن همان الگوی مسبوق به سابقه‌ی فاشیستی جریان پهلوی است که با الگوگیری در رسانه به فرد دنبال‌کننده منتقل می‌شود و گویی روح آنها در جسم اینها حلول می‌کند.

در پاسخ به این فرضیه که وقایع ۱۸ و ۱۹ دی در ایران، اعتراضات مردمی بود که به اغتشاش تبدیل شد باید گفت هدف‌گذاری از ابتدا خشن بوده است. چرا که الگوی یکسان رفتار تروریست‌ها در سراسر کشور نشان می‌دهد برنامه‌ریزی بر اساس ترور، قتل، تخریب و ایجاد ناامنی و ترس عمومی بوده است.

فقط نیروی آموزش‌دیده می‌داند که باید به مراکز اصلی و حیاتی یک استان حمله کند و خبر کذب ترامپ مبنی بر سقوط مشهد که پس از حمله به این مراکز بوده است نشان از طراحی از قبل می‌دهد. در یک نمونه از اقدامات تروریستی در شهری کوچک از مجموع ۱۴ کشته، ۹ نفر با چاقو بوده‌اند. در اصفهان ۳۰ مأمور حافظ امنیت فقط در یک شب به شهادت رسیدند که بی‌سابقه است.

اما نکته‌ مهم این است که نمونه‌ مدل رفتاری و درنده‌خویی سلطنت‌طلبان، در دهه‌ شصت از منافقین دیده شده بود. درواقع ویژگی مشترک در این دو جریان است؛ با این تفاوت که منافقین در مدل رسانه‌ای خود با حفظ ظاهر، این ویژگی را پنهان می‌کنند، اما در عمل با کارنامه‌ قتل و شکنجه‌ی ۱۷ هزار ایرانی در دهه‌ شصت ثابت کرده‌اند که آن‌ها هم در عملکرد سازمانی خود، همین الگو را دارند و موضوع وقتی جالب‌تر می‌شود که در هر دو جریان، رد پای ساواک و در نهایت موساد دیده می‌شود.

طبق اسناد تاریخی، نیرو‌های ساواک تحت تربیت موساد قرار داشتند و شیوه‌های شکنجه و بازجویی را از مأمورین موساد می‌آموختند و طبق اسناد باقی‌مانده از ساواک، مسعود رجوی نیز در سال ۱۳۵۶ برای رهایی از حکم اعدام، همکاری خود با ساواک را شروع کرد و پس از انقلاب بعد از بازگشت از سفر مخفیانه به فرانسه، شیوه‌ جنگ مسلحانه‌ شهری را به نیرو‌های تحت امر خود در سازمان ابلاغ کرد.

این اولین‌بار است که منافقین و سلطنت‌طلبان به‌رغم آن همه اختلاف مبنایی در یک پروژه مشترک شرکت کردند و این خود شاخصی برای وجود یک‌دست «هماهنگ‌کننده» در نقطه هدف‌گذاری است. حتی کار به جایی رسید که دختر رضا پهلوی از اخبار و ویدئو‌های سازمان منافقین بازنشر می‌کرد و به آن‌ها استناد می‌کرد. در حالی‌که پیش از این هر دو جریان ظاهرا در جنگ و ستیز بودند.

در یکی از برنامه‌های گفتگومحور بی‌بی‌سی فارسی ملیحه محمدی، تحلیل‌گر این شبکه می‌گوید: «هدف موساد، مجاهدین خلق و طرفداران پهلوی قتل مردم ایران است. می‌خواهند هم از نیرو‌های امنیتی و هم مردم عادی کشته شوند. جماعتی در ایران از فاصله نزدیک کارد یا گلوله خورده‌اند؛ پمپئو هم گفته مأموران موساد در کف خیابان هستند.»

با کمی تفکر در مسیر هر دو جریان از گذشته تا امروز، به این نتیجه می‌رسیم که سلطنت‌طلبان و منافقین، دو سر یک جریان هستند که الگوی مبارزاتی آن‌ها حول محور وحشی‌گری و جنایت عریان برای ایجاد رعب و وحشت در جامعه و تحت فشار قرار دادن نیروی امنیتی به عنوان بازوان برقراری امنیت در جامعه است تا به هدف خود که در راستای اهداف آمریکا و اسرائیل برای ایران است برسند.

انتهای پیام/

ارسال نظر
captcha