«هیولاکش» قصه مردی که تاج قدرت را به عشق وطن نفروخت/ تاج روم یا خاک ایران؟ پرسشی که دوباره زنده شد
به گزارش خبرنگار خبرگزاری آنا، نمایش «هیولاکش» به نویسندگی مهدی سیمریز و کارگردانی محمد جهانپا، در نیمهچهلوچهارمین جشنواره تئاتر فجر در تالار اصلی تئاتر شهر، با استقبال مخاطبان مواجه شد. این نمایش اقتباسی از داستان گشتاسب در شاهنامه فردوسی، تأکیدی است بر «فروش وطن، هرگز!» ـ پیامی که در فضای کنونی ایران، هم تازه و هم ضروری به نظر میرسد.
روایت یک انتخاب سرنوشتساز
«هیولاکش» داستان گشتاسب، پسر لهراسب، را روایت میکند که پس از اختلاف با پدر و دوری از ایران، در دربار روم به اوج قدرت میرسد. اما وقتی برادرش برای تصاحب تاجوتخت ایران پیشنهاد همکاری میدهد، گشتاسب در آزمونی سخت قرار میگیرد: وسوسه قدرت یا وفاداری به خاک. نمایش با تمرکز بر این لحظه سرنوشتساز، «غیرت ملی» را نه به عنوان شعار، بلکه به مثابه یک انتخاب اخلاقی-انسانی مطرح میسازد.
جهانپا: «میخواستیم از دل شاهنامه، داستانی برای امروز بگوییم»
محمد جهانپا، کارگردان نمایش درباره این کار میگوید: «داستان گشتاسب در شاهنامه، یکی از روایتهای کمترشنیدهشده، اما بسیار عمیق درباره وسوسه قدرت و مفهوم وفاداری است. ما میخواستیم از دل این متن کهن، پرسشی برای انسان امروز مطرح کنیم: آیا در مواجهه با جذابیتهای مادی و وعدههای قدرت، هنوز هم مرزی به نام «وطن» وجود دارد؟»
جهانپا همچنین تأکید میکند: ««هیولاکش» قصه یک قهرمان تمامعیار نیست؛ قصه انسانی است در کشاکش میان رنجهای شخصی و مسئولیت اجتماعی؛ و در نهایت، انتخاب اوست که برای ما الهامبخش است.»
اجرای قدرتمند و واکنش گرم تماشاگران
اجرای دیشب نمایش در تالار پر از تماشاگر، گواه محبوبیت آن بود. بر اساس مشاهدات میدانی، بازی جمعی گروه به ویژه بازی درخشان بازیگر نقش گشتاسب، طراحی صحنه ترکیبی (با استفاده از عناصر معماری سنتی و ویدئوپروجکشن)، و موسیقی متن حماسی، در خدمت روایتی روان و تأثیرگذار قرار گرفتهاند. به نظر میرسد ریتم مناسب نمایش و پرداخت روشن شخصیتها، در جذب مخاطبان عام موفق بوده است.
پیامی که طنینانداز شد
به نظر میرسد اوج نمایش، زمانی است که گشتاسب پیشنهاد برادرش را رد میکند. این لحظه را «سوگند وفاداری به خاک» میخوانند همین پیام نمایش به خوبی به مخاطب انتقال یافته و با احساسات جمعی مرتبط شده است.
نگاهی به فرم؛ تلفیق سنت و مدرنیته
از نظر فرم اجرا، «هیولاکش» تلاش دارد زبان روایی شاهنامه را با امکانات نمایش معاصر تلفیق کند. استفاده از راوی، حرکتهای دستهجمعی یادآور نقالی و پردهخوانی، در کنار طراحی نور و صداهای مدرن، سبکی مختلط پدید آورده که هم احترام به منبع کهن اثر را حفظ میکند و هم برای ذهنیت امروزی مخاطب جذاب است. هرچند برخی منتقدان در نقدهای اولیه، این تلفیق را در برخی لحظات نیازمند هارمونی بیشتر دانستهاند.
تئاتر در نقش بازگوکننده ارزشهای جمعی
در شرایطی که بخشی از تئاتر معاصر ایران به سمت مفاهیم انتزاعی و فردگرایانه متمایل شده، «هیولاکش» با انتخاب قصهای از گنجینه ملی و پرداختن به مفهوم ملموس و فراگیری مانند «وفاداری به وطن»، نشان میدهد که تئاتر میتواند کماکان نقش مهمی در تقویت همبستگی اجتماعی و یادآوری ارزشهای مشترک ایفا کند. موفقیت این نمایش در جذب مخاطب عام، حاکی از نیاز جامعه به آثاری است که در عین دارا بودن کیفیت هنری، بتوانند بر قلبها تأثیر بگذارند و امید را زنده نگه دارند.
محور اصلی نمایش تأکید بر غیرت ملی و مقاومت در برابر وسوسه خیانت است. دیالوگهای قدرتمند، صحنههای تصمیمگیری و تقابل شخصیت گشتاسب با برادرش، به روشنی شعار نپذیرفتنی بودن «فروختن وطن» را حتی در سختترین شرایط انتقال میدهد. این پیام، به ویژه در فضای کنونی اجتماعی و تاریخی ایران، میتواند طنینانداز باشد و نمایش را از یک اقتباس صرف ادبی، به بیانیهای اخلاقی و انسانی تبدیل کند.
«هیولاکش» در شرایطی که گاه به نظر میرسد تئاتر ایران بیشتر به سمت فردیت، تاریکی و انتزاع گرایش دارد، با بازگشت به سرچشمههای غنی فرهنگی و تأکید بر ارزشهای جمعی مانند عشق به وطن، ایثار و پایداری در برابر خیانت، حرکتی قابل تحسین است. این نمایش اثبات میکند که قصههای کهن ملی میتوانند منبعی زنده و پویا برای خلق آثاری باشند که نه تنها مخاطب را سرگرم میکنند، که روحیه و امید را در جامعه تقویت مینمایند. موفقیت اولیه این اثر میتواند مشوقی برای دیگر هنرمندان باشد تا بیشتر به گنجینه ادبیات فارسی و مفاهیم انسانی-اجتماعی نهفته در آن توجه کنند.
انتهای پیام/