صفحه نخست

آناتک

آنامدیا

دانشگاه

فرهنگ‌

علم

سیاست و جهان

اقتصاد

ورزش

عکس

فیلم

استانها

بازار

اردبیل

آذربایجان شرقی

آذربایجان غربی

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

کهگیلویه و بویراحمد

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

همدان

هرمزگان

یزد

پخش زنده

۱۱:۰۱ | ۲۶ / ۱۰ /۱۴۰۴
| |
بررسی آناتومی یک خودزنی سیاسی؛ از ژست میهن‌پرستی تا التماس برای حمله به تهران

پایان قمار روی «اسب بازنده»؛ چرا ترامپ عقب نشینی کرد؟

رئیس‌جمهور آمریکا با رد ادعا‌های اپوزیسیون و تحقیر دیپلماتیک رضا پهلوی، عملاً رویای «مداخله نظامی» را به بایگانی فرستاد. اما چه شد که مدعیان سیاست‌ورزی، در کمتر از سه هفته از شعار‌های دموکراتیک به التماس برای جنگ رسیدند و در نهایت، هم در خیابان‌های تهران و هم در راهرو‌های واشنگتن با در‌های بسته مواجه شدند؟
کد خبر : 1026063

به گزارش خبرنگار سیاسی خبرگزاری آنا، اظهارات اخیر دونالد ترامپ که با جمله کلیدی «معلوم نیست مردم او [پهلوی]را بخواهند» همراه بود، تنها یک نظر شخصی نبود؛ بلکه نتیجه شکست سنگین یک استراتژی چند لایه بود که از اوایل دی‌ماه کلید خورد. جریانی که تصور می‌کرد با رادیکال کردن فضا می‌تواند کاخ سفید را به جنگ با ایران متقاعد کند، حالا با واقعیتی تلخ رو‌به‌رو شده است: «بیگانه برای کسی که پایگاه مردمی ندارد، هزینه نمی‌کند.»

وقتی نقاب «میهن‌پرستی» افتاد

برای درک عمق فاجعه‌ای که برای اعتبار جریان سلطنت‌طلب رخ داد، باید فلش‌بکی به گذشته زد. رضا پهلوی که سال‌ها پیش (فروردین ۱۳۹۱) در گفت‌و‌گو با رویترز، حمله نظامی را خط قرمز خود می‌دانست و مدعی بود: «به عنوان یک میهن‌پرست نمی‌توانم شاهد ویرانی وطنم باشم»، در دی‌ماه ۱۴۰۴ ناگهان تمام پرنسیپ‌های ادعایی خود را زیر پا گذاشت.
او که در ابتدای ناآرامی‌های بازار (۷ دی) سعی داشت بر موج اعتراضات صنفی سوار شود، با مشاهده عدم همراهی توده‌های مردم، استراتژی خود را به «خشونت حداکثری» تغییر داد. صدور فرمان تسخیر میادین در ۱۸ دی‌ماه، عملاً چراغ سبزی برای ورود هسته‌های تروریستی مسلح و تبدیل اعتراض به جنگ شهری بود.

دیپلماسی التماس و پاسخ سرد واشنگتن

اوج استیصال این جریان زمانی آشکار شد که خشونت‌های خیابانی هم نتوانست هدف نهایی را محقق کند. روز‌های ۱۹ و ۲۲ دی‌ماه به عنوان نقاط تاریک در کارنامه این طیف ثبت شد؛ روز‌هایی که پهلوی با ارسال پیام‌های مستقیم به ترامپ، صراحتاً درخواست «مداخله فوری» و حمله نظامی کرد.

این «دیپلماسی التماس» که حتی با جعل آمار‌های عجیب (نظیر ادعای ۱۲ هزار کشته) و تلاش رسانه‌ای شبکه اینترنشنال پشتیبانی می‌شد، نتوانست محاسبات دقیق دستگاه‌های اطلاعاتی آمریکا را تغییر دهد. ترامپ که پیش‌تر در ۱۸ دی‌ماه دیدار با پهلوی را رد کرده بود، در نهایت با استناد به منابع خود اعلام کرد که خبری از اعدام معترضان نیست و آب پاکی را روی دست جنگ‌طلبان ریخت.

فرار از مسئولیت؛ «من نگفتم بمیرید!»

شکست پروژه تنها به سیاست خارجی محدود نشد. در عرصه داخلی، پهلوی با موجی از خشم هوادارانش رو‌به‌رو شد که او را مسئول خون‌های ریخته شده می‌دانستند. پاسخ او در ۲۳ دی‌ماه، تیر خلاصی به اعتماد باقی‌مانده بود: «من هرگز نخواستم کسی کشته شود؛ من نگفتم کشته شوید!»
این جمله از سوی کسی که چند روز قبل فرمان «تسخیر» می‌داد و وعده پیوستن ۵۰ هزار نیروی نظامی را مطرح می‌کرد، نشانه بارز عدم مسئولیت‌پذیری سیاسی قلمداد شد.

تیر خلاص در دقیقه ۹۰

عقب‌نشینی ترامپ در ۲۵ دی‌ماه و بی‌اعتنایی او به درخواست‌های مکرر اپوزیسیون، پیام روشنی داشت: آمریکا بر اساس واقعیت‌های میدانی تصمیم می‌گیرد، نه هشتگ‌های مجازی. حضور متفاوت مردم در خیابان‌ها برای محکومیت تروریسم و عدم همراهی با پروژه خشونت، مهم‌ترین متغیری بود که کاخ سفید را وادار کرد تا بین «توهمات مجازی» و «واقعیت ایران»، دومی را بپذیرد و پرونده حمله نظامی را مختومه کند.

انتهای پیام/

ارسال نظر
captcha