رمزگشایی از «عدد دروغ»؛ پشتپرده سناریوی ۱۲ هزار کشته برای لیبیسازی ایران
به گزارش خبرنگار سیاسی خبرگزاری آنا، فضای افکار عمومی در روزهای اخیر هدف یکی از سنگینترین حملات رسانهای سالهای اخیر قرار گرفته است. شبکه «اینترنشنال» و بازوهای رسانهای همسو، با محوریت قرار دادن یک آمار نجومی و غیرمستند، تلاش دارند روایتی آخرالزمانی از وضعیت داخلی ایران به جهان مخابره کنند. کارشناسان معتقدند این تاکتیک که در ادبیات سیاسی «تروریسم رسانهای» نامیده میشود، هدفی جز «وارونهنمایی مطلق» ندارد؛ تبدیل چهره یک نظام سیاسی مستقل و ضد استعماری به تصویری کریه و ضدبشری، مشابه آنچه پیشتر درباره رژیم بعث صدام حسین یا معمر قذافی در لیبی ساخته شد.
تولید رضایت؛ مکانیسم روانی برای چکاندن ماشه جنگ
فلسفه اصلی تکرار عدد ۱۲ هزار کشته، ایجاد شوک عصبی به جامعه و «تولید رضایت» در سطح بینالمللی است. طراحان این سناریو به خوبی میدانند که برای توجیه هرگونه حمله نظامی یا تحریم فلجکننده، ابتدا باید افکار عمومی جهان و حتی مردم داخل کشور را به این باور رساند که با یک فاجعه انسانی روبهرو هستند.
در این میان، هدفگذاری ویژهای روی ایرانیان خارج از کشور صورت گرفته است. ذهنیتی که تحت بمباران ۲۴ ساعته اخبار سیاه قرار گرفته و اصطلاحاً «هک» شده است، اکنون آمادگی آن را دارد که حتی «حمله نظامی خارجی» را به عنوان تنها راه نجات بپذیرد.
نکته قابل تامل در این پدیده، شکسته شدن قبح خیانت ملی است. در حالی که در تمام فرهنگهای سیاسی جهان، دعوت از بیگانه برای حمله به خاک وطن یک تابوی اخلاقی و جرم نابخشودنی است، این روزها شاهد آن هستیم که این گزاره در میان بخشی از اپوزیسیون تندرو «آنبلاک» شده و حتی به عنوان راهبردی برای متقاعد کردن دونالد ترامپ جهت برخورد سخت با ایران تبلیغ میشود.
از نیل تا فرات؛ بازخوانی دکترین تجزیه
اما تقلیل دادن این ماجرا به یک دعوای سیاسی ساده، خطای راهبردی است. برای درک عمق ماجرا باید به لایههای زیرین امنیتی در منطقه نگاه کرد. شواهد نشان میدهد تغییر نظام سیاسی در ایران، تنها «ویترین» و روبنای جذابی است که برای همراه کردن بدنه اجتماعی معترض استفاده میشود؛ اما پروژه اصلی در جای دیگری تدوین شده است.
بررسی اسناد استراتژیک نشان میدهد که رژیم صهیونیستی از سال ۲۰۰۱، دکترین دفاعی خود را بر مبنای «تجزیه کشورهای قدرتمند غرب آسیا» بازتعریف کرده است. بر اساس این طرح، کشورهایی نظیر ایران، عراق و سوریه باید به دولتهای کوچک، ضعیف و درگیر جنگ داخلی تبدیل شوند تا امنیت و هژمونی اسرائیل تضمین شود. اضافه شدن کشورهایی مانند یمن و سومالی به این لیست آشوب نیز با هدف کنترل شاهراههای حیاتی تجارت دریایی صورت گرفته است.
آنچه امروز در قالب ادعاهای حقوق بشری و آمارهای اغراقآمیز مطرح میشود، در واقع «پیوست رسانهای» همین طرح کلان برای بالکانیزه کردن منطقه و ایجاد «اسرائیل بزرگ» است.
رسوایی منبع خبر در تاریکی اطلاعات
یکی از متناقضترین بخشهای این سناریو، نحوه استخراج آمار ادعایی است. شبکه منتشرکننده خبر مدعی شده است که تحریریه آن با بررسی منابع پزشکی و میدانی به عدد ۱۲ هزار کشته رسیده است. این ادعا در حالی مطرح میشود که در روزهای ۱۸ و ۱۹ دیماه، دسترسی به اینترنت و جریان آزاد اطلاعات در ایران با محدودیت جدی مواجه بوده است.
چگونه ممکن است در شرایطی که ارتباطات دیجیتال مختل است، یک رسانه مستقر در لندن بتواند به دیتابیس دقیق بیمارستانها و پزشکی قانونی دسترسی پیدا کند؟ این تناقض آشکار به حدی بود که حتی کاربران انگلیسیزبان در توییتر نیز آن را به چالش کشیدند. یکی از کاربران با ادبیاتی طعنهآمیز خطاب به مروجان این خبر نوشت: «اگر ایران ۵ میلیارد نفر را کشته، پس چرا هنوز حمله نمیکنید؟»
این واکنشها نشان میدهد که پروژه «کشتهسازی انبوه»، اگرچه مصرف داخلی برای تهییج هیجانات دارد، اما در آزمون راستیآزمایی بینالمللی و منطقی، فاقد هرگونه اعتبار است و تنها به عنوان سوختی برای زنده نگه داشتن جریان آشوب عمل میکند.
انتهای پیام/