همزمانی معنادار اعتراضات صنفی با تهدیدات امنیتی/ تجربههای جنگ ۱۲ روزه نباید تکرار شود
به گزارش خبرگزاری آنا، در روزهایی که کشور از یک جنگ مستقیم و بیسابقه عبور کرده و هنوز آثار آن در زیرساختها، اقتصاد و روان جمعی جامعه باقی است، برخی تحرکات پراکنده و ناآرامیهای محدود در نقاط مختلف، نیازمند نگاهی فراتر از ظاهر و فراتر از مطالبات کسبه و بازار است. تجربه نشان داده است که دشمن در بزنگاههای حساس، همواره تلاش کرده است از شکافهای اجتماعی و اقتصادی برای پیشبرد اهداف امنیتی و نظامی خود بهرهبرداری کند.
اعتراض صنفی، مطالبه معیشتی و نقد اقتصادی، حق طبیعی هر جامعه زنده است؛ اما آنچه امروز اهمیت دارد، زمان، همزمانی و الگوی تکرار این تحرکات است. در شرایطی که دشمن خارجی هنوز از شکست راهبردی خود در جنگ اخیر عبور نکرده و بهدنبال جبران آن است، هرگونه بیثباتی داخلی میتواند بهعنوان فرصتی طلایی برای طراحی و اجرای سناریوهای جدید مورد استفاده قرار گیرد.
تجربه جنگ ۱۲ روزه نشان داد که دشمن برای اجرای حملات غافلگیرانه، بیش از آنکه متکی بر قدرت نظامی صرف باشد، بر آشفتگی ذهنی، درگیری درونی و پراکندگی تمرکز نیروهای امنیتی حساب میکند. ایجاد چند کانون تنش همزمان، ولو کوچک، میتواند بخشی از همین راهبرد باشد؛ راهبردی که هدف نهایی آن، تضعیف تمرکز ملی و ایجاد رخنه در سپر امنیتی کشور است.
از این منظر، آنچه امروز بهظاهر در قالب اعتراض صنفی یا نارضایتی اقتصادی بروز میکند، باید با دقت و هوشیاری ملی تحلیل شود. نه برای انکار مشکلات واقعی مردم، بلکه برای جلوگیری از تبدیل این مشکلات به ابزار دشمن. تاریخ معاصر ایران بارها نشان داده است که غفلت از این تمایز، هزینههای سنگینی به کشور تحمیل کرده است.
ترجمه تصویر: شورشهایی که اکنون در ایران اتفاق میافتد فقط برای پرت کردن حواس نیروهای امنیتی است تا نیروهای اسرائیلی در این کشور بتوانند برای یک حمله غافلگیرانه دیگر، مانند آنچه در جنگ ۱۲ روزه انجام دادند، آماده شوند.
هوشیاری ملی نخستین خط دفاعی
ملت ایران در دهههای گذشته بارها آموخته است که امنیت، امری بدیهی و دائمی نیست، بلکه حاصل هوشیاری، همبستگی و اعتماد متقابل میان مردم و ساختارهای حافظ کشور است. دشمنان این سرزمین، بهخوبی میدانند که عبور از این سد مستحکم، بدون درگیر کردن جامعه با خود، ممکن نیست.
در چنین شرایطی، تحریک نارضایتیهای صنفی، بزرگنمایی مطالبات اقتصادی و القای بنبست، میتواند بخشی از یک عملیات ترکیبی باشد؛ عملیاتی که هدف آن نه حل مشکلات مردم، بلکه مصرف کردن انرژی اجتماعی در مسیر انحرافی است. مسیری که در نهایت، دست نیروهای امنیتی را از تمرکز بر تهدید اصلی کوتاه میکند.
باید توجه داشت که دشمن خارجی، هیچگاه دلسوز معیشت مردم ایران نبوده و نیست. همان جریانی که امروز با رسانه و شبکههای هدایتشده، آتش نارضایتی را شعلهور میکند، دیروز طراح تحریمهایی بود که مستقیماً سفره مردم را نشانه گرفت. این تناقض، خود گویاترین سند برای شناخت نیت واقعی پشت این تحرکات است.
هوشیاری ملی به این معناست که جامعه بتواند مرز میان مطالبهگری هوشمندانه و بازی خوردن در زمین دشمن را تشخیص دهد. اعتراض، زمانی سازنده است که در خدمت اصلاح باشد، نه در خدمت ایجاد روزنه برای حملهای دیگر؛ حملهای که ممکن است اینبار غافلگیرانهتر و پرهزینهتر باشد.
تجربه برای درس گرفتن است نه ثبت خاطره
جنگ ۱۲ روزه، صرفاً یک رویداد نظامی نبود؛ بلکه یک کلاس فشرده تجربه تاریخی برای ملت ایران بود. تجربهای که نشان داد دشمن، صبر و گذر زمان را نه برای عقبنشینی، بلکه برای بازطراحی حمله بعدی بهکار میگیرد. هر فاصلهای که با غفلت پر شود، میتواند به نقطه آسیبپذیر بدل گردد.
امروز نیز اولویت، حفظ آرامش، انسجام و تمرکز ملی است. مشکلات اقتصادی و صنفی واقعیاند و نیازمند پیگیری، اما زمان و شیوه پیگیری، خود بخشی از معادله امنیت ملی است.
اگر تجربههای گذشته صرفاً به خاطره تبدیل شوند و نه به درس، دشمن از همان مسیر بازخواهد گشت. همانگونه که در گذشته، غفلتهای کوتاهمدت به هزینههای بلندمدت انجامید. امروز، مسئولیت تاریخی هر ایرانی، جلوگیری از تکرار همان چرخه است.
این مقطع، آزمون بلوغ جمعی ملت ایران است؛ بلوغی که میداند امنیت، پیشنیاز هر اصلاح، هر مطالبه و هر پیشرفت است. شورشهای هدفمند، هرچقدر هم با پوشش صنفی یا معیشتی ظاهر شوند، اگر به تضعیف این امنیت بینجامند، در نهایت به زیان همان مردمی خواهند بود که نامشان را یدک میکشند. تجربه برای درس گرفتن است، نه برای ثبت خاطرات؛ و امروز، زمان بهکار بستن این درس است.
انتهای پیام/