صفحه نخست

آناتک

آنامدیا

دانشگاه

فرهنگ‌

علم

سیاست و جهان

اقتصاد

ورزش

عکس

فیلم

استانها

بازار

اردبیل

آذربایجان شرقی

آذربایجان غربی

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

کهگیلویه و بویراحمد

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

همدان

هرمزگان

یزد

پخش زنده

۰۷:۵۶ | ۱۲ / ۱۰ /۱۴۰۴
| |
آنا بررسی کرد

اعزام نیروهای بین‌المللی به غزه؛ راه‌حل یا بخشی از بحران/ ترکیه کجای معادله است؟

طرح اعزام نیروهای بین‌المللی به غزه با واکنش انتقادی گسترده در جهان اسلام روبه‌رو شده است. افکار عمومی و نخبگان سیاسی این اقدام را نه راه‌حلی برای پایان بحران، بلکه بخشی از خود بحران می‌دانند و معتقدند چنین طرح‌هایی بیش از آنکه به حمایت از ملت فلسطین منجر شود، در جهت مدیریت بحران به سود رژیم‌صهیونیستی عمل می‌کند.
کد خبر : 1023053

خبرگزاری آنا - علی رحمانی: اعزام نیرو‌های بین‌المللی به غزه در ماه‌های اخیر به یکی از موضوعات حساس و مناقشه‌برانگیز در جهان اسلام تبدیل شده است. فشار‌های آمریکا بر برخی کشور‌های اسلامی برای مشارکت در این طرح، واکنش‌های گسترده‌ای را در میان افکار عمومی و نخبگان سیاسی برانگیخته است؛ واکنش‌هایی که اغلب با نگاه انتقادی و بدبینانه همراه بوده و این طرح را نه راه‌حلی برای پایان بحران، بلکه بخشی از خود بحران می‌دانند. تجربه‌های تلخ حضور نیرو‌های خارجی در لبنان، عراق و افغانستان نیز بر این بدبینی افزوده است. در این میان، نقش کشورهایی چون ترکیه و قطر در ارتباط‌گیری دیپلماتیک با حماس، پیچیده و چندوجهی ارزیابی می‌شود؛ نقشی که بیشتر در قالب میانجی‌گری و مدیریت پرونده‌ها تعریف شده و نه در سطح نفوذ راهبردی بر تصمیمات کلان مقاومت.

در رابطه با همین موضوع، خبرنگار آنا گفت‌وگویی با «علیرضا رحیمی» کارشناس ارشد تحولات فلسطین و خاورمیانه داشته است.

رحیمی با تحلیل واکنش افکار عمومی و نخبگان سیاسی جهان اسلام نسبت به فشار‌های آمریکا بر برخی کشور‌های اسلامی برای مشارکت در اعزام نیرو‌های چندملیتی به غزه گفت: سطح اول این مسئله مربوط به افکار عمومی جهان اسلام است. از منظر افکار عمومی جهان اسلام سخن گفتن از اعزام هر نوع نیرویی تحت عنوان نیرو‌های بین‌المللی به غزه با در نظر گرفتن شرایط فعلی و تداوم جنایات رژیم‌صهیونیستی می‌تواند تغییری در صورت مسئله محسوب شود نه راهکاری برای حل بحران. افکار عمومی جهان اسلام به این مسئله باور دارد که طرح‌های این چنینی برای حمایت از ملت مظلوم فلسطین نیست بلکه نوعی راه‌حل برای مدیریت بحران به نفع رژیم‌ صهیونیستی است که با هدف کاهش هزینه‌های سیاسی-امنیتی اسرائیل اجرایی می‌شود. البته افکار عمومی جهان اسلام تجربه‌های تلخی در این زمینه داشته است نظیر اعزام نیرو‌های بین‌المللی به لبنان، عراق و افغانستان که نه تنها مشکل را حل نکرده بلکه مشکلات جدیدی را هم به وجود آورده است.

نگاه انتقادی نخبگان جهان اسلام به مسئله اعزام نیرو‌های بین‌المللی به غزه

این استاد دانشگاه در ادامه افزود: اتفاقاً نخبگان فکری و سیاسی جهان اسلام نگاهی کاملاً انتقادی و محتاطانه به این قضیه دارند. همان طور که می‌توان از آثار تولید شده توسط آنها فهمید نخبگان جهان اسلام اعتقاد دارند که استقرار یک نیروی چند ملیتی از کشور‌های مسلمان در غزه بدون دادن تضمینی نسبت به پایان اشغال و رفع محاصره ملت فلسطین از جانب آمریکا یا رژیم‌صهیونیستی می‌تواند از این نیرو‌ها نوعی سپر انسانی بسازد و فقط به آنها جایگاه نوعی نیروی حائل در مقابل اشغالگران را اعطا کند؛ بنابراین از منظر نخبگان فکری و سیاسی جهان اسلام، چنین طرح‌هایی نه تنها نمی‌تواند کمکی به حل بحران فلسطین بکند. بلکه باعث ایجاد تعارض داخلی و ایجاد شکاف بیشتر میان دولت‌ها و ملل مسلمان خواهد شد. مخصوصاً اگر در این زمینه کشور‌هایی نظیر پاکستان و اندونزی را به عنوان دو دولت حامی مسئله فلسطین در نظر بگیریم.

فشار‌های آمریکا به پاکستان و اندونزی آتشی در انبار باروت

کارشناس ارشد مسائل فلسطین در خصوص چرایی اعمال فشار از سوی واشنگتن به پاکستان و اندونزی گفت: فشار‌های آمریکا به این دو کشور با هدف ارسال نیروی نظامی به غزه باعث می‌شود که حساسیت موجود در افکار عمومی جهان اسلام نسبت به این قضیه بیشتر شود چراکه نگاه افکار عمومی و نخبگان سیاسی جهان اسلام همیشه نسبت به فشار آمریکا منفی بوده است؛ بنابراین حتی اگر خود این قضیه را هم مثبت ببینیم، فشار آمریکا باعث می‌شود که حساسیت افکار عمومی و نخبگان نسبت به این موضوع بالا برود، زیرا افکار عمومی جهان اسلام معتقد است که هر موقع آمریکا به قضیه‌ای ورود کرده قرار است از رژیم صهیونیستی حمایت کند به نحوی که منافع این رژیم تأمین شود. به همین دلیل فشار‌های آمریکا در مورد این قضیه میزان مقاومت سیاسی- اجتماعی را در منطقه افزایش می‌دهد و به عنوان یک عامل منفی در حل بحران عمل می‌کند به شکلی که هر نوع موافقت با اجرایی شدن این مسئله در این کشور‌ها می‌تواند شائبه همسویی با اهداف اسرائیل و آمریکا را به همراه داشته باشد؛ بنابراین در مجموع باید گفت کلیت جهان اسلام اعم از نخبگان، افکارعمومی و حتی دولت‌ها این طرح را نه راه‌حل بلکه بخشی از بحران می‌دانند.

حماس جنبشی بومی و مستقل است

کارشناس مسائل خاورمیانه و جهان اسلام ضمن تحلیل احتمال افزایش نفوذ قطر و ترکیه در جنبش حماس گفت: این نفود از جنس کنترلی و راهبردی نیست بلکه بیشتر شامل نفوذ سیاسی-رسانه‌ای و دیپلماتیک است. حماس اصولاً جنبشی ریشه‌دار، بومی و مستقل است که تصمیمات خود را به خصوص در سطح کلان براساس شرایط مقاومت، محاسبات میدانی و منافع مقاومت فلسطین اتخاذ می‌کند؛ مخصوصاً اگر شما عملیات ۷ اکتبر و شرایط پس از آن را در نظر بگیرید می‌توانید این استقلال در تصمیم‌گیری را ببینید. با این حال باید به این نکته اذعان کرد که در سال‌های اخیر ایفای نقش میانجی‌گری و کانال ارتباطی توسط قطر و ترکیه افزایش پیدا کرده است و این دو کشور به میانجی حماس برای ارتباط با سایر بازیگران بین‌المللی تبدیل شده‌اند. 

وی ادامه داد: بنابراین اگر بگوییم نفوذ ترکیه و قطر بر این جنبش افزایش یافته است در راستای ایجاد کانال و مدیریت برخی پرونده‌ها بوده است و نه نفوذ در تصمیمات کلان و راهبردی این گروه. پیش بینی بنده هم این است که در آینده هم این نفوذ احتمالاً در همین چارچوب باقی می‌ماند و فراتر از آن نخواهد رفت. در واقع این دو کشور نقش تسهیل‌گر در زمینه دیپلماسی را برای حماس ایفا خواهند کرد نه جایگزینی برای اراده این جنبش و حماس از ارتباط با این کشور‌ها به عنوان یک ابزار بهره‌برداری می‌کند.

موضع صریح ترکیه در خصوص فلسطین

رحیمی در پاسخ به این پرسش که آیا باید ترکیه را یکی از برندگان جنگ غزه دانست گفت: کشور ترکیه نسبت به بسیاری از کشور‌های اسلامی از جمله کشور‌های عربی داعیه‌دار در حوزه فلسطین نظیر عربستان، امارات و قطر مواضع صریح‌تری را در این خصوص اتخاذ کرده است. شما اگر مواضع تند آقای اردوغان نسبت به رژیم صهیونیستی و میزان کمک‌های انسانی و رسانه‌ای این کشور به فلسطینیان را بررسی کنید؛ متوجه می‌شوید چرا دولت آنکارا در معادله سیاسی غزه سود قابل توجهی نصیبش شده تا آنجا که حداقل نزد افکار عمومی ترکیه به عنوان برنده جنگ غزه شناخته می‌شود. آنکارا توانسته بدون قطع کامل روابط خود با غرب جایگاه خود را به عنوان یک بازیگر غیرقابل حذف در معادلات منطقه تثبیت کند. امری که از منظر واقعگرایی یک دستآور راهبردی محسوب می‌شود.

نگاه ترکیبی آنکارا به بحران غزه

این عضو هیأت علمی دانشگاه در مورد احتمال پیوستن نیرو‌های نظامی کشور ترکیه به جرگه نیرو‌های بین‌المللی در غزه گفت: باید به این نکته توجه کنیم که نگاه ترکیه به این مسئله ترکیبی است. یعنی هم جنبه انسانی این قضیه را مدنظر دارد و هم به این مسئله دیدگاهی مرکب از نگاه ژئوپلتیکی و رقابت‌های منطقه‌ای دارد. به همین دلیل موفق شده در حوزه انسانی خود را به عنوان حامی غیرنظامیان فلسطینی معرفی کند. یکی از بهترین ابزار‌های احتمالی آنکارا در این زمینه مشارکت در فرایند اعزام نیروی بین‌المللی است، زیرا از این طریق مشروعیت داخلی و خارجی کسب می‌کند. علاوه بر آن آنکارا از لحاظ ژئوپلتیکی کاملاً این مسئله را درک می‌کند که اگر به این حوزه ورود نکند قطعاً رقبای منطقه‌ای این کشور با حضور در این عرصه ترکیه را از سازوکار‌های بین‌المللی حذف خواهند کرد؛ بنابراین مشارکت در اعزام نیرو‌های بین‌المللی در غزه برای ترکیه به عنوان یک ابزار جهت تثبیت نفوذ خودش و اثرگذاری بر روند‌های پسا جنگ محسوب می‌شود.

کفه سنگین نکات منفی طرح اعزام نیروی چندملیتی به غزه

این تحلیلگر ارشد مسائل فلسطین با ارزیابی طرح اعزام نیرو‌های بین‌المللی به غزه گفت: این طرح دارای نکات مثبت و منفی بسیاری است، اما به نظر من کفه نکات منفی آن با توجه به تعاملات موجود در منطقه سنگینی می‌کند. مثلاً کاهش موقت درگیریر‌های فعلی و مشروعیت بخشیدن به آتش‌بس از نکات مثبت این طرح است. اما با توجه به خوی وحشیگری رژیم‌صهیونیستی تداوم چنین شرایطی سخت است. با این وجود اعزام نیروی بین‌المللی قطعاً دست رژیم صهیونیستی را خواهد بست. نکته مثبت دیگر تسهیل ورود کمک‌های مردمی به غزه و ایجاد نوعی پوشش امنیتی برای امدادرسانی به همراه افزایش هزینه سیاسی تداوم جنایت برای رژیم صهیونیستی است. اما با این حال من جنبه‌های منفی این طرح نظیر ابهام در مأموریت و ساختار فرماندهی این نیرو‌ها را پر رنگ می‌بینم، زیرا تجربه نشان داده که نیرو‌های بین‌المللی اغلب تحت‌تأثیر قدرت‌های بزرگ به ویژه آمریکا عمل می‌کنند؛ بنابراین این طرح در صورت عملیاتی شدن قطعاً می‌تواند منافع غرب، آمریکا و به ویژه اسرائیل را تأمین کند. دومین نکته منفی این طرح عبارت است از مهار و خلع سلاح غیرمستقیم مقاومت، زیرا یکی از اهداف این طرح ایجاد نوعی اشغال غیرمستقیم به نفع اسرائیل است تا نهایتاً خلع سلاح مقاومت به صورت تدریجی اتفاق بیفتد.

طرح آمریکایی و پاک کردن صورت مسئله

رحیمی در خصوص سایر نکات منفی این طرح گفت: تثبیت وضعیت موجود به جای حل ریشه‌ای بحران از دیگر نکات منفی این طرح است. حضور نیرو‌های خارجی ممکن است نوار غزه را از حالت محاصره نظامی آشکار به شکل مدیریت امنیتی درآورد. مسئله دیگر سلب حاکمیت از اراده فلسطینی‌ها است که آن را باید به عنوان یک نکته منفی در نظر گرفت؛ زیرا حضور هر گونه نیروی خارجی بدون خواست فلسطینی‌ها باعث سلب حق تعیین سرنوشت این ملت یا تضعیف آن می‌شود. تجربه‌های تاریخی حضور نیرو‌های بین‌المللی در کرانه باختری و لبنان نیز بیانگر انفعال یا همسویی این نیرو‌ها با اشغالگران است.

حامیان جبهه مقاومت این طرح را یک پروژه امنیتی-سیاسی می‌دانند

این پژوهشگر ارشد مسائل منطقه با بیان این که حامیان جبهه مقاومت این طرح را یک پروژه امنیتی-سیاسی می‌دانند گفت: هدف این پروژه امنیتی در وهله اول کاهش فشار مستقیم روی ارتش اسرائیل است. هدف دیگر حامیان این طرح جلوگیری از پیروزی محور مقاومت است. در نهایت مدیریت دوران پساجنگ بدون پذیرش حقوق واقعی ملت فلسطین آخرین هدف این طرح است؛ بنابراین اگر این طرح اجرا شود می‌تواند شکل جدیدی از اشغال غیرمستقیم را رقم بزند. به همین دلیل موفقیت این طرح با موانع جدی نظیر مقاومت اجتماعی و مردمی در غزه رو‌به‌رو است.

انتهای پیام/

ارسال نظر
captcha