صفحه نخست

آناتک

آنامدیا

دانشگاه

فرهنگ‌

علم

سیاست و جهان

اقتصاد

ورزش

عکس

فیلم

استانها

بازار

اردبیل

آذربایجان شرقی

آذربایجان غربی

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

کهگیلویه و بویراحمد

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

همدان

هرمزگان

یزد

پخش زنده

۱۰:۱۸ | ۲۶ / ۰۲ /۱۳۹۵
| |
در گفت‌وگو با آنا

روزبه اختری: کمدی قطعا می‎تواند مخاطب جدی تئاتر تولید کند

روزبه اختری به‎تازگی «سرزمین تهی‌سران» را در فرهنگ‎سرای اکباتان به صحنه برده است که تا پایان اردیبهشت ادامه خواهد داشت. این اجرا، اقتباسی آزاد از نمایشنامه «کله پوک‎ها» اثری از نیل سایمون است.
کد خبر : 85374

به گزارش خبرنگار فرهنگی آنا، روزبه اختری را باید یکی از نمایندگان تئاتر مستقل به شمار بیاوریم. تئاتر کارشکنی که تن به مناسبات پوشالی با اهالی تئاتر نمیدهد و از طرفی رویکردی کاسبکارانه به امر هنری ندارد. در نتیجه از لحاظ اقتصادی همواره در تنگنا قرار دارد و به‌دلیل نبود امکان تبلیغ مناسب، از سوی مخاطبان نیز مورد بی‌اعتنایی قرار میگیرد. از اجراهای موفق روزبه اختری میتوان به «کابوسها و خون»، «بر فراز یک اتفاق» و «پیرآهن» اشاره کرد. روزبه اختری بهتازگی سرزمین تهی سران را در فرهنگسرای اکباتان به صحنه برده است که تا پایان اردیبهشت ادامه خواهد داشت. این اجرا، اقتباسی آزاد از نمایشنامه «کله‌پوکها» اثری از نیل سایمون است که جهانی استعاری را تصویر میکند و وضعیت تعمیم‌پذیری به موقعیتهای مختلف دارد.


به این بهانه با روزبه اختری، کارگردان این اجرا به گفت‌وگو پرداختهایم.


کارگردانان انتخاب این نمایشنامه به خودیِ خود کنش معناداری در جهت روشنگری وضعیت جامعه بوده است؟


اولین بار که دقیقا دو سال پیش این نمایشنامه را خواندم، خیلی تحت تاثیر متن قرار گرفتم و از همان جا تصمیم به اجرای نمایش گرفتم. چرا که بحث آگاهی اهمیتترین موضوع در جوامع جهان سومی است. ببینید ما از بدو تولد که بدون هیچ ذهنیتی به دنیا میآییم، خیلی سریع تحت بمباران آموزشها و ذهنیتهایی که در جامعه ما وجوددارد قرار میگیریم. انواع آموزشهایی که به سوژه انسانی تحمیل میشود، سبک زندگی را شکلبندی میکند و بدین طریق سرنوشت فرد را رقم میزند. نیاز به آگاهی ناب و تفکر بدون واسطه و همچنین رهایی از بندها وبینشهای تحمیلی،اولویت اول جامعه امروز و جهان امروز ماست.تمام جنگ‌ها، خشونتها و ویرانیهایی که تا به امروز بشر به خود و کره زمین وارد کرده نشان از ناکارآمدی‌‏های این آموزشهاست. ذهن بشربیش از حد بزرگ شده ودر حال انفجار است و نیاز به وسعت قلب بشر به عنوان مرکز اندیشه بیش از بیش احساس میشود تا به این شکل آرامش و عشق را به انسان امروز بازگرداند. نیاز انسان امروز نه به دانش که به بینش یا به عبارتی دیگر نه به تقلید که به تحقیق است.


متن اصلی نمایشنامه مولفه های گوناگونی از جمله طنز سیاه، کمدی، فانتزی و دیالوگ های استعارهگون را در بر دارد؛ حال در اجرای این نمایشنامه کدام مولفه را بر دیگری رجحان دادهاید؟


اولویت من در گونههای متفاوت کمدیِ نهفته در متن، بهترتیب، کمدی موقعیت، کاراکتر، فانتزی و در نهایت کلامی بوده است و این را تلاش کردهام که این رویکرد را نه فقط در بازیگر (که مولفه انسانی نمایش است) بلکه در لباس، نور، صحنه و موسیقی نیز بهکارببرم.


در انتخاب متن کمدی و طنز سیاه فقط یک روش‏مندی در بیان تعهد تئاتر به جامعه میتواند واسطهگر شود. زمینههای مفهومیِ طنزی که رگههایی یک وضعیت موجود یا بهتر است بگوییم واقعیات جامعه را در برداشته باشد، در نگرش مخاطب تفنن طلب امروزی خود به خود مورد بیاعتنایی قرار نخواهد گرفت؟ درواقع مخاطب مزبور، صرفا ابژه زیباشناختی اثر را آن هم در تقلیل یافتهترین شکل آن یعنی کمدی و خندیدنیِ صرف به‌دست میآورد.


بله ممکن است این بیاعتنایی به تفکر به‌وجود بیاید اما احتمال آن بسیار کمتر از کارهای دیگری است که حتی در با کیفیتترین و معتبرترین سالنهای تهران اتفاق میافتد. به این دلیل که خمیرمایه وریشه متن که بسیار عمیق و تامل برانگیزاست و مخاطب ما با کمدی نو وغیر معمولی روبرو میشود که علاوه بر جذابیت داشتن، بر پایه نوعی فهم بنا شده است. درواقع اجرای ما ادراک را قلقلک میدهد و مخاطب چارهای جز تأثیرپذیری ندارد.


کمدی می‌تواند مخاطب جدی تئاتر تولید کند؟ یعنی مخاطبی که به بهانه یک اجرای ساده کمدی به تئاتر می‏‌رود، بعدها بر اثر همین جرقه از مخاطبان جدی تئاتر مبدل شود.


به زعم من چنین امری ممکن است به این دو شرط که اولا اجرا دارای کیفیت مضمونی و جذابیت بصری باشد و ساختار فکرشدهای در تمامی مولفههای اجرا (اعم از بازیگری، نور و غیره) حکم‌رانی کند. بله در چنین صورتی کمدی قطعا میتواند مخاطب جدی تئاتر تولید کند.


فکر نمیکنید انعطاف بیش از اندازه هنرمند در برابر توده ها، منجر به فروپاشی هنر (در معنای والای آن) شود؟


اولا که بنده خودم را هنرمند نمیدانم و بیشتر هنردوست هستم. اما اگر یک اثر،شرایط کافی مبدل شدن به یک اثر هنری را داشته باشد، نمیتواند گفتمان خود (یعنی هنر) را مورد انحطاط قرار دهد! با ارتباط صحیح با مخاطب، میتوان باعث ارتقای سطح فرهنگی و هنری جامعه خود شد. اگر کسانی هستند که باعث فروپاشی هنردر معنای والای آن قلمداد میشوند، قطعا اسمشان هنرمند نیست و ما هم قطعا استثنا نیستیم و منتظر قضاوت شدن توسط مخاطبان و منتقدان هستیم.


گفت‌وگو: امیرحسین بریمانی


انتهای پیام/

ارسال نظر
captcha