صفحه نخست

آناتک

آنامدیا

دانشگاه

فرهنگ‌

علم

سیاست و جهان

اقتصاد

ورزش

عکس

فیلم

استانها

بازار

اردبیل

آذربایجان شرقی

آذربایجان غربی

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

کهگیلویه و بویراحمد

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

همدان

هرمزگان

یزد

پخش زنده

۱۶:۴۷ | ۱۴ / ۰۹ /۱۴۰۰
| |

آینده پژوهی

............................................................
کد خبر : 625834

آینده پژوهی(۱)/ برومند در گفت‌وگو با آنا:


آینده‌پژوهی چیست و چه نیست؟


این دانش بین رشته‌ای  می‌تواند درونماهای آتی را با روش‌های کارآمد و علمی ترسیم ‌کند


ظهورآینده‌پژوهی پس از جنگ جهانی دوم، سبب کنار نهاده شدن غیب‌گویی و پیش‌گویی‌ها شد اما دستیابی به توصیفی همه‌پسند و فراگیر از آینده‌پژوهی و تبیین چرایی و چیستی آن برای گسترش این حوزه نوپدید، ضرورتی انکارناپذیر است.



گروه دانشگاه خبرگزاری آنا - لاله قلی‌پور؛ ظهور رشته  آینده‌پژوهی پس از جنگ جهانی دوم، سبب کنار نهاده شدن غیب‌گویی و پیش‌گویی‌ها شد. این دانش میان‌رشته‌ای باوجود فرازوفرودهای گوناگون در طول دهه‌های اخیر، همواره سعی در ارائه گزاره‌های علمی درباره آینده داشته است.


آینده‌پژوهی پس از سپری کردن دوران آرمان‌گرایی در واپسین سال‌های دهه هفتاد میلادی، هم‌زمان با آغاز دهه نخست سده بیست و یکم به‌تدریج مشروعیت حرفه‌ای و دانشگاهی خود را تجربه می‌کند. در سال‌های اخیر اندیشمندان و اعضای نهادهای حرفه‌ای آینده‌پژوهی می‌کوشند از راه رایزنی و تجارب آرا در نشریات، همایش‌ها، کلاس‌های دانشگاهی و مقالات و با توسل به برخی روش‌ها و شگردهای ویژه به اجماعی کمابیش فراگیر در این عرصه دست یابند. رسیدن به توصیفی همه‌پسند و فراگیر از آینده‌پژوهی و تبیین چرایی و چیستی آن برای گسترش این حوزه نوپدید، ضرورتی انکارناپذیر است.


در این راستا برای تبیین جامع این بحث در پرونده‌ای ویژه با عنوان آینده‌پژوهی همه ابعاد آن بررسی و واکاوی می‌شود در بخش اول این پرونده در گفت‌وگو آنا با احمد برومند کاخکی، مدیر گروه آینده‌پژوهی اجتماعی پژوهشکده چشم‌انداز و آینده‌پژوهی به بررسی تعریف جامع از این مفهوم می‌پردازیم.


آنچه در گفت‌وگوی ما با احمد برومند می‌خوانید:


*با یک چتر مفهومی در آینده‌پژوهی مواجه هستیم


* آینده‌پژوهی پروسه و فرآیند است و نه صرفاً یک پروژه


*رویکرد سیستمی در پاسخ به چالش پراکنده‌کاری و بخشی‌نگری به کار می‌رود


*مشارکت ذینفعان یعنی بازیگران مختلف جامعه در تصمیم‌سازی و ساخت آینده درگیر باشند


*هوشمندی آینده‌نگر یعنی نسبت به تغییرات محیطی، حساس باشیم و اقدام مناسب را به موقع انجام دهیم.


* آینده‌پژوهی  فقط به تصویرسازی و چشم‌اندازسازی مشغول نیست، بلکه اجماع و تعهد به آینده مشترک را نیز مأموریت خود می‌داند



با یک چتر مفهومی در آینده‌پژوهی مواجه هستیم


آنا: در رابطه با رشته آینده‌پژوهی توضیح دهید؟


برومند: تصمیم‌گیری هر فرد، مبتنی به نگاه او به آینده است. این که چقدر این نگاه، منظم و منسجم و کارشناسی‌شده باشد، بحث دیگری است. آینده‌نگری فراتر از یک رشته دانشگاهی یک چتر مفهومی است که با آینده‌شناسی (فیوچرولژی)، پیش‌بینی (فورکست)، آینده‌نگاری (فورسایت) و آینده‌پژوهی (فیوچرزاستادیز) معنا می‌یابد. در داخل این چتر، اصطلاحاتی از جمله روندها، پیشران‌ها، عدم‌قطعیت‌ها، تصاویر، دیده‌بانی، سناریوپردازی، چشم‌اندازسازی و ... وجود دارد که هر کدام تعاریف خود را دارا هستند.


تاکنون رشته آینده‌پژوهی در بخش تحصیلات تکمیلی دانشگاه‌های تهران، امیرکبیر، امام‌ خمینی قزوین، اصفهان، مرکز تحقیقات سیاست علمی کشور، امام حسین، ایوانکی، طلوع مهر قم، علوم و فنون مازندران ارائه شده است.


آنا: به نظر شما جامع‌ترین تعریف از آینده‌پژوهی چیست؟


برومند: آینده‌پژوهی ابعاد مختلفی مثل آینده‌پژوهی شرکتی، سازمانی، فردی و .. دارد.  در سال ۲۰۱۰ یک مقاله معتبر در حوزه آینده‌پژوهی با نویسندگی رافائل پاپر و همکارانش‌ (دینان و مایلز) منتشر شد که در آن تعریف کاملی از آینده‌پژوهی انجام شد؛ پروسه‌ای که با رویکرد سیستمی، مشارکتی، معطوف به تولید هوشمندی آینده‌نگر با چشم‌انداز متوسط و بلندمدت باهدف آگاهی‌بخشی به تصمیم‌گیری‌های جاری و ایجاد اقدامات مشترک است.


آینده‌پژوهی پروسه و فرآیند است و نه پروژه


آنا: تفاوت فرایند و پروژه را در این رویکرد توضیح دهید؟


برومند: در تعریف فوق در وهله نخست به واژه پروسه به معنی فرآیند اشاره‌ شده است، یعنی آینده‌نگاری یک پروژه نیست، یک رویکرد و یک روال نظام‌مند است. به عنوان مثال نمی‌توان یک بنگاه یا سازمان را با ۲ یا ۳ پروژه آینده‌پژوهی ، آینده‌نگر کرد. از طرف دیگر، آینده‌پژوهی جایگزینی برای برنامه‌ریزی راهبردی نیست بلکه مکمل آن محسوب می‌شود.


برای توضیح بیشتر اگر منابع انسانی یک سازمان از آموزش‌های آینده‌نگری بی‌بهره باشند و تصمیم‌های سازمان بدون پیوست آینده‌پژوهی باشند، نمی‌توان انتظار داشت که آینده‌پژوهی یا آینده‌نگاری در سازمان پیاده شده است. چرا که ما به و درنهایت فرهنگ‌ سازمانی آینده‌نگرمی‌اندیشیم و اعتقاد داریم که آینده‌پژوهی می‌بایست در رویه‌های تصمیم‌سازی و برنامه‌ریزی راهبردی سازمان رسوخ کند. متأسفانه برخی از آینده‌پژوهی انتظار شگفت‌انگیزی دارند که بهتر است نگاه واقع‌بینانه‌تری به آن داشت.


رویکرد سیستمی در پاسخ به چالش پراکنده‌کاری و بخشی‌نگری به کار می‌رود


آنا: علت به‌کارگیری واژه سیستم در تعریف آینده‌پژوهی چیست؟


برومند: عبارت سیستم در پاسخ به چالش پراکنده‌کاری و بخشی‌نگری در بررسی موضوعات و حل مسأله به کار می‌رود. یعنی شما اگر موضوع جمعیت را فقط در پکیج جمعیت به لحاظ اقتصادی تحلیل کنید، نانو را فقط در مجموعه نانو به لحاظ علمی تحلیل کنید، محیط زیست را فقط به لحاظ منابع سرزمینی تحلیل کنید، آنگاه درصورتی‌که پیوست سایر مباحث اجتماعی، بحث‌های علمی‌ و دانشگاهیفناورانه، بحث‌های حاکمیتی‌، فرهنگیاش و ابعاد دیگر را مشاهده نمی‌کنیدنمی‌شوند. سیستمی یعنی دید نیز بلندمدت باشد زیرا در کوتاه‌مدت نمی‌توان در رابطه با یک موضوع تحول ایجاد کرد.پس نگاه سیستمی موجب می‌شود توجه ما به به مسائل و موضوعات نوظهور، یکپارچه و چندبعدی باشد.



آنا: یعنی بازخوردها را هم در رابطه با آینده‌پژوهی مشاهده می‌کنیم؟


برومند: بله، سیستم یعنی متشکل از یک ورودی، یک پروسهفرایند انجام، ، یک خروجی و بازخورد است.  و وقتی در این تعریف به "می‌گوید سیستم" اشاره شده است ی یعنی آینده‌پژوهی یک دانش ساختاریافته است و که به دنبال تجزیه‌وتحلیل مسئله یا موضوع بوده و به نسبت ابعاد مسئلهآن، روش‌هایی را برای آینده‌اندیشی به کار می‌گیرد. که به یک دید جدید آینده‌نگرانه در آن برسد.


سیستمی یعنی اینکه مثلاً در یک موضوعموضوعات مختلف، تنوعی از دانش تخصصی‌اش به کار آید و بر ریشه‌ها و زمینه‌های ظهور مسأله تمرکز شوداستفاده شود. مثلاً وقتی حل مسئله به مسأله ریز گردها را داشته باشیداشاره می‌کنیم، نگاه بخشی و خیلی محدودنگری می‌گوید این از خاک عراق می‌آید، در یکسری از بازه‌های زمانی سال خیلی شدید و در یکسری دیگر خیلی ضعیف‌تر می‌شود و راهکارش راهکارهای غیراساسی مثلاً مالچ پاشیدن استرا تولید می‌کند. ، یعنی محدود به آن چارچوب خاص می‌شوی ولی وقتی سیستمی نگاه می‌کنید باید بررسی شود کنیم که چه موضوعات زیست‌محیطی باعث شده این کار مسأله بارز شودرخ دهد،. از همین رو علاوه بر راهکارهای علم‌ و فناورانه، چه راهکارهای موضوعات اجتماعی، فرهنگی و حتی دیپلماتیک ، چه موضوعاتی در (روابط دولت ایران و عراقبا کشور هم‌مرز) برای آن موضوعیت پیدا می‌کند و ... این‌ها ورودهای است که با تجزیه‌وتحلیل درنهایت به یک خروجی برسیم. وقتی سیستمی نگاه کنیم، مجبوریم الزامات، عوامل و بازیگران یک موضوع را شناسایی کرده و آنها را برای حل مسأله منظور کنیم.



مشارکت [L1] روی یک موضوع باعث می‌شود تا منافع متعارض نیز شناسایی شوند و این امکان به‌وجود آید تا با گفت‌وگو و بحث‌های وسیع کارشناسی، انتظارات ذینفعان در راستای منافع ملی و خیر عمومی، بهینه شوند. مثلاً درخواست‌های زیادی برای ستاندن حق سیاست‌گذاری، تنظیم‌گری، نظارت و اجرا (به صورت همزمان) از وزارتخانه‌ها شنیده می‌شود که اگر منافع سایر بازیگران و خود مردم (به‌عنوان اصلی‌ترین ذینفع سیاست‌ها) به صورت سیستمی دیده نشود، آنگاه مرتکب خطای بزرگی می‌شویم. برای همین نهادهای نظارتی و ارزیابی، مستقل از نهادهای اجرایی و نهادهای سیاست‌گذاری هستند تا قادر باشند بر کیفیت فعالیت‌ها و تصمیم‌ها نظارت کنند.


البته مشارکت روی موضوع مشخص باعث بروز اصل تعارض منافع می‌شود. مثلاً وزارت بهداشت درجایی عنوان کرده است که هم تصدی، هم نظارت و هم سیاست‌گذاری سلامت بر عهده وزارت بهداشت باشد درصورتی‌که امکان‌پذیر نیست که متصدی، اجرا و ناظر اجرا نیز یک سازمان باشدمثلاً یکی از ۱۰ اقدام مالچ‌پاشی باشد. اقدام بعدی‌ داشتن دیپلماسی نرم‌ با عراق است که مثلاً به این کشور عنوان شود کدام زمین‌ها باعث می‌شود که خاک از آنجا بلد شود، باید در آن محل درختچه‌هایی کاشته شود که مانع رخ دادن دوباره این حادثه شود، از طرفی مثلاً در خوزستان باید روی بحث‌های بهداشتی، درمانی و پروتکل‌های مقابله با ریزگردها برای اینکه از پیامدهایش جلوگیری شود کار شود، از طرف دیگر مشخص شود که رسانه، وزارت جهاد و وزارت امور خارجه‌ باید چه اقداماتی انجام دهند؟ وقتی سیستمی نگاه کنید یعنی همه بازیگران، همه اقدامات مشاهده می‌شود.



مشارکت ذینفعان یعنی اقشار بازیگران مختلف جامعه در تصمیم‌سازی و ساخت آینده درگیر باشند


آنا: مشارکت ذینفعان تا چه میزان در ساخت آینده تأثیرگذار است؟


برومند: یکی از مزیت‌های برنامه‌ریزی به سبک آینده‌پژوهی، مشارکت‌جویی از ذینفعان و بازیگران است. اگر برنامه‌ریزی صرفاً از بالا به پایین و سیستم برنامه‌ریزی متمرکز باشد و در تدوین آن، ، مشارکت ذینفعان در برنامه‌ریزی‌ها وجود نداشته باشد مشارکت نداشته باشند، تحقق‌پذیری به شدت کاهش می‌یاد. با عدم مشارکت مواجه هستیم در آینده نمی‌توان انتظار داشت که کارشناس به‌طور مثال اینکه یک اتاق ی در تهران برای موضوع ریزگردهای اهواز خوزستان تصمیم میب‌گیرد! درحالی‌که مشارکتی یعنی اینکه ذینفعان در تصمیم‌سازی و ساخت آینده درگیر باشند و آینده دستوری نباشد. این ذینفعان شامل همه بازیگرانی است که از ثمره آن تصمیم، سود یا ضرر می‌کنند.


این موضوع در مجمع تشخیص مصلحت نظام همیشه موردبحث بوده که تدوین سیاست‌های کلی به عنوان جهت‌گیری اساسی قوا، از بالا به پایین بوده استبه چه نحو باشد. یعنی مجمع یک‌چیزی را تصویب و به دولت‌ها ابلاغ‌ می‌کند. این امر از طرفی درست و از طرف دیگر نیز نادرست است زیرا در تدوین سیاست‌ها، مجمع کاملاً با همه سازمان‌ها مکاتبه می‌کند. مثلاً برای سیاست‌های کلی رفاه و تأمین اجتماعی شاهد بودیم که در مرحله تدوین آن مکاتبات بسیاری با وزارت کار، سازمان‌های بیمه‌گربیمه تأمین اجتماعی، انواع بیمه‌ها، حتی با آموزش‌وپرورش،، با وزارت اقتصاد، با وزارت بهداشت و غیره مکاتبه شده رد و بدل شده و که پیشنهادهای خود را نسبت به این موضوع خاص عنوان کنند آنها اخذ شده است. در واقع و سعی شده است تا بر درگیر کردن مشارکت‌کننده‌ها ذینفعان برای تدوین سیاست‌ها، درگیر موضوع و ابعاد آن باشنددر آن موضوع بوده است.


البته مشارکت روی یک موضوع مشخص باعث می‌شود تا بروز اصل تعارض منافع متعارض نیز شناسایی شوند و این امکان به‌وجود آید تا با گفت‌وگو و بحث‌های وسیع کارشناسی، انتظارات ذینفعان در راستای منافع ملی و خیر عمومی، بهینه شوندمی‌شود. مثلاً مثلاً وزارت بهداشت درجایی عنوان کرده است که هم درخواست‌های زیادی برای ستاندن حق تصدیسیاست‌گذاری، تنظیم‌گری، نظارت و اجرا (به صورت همزمان) از وزارتخانه‌ها شنیده می‌شود که اگر منافع سایر بازیگران و خود مردم (به‌عنوان اصلی‌ترین ذینفع سیاست‌ها) به صورت سیستمی دیده نشود، آنگاه مرتکب خطای بزرگی می‌شویم. برای همین نهادهای نظارتی و ارزیابی، مستقل از نهادهای اجرایی و نهادهای سیاست‌گذاری هستند تا قادر باشند بر کیفیت فعالیت‌ها و تصمیم‌ها نظارت کنند.  هم نظارت و هم سیاست‌گذاری سلامت بر عهده وزارت بهداشت باشد، مثلاً در بیمه‌گری درصورتی‌که مگر امکان‌پذیر است که متصدی، اجرا و ناظر اجرا نیز یک سازمان باشد؟ مثلاً وزارت بهداشت در سیاست‌های کلی سلامت، پیشنهاد تمرکز همه بیمه‌ها در وزارت بهداشت را عنوان کند؟ در اینجا تنظیم‌گری‌ به هم می‌خورد چون بیمه یک موضوع اقتصادی است در حال حاضر که بیمه‌ها ورشکست شده‌اند می‌گویند دلیل این رویه این بوده که موضوع فوق با دانش بیمه‌گری و موضوعات دیگر، بررسی نشده است.


بنابراین بحث تضاد منافع پیش می‌آید، وقتی با دید مشارکتی پیش برود و نظر همه ذینفعان در نظر گرفته شود البته ذینفعان یک اصطلاح است و به معنی شخصی که در یک اقدامی یا در تصمیمی به او نفع یا ضرر می‌رسد چون بالاخره در هر سیاستی، یکسری‌ها منتفع و یکسری متضرر می‌شوند و به همه آن بازیگران در اصطلاح فارسی‌ ذینفع می‌گویند. نفع دیگری که در پی مشارکت بحث ذینفعان، وجود داردمشارکتی است، یک برکت دیگری هم که می‌آورد این است  حس تعهد است. چنانچه بازیگران اصلی در فرایند تدوین سیاست‌ها یا تصمیم‌های اساسی مشارکت داشته باشند و در جریان نحوه تصمیم‌گیری‌ها قرار گیرند، آنگاه که نسبت به آینده یا نسبت به آن تصمیم مأخوذه، تعهد به وجود می‌آوردمتعهد می‌شوند و در تحقق آن، نقش تکمیلی ایفا خواهند کرد. آنها در فرایند تدوین قانع شده‌اند که چطور همه منافع بایستی لحاظ شوند و مهم‌ترین آنها چیست. «تعهد به آینده»، این یک کلیدواژه‌ مهم استیکی از اهدافی است که از مشارکت‌جویی صحیح به‌دست می‌آید.


آینده‌پژوهی [L2] به دنبال بذرهای تغییرات است. رصد می‌کند که چه سیگنال‌هایی وجود دارند و تغییرات عظیمی در آینده به وجود می‌آورند. چه عواملی نظم آینده را دگرگون می‌سازد. به عنوان مثال تولید اولین رمز ارزها حدود ده سال پیش، یک سیگنال برای تغییرات سیستم‌ بانکداری بود. تجهیزات هوشمند سلامت، سیگنال‌هایی برای تغییرات وسیع حوزه تشخیص و درمان پزشکی آینده هستند. نفوذ وسیع پیام‌رسان‌های مجازی، سیگنال‌ بزرگی برای یادگیری آینده است (توسعه بستر آموزش آنلاین). اولین اپراتورهای ایمیل، از منسوخ شدن نامه فیزیکی حکایت داشتند. پهپادها و رباتیک آینده حمل و نقل را به شدت تغییر می‌دهند. هوش مصنوعی تغییرات وسیع و عمیقی در حوزه کسب‌وکارهای مهارتی و خدماتی خواهند داشت و ... . باید سیگنال‌ها را رصد کرد و متوجه بود که هر کدام، چه اثری را در آینده شغلی و زندگی شخصی ما خواهند داشت. این کار باعث می‌شود که نه تنها برای آینده آماده باشیم و از روندهای آینده، غافل‌گیر نشویم، بلکه با توجه به نیازها و تقاضاهای آینده، مدل مطلوب و پایداری در نوع خود باشیم.خبرگزاری‌ها، رسانه‌ها سیگنال‌هایی را به همه مخابره می‌کنند که جهت‌گیری آینده به این سمت است و اتفاقاً سیگنال‌های دیگری هم دارد به سمت یک جهت‌گیری دیگری سوق می‌دهند. البته سیگنال مشخص و واضح نیست. آینده‌پژوهی مثل یک بذر است در آینده‌پژوهی به سیگنال‌ها بذر تغییر می‌گوییم. شما بذر را می‌پاشید، ممکن است نظم آینده را به هم بزند و ممکن است اصلاً پا نگیرد. مثل بسیاری از این محصولات و فناوری‌ها که رشد نکردوقتی مدیر یک مجموعه با کادر خود به یک مشارکت و همدلی به تصمیم‌های مشترک برسد، قطعاً احتمال تصمیمات صحیح بالاتر می‌رود ولی اگر مدیرعاملی تصمیمی برای مجموعه بگیرد تا حدی رئیسی و مرئوسی کار پیش می‌رود و اینکه کارمند خود را به انجام باکیفیت کار ملزم کند در ابهام قرار می‌گیرد. ممکن است در آن جلسات ۱۰ نظر موافق یا مخالف وجود داشته باشد ولی درنهایت تا حدودی مثلاً کارمندان قانع می‌شوند که الآن اگر من هم جای مدیر بودم، این کار را بالاخره انجام می‌دادم. این قانع کردن در خلال آن مشارکت به وجود می‌آید.



هوشمندی آینده‌نگر یعنی نسبت به تغییرات محیطی، حساس باشیم و اقدام مناسب را به موقع انجام دهیم آینده‌نگر یعنی نسبت به تغییرات با صرف انرژی کم، پاسخ درست دهید


آنا: هوشمندی آینده‌نگر چیست؟


برومند: به نظر من هوشمندی یعنی اینکه نسبت به تغییرات آگاه باشیم تا بتوانیم در موقعیت بهتر و زمان مناسب‌تر، اقدام کنیم با صرف انرژی کم پاسخ درست دهید. به‌طور خلاصه یعنی پاسخ فطری درست به مسائل بدهید مثل توسعه پایدار، که آسیب‌پذیری کم باشد و دوباره به حالت نرمال خودش برگردد. هوشمندی آینده‌نگر درواقع بر پایه اطلاعات هوشمندی محیطی و ظرفیت‌های درونی است تا کنش و یعنی واکنش به‌موقع به موضوعی استداشته باشیم. از همین رو پس آینده‌پژوهی به کمک روش‌هایی مثل سناریوپردازی می‌تواند کمک کند تا با پیش هشدار و پیامدهای هر گونه تصمیم‌گیری از قبل آشنا شویم و پیش از وقوع بحران‌ها،  با آینده‌پژوهی استهشدارهای راهبردی صادر کنیم. مثلاً اگر بخواهیم بلاک چین را بررسی کنیم با روش‌های آینده‌پژوهی قابل‌بررسی است.


یکی از مهم‌ترین تکنیک‌هایی که می‌تواند منجر به هوشمندی آینده‌نگر شود، بحث پیش هشدار دادن با روش‌های آینده‌پژوهی قابل‌بررسی است اما روش‌هایش چیست؟ مثل دیده‌بانی است که توسط مراکز فعال پژوهشی و مطالعاتی صورت می‌گیرد.! یکی از روش‌های خیلی خوب که این کار باعث می‌شود که عوامل محیطی مثل سیگنال‌ها (موضوعات و مسائل نوظهور) و روندها (رفتارها و الگوهای مشخص شده در بررسی پدیده‌ها مثل رشد شهرنشینی) محیط پژوهی می‌کندبه صورت مستمر شناسایی و تجزیه و تحلیل شوند. در واقع ، یعنی شما با دیده‌بانی به یک درک عمیقی از محیط می‌رسیم و می‌توانیم بر اساس آن، تصمیم‌های خود را پیش از اجرا، محک بزنیمد. یعنی روندها و موضوعات نوظهور را ملاحظه می‌کنید. البته بین روند و سیگنال تفاوت وجود دارد مثل‌اینکه موضوع نفوذ رمز ارزها در کیف الکترونیکی مردم جهان دیگر یک‌روند است، با الگوی فزاینده، ولی پنج سال پیش مثلاً می‌دیدی یک اخباری در مورد یک پولی مجازی منتشرشده است اینکه نسبت به این خبر چه واکنشی داشته باشید، آن دیگر بلوغ فرد را می‌رساند. آنجا یک سیگنال است.


آینده‌پژوهی به دنبال بذرهای تغییرات است. رصد می‌کند که چه سیگنال‌هایی وجود دارند و تغییرات عظیمی در آینده به وجود می‌آورند. چه عواملی نظم آینده را دگرگون می‌سازد. به عنوان مثال تولید اولین رمز ارزها حدود ده سال پیش، یک سیگنال برای تغییرات سیستم‌ بانکداری بود. تجهیزات هوشمند سلامت، سیگنال‌هایی برای تغییرات وسیع حوزه تشخیص و درمان پزشکی آینده هستند. نفوذ وسیع پیام‌رسان‌های مجازی، سیگنال‌ بزرگی برای یادگیری آینده است (توسعه بستر آموزش آنلاین). اولین اپراتورهای ایمیل، از منسوخ شدن نامه فیزیکی حکایت داشتند. پهپادها و رباتیک، آینده حمل و نقل را به شدت تغییر می‌دهند. هوش مصنوعی تغییرات وسیع و عمیقی در حوزه کسب‌وکارهای مهارتی و خدماتی خواهند داشت و ... . باید سیگنال‌ها را رصد کرد و متوجه بود که هر کدام، چه اثری را در آینده شغلی و زندگی شخصی ما خواهند داشت. این کار باعث می‌شود که نه تنها برای آینده آماده باشیم و از روندهای آینده، غافل‌گیر نشویم، بلکه با توجه به نیازها و تقاضاهای آینده، مدل مطلوب و پایداری در نوع خود باشیم.


مخصوصاً خبرگزاری‌ها، رسانه‌ها سیگنال‌هایی را به همه مخابره می‌کنند که جهت‌گیری آینده به این سمت است و اتفاقاً سیگنال‌های دیگری دارد به سمت یک جهت‌گیری دیگری سوق می‌دهند. البته سیگنال مشخص و واضح نیست. آینده‌پژوهی مثل یک بذر است در آینده‌پژوهی به سیگنال‌ها بذر تغییر می‌گوییم. شما بذر را می‌پاشید، ممکن است نظم آینده را به هم بزند و ممکن است اصلاً پا نگیرد. مثل بسیاری از این محصولات و فناوری‌ها که رشد نکرد. مثلاً من یک تولیدکننده گوشی تلفن همراه هستم، برند نوکیا در یک برهه زمانی نسبت به لمسی شدن گوشی‌هایش مقاومت می‌کرد و با یک تأخیری، گوشی‌های شرکت خود را لمسی کرد. نوکیا اگر سیگنال‌ها را زودتر می‌دید عقب نمی‌ماند.


اما ارتباط این سیگنال با آن هوشمندی آینده‌نگر چه شد؟ اگر اهل محیط پژوهی باشیم، این سیگنال‌ها را می‌بینیم و زودتر از هر موقع دیگری واکنش می‌دهیم. هوشمندی به‌عین صورت کسب می‌شود. اینکه نسبت به فهم تحولات محیط و تغییرات محیط چقدر هوشیار باشیم مهم است.



آینده‌پژوهی  فقط به تصویرسازی و چشم‌اندازسازی مشغول نیست، بلکه اجماع و تعهد به آینده مشترک را نیز مأموریت خود می‌داند.آینده‌پژوهی با چشم‌انداز غلتان درونماهای آینده را ترسیم می‌کند


آنا: آینده‌پژوهی چگونه آینده را خلق می‌کند؟


برومند: در آینده‌پژوهی بحثی به اسم چشم‌انداز غلتان وجود دارد که طی آن شما برای ۲۰ سال آینده یک چشم‌انداز دارید. آینده‌پژوهی ترکیبی از دو رویکرد اکتشافی و هنجاری دارداست؛ در مدل اکتشافی، پیش‌بینی‌های مربوط به کشف آینده صورت می‌گیرد و به این سؤال پاسخ می‌دهیم که در آینده چه چیزهایی احتمال وقوع دارند؟ است،اما در رویکرد هنجاری، بحث  یکسری پیش‌بینی‌ها است که در حال حاضر ساخته شود و آینده‌سازی مطرح است و سعی می‌شود که با خلق اراده برای تصویر مطلوب و چشم‌انداز، برنامه‌ای برای تحقق آن پیدا کنیم. یکی از تفاوت‌های آینده‌پژوهی با برنامه‌ریزی سنتی در همین رویکرد هنجاری نهفته است. آینده‌پژوهی فارغ از اینکه با نگاه‌های بلندمدت‌تری نسبت به برنامه‌ریزی‌های سنتی به آینده‌ می‌نگرد، برای خلق مسیر جدید تصویرسازی می‌کند. این دانش با بهره‌گیری از ابزارهای جدید مدیریتی، ارزش برنامه‌ریزی و سیاست‌گذاری را می‌افزاید.


 البته با گذر زمان، با این آهنگ تغییرات، با این موضوعات چندبعدی‌تر،  شدن موضوعات، با این تقاطع چالش‌هاچالش‌ها ، با این پیچیده‌تر و عوامل محیطی شدن و درهم‌تنیدگی موضوعات شاید ۲ سال آینده، مطلوب چیز دیگری باشدمتفاوت خواهند شد، بنابراین لازم است تا همواره طی بازه‌های زمانی مشخص، برنامه‌های تحقق چشم‌انداز بازنگری شوند. این یکی دیگر از دلایلی است که آینده‌پژوهی را تبدیل به یک فرایند مستمر کرده است تا همیشه با اطلاعات محیطی جدید، یافته‌ها را بازبینی یا روزآمد کنیم.


البته تفاوت آینده‌پژوهی با برنامه‌ریزی سنتی در خلق آینده است. آینده‌پژوهی برای خلق مسیر جدید تصویرسازی کند و با بهره‌گیری از ابزارهای جدید، تفکر جدید برای دستیابی به آرمان‌ها را در دستور کار قرار می‌دهد.


انتهای پیام/۴۱۶۷/









برچسب‌ها









 [L1]بخش سوتیتر






 [L2]سوتیتر





انتهای پیام/

ارسال نظر
captcha