صفحه نخست

آناتک

آنامدیا

دانشگاه

فرهنگ‌

علم

سیاست و جهان

اقتصاد

ورزش

عکس

فیلم

استانها

بازار

اردبیل

آذربایجان شرقی

آذربایجان غربی

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

کهگیلویه و بویراحمد

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

همدان

هرمزگان

یزد

پخش زنده

۱۱:۲۵ | ۳۰ / ۰۷ /۱۴۰۰
| |

خبر ذخیره‌سازی شده توسط حجت عابدی (h.abedi) در تاریخ ۰۰۰۷۳۰-۱۱:۲۵

کد خبر : 616115

آنا بررسی می‌کند؛


آیا سونامی اختلالات روانی در پسا کرونا رخ می‌دهد؟


صحنه‌های داغدیدگی بازماندگان یا استرس افراد مبتلا به کرونا در روحیه کادر درمان اثر منفی می‌گذارد


بروز آثار و اختلالات روانشناختی نظیر به مخاطره افتادن سلامت افراد، افسردگی منجر به خودکشی، وسواس و اضطراب در دوران پساکرونا قابل پیش بینی است از این رو باید از تمام ظرفیت‌های لازم برای مقابله با این شرایط استفاده شود.


گروه دانشگاه خبرگزاری آنا؛ لاله‌قلی‌پور- ویروس کرونا دو سال پیش وارد کشور شد و نوعی تهدید و فشار را نه تنها به مردم ما بلکه به تمام مردم جهان وارد کرد ولی به واسطه واکسیناسیون سراسری و رعایت پروتکل‌های بهداشتی، آمار مرگ و میر و مبتلایان به کرونا درحال فروکش کردن است و دیر یا زود این بیماری هم به اتمام می‌رسد.


ولی طبق علم روانشناسی و جامعه‌شناسی، هر نوع تهدید و فشار موجب بروز مشکلات روانی بین مردم می‌شود و دیر یا زود خود را نشان می‌دهد. نکته مهمی که مسئولان و وزارت بهداشت نباید از آن غافل شوند، بروز اختلالات روانی در دوران پساکرونا است و این اتفاق با شکل‌گیری آسیب‌های اجتماعی روانی در جامعه ظهور پیدا می‌کند. بنابراین از امروز باید چاره‌ای اندیشید تا جلوی سونامی اختلالات روانی در جامعه گرفته شود.


در راستای تأثیرات روانی پسا کرونا با احمد احمدی‌پور، روانپزشک و عضو هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی آزاد اسلامی تهران به گفت‌وگو پرداختیم که مشروح بخش اول آنرا در ادامه می‌خوانید.


زنگ هشدار افزایش اختلالات روانی در پساکرونا


آنا: چه عواملی باعث تهدید سلامت روان افراد بعد از شیوع کووید-19 می‌شود؟


احمدی‌پور: در ابتدا شوک و بهت زدگی از شیوع گسترده بیماری و در میانه، اضطراب ،کاهش تاب آوری و عدم قطعیتی در مورد نحوه درمان و در ادامه نیز مشکلات اقتصادی،سوگ از دست دادن عزیزان از عوامل تهدید سلامت روان افراد بعد از شیوع کووید-19 بوده و خواهد  بود.


در 2 سال اخیر با شیوع پاندمی جهانی کووید-19 روبه‌رو بودیم که علاوه بر مشکلات و مسائل زیادی که روی بحث سلامتی جسمی در جهان ایجاد کرد، تأثیرات زیادی را بر سلامت روان گذاشت و میزان مشکلات روانشناختی در افراد بعد از شیوع بیماری کرونا در افرادی که بیماری زمینه ای داشتند، تشدید شد و در اشخاصی که فاقد بیماری زمینه ای بودند، شانس ابتلا به بیماری‌های روان بیشتر شد.


در ابتدا شوک و بهت زدگی نسبت به شیوع بیماری ایجاد شد و انکاری که افراد از ابتلا به بیماری ابراز می‌کردند و علائم خود را به معنی بیماری‌های دیگر می‌شناختند و با واقعیت ابتلا به کرونا روبه رو نمی‌شدند و عدم قطعیتی که در مورد نحوه درمان  بیماری وجود داشت.


مراکز درمانی سراسر جهان نیز از آمادگی لازم برای پوشش درمانی و رسیدگی و خدمات‌دهی به بیماران مبتلا برخوردار نبودند. کمبود داروهای ضد اضطراب و ضد افسردگی که از داروهای اساسی برای درمان کووید-19 نبود و ترس از مرگ، انزوا طلبی‌ها، قرنطینه‌های اجباری، اخبار نادرست و ناامیدانه که در سطح جامعه پخش و منتشر می‌شد، دلایلی بود که بر روی سلامت روان، تأثیر منفی گذاشت.


بعد از ماه‌های اول، اضطراب‌ها‌ بیشتر شد و افراد از حالت شوک و انکار خارج شدند و بیماری با گسترش بیشتری شیوع پیدا کرد و مشکلات ناشی از اپیدمی، بیکاری، کاهش روابط اجتماعی، و کم شدن منابع حمایتی و کاهش تاب آوری افراد و دیدن صحنه‌های مرگ ومیر دیگران، توسط افراد مبتلا در بخش‌های آی‌سی‌یو همه از عوامل موثر در افزایش ایجاد یا تشدید اضطراب و افسردگی  در میانه راه در جامعه بود.


طولانی شدن محدودیت‌های ناشی از شیوع کرونا، باعث ایجاد شکاف در بین خانواده شد


آنا: پیامدهای روانشناختی شیوع ویروس کرونا در گروه‌های سنی مختلف جامعه چیست؟


احمدی‌پور: در مورد پیامدهای روانشناختی و اتفاقاتی که در دوره اپیدمی و پاندمی کرونا رخ داد و تأثیرات مستقیم و غیرمستقیمی که این بیماری بر سلامت روان به علاوه سلامت فیزیکی افراد تحمیل کرد، این نگرانی وجود دارد که حتی در زمانه بعد از ریشه‌کنی این ویروس، همچنان اثرات و تبعات منفی این مسئله روی قسمت ذهن و روان افراد وجود دارد.


استرس ناشی از خود بیماری و خطراتی که به هر حال این بیماری، جان افراد را نشانه گرفته است، باعث تشدید بیماری‌های اضطرابی زمینه‌ای یا جدید، افسردگی‌شان، وسواس‌شان و اختلالات خواب و تغذیه‌ می‌شود که اگر درمان هم نشود، این مسائل جدید روان‌پزشکی ادامه‌دار می‌شود و تا مدت‌ها بعد از بهبود بیماری‌، مبتلایان همچنان از آن ماجرای روان‌پزشکی رنج می‌برند.


در زمینه کرونا، هیچ گروه سنی مصونیت نداشت. حتی وقتی اعلام می‌شد که کودکان ممکن است کمتر به بیماری کرونا مبتلا شوند، بعداً این فرضیات رد شد و خیلی از کودکان هم کووید-19 گرفتند.


بسیاری از افرادی که در دوره جوانی به‌سر می‌بردند، ترس از ابتلای نزدیکان‌شان از جمله والدین‌شان و از دست دادن افراد نزدیک و دوست‌داشتنی‌شان به بیماری، خودش اضطراب را دو چندان کرد.


عدم رعایت پروتکل‌های بهداشتی، توسط برخی از اعضای خانواده، نشان می‌داد که چقدر بقیه اعضا را عصبانی کرده که مثلاً برادر من چرا درست رعایت نمی‌کند، پدر من چرا مواظب نیست، چرا درست ماسک‌اش را استفاده نمی‌کند و اینها باعث می‌شد، تنش‌های زیادی بین‌شان ایجاد شود.


دوره‌های قرنطینه در اوایل شیوع پاندمی، روند خوبی داشت، خانواده‌ها دور هم جمع بودند ولی طولانی شدن این ماجرا، رکود مسائل شغلی و محدود شدن رفت و آمدها باعث شد که آمار تنش‌ها یا حتی خشونت‌های خانگی نیز افزایش پیدا کند.


قرنطینه باعث ایجاد شکاف میان خانواده‌ها شده و این محدودیت ها روی ارتباطات درون خانوادگی و زوجین تأثیرات خود را گذاشته است و قرنطینه روی سالمندان هم تأثیرات مخربی داشته و این نگرانی‌ها در حوزه سالمندان وجود دارد. سیستم ایمنی افراد باید به گونه ای باشد که بدن فرد با ویروس مبارزه کند، کسانی که دچار اختلالات روانی هستند، سیستم ایمنی بدنشان ضعیف است و کرونا اثرگذاری بیشتری روی این افراد دارد.


وقتی که ابتلا ایجاد می‌شد و برخی از این نزدیکان در بیمارستان تحت درمان قرار می‌گرفتند یا بستری می‌شدند، یک اضطراب بسیار شدیدی خود بیمار و اطرافیان‌شان را، چه بچه‌های کوچک‌شان، چه بچه‌هایی که الان دیگر به دوره جوانی رسیده بودند،‌ همسرشان، خانواده‌های نزدیک‌شان یا والدین‌شان را دربر می‌گرفت.


یک مسئله این است که آماری اعلام شد که حدود 51 هزار کودک ما یتیم شد و این حقیقتاً خیلی درد بزرگی است، یعنی پدر یا مادر یا والدین‌شان را در اثر کووید از دست دادند و تک‌والد شدن یا از دست دادن والدین در سن کودکی، اثرات منفی روی رشد روانی در آینده، زمینه‌ساز بیماری‌های بعدی روان‌پزشکی‌ است.


آمار فوت تا همین امروز چیزی نزدیک 120 هزار نفر است و در واقع 120 هزار خانواده سوگوار شده‌اند و آن سوگواری که متأسفانه در مورد بیماری رخ داد که نابهنگام بود، مثل بیماری سرطان یا یک بیماری مزمن نبود و یک مریضی پیش‌رونده بود و خیلی هم سریع کُشنده شد و هیچ‌کس فکر نمی‌کرد که به این راحتی، عزیزانش را از دست می‌دهد.


مرگ زودهنگام و نابهنگام از یک طرف، سوگواری‌هایی که متأسفانه بنا به دلایل و شرایط بهداشتی محدود شده بود و افراد نمی‌توانستند در آن مراسم‌ها به طور صحیح و درست‌اش بر اساس فرهنگ‌مان شرکت کنند که همه تسکین‌دهنده برای بازماندگان است، کنسل شد.


بسیاری از افراد نتوانستند سوگواری را به صورت باید و شاید انجام دهند در خانه‌هایشان نشستند سوگواری کردند، تنهایی سوگواری کردند، کسی از نزدیکان به آن‌ها تسلی نداد و حتی خیلی اوقات، فاز آن انکار مرگ عزیزان‌شان طولانی‌تر از حالت عادی شد، چون هنوز باید خیلی زمان می‌گذشت تا به این باور و یقین برسند که این اتفاق برای آن‌ها افتاده است.


در نتیجه مسائلی مانند کاهش انطباق پذیری افراد یا خستگی ذهنی آن‌ها نسبت به رعایت پروتکل‌ها، ادامه مشکلات اقتصادی وحتی اضطراب‌های غیرمعمول در رابطه با شیوع بیش از حد این بیماری، خستگی و به دنبال آن پیگیری نکردن مشکلات و مسائل روانپزشکی و فیزیکی‌، افزایش شیوع افسردگی، اضطراب و میزان افکار خودکشی، کاهش رضایت‌مندی و شادکامی و به ویژه اثرات مستقیم بیماری کووید-19 در افزایش شیوع بیماری‌های روانپزشکی تأثیر داشته است.


میزان اختلال اضطراب، آن اضطراب‌های بعد از حادثه، مثلاً‌ دیدن صحنه‌های خیلی تلخ بیماری و درمان از نزدیکان‌شان یا در خودشان، وسواس، اختلالات خواب و عدم کنترل هیجان مثل تحریک‌پذیر شدن، عصبی‌تر شدن، از دست دادن آن ثبات هیجانی، افسردگی منجر به خودکشی در آینده همچنان تهدیدکننده است.


صحنه‌های داغدیدگی بازماندگان یا استرس افراد مبتلا به کرونا در روحیه کادر درمان اثر منفی می‌گذارد


آنا: مراقبت‌های بهداشتی از مبتلایان کرونا، چه تبعات روحی و روانی برای کارکنان بیمارستان‌ها، در درازمدت دارد؟


احمدی‌پور: همکاران کادر درمان در این مدت از همه ظرفیت‌، انرژی و وقت و از زندگی‌شان زدند، خود را در معرض خطر قرار داده‌اند ولی نباید از این مسئله غافل شویم که پزشک نیز یک انسان است و تحمل‌پذیری‌اش تا حدی است، خستگی ممکن است به او تحمیل شود و تمرکز، روحیه‌، میزان مناسبی از خواب و تغذیه لازم دارد و اگر بنا به شرایط ویژه‌ای که حاکم شد این‌ها را از او بگیریم، خالی می‌شود.


بارها از خستگی کادر درمان صحبت شده است. شاید در ظاهر، منظور خستگی فیزیکی منظور بوده ولی در بسیاری از اوقات خستگی، خستگی ذهنی است. خسته از دیدن این همه صحنه‌های دردناک، از مریض‌های بدحال و غیره و البته پزشک یک انسانی است که از نزدیک با جان آن آدم ارتباط دارد و با او یک ارتباط همدلانه‌ای برقرار می‌کند و حال بد طرف مقابل، روی روان فرد درمانگر نیز تأثیر می‌گذارد.


صبح‌های بیمارستان، صبح‌های غم‌انگیزی است و صحنه‌های داغدیدگی بازماندگان یا ناراحتی یا استرس افراد مبتلا به کرونا واقعاً در روحیه کادر درمان در ابتدا اثر منفی می‌گذارد ولی به هر حال پزشکان و تمامی پرسنل درمانی کارشان را باید حرفه‌ای انجام دهند و این مسائل را در خودشان به حداقل برسانند تا بیشترین بهره‌وری را داشته باشند.


البته جامعه نیز واقعاً با برقراری ارتباط خیلی خوبی با کادر درمان، قدردان بودند ولی همان ارتباط همدلانه‌ای که پزشک با بیمارانش برقرار می‌کند، از سمت دیگری یا در تیم‌های پزشکی، این همدلی‌ها رخ نداد و شاید زحمات کمتر دیده شد و کارهایی که انجام شد، کمتر شنیده شد، این موضوع آن اثر پاداش‌دهی که برای کار یک پزشک یا کادر درمان مهم است را کاهش می‌دهد.


سروکار داشتن با بیماران سخت و بدحال، بر روی زندگی روزمره هر شخصی که در زمینه درمان خدمت می‌کند، تأثیر می‌گذارد و اگر این داستان به صورتی مزمن، ‌تکراری و روزمره شود، این تأثیرگذاری، فرسایشی‌تر می‌شود.


از «فرسایش» استفاده می‌کنم چون یک اصطلاحی داریم به نام «فرسودگی شغلی» که خیلی از افراد در شغل‌شان اگر به یک یکنواختی، سختی کار، استرس‌های شغلی، فشار بیش از اندازه باشد به آن دچار می‌شوند.


انتهای پیام/4167/



انتهای پیام/

ارسال نظر
captcha