صفحه نخست

آناتک

آنامدیا

دانشگاه

فرهنگ‌

علم

سیاست و جهان

اقتصاد

ورزش

عکس

فیلم

استانها

بازار

اردبیل

آذربایجان شرقی

آذربایجان غربی

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

کهگیلویه و بویراحمد

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

همدان

هرمزگان

یزد

پخش زنده

۱۷:۵۵ | ۱۹ / ۰۷ /۱۴۰۰
| |

خبر ذخیره‌سازی شده توسط علیرضا مزینانی (a.mazinani) در تاریخ ۰۰۰۷۱۹-۱۷:۵۵

کد خبر : 613719

محمدمهدی عبدخدایی- دبیرکل حزب فداییان اسلام
سؤال: مجموعه عملکرد بنی‌صدر در دوران ریاست جمهوری‌اش چطور بود؟ آیا خیانت‌هایی بوده یا نواقصی که به این نتیجه منجر شده است؟
- بسم‌الله الرحمن الرحیم. من پدر آقای بنی‌صدر را هم دیده بودم. ایشان روحانی بود. به تهران آمده بود، پشت مجلس شورای ملی آن موقع اسکان پیدا کرده بود. من با شهید نواب صفوی به دیدن او رفتیم. متأسفانه ایشان از نظر فکری با اینکه روحانی بود و با اینکه تقریباً سنگ ملی‌گرایی به سینه می‌زد، به نظرم اشکال داشت چون همان وقتی بود که آقای جان اف کندی جمعیت «تسلیح اخلاقی» را از آمریکا به ایران فرستاده بود چون کندی رئیس جمهور کشته شده آمریکا یک جمعیتی درست کرد به نام تسلیح اخلاقی که می‌خواهم مردم خاورمیانه و مردم دنیا را به اخلاق خوب مسلح کنم. آن گروه به دیدار پدر آقای بنی‌صدر آمده بودند و پدر آقای بنی‌صدر از آنها تعریف می‌کرد.
مرحوم نواب صفوی برگشت به پدر ایشان گفت چقدر ایران بدبخت شده؟! ما فرهنگ اخلاق را به دنیا صادر می‌کنیم. پیغمبر ما گفت «بُعثتُ لأُتمّم مکارم الأخلاق». الان آقای جان اف کندی از آمریکا می‌خواهد جمعیت تسلیح اخلاقی بفرستد، نمایندگانش را به ایران می‌فرستد و شما با آنها ملاقات می‌کنید.
البته پدر آقای بنی‌صدر شاید ضد دربار بود اما بنی‌صدر خودش در فرانسه طرفدار جبهه ملی بود و چون خودش طرفدار جبهه ملی بود، از یک خبرگزاری به او پول داده بودند که 10 مقاله به نفع دکتر مصدق بنویسد.
لذا روزی که به ایران آمد، باید بگوییم نماد جبهه ملی بود. اینکه می‌بینید این آدم با امام(ره) زاویه پیدا می‌کند با اینکه در یکی از مصاحبه‌های مطبوعاتی‌اش می‌گوید من در شرایطی هستم که نمی‌توانم با رهبری مخالفت کنم، در این شرایط قرار گرفت و با رهبر مخالفت کرد.
با اینکه عظمت آقای بنی‌صدر، برگشت آقای بنی‌صدر، اعضای نهضت آزادی و اعضای جبهه ملی، همه را انقلاب باعث شده بود اینها برگشته بودند و چشم‌پوشی می‌کردند روی اشتباهات مرحوم دکتر مصدق که آیا در سیاست موازنه منفی‌اش جایگاهی اشتباه کرد یا نکرد؟ آیا اختیارات 6 ماهه از مجلس گرفتن که هر چیزی را امضا می‌کند، قانون است یا نه؟ یا اختیارات یک ساله درخواست کردن.
با این خصوصیات، امام(ره) انسانی بود که به آرای مردم بسیار احترام می‌گذاشت و می‌گفت مجلس در رأس امور است و مردم، حتی به نمایندگان اولین دوره مجلس خبرگان فرمود شما وکیل مردم هستید، شما قیّم مردم نیستید.
وقتی مردم بنی‌صدر را انتخاب کردند، با اینکه به قول خود بنی‌صدر، امام(ره) از نظر فکری با او اختلاف داشت اما او را تنفیذ کرد و از بنی‌صدر حمایت کرد به‌گونه‌ای که فرماندهی کل قوا را به او داد.
امام(ره) بیشترین خدمت را به او کرد اما او مردانگی نکرد. اولاً نگاهش به جنگ نگاه غلطی بود و این نگاه غلط، من همیشه می‌گویم تاوان اشتباه یک سیاستمدار را یک ملت می‌دهد، ‌اشتباه شخصی نیست، اشتباه بنی‌صدر در صدر ریاست جمهوری این مملکت، لطمه‌اش به ملت خورد.
اولین خیانت‌اش این بود که اصولاً با نظام هماهنگی نداشت. از نظر فکری هماهنگی نداشت. عدم هماهنگی بنی‌صدر با نظام، با شخصیت‌های انقلاب، با شهید بهشتی، با آدم‌هایی که ستون انقلاب بودند، خود به خود اشکال داشت.
دومین خیانت‌اش این بود که رئیس جمهوری مثل آقای رجایی را که خون و پوستش به انقلاب بستگی داشت، با تحقیر، همان‌جور که خودش می‌گفت زبان بهتر از گلوله است، زبان به انتقاد از او باز کرد و گفت شاید ایشان سواد اینجا را ندارد، در حالی که آقای بنی‌صدر هم دکتری نداشت، شهید رجایی هم فوق لیسانس داشت، در این مملکت بزرگ شده بود، زندان رفته بود، درد کشیده بود، از پایین آمده بود، او پسر آسید نصرالله بنی‌صدر بود که پدرش از مالکین بزرگ همدان بود. قابل مقایسه نبود یک انسانی که از پایین شهر، از پایین کشور، از دستفروشی حرکت کرده خودش را به جایی رسانده که مدیر مدرسه کمال شده که آدم‌هایی مثل 0800 مهندس بازرگان و ... درست کردند، این آدم را شایسته دانستند که مدیر مدرسه‌اش کردند، بنی‌صدر با تحقیر و ناجوانمردانه به ایشان حمله می‌کند. 
به نظر من مهم‌ترین خیانت‌اش عدم درک انقلاب و مفاهیمی که رهبری انقلاب می‌خواست، بود.
در جنگ هم ایشان اشتباهات بزرگی کرد. مثلاً می‌گفت بگذارید عراق بیاید داخل کشور، حمله گازانبری کنیم، مثل اینکه روس‌ها، آلمان‌ها را داخل شوروی کشیدند و با حمله گازانبری آنها را از بین بردند یا مثل جریان ناپلئون.
فکر جلو نبود، فکر پیشرفت تکنولوژی نبود، فکر پیشرفت اسلحه دنیا نبود. نمی‌فهمید یا نمی‌دانست یا خیانت می‌کرد، یکی از این سه‌تا، که من تعبیر به خیانت می‌کنم.
وقتی اشتباه یک سیاستمدار، یک فرمانده کل قوا باعث می‌شود که دشمن قدم‌هایی رو به جلو بردارد، این خیانت است.صرف‌نظر از اینکه من با آقای بنی‌صدر اختلاف فکری داشتم. درست که ایشان می‌گفت من مذهب و ملیت را دو روی یک سکه می‌دانم، در حالی که در ریاست جمهوری‌اش یک روی سکه را به آن گونه که جبهه ملی فرض می‌کرد، می‌دید و این‌گونه بود.
به همین جهت نیروهای ما در زمان بنی‌صدر خیلی زود عقب کشیده شدند و اگر امام(ره) نبود و اگر او (بنی‌صدر) نرفته بود، معلوم نبود چه بلایی سر جنگ می‌آمد.
حتی یکی از بزرگانی که نماینده امام در جنوب بود، به او می‌گفتند آقای مکارم (اسمش الان یادم رفته)، روحانی بزرگواری بود که ایشان آمده بود به تهران، با ما صحبت کرد، رفت با امام(ره) صحبت کرد که نیروهای عراقی دارند هماهنگی می‌کنند، احتمال حمله به ایران است. 
وقتی به ایشان گفتیم، با بی‌اعتنایی گفته بود نمی‌توانند حمله کنند. یا نادان بود یا خیانکار. اگر نادان بود، نادانی‌اش به خیانت مبتلا شده بود. 
عراق با 10 لشگر به ایران حمله کرد، به گونه‌ای که ایشان دیده بود عراقی‌ها دارند سنگرهایی را می‌سازند، آماده حمله به ایران هستند و با اینکه امام(ره) فرماندهی کل قوا را به او تقویض کرده بود، بی اعتنا به این جهت بود، یکمرتبه دیدیم عراق به ایران حمله و خرمشهر را بتدیل به خونین‌شهر کرد، اینقدر این جنگ ادامه پیدا کرد، محمد جهان‌آرا شهید شد که این سرود «ممدی نبودی شهر آزاد شد»‌ به خاطر محمد جهان‌آراست.
من همان موقع به جبهه رفتم، همان موقع اوایل حمله به کرمانشاه رفتم. میگ‌های عراقی تا نزدیک پادگان ابوذر آمده بودند. روحانی بود که در آن پادگان بود آمد دقیقاً با من درد دل کرد، گفت عراق آمده بود به ما حمله کند، آقای بنی‌صدر به آیت‌الله شهید اشرفی اصفهانی گفته بود که آیت‌الله شهید اصفهانی به من هم این داستان را گفت که شما کرمانشاه را تخلیه کنید، عراق بیاید به کرمانشاه. شهید اشرفی اصفهانی گفته بود من در اینجا می‌مانم اگرچه شهید شوم.
آن روحانی گفت بنی‌صدر به ما گفته اسلحه‌ها را آتش بزنید، منفجر کنید، برگردید عقب. خیانت از این بیشتر می‌شود؟! یک فرمانده کل قوا به فرمانده پادگان (به نظرم مرحوم شیرودی بود) می‌گوید انبارها را از بین ببرید، عقب بنشینید. 
در حقیقت بنی‌صدر داشت یک خیانت بزرگ می‌کرد که عقب‌نشینی کند عراقی‌ها بیایند تا کرمانشاه را بگیرند.
مسئله دومی که اینجا هست، چه شد که آنها مقاومت کردند؟ فرمانده هوانیروی مرزهای آنها (که به نظرم شیرودی یا یک برادر دیگر بود)، نیروها را جمع می‌کند، می‌گوید آنجا بنی‌صدر دستور می‌دهد، اینجا من دستور می‌دهم. من با هلی‌کوپتر حمله هوابرد می‌کنم، نیروهای زمینی هم کمک کنند نگذاریم کرمانشاه و پادگان ابوذر تسلیم شود.
خیانت از این مشهودتر نمی‌شود! صرف‌نظر از اینکه ایشان با جبهه انقلاب، با فرماندهان بزرگ انقلاب هماهنگ نبوده، کدام خیانت از این بالاتر که منافقین 72 تن از بهترین فرزندان اسلام، از رهبران جمهوری اسلامی را شهید کردند، درست است که مردم می‌گفتند دشمن در چه فکریه؟ ایران پر از بهشتیه! واقعاً مدیر آگاهی چون بهشتی در طول زمان تربیت شده بود 1440 
بنی‌صدر با منافقین همکاری و با مسعود رجوی فرار کرد. از این بدتر چیزی می‌شود؟!
تفکر عقب‌‌مانده، همان‌جور که در سیاست موازنه منفی مرحوم دکتر مصدق اشتباه کرد، در عین حال که مصدق وابسته به خارج نبود و دست است از نظر مذهبی لائیک بود اما از نظر ملی می‌گفتند آدمی ملی است اما در مورد آقای بنی‌صدر نمی‌توانیم بگوییم نادانسته این کارها را کرده.
خب می‌توانیم بگوییم دکتر مصدق خیلی از جریانات آمریکا را نمی‌دانست. مثلاً جریان طرح مارشال را نمی‌دانست که آمریکا در طرح مارشال به انگلستان 85 درصد برای صنایع انگلستان، سرمایه‌داری آمریکا پول داده و آمریکا انگلستان را رها نمی‌کند. 
لذا وقتی که فهمید و به واشنگتن رفت، گفت خوب است بر سردر وزارت خارجه آمریکا نوشته شود «اینجا کنسولگری انگلیس است». 
می‌توانیم در اینجا بگوییم چون فهمید، آمد پای آمریکا را ببُرد. آمریکا و انگلیس دست به دست هم دادند، در شوروی هم مسائلی اتفاق افتاد که در اسفند سال 1301 استالین مرند، 1625 مرکزی حزب کمونیست شوروی برای تعیین رهبر دچار اختلاف شد، حمایت‌اش را از احزاب 1630 از جمله حزب توده برداشت، این را هم بنی‌صدر نمی‌دانست.
لذا در 28 مرداد آقای ساتریکوف نشسته بود ببینند چه دستوری می‌دهند، لویی هندرسون وزیر خارجه آمریکا فعال بود.
اینها باید دقیق در تاریخ معلوم شود چرا در 28 مرداد ساتریکوف نشسته بود، چرا حزب توده و نیروهای چپ بیرون نیامدند کودتا را بشکنند، چرا جبهه ملی بیرون نیامد جریان را بشکند؟ چهار نفر از میدان بلند شدند با پنج‌تا تانک، به قول خودش دولت ملی را ساقط کردند.
اینها چیزهایی است که آیا بنی‌صدر این جریانات گذشته را می‌فهمید؟ تاریخ را خوانده بود؟ اشتباهات را می‌فهمید یا نمی‌فهمید؟وقتی می‌گوییم بنی‌صدر خیانت کرد، به خاطر اینکه می‌گوییم اگر کسی که نفهمید، نباید مسئولیت بپذیرد.
هر کس نفهمید، مسئولیت پذیرفت و خودش را فهمیده دانست، خیانت است مسئولیت بپذیرد.
به نظر من دولت دوره ریاست جمهوری آقای بنی‌صدر از سیاه‌ترهین دوره‌های ریاست‌جمهوری است. شدیداً غرب‌زده بود، به غرب علاقه‌مند بود، آن کیش شخصیتی که مصاحبه می‌کرد و صحبت کرد، خودش بود کیش شخصیت داشت، شخصاً خودش بود.
من یادم است شبی که آقای هاشمی رفسنجانی انتقاد کرد در تلویزیون و مرحوم شهید بهشتی انتقاد کرد که شهید بهشتی خیلی عالمانه انتقاد کرد، ‌اگر خاطراتش را بخوانید، از تلویزیون بگیرید ببینید، می‌بینید شهید بهشتیه چقدر خوب می‌فهمید، چقدر خوب مسائل را درک می‌کرد، ‌او هم تحصیلکرده دانشگاه بود هم تحصیلکرده حوزه، او هم خارج را دیده بود، زبان بلد بود. اگر بنی‌صدر یک فوق‌لیسانس داشت، دکتر بهشتی دکتری داشت، اجتهاد داشت، متدین بود. صحبت‌های بهشتی را با صحبت‌های بنی‌صدر مقایسه کنید، ‌چقدر قاصله دارد؟
یکی از بزرگ‌ترین خیانت‌ها این بود که تلاش کرد بهشتی و گروهی که انقلاب کردند را ترور شخصیت کند.
خیانت بنی‌صدر ترور شخصیتِ شخصیت‌هایی بود که واقعاً پایه‌های حکومت اسلامی و انقلاب بودند.
مطلب زیاد است، اگر بخواهم مطلب را بگویم می‌گوید مثنوی هفتاد مَن کاغذ شود. من مختصر و ریشه‌ای گفتم.


انتهای پیام/

ارسال نظر
captcha