گاوخونی
در مورد اینکه اعلام میشود 96 درصد تالاب گاوخونی خشک شده و فقط چهار درصدش رطوبت دارد توضیح دهید و سازمان محیط زیست در اداره کل محیط زیست اصفهان با توجه به این وضعیتی که به وجود آمده چه اقداماتی با سازمانها و نهادهای متولی این امر انجام داده است.
- مسئله تالابها، رودخانهها و تأمین حقابه زیستمحیطی، رسانهها و فعالان هم باید سؤالاتشان را از محیط زیست مطرح کنند و هم از دستگاههای متولی که موظف به تأمین آب و حقابههای زیستمحیطی هستند. حتماً از آنجاها هم باید دنبال شود. از کاربریهای مختلف، از صنایع مختلف سؤال و دنبال شود. ما خودمان بهشدت دنبال حقابههای زیستمحیطی هستیم و به شدت از این وضعیت ناراحت هستیم ولی تأمین حقابهها که دست ما نیست. ما هم داریم تلاش میکنیم که حقابهها تأمین شود. یعنی این پیشزمینه صحبتمان بود که رسانهها حتماً بدانند آن کسی که دارد دنبال میکند، چند وجهی دنبال کند. از ذینفعان مختلف، از دستگاههای اجرایی مختلف و از اصناف مختلف که مرتبط با زایندهرود هستند و از منابع استفاده میکنند، رویکردهای منابع و مصارف، از همه آنها سؤال شود که نتیجهاش یک نتیجه درستی دربیاید، بخشی نشود، بین بخشی باشد که برآیند این گفتگوها به یک نتیجهای برسد.
حتماً شما از آقای مرفایی هم سؤال کنید که آقا تأمین حقابههای زیستمحیطی چه شد؟ همین سؤالی که از من میکنید، از دستگاههای ذیربط دیگر هم داشته باشید.
این یک موضوع. موضوع دوم این است که بله، متأسفانه چون حقابههای زیستمحیطی تأمین نشده و رودخانه زایندهرود و تالاب گاوخونی هم بر اساس مطالعاتی که با پیگیری کل محیط زیست، دانشگاه انجام داده، از نظر جریانهایی که به تالاب گاوخونی میرسد، تقریباً 93 تا 94 درصد حیات گاوخونی به صورت تمام و کمال به وجود جریان آب دائمی و رسیدن حقابه از رودخانه زایندهرود بستگی دارد. حیاتش به این بند است.
برخیها میگویند، شاید امید داشته باشند یا گفته میشود اگر یک سیلابی بیاید شاید از جریانهای زیرحوزه هم یک چیزی به تالاب برسد. اگر سیلاب بیاید، هر چند سال یک بار اتفاق میافتد. ضمن اینکه رودخانههای فرعی دیگر که به تالاب گاوخونی میرسد بر اساس مطالعاتی که توسط دانشگاه انجام شده، تازه اگر شرایط نرمال باشد، بارندگی شود، سیل هم بیاید، هفت درصد میتواند روی حیات تالاب تأثیر داشته باشد.
بنابراین اینجا نفس تالاب به صورت 100 درصدی و به صورت کاملاً حیاتی، حیات تالاب وابسته به حیات و جریان زایندهرود است و حیات زایندهرود هم به این بستگی دارد که آب به صورت دائم در این بستر جاری شود.
الان متأسفانه چون حقابهها تأمین نشده، علیرغم همه پیگیریهایی که اداره کل محیط زیست و محیط زیست در پیگیریهایی که در سطوح مختلف ملی و استان داشته، تلاش کرده که بالاخره این حقابه را بر اساس قانون مطالبهگری کند و در جداول منابع و مصارف در سال آتی 99-98 ما پیگیری کردیم که حقابههای زیستمحیط خود تالاب که 176 میلیون مترمکعب در سال است، حالا اگر همهاش هم تأمین نشود، بالاخره ما هم محدودیتهای منابع که در دست است را واقف هستیم، حداقل بخشیاش تأمین شود که وضعیت گاوخونی از اینی که هست بحرانیتر نشود و رو به احیا برود. بخشیاش تأمین شود. کِی تأمین شود؟ اصل بر این است که جریان دائمی به صورت حداقلی هم که شده در سد زایندهرود از سرآب تا پایانش جاری باشد و در ایستگاه شاخهکِلان هم در مصب تالار گاوخونی حقابهها تأمین داده شود.
این اصل است. حالا که این اصل جاری نشده و پیگیریها جواب نداده، حداقل به صورت حجمی و سیلابی هم که شده ما رهاسازیهایی داشته باشیم که حقابهها را به صورت حجمی با سیلابی و در فصل غیرکشاورزی، مثلاً در زمستان برسانیم که به مصرف کشاورزی نرسد، برداشت غیرمجاز در طول مسیر که مسیری طولانی هم هست، نشود.
ولی در جدول منابع مصرف 99-98 گفتند برآورد شده بود که پیشبینی شده بود حدود 62 میلیون متر مکعب در فروردین، اردیبهشت و خرداد ماه حقابه زیستمحیطی رهاسازی شود که این هم متأسفانه محقق نشد و عملاً در نیمه اول سال 99 در این هشت ماه اخیر هیچ آبی برای تالاب گاوخونی رهاسازی نشده است.
اگرچه بله، اگر صحبت کنیم، مثلاً صحبت میشود شرکت آب منطقهای یا کلاً وزارت نیرو، نه، ما حقابههای زیستمحیطی را هم تأمین کردیم. وقتی آب تا سد رودشتین جاری باشد و به پاییندست نرود، یعنی هنوز 85 کیلومتر دیگر فاصله است تا تالاب، یعنی عملاً آبی به تالاب نمیرسد.
درست است که در مسیر زایندهرود چاهی نیست، ولی اینطوری نمیشود. کارکردهای زیستمحیطی دارد، ما قبول داریم ولی نمیشود به پای حقابههای زیستمحیطی نوشت.
حقابههای زیستمحیطی چیزی است که بهصورت دائم از سرآب تا پایاب، از سرشاخهها تا خود تالاب جاری باشد و حقابه اختصاصی تالاب چیزی است که ایستگاه شاخهکِلان تحویل داده شود.
ولی در حال حاضر آب رها است، تا سد رودشتین میآید بعد برای مصارف کشاورزی میرود. متأسفانه به نام سهمیه محیط زیست تلقی میشود و این یک بیانصافی کامل در حق تالاب است چون اصلاً وقتی که ما به تالاب هیچ حقابهای در هشت ماه ابتدای سال 99 نداشتیم، چگونه میشود پذیرفت که حقابه زیستمحیطی تأمین شده است. اگر تأمین شده، کجا رفته است؟
متأسفانه جریان زایندهرود هم که از ابتدای 6 ماه دوم سال و اول مهر ماه دوباره قطع شد و خود رودخانه زایندهرود هم شرایط کاملاً خشکی دارد و اصلاً شرایطش مناسب نیست. تالاب گاوخونی هم حقابه که به آن نرسد 96 درصد سطح تالاب خشک است، فقط بخشهایی از لایههای زیرین تالاب، آن هم در بخشهای شمالی تالاب گاوخونی مرطوب است و این حداقل کارکردی که میتواند داشته باشد این است که از تبدیل شدن به کانون واقعی گرد و غبار و خیزش گرد و غبار مسموم تا حدی به تعویق بیندازد و اگر این شرایط ادامه داشته باشد، طبیعتاً متأسفانه روز به روز شرایط این تالاب بحرانیتر میشود.
در خصوص اقداماتی که محیط زیست انجام داده، ما علاوه بر پیگیریهای مختلفی که در سطوح ملی و استانی برای حقابهها داشتیم، مشارکت فعال در تدوبین نقشه راه احیای زایندهرود و تالاب گاوخونی داشتیم. ما در این نقشه راه که اهداف، اقدامات لازم و وظایف دستگاههای مختلف مشخص شده، به صورت هایلایت و با تأکید بر حقابههای زیستمحیطی پافشاری کردهایم آن هم به تفکیک. مقدار حداقل 313 میلیون متر مکعب به تفکیک 137 میلیون متر مکعب برای رودخانه و 176 میلیون متر مکعب برای تالاب که این به صورت مجزا دیده شود و حقابهها به این مقدار تأمین شود.
(قطع تماس)
اقداماتی که محیط زیست انجام داده، ما در قضیه نقشه راه احیای زایندهرود تأکید داشتیم، یا این تالاب گاوخونی به جد دیده شود، حقابههای زیستمحیطی به عنوان یک اقدام اساسی در حوزه زایندهرود که تالاب گاوخونی سطح بسیار وسیعی دارد و یک اکوسیستم منحصربهفرد در فلات مرکزی است، حقابههایش تأمین شود. این اقدام هم کردهایم، به عنوان یک سند بالادستی یک نقطه قوتی است که در آینده 1220 و هم میتوانیم مطالبه حقابه را به صورت جدیتره داشته باشیم. این یک موضوع است.
موضوع دوم در تدوین برنامه سازگاری با کمآبی استان اصفهان، بالاخره دستگاههای مختلف برنامههایشان و اقداماتشان مشخص است. اقدامات اساسی و وظایف مشخص است. احیای رودخانه زایندهرود و دائمی بودن ؟؟؟ و مخصوصاً ؟؟؟ زیستمحیطی تأکید کردهایم. خدا را شکر در آن برنامه سازگاری هم به نجات تالاب گاوخونی و تأمین حقابههای زیستمحیطی به عنوان یک اقدام اساسی آمده. این هم جزء اسناد بالادستی است که بعد بشود از این ؟؟؟ پیگیریها و مطالبات را داشت.
از آن طرف هم کارگروه ملی احیای زایندهرود تشکیل شده. قبلاً چنین چیزی وجود نداشت ولی در این یکی دو سال چنین چیزی تشکیل شده. ما امیدواریم که این موضوع نقطه عطفی شود که در عمل، ما اقدامات خیلی بهتری را ببینیم که إنشاءالله در نهایت زایندهرود بزرگ احیا شود، آب دائمی مثل گذشته در آن جاری شود و منتج به این شود که نگاه ویژهای به تالاب گاوخونی شده و احیا شود. ضمن اینکه محیط زیست هم ذیل قانون حفاظت از تالابها و رودخانههای در خطر و همچنین طرح حفاظت از تالابهای ایران، احیای گاوخونی را به عنوان یک زیستگاه حساس، به عنوان یک عرصه خیلی دارای شرایط خاص مورد توجه و تأکید جدی ؟؟؟ برای همین قانون حفاظت از تالاب و رودخانهها و احیای تالابهای ایران در نظر است، قطعاً پیگیریهای جدی هم از طریق سازمان ما انجام میشود و ردیفهای بودجهای هم در آن دیده میشود که إنشاءالله ما بتوانیم بندهایی را در جهت اجرای نهتنها لایروبی، پروژههای پژوهشی، پروژههای پایشی، آن پروژههایی که نهایتاً منتج به کمک به احیای تالاب شود بتوانیم با قدرت و شدت و حدّت بیشتری دنبال کنیم.
با توجه به وضعیتی که الان تالاب دارد، چقدر فرصت داریم که وضعیت تالاب به نقطه غیرقابل بازگشت نرسد؟
- واقعیت این است که زیستگاههای تالابی و طبیعت، اگر قدمی در جهت احیایش برداشتیم، خود طبیعت با آن لطفی که دارد، دوباره این امید را به ما میدهد که بشود با سرعت بیشتری چند قدم به سمت احیا پیش بیاید. یعنی اگر حقابههای زیستمحیطی تالاب گاوخونی، ما تأکید داریم بر تأمین آن 176 میلیون آن، این حداقللش است. ما با علم بر محدودیت منابع آبی، این موضوع مد نظر است که حتی اگر کل 176 میلیون هم تأمین نشد، بخشی تأمین شود، تالاب گاوخونی را تا حد زیادی میتواند در مسیر احیا قرار دهد و به احیای آن کمک کند.
ما تا دیر نشده حقابههای زیستمحیطی را به عنوان اولویت دوم بعد از 1700 که در ضوابط و مقررات هم دیده شود، تأمین کنیم و لازمهاش این است که حقابه زیستمحیطی به عنوان یک ؟؟؟ باشد، یعنی تحت هر شرایطی این حقابههای زیستمحیطی تأمین شوند چون با حفظ ذخایر ژنتیکی ما ارتباط مستقیمی دارد. با پیشگیری از خیزش گرد و غبار مسموم و تبدیل شدن به یک کانون گرد و غبار ارتباط مستقیمی دارد. ارتباط مستقیمی با حفظ سلامت و بهداشت عمومی دارد که بالاخره ما اینجا را احیا کنیم که به کانون گرد و غبار تبدیل نشود که مشکلحات عدیده بهداشتی و ضرر و زیانهای خیلی گسترده اقتصادی-اجتماعی داشته باشد. چون یک تالاب که خشک شد، آن هم یک تالابی با این عرصه پهناور که حداقل 47 هزار هکتار وسعت دارد و در سالهای پرآبی تا 63 هزار هکتار هم این وسعت برآورد شده، اگر خشک شد، نهتنها کارکردهای مختلف دهگانهای که دارد را از دست میأهیم، تبعات خطرناکی که این تالاب خشکیده میتواند داشته باشد هم بسیار خطرناک است.
راهش این است که حفاظت از تالاب و احیای رودخانهها و تأمین حقابهها و کلاً کانال زیستمحیطی نیاز به مشارکت تمام دستگاههای ذیربط دارد، تمام ذینفعان، تمام آنهایی که به نوعی از این آب استفاده میشود که واقعاً در سایه یک همدلی، همافزایی، در سایه یک احساس مسئولیت و مشارکت واقعاً فراگیر و همگانی بتوانیم تالاب را تأمین کنیم.
وگرنه اگر بخواهیم به صورت بخشی، از این بخش برویم سروقت آن بخش و آن ارتباطات بین بخشی را برقرار نکنیم به نتیجه نمیرسیم. من خودم یک امیدواریهایی دارم چون قبلاً اینها نبود. امید بر این است که ذیل برنامه سازگاری با توالی زایندهرود، نقشه راه احیای زایندهرود، کارگروهی که در سطح ملی تشکیل شده و همین طرح حفاظت از تالابهای ایران، اینها همه اسناد بالادستی است که یک امیدی را میدهد که بتوانیم در آینده، تالاب گاوخونی را با تأمین حقابههای زیستمحیطی حداقل در جهت احیایش حرکت کنیم. تا به حال هم اقدامات خوبی از طرف محیط زیست در حد بضاعت و تأمین اعتباراتی که توانسته و اهتمامی که داشته، اقدامات مؤثر و خوبی انجام شده. مثلاً سه طرح لایروبی را انجام دادهایم که از سد رودشتین تا تالاب گاوخونی 85 کیلومتر فاصله است. به علت عدم تأمین حقابههای زیستمحیطی در سالهای اخیر مورد تغییرات واقعاً در توالی تغییرات اساسی پیدا شده، یعنی پوشش گیاهی گستردهای در 2057 رشد کرده که نباید باشد، دستاندازیهایی شده ؟؟؟ غیرمجازی بوده. یعنی واقعاً اگر آبی هم جاری شود دیگر مسیر درست باز نیست که به تالاب برسد.
ما سه پروژه لایروبی را نه به صورت پیوسته، چون بضاعت مالی نمیرسیده، بالاخره اعتبارات کلانی میخواهد که این 85 کیلومتر لایروبی اساسی شود ولی ما سه پروژه اجرا کردیم به صورت غیرپیوسته و بر اساس اولویتها که پروژه لایروبی و رفع موانع از بستر و تسهیل جریان که کمک شایانی کرده به اینکه اگر آبی باشد یا هر مقدار پساب و 2150 کشاورزی به صورت حداقلی هم که شده به تالاب گاوخونی برسد.
یعنی همین امسال هم که حقابههای زیستمحیطی تأمین نشد، ؟؟؟ به صورت ؟؟؟ مثلاً 400 لیتر در ثانیه، پساب و ؟؟؟ کشاورزی به تالاب رسیده. من نمیگویم این حقابه است. اینها هم بالاخره با خودش فلزات سنگین و آلایندگیهایی دارد ولی نقطه مثبتش این است که بخشی از قسمتهای تالاب را مرطوب نگه میدارد که حداقل یک مقداری تبدیل شدن به کانون گرد و غبار را به تعویق بیندازد.
ما به جد دنبال تالاب هستیم و واقعاً برای تالاب خیلی صحبت و گفتگو با رسانههای مختلف کردیم، مطالبهگری کردیم و ناامید نمیشویم. تلاش خواهیم کرد، دست همه را هم میفشاریم.
انتهای پیام/