صفحه نخست

آناتک

آنامدیا

دانشگاه

فرهنگ‌

علم

سیاست و جهان

اقتصاد

ورزش

عکس

فیلم

استانها

بازار

اردبیل

آذربایجان شرقی

آذربایجان غربی

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

کهگیلویه و بویراحمد

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

همدان

هرمزگان

یزد

پخش زنده

۲۲:۰۲ | ۲۵ / ۰۶ /۱۳۹۹
| |

بهترین شعر عاشقانه حافظ برای پروفایل

حافظ شیرازی، یکی اط شاعران معروف و محبوب ایرانی هاست. این شاعر بزرگ ایرانی ارتباط عمیقی با قرآن دارد.
کد خبر : 515286

اشعار ناب حافظ برای پروفایل



خیال روی تو در هر طریق همره ماست
نسیم موی تو پیوند جان آگه ماست


******


من حاصل عمر خود ندارم جز غم
در عشق ز نیک و بد ندارم جز غم
یک همدم باوفا ندیدم جز درد
یک مونس نامزد ندارم جز غم


***


اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را
به خال هندویش بخشم سمرقند و بخارا را


***


صنما با غم عشق تو چه تدبیر کنم
تا به کی در غم تو ناله شبگیر کنم


دل دیوانه از آن شد که نصیحت شنود
مگرش هم ز سر زلف تو زنجیر کنم


***


هوا خواه توام جانا و می دانم که می دانی
که هم نادیده می دانی و هم ننوشته می خوانی


****


فکر بلبل همه آن است که گل شد یارش
گل در اندیشه که چون عشوه کند در کارش


***


ای که از کوچه معشوقه ما می‌گذری
بر حذر باش که سر می‌شکند دیوارش


آن سفرکرده که صد قافله دل همره اوست
هر کجا هست خدایا به سلامت دارش


***


ما زیاران چشم یاری داشتیم
خود غلط بود آنچه می پنداشتیم


***


مرحبا ای پیک مشتاقان بده پیغام دوست
تا کنم جان از سر رغبت فدای نام دوست


***


جز نقش تو در نظر نیامد ما را
جز کوی تو رهگذر نیامد ما را


***


دیدی ای دل که غم عشق دگربار چه کرد
چون بشد دلبر و با یار وفادار چه کرد


***



مرا می‌بینی و هر دم زیادت می‌کنی دردم


تو را می‌بینم و میلم زیادت می‌شود هر دم


***


شبی دل را به تاریکی ز زلفت باز می‌جستم


رخت می‌دیدم و جامی هلالی باز می‌خوردم


***


در انـــدرون مــــن خستـــه دل نـــدانــــم کــیســت


کــــه مـــن خموشـــم و او در فغــان و در غوغاست…


***


ای که گفتی جان بده تا باشدت آرام جان


جان به غم هایش سپردم نیست آرامم هنوز


***


گر چه یاران فارغند از یاد من


از من ایشان را هزاران یاد باد


***


تا گنج غمت در دل ویرانه مقیم است


همواره مرا کوی خرابات مقام است


***


گل در بر و می در کف و معشوق به کام است


سلطان جهانم به چنین روز غلام است


***



راهیست راه عشـــق کـــه هیچش کـــــناره نیست


آن جـــا جــز آن کـــه جـان بسپارند چـاره نیست


***
هر گه که دل به عشق دهی خوش دمی بود


در کار خیر حاجت هیچ استخاره نیست…


***
تنم از واسطه دوری دلبر بگداخت


جانم از آتش مهر رخ جانانه بسوخت


***
من اگر نیکم و بد تو برو خودت باش


هر کسی آن درد و عاقبت آن که کشت


***
خمی که ابروی شوخ تو در کمان انداخت


به قصد جان من زار ناتوان انداخت


***
گفتم : غم تودارم


چیزی نگفت وبگذشت


***
نه راه است این که بگذاری مرا بر خاک و بگریزی


گذاری آر و بازم پرس تا خاک رهت گردم


***
جز نقش تو در نظر نیامد ما را


جز کوی تو رهگذر نیامد ما را


***
صلاح کار کجا و من خراب کجا


ببین تفاوت ره کز کجاست تا به کجا


***
روز و شب خوابم نمی‌آید به چشم غم پرست


بس که در بیماری هجر تو گریانم چو شمع


***
کوه صبرم نرم شد چون موم در دست غمت


تا در آب و آتش عشقت گدازانم چو شمع


***
بیا تا حال یکدیگر بدانیم


مراد هم بجوییم ار توانیم


***
سایه معشوق اگر افتاد بر عاشق چه شد


ما به او محتاج بودیم او به ما مشتاق بود


***
خیال روی تو در هر طریق همره ماست


نسیم موی تو پیوند جان آگه ماست


***
گر من به غم عشق تو نسپارم دل


دل را چه کنم بهر چه می دارم دل


***
چنان به موی تو آشفته ام به بوی مست


که نیستم خبر از هر چه در دو عالم هست



{$sepehr_old_album_515286}

انتهای پیام/

ارسال نظر
captcha