مامان من زن میخوام! / سوءاستفاده ابزاری از بچهها در اینترنت
شلوغ نکنید همه اینها برای سرگرمی است
با پدر و مادرهای جوان که حرف میزنیم اما چنین اعتقادی ندارند. از نظر آنها بچهها باید همه چیز را بدانند و این چیزها جز چیز سرگرمی چیز دیگری نیست. آنها معتقدند روش تربیتی آنها با تمام محدودیتهایی که وجود داشته، یک اشتباه بزرگ به حساب میآمده که فرصت یادگیری مهارتهای زندگی را از آنها گرفته است. آنها معتقدند از بچگی و حتی نوجوانی و بزرگسالی این حرفها عیب و عار به حساب میآمده که دختر و پسرها نباید علنی درباره آن حرف میزدند. خب نتیجهای که حاصل شد، این بود که خیلی از نسلهای گذشته که ازدواج کردند مهارتهای زندگی و همسرداری را بلد نبودند و نتوانستند آنطور که باید زندگی کنند. از نظر آنها دانستن این مسائل و حرفزدن درباره آن را نباید خیلی جدی گرفت و باید به دیده سرگرمی نگاه کرد و بچهها را راحت گذاشت. زهره واحدی البته دراینباره نظر دیگری دارد. او علاوه بر اینکه به نسل گذشته درباره نحوه تربیت سختگیرانهای که داشتهاند حق میدهد، معتقد است اینگونه رفتار هم افراط است.
بگذارید بچهها بچگی کنند
اما چاره چیست؟ چگونه میتوان جلوی این وانهادگی را که به سرعت درحال همهگیرشدن است، گرفت؟ خانوادهها چگونه مجاب خواهند شد که نباید کودک درون فرزندهایشان را از بین ببرند و آنها را با مفاهیم بزرگسالانه آشنا کنند و به این حرکت افتخار کنند؟
زهره واحدی میگوید: شاید تنها دانستن این نکته که دانستگی با دانایی فرق دارد و نباید حرفزدن زودهنگام بچههای این سال را به حساب دانایی آنها گذاشت، کمی قضیه را برای والدین روشنتر کند. واقعیت این است که بچهها به شدت تحتتأثیر رفتار دیگران هستند و حرفها را از حفظ میکنند. اینکه بچهها یکسری حرفها را تکرار میکنند و والدین از این حرکت آنها شگفتزده میشوند، درواقع یک دلخوشی پوشالی است. مثل یک ویترین زیباست که بدون استفاده میماند. والدین باید بدانند اینها نشان از دانایی ندارد و برعکس منطق بچهها را به هم میریزد و آنها را با مسائلی درگیر میکند که همسن و سالهایشان از آن بیخبرند. این اتفاق شاید بهطور مستقیم روی خانواده و بنیان آن تأثیری نداشته باشد اما درنهایت به این منجر میشود که بچه از ارتباط گرفتن با دیگران عاجز میماند. یعنی تأثیر مستقیم روی خود بچهها و روحیه آنهاست.
شاید تابهحال کسی به این قضیه اشاره نکرده باشد اما واقعیت این است که بچههایی که زیاد میدانند، کمتر میتوانند ارتباط برقرار کنند. این ارتباط برقرارنکردن میتواند ضربههای جدی به زندگی یک کودک وارد کند و به مراتب تأثیرات سوء بیشتری نسبت به دانستن این مطالب داشته باشد. زهره واحدی میگوید: بگذارید بچهها بچه باشند و لذت ببرند. در بزرگسالی این بحثها به اندازه کافی روحشان را درگیر خواهد کرد.
انتهای پیام/