محیط زیست مازندران //////////////
اتفاقاتی که در استان رخ داد، منشئش تا چه اندازه به عوامل انسانی تأثیرگذار بر تخریب محیط زیست بازمیگردد؟
- دررابطه با این سیل البته بهترین کار این است که برای اینکه علتیابی کنیم و راهکارهایی در پیش بگیریم باید مطالعهای کامل بهدور از هرگونه احساس و بخشینگری صورت بگیرد. یک تیم علمی بیاید و بگوید واقعاً علتش چه بود؟ چون الان سدسازان و آنهایی که طرفدار سد هستند میگویند اگر سد نبود، فلانجا را آب میبرد. مخالفان سد هم میگویند یک بخشی از این بلایی که بر سر ما آمد بهخاطر این بود که سد زدهایم، رودخانه کمکم بسترش پر شد و امروز میبینیم که سیل میآید و خسارت زیادی میزند و خیلی مسائل دیگر.
ولی شک نکنیم در خسارتهایی که به بار آمد، انسان نقش داشته است. یعنی فعالیتهای انسانی باعث شده الان پوشش گیاهی خیلی آسیب دیده است. ما در کشورمان 18 میلیون هکتار جنگل داشتیم، الان سازمان جنگلها میگوید 14 میلیون ولی آمارها و چیزهایی که مستند است حدود 12 میلیون هکتار است. حالا خیلی هم فرق ندارد که بگوییم 12 میلیون یا 14 میلیون، مهم این است که بخش اعظمی از جنگلهای ما از دست رفت. در همین شمال ما 3.5 میلیون هکتار جنگل داشتیم که الان به کمتر از 2 میلیون هکتار کاهش پیدا کرده است.
و از طرف دیگر بحث کیفیت جنگل است. جنگل در اصل از آشکوبهای مختلف از پایین از سبزه و علفیها، تا میآید به نیمقدها، آشکوبهای مختلف سنین مختلف جنگل را ما داشتیم. الان بهخاطر اینکه بشر هر جای جنگل متأسفانه پا گذاشته، با ماشین رفته آفرود، و رفته خیلی چیزها را از بین برده، زادآوری همه از بین رفته است و تقریباً جنگل شده سنگآشکوبه اکثر جاها. من خودم اسمش را گذاشتهام میگویم جنگل پیر شد. این جنگل دیگر قدرت تجدید حیات و زادآوری خودش را از دست داده است. این یعنی چی؟ یعنی فاصله پوشش گیاهی خیلی زیاد شد در جنگل، کیفیت جنگل آمد پایین. مراتع ما هم بهخاطر دام مازاد در مرتع و البته خشکسالیها و تغییر اقلیم هم قطعاً دخیل است ولی فعالیتهای انسانی بههیچوجه بیتأثیر نیست. ما همین بارندگی را در قدیم هم داشتیم، بیشتر از این هم داشتیم، با زمان بیشتر، سیل هم میآمد ولی خیلی تخریب نداشت. من همین امروز بازدیدی داشتم از یکی از نقاطی که در حاشیه رودخانه سیلزده شده بود دیدم که اصلاً بنده خدا آمده اصلاً در کنار رودخانه همه را گرفته کشت کرده. بله که وقتی آب بیاید، مسیر خودش را باز میکند و وقتی آب مسیر خودش را تغییر داد، آنوقت اراضی بیشتری را دستخوش تغییر میکند. پس ما حریمهای رودخانه را رعایت نکردیم. الان اتفاق شیراز را ببینید. خیلی از جاهای دیگر، در همین مازندران، متأسفانه تجاوز به حریم رودخانه الان در شهرهایی مانند چالوس اصلاً درون حریم دیگر مغازه و ساختمان شده است. در شهری مثل کلاردشت به همین صورت. جاهای مختلف یا اصلاً آنجایی که شهر نیست. همین رودخانه تجن ما بهعنوان یکی از رودخانههای بزرگ مازندران در مرکز مازندران، خیلی جاها بهخصوص قسمتهای شمالی رودخانه که میرسید میبینید عرض رودخانه بهشدت کم شده. در یک جاهایی که تقریباً دست نخورده است به 200 متر هم شاید برسد ولی یک جاهایی همین عرض میرسد به 10 متر. طبیعی است که اینجا که شد 10 متر گنجایش این حجم آب را ندارد و آب از مسیر خودش خارج میشود. وقتی از مسیر خودش خارج شد دوباره دیگر فقط در یک مسیر نمیرود، احتمال دارد این آب به هر جایی برود چرا که ما مسیرش را عوض کردهایم یا موجب شدهایم که مسیرش عوض شود.
بنابراین نتیجه میگیریم که این سیلها، این آبها، اگرچه عوامل متعددی را همکاران ما در مجموعه هواشناسی در تحلیلشان که اینجا هم یک مدیرکل بسیار قوی و علمی داریم، در تحلیلشان گفتند چون بههرحال هوا گرم شد و این بارشها عمدتاً آخرین روزهای اسفند و در فروردین بوده، طبیعتاً برف هم در بالادست آمده، برفها آبدار بوده، سریع آب شده، با باران قاطی شده، وقتی آمد، حجمش رفت بالا، پوشش گیاهی هم که متأسفانه در مسیر ضعیف شد، گل و لای قاطی آب شد، وزن حجمی آب رفت بالا، بنابراین شدت تخریبش خیلی زیاد شد. آمد و همینطور تخریب کرد. این قطعاً فقط مال مازندران نیست. در سایر استانها هم به احتمال قریب به یقین همین اتفاق افتاده. خشکسالی یک پدیدهای است که بههرحال اتفاق افتاده. خشکسالی هم نمیآید خودش را با ما تطبیق بدهد. ماییم که موظفیم خودمان را با طبیعت تطبیق بدهیم. ما باید سازگاری حاصل کنیم. فکر نکنیم اگر یک جایی 10 سال، 11 سال آب نیامد، پس دیگر آب نمیآید، حالا برویم کنار رودخانه خانه بسازیم، طبیعتاً این اتفاقاتی که بسیار هم ناگوار بود، بسیار هم رنجآور بود، حالا جانیاش یک طرف، جایی که خسارتهای مالی به مردم خورد، ساختمانهایشان از بین رفت، زراعتشان، کسبوکارشان، دامشان، واقعاً آدم رنجیدهخاطر میشود. چه بخواهیم چه نخواهیم، هر انسانی وقتی این صحنهها را ببیند، صحنهها صحنههای خوبی نیست و حتماً رنجش خاطر حاصل میشود. علتش شاید آن کس که ضرر کرده هم نیست! اینجا یک مسئله 0629 میشود، همه فکر میکنند آن کسی که امروز زراعتش را آب برد، گندمش را آب برد، دامهایش را آب برد، حتماً او مقصر است. من عرض کردم، در جایی که میآییم و حریم رودخانه را تجاوز میکنیم و ویلا میسازیم و آب را از مسیرش منحرف میکنیم، دیگر آب در یک مسیر نخواهد رفت و از هر مسیری احتمال دارد برود. یعنی آنهایی که امروز خسارت دیدهاند، بخش عمدهاش این است که نقشی در تغییر مسیر رودخانه و سیلاب هم نداشتند ولی امروز میبینیم که شدیداً خسارت دیدهاند. این است که این عوامل متعدد بله، پریود زمانی شاید الان یکی از ویژگیهایی که تغییر اقلیم دارد این است که ما قبلاً به فرض بارشی که در مازندران داشتیم شاید عمدتاً از اول پاییز شروع میشد و تا اردیبهشت ماه معمولاً ادامه داشت. تابستان هم باران داشتیم. ولی الان در سالهای اخیر میبینیم که پریود بارش هم تغییر کرد. یعنی مثلاً سال 96 در یک شب در رامسر 400 میلیمتر باران آمد. در سال 97 در دو شب 13 و 14 مهر ماه در تنکابن و غرب مازندران 313 میلیمتر باران آمد. این یعنی چه؟ یعنی آن پریودش هم به هم خورد. حالا که به هم خورده یعنی اینها یکسری عوامل طبیعی است که دارد اتفاق میافتد، ما باید حواسمان باشد و باید دستکاری در طبیعت را به حداقل ممکن برسانیم.
ما اگر بتوانیم کارهای آبخیزداری بکنیم، حفظ پوشش گیاهی بکنیم، همان شعار همیشگی سازمان جنگلها، حفظ است یا توسعه؛ البته آنها آخرش بهرهبرداری دارند، حالا ما با احتیاط فعلاً به بحث بهرهبرداری کاری نداریم، اگر این کار را بکنیم بسیار مؤثرتر از ساختن سد خواهد بود چرا که اینها همانجا آب را نشست میدهند، منابع آب زیرزمینی تغذیه میشود و بهرهبرداری از این آب افزایش پیدا میکند. در غیر اینصورت نه، همین تخریبها را بهبار خواهد آورد و چیزی که میتوانست کاملاً نعمت باشد، متأسفانه بیاید و به یک نغمت تبدیل شود. این بهخاطر رفتارهای ناصحیح ما با طبیعت است. ما باید رفتارمان را اصلاح کنیم. گرچه عرض کردم بههیچوجه ما نمیتوانیم این پدیده را تغییر دهیم. ما باید مدیریتش کنیم و این امکانپذیر است. فقط یک اراده جدی میخواهد، یک عزم همگانی میخواهد، همه هم باید بیایند پای کار، اگر انتظار دارند فقط دولت، فقط امور آب، فقط منابع زمین، فقط محیط زیست بیاید و حریم رودخانه را حفظ کند، این شدنی نیست. خود مردم باید بیایند پای کار. همه ما مؤثریم، همه ما میتوانیم 0919 آفرینی کنیم، همه ما میتوانیم کمک بکنیم به اینکه از خسارات جلوگیری کنیم و این نعمتها را به درستی استفاده کنیم. اگر یک عزم جدی و برنامهمحوری باشد، میتوان از این نعمت خدادادی بهدرستی استفاده کرد کمااینکه الان بخش اعظمی از تالابهای ما آبگیری شد و این خبر بسیار خوبی است. همین که شده بود کانون ریزگردها و باید از جیب من و شما و مردم که باید عوارض و مالیات بدهیم و از پول بیتالمال باید میرفت برای تثبیت شنهای رون، باید میرفت برای احیای تالابها، جلوی خیلی از هزینهها هم در سرجمع جلوگیری شد.
تالاب ارومیه، تالاب حورالعظیم، تالاب هامون، تالاب بختگان، تالاب تشک و کامسر و پریشان و حتی میغان و ... الان مثلاً امروز میغان را دیدم امروز نوشته بودند 100 درصد آبگیری شد. حتی در همین مازندران خلیج گرگان و تالاب میانکاله نزدیک شش هفت هکتارش خشک شده بود، الان الحمدلله آبگیری شد.
یکی از مواردی که میگفتند باعث تشدید خسارتها شده مخصوصاً در استانهایی مانند مازندران و گلستان، بحث سدهای خاکی و عدم لایروبی سدها بوده که بعضاً تا 40 درصد حجم تراز آب سد را بالا آورده بوده است. این مسئله با توجه به حجم بارش فراوانی که وجود داشت، میتوانست در کاهش خسارتها نقشی داشته باشد؟
- قطعاً ساختن خود سد هم نیاز به مطالعه دارد. مثلاً میگویند میخواهیم سد بسازیم، میگوییم با در نظر گرفتن سازهها و زمان خود سد، میبینیم که مثلاً 500 تا یک هزار هکتار جنگل از بین میرود. میگوییم اگر همین جنگل سر جایش بماند خودش بهصورت خودبهخود جلوی سیلاب و سرعت سیلاب و آب را میگیرد. چه دلیلی دارد که این همه پوشش گیاهی خدادادی را از بین ببریم. 1123 بعد مخزن آبی میسازیم در حالی که در بالادست حوزه آبخیز را رها کردهایم. طبیعتاً این گل و لای میآید و مخزن این سد را پر میکند و بعد از مدتی اصلاً آن سد را از هیّز انتفاع خارج میکند، این یعنی بههدر رفتن پول بیتالمال. ضمن اینکه خودش بالنفسه و بالقوه میتواند برای پاییندست خطرساز باشد. ما اگر سد ساختیم، لایروبیاش باید در دستور کار باشد و مدام انجام شود، حتماً مدیریت حوزه آبخیز سد انجام شود. اینطور نباشد که فقط سد را بسازیم و بعد رها کنیم و برویم. نه! اگر حوزه آبخیزش را مدیریت نکنیم و کارهای آبخیزداری نکنیم دوباره همین اتفاقات ناگوار میافتد. ضمن اینکه دررابطه با اینکه این گل و لای چقدر اثر داشته و این سدهای خاکی چقدر اثر داشته، باید دستگاه تخصصی امور آب بیاید دقیقاً اظهارنظر کند یا یک دانشگاهی بیاید بیطرف و بدون بخشینگری بررسی کند. نمیشود آدم همینجوری دررابطه با این موضوع نظر بدهد. طبیعتاً در شبکههای اجتماعی خیلیها دغدغه دارند، بعضیها هم البته بهدنبال سفسطه خیلی از موضوعات هستند، ما نباید به اینها توجه کنیم. باید یک کار علمی انجام شود که افکار عمومی هم پاسخ بگیرند که بله، این کار مؤثر بوده یا نبوده، چقدر تأثیر داشته، اینها به نظر من نیاز به یک مطالعه علمی دارد.
موضوع دیگری که خیلی مطرح است، بعد از اینکه جریان سیل تمام میشود و آب تا حدودی فروکش میکند و شرایط به حالت عادی برمیگردد، بحث تخریبهایی است که ممکن است در مراکز دفع پسماند یا سیستمهای فاضلابی بهوجود میآید، از قبیل اینکه ممکن است این پسماندها با سیلاب مخلوط شوند یا مثلاً سیستم فاضلاب از بین برود یا با نقص مواجه شود، چه اقداماتی برای کاهش اثرات منفی این موضوع صورت میگیرد؟
- ما متأسفانه در شمال هیچ سایت دفن کاملاً بهداشتی نداریم که یکی از پیامدهایش در همین موارد مثل سیل است. سیل وقتی میآید همه چیزی را میشوید و با خودش میبرد و طبیعتاً یکی از چیزهایی که میشوید و با خود میبرد همین سایتهای دفن زباله است چون عمدتاً در دامنه و شیب هستند و ضمن اینکه این زبالهها توسط سیل رها میشود، شیرابهها هم همراه سیلاب میشوند و بسیار خطرناک است. کارهای زیادی در سالهای اخیر انجام شده ولی واقعیت امر این است که این اقدامات به هیچ وجه کافی نیست و ما هنوز به نتیجه مطلوب نرسیدهایم. ما میگویم شمال متعلق به همه کشور است و همه باید بیایند و استفاده کنند. وقتی میگوییم متعلق به همه کشور است، توقع هم این است که همه کشور در ایجاد زیرساختهای ارائه خدمات مانند مدیریت پسماند هم باید در شمال کشور مشارکت کنند.
ما توقع داشتیم که هم مجموعه بهخصوص قانونگذاری و مجلس در بودجه، بودجه خوبی را ببینند برای مدیریت پسماند و ما بتوانیم بههرحال این مشکل پسماند را در مازندران حل کنیم. اگر حل نشود، مطمئناً در این سیل ما خیلی نگران بودیم، نیروهایمان را هم فرستادیم گفتیم گزارشهایی تهیه کنند ولی بارها این گزارشها تهیه شده اما واقعیت این است که اثرگذاری که باید داشته باشد را تا الان نداشته است که ما بتوانیم ببینیم مثلاً مشکل پنجتا از سایتهای عمده ما حل شده باشد. این اتفاق هنوز نیفتاده، زبالهسوزهای ما هنوز متأسفانه راه نیفتاده، همچنان دارد دفن میشود، حتی نمیشود گفت دفن! اصلاً باید بگویم که ما فقط مراکز تلنبار زباله داریم. و اتفاقات ناگواری میافتد. از لحاظ تصفیه فاضلاب هم کشور تقریباً میانگینش 50 درصد است، ما در استان مازندران متأسفانه 15 درصد هستیم یعنی حتی از میانگین کشوری هم بهشدت و بیش از سه برابر عقب هستیم و در حقیقت داریم میراثداری یک دوره زیادی از عقبافتادگی در حوزه بهبود کیفیت محیط زیست را به دوش میکشیم. این را هم در دو سه سال گذشته، هم مجموعه و همکاران ما در آبفا تلاش خوبی کردند اما سرعتش کافی نیست. الان هم که با محدودیت منابع و بودجهای مواجه شدند. امیدواریم که بههرحال واقعاً برای فاضلاب و پسماند مازندران و گلستان و گیلان یعنی سه استان شمالی یک اقدام عاجل و هماهنگی صورت بگیرد. الان ببینید چقدر از ذخایر آبزیان خزر ما کاهش پیدا کرد، چقدر رودخانههای ما آلوده شدند، اگرچه علتش فقط این نیست، بله، بحث نوع برداشتهای بیرویه و ایجاد ناامنی زیستی در رودخانهها و دریای ما هم مؤثر است ولی قطع به یقین میتوان گفت که یکی از علتهایش شاید ورود انواع آلودگیهایی است که بهواسطه سایتهای دفن زباله، بهواسطه ورود فاضلابهای خانگی دارد متأسفانه ایجاد میشود که این را هم بهلحاظ خودش بررسی میکنیم و یک گروهی را اصلاً اختصاص دادیم به اینکه بحث پیامدهای زیستمحیطی سیل را دارند بررسی میکنند ولی محتمل است که متأسفانه آسیب جدی زده باشد به بحث محیط زیست ما در رودخانه و دریا.
مشخص شده که الان چه میزان از گونههای گیاهی و جانوری باقیمانده با توجه به شرایطی که گفتید، در این سیل آسیب دیده؟
- دررابطه با گونههای گیاهی که بههرحال خیلی از درختها در اثر رانش و لغزش زمین از بین رفتهاند، پوشش گیاهی از بین رفته. در رابطه با گونههای جانوری ما در مازندران فقط دو رأس قوچ و میش را در حوزه جنوب 1801 داشتیم که بهخاطر ظاهراً تگرگ و یخبندانی که یکدفعه حاصل شد از بین رفتهاند و در حال بررسی آن هستیم. تلفات خاصی از لحاظ گونههای قابل مشاهده نداشتیم. در آبزیان قابل اندازهگیری بهصورت دقیق و مستقیم نیست، آن یک بحث دیگر است ولی در رابطه با گونههای دیگر، جانوری خیلی مشکل خاصی نداشتیم. سایتهایی که مرکز نگهداری و تکثیر ماست الحمدلله همه در حالت مطلوب بهسر میبرد.
آقای استاندار ما در جلسه مدیریت بحران یک موضوعی را مطرح کردند که ما نسبت به یک سیل دیگری که داشتیم به نام سیل نکا که چند سال پیش بود. بارندگی که این دفعه داشتیم نسبت به سیل نکا بهمراتب بیشتر و تقریباً دو سه برابر بود ولی حجم خسارت نسبت به آن سیل کمتر بود. ایشان گفتند این علت را هم بررسی کنند و حالا یک تیمی قرار شد بررسی کند ولی من فیالبداهه در جلسه عرض کردم که یکی از برکات طرح تنفس جنگل بوده است قطعاً! چون ما در سیل نکا دیدیم که انواع مقطوعات جنگلی مثل گردبینه، مثل هیزم، مثل 1930، الوار، اینها همه را آب آورده جلوی پل نکا، خاشاک هم آورده، درزهایش را پر کرده و یک سد طبیعی فوری تشکیل داد و این آب همه آمد درون شهر پخش شد و آن خسارات و مشکلات به وجود آمد ولی ایندفعه ما شاهد چنین اتفاقی نبودیم. اگر جاهایی هم بوده بهصورت تکدرخت آمده و رد شده و نیروهای امدادی که در منطقه بودند سریع توانستند با حداقل امکانات هم راه آب را باز کنند. که ببینید یک طرح تنفس جنگل چنین برکاتی داشت. حالا این طرح موافقان و مخالفان زیادی هم داشت، نظر همه هم محترم است و ما نظر مخالفان را هم باید بههرحال بشنویم، چون کار یک کار علمی است ولی برکتش را ما در این سیل واقعاً دیدیم. شک نکنید اگر طرح تنفس اجرا نمیشد و امروز پیمانکاران در داخل جنگل بودند و آن همه مقطوعات بود، ما در مازندران و گیلان و گلستان بهمراتب خسارت بیشتری باید پرداخت میکردیم. شاید به ضرس قاطع بتوانم بگویم چندین برابر باید پرداخت میکردیم ولی الحمدلله تا حدود زیادی جلوگیری شد. اگرچه یک بخشی را هم بینی و بینالله مدیون هم کار مردم هستیم، هم مدیون سپاه و بسیج هستیم، هم مدیون ارتش هستیم، هم مدیون دستگاههای دولتی هستیم. آن چیزی که من بهعنوان عضو کارگروه مدیریت بحران استان شاهد بودم کار شبانهروزی بود. حالا در شبکههای اجتماعی بعضاً برخی میآیند از مردمی که داغ دیدند، درد دارند، مشکل دارند واقعاً، زندگیشان رفته، وسایل خانهشان رفته، همان فیالبداهه یک چیزی با موبایل میگیرند و پخش میکنند، اینها به نظر من غرضورزی با کشور و مردم است. اگرچه باید انتقادات را شنید و منعکس کرد، انتقادات را اگر بخواهند منعکس کنند، آقای خاکپور و همکارانشان در رسانه مطرح کنند، باید ارزیابها بروند، نه اینکه در این فضا که همه دارند با جان و دل کار میکنند بیاییم خستگی را بگذاریم در تن یک عدهای. من اینجا دیدم که الحق و الأنصاف جا دارد از استاندار، از سپاه، از ارتش، از هلال احمر، از همه و همه تشکر کنیم. از لحاظ برق، آب، جادهسازی، بابا یک اتفاق بزرگی افتاد، شاید من نمیدانم، حالا آقایان باید بگویند، شاید در چند دهه اخیر یک سیلی با این وسعت، با این حجم، با این تعداد روز بیسابقه بود. اینها را هم باید بگوییم، بگوییم که داغ روی داغ مردم نگذاریم. مردم خودشان الان داغ دیدهاند، طرف زراعتش نزدیک بهرهبرداری بود رفت زیر سیل خودش داغان است، تمام زندگیاش رفته درون آب، داغان است، ما هم میآییم مرتب داغ روی داغش میگذاریم. بهجای اینکه برویم در این مواقع و کمکش کنیم. حتی از لحاظ روحی. از لحاظ روحی باید به او روحیه بدهیم. من روزهای اول هم خیلیها میگفتند که بیا مصاحبه بکن و بگو که چیه، بههرحال همه میدانند که یک بخشیاش قطعاً تخریب محیط زیست است، حالا همین مسائلی که شما میپرسید، گفتم بابا الان بروید کمک کنید به مردم. الان منِ محیطبان هم مکلف هستم بروم کمک بکنم. استان عزیز گلستان قایق میخواهد؟ گفتیم سریع ببرید! هر امکاناتی میخواهند، در هر جایی، به مدیرکل محیط زیست استانهایی که خسارت زیاد دیدهاند خودم زنگ زدم، گفتم آقا هر کمکی فکر میکنید من هم بیایم آنجا کاری از من بربیاید بگویید انجام بدهم. همه باید در این شرایط کمک بکنیم. حالا بعداً مینشینیم دعواهایمان را میکنیم. بعداً میآییم مباحث علمی طرح شود، کارشناسی طرح شود، علتیابی بکنیم، حتماً از این تجربه درس بگیریم برای آینده بهتر. نگذاریمش کنار!
انتهای پیام/