صفحه نخست

آناتک

آنامدیا

دانشگاه

فرهنگ‌

علم

سیاست و جهان

اقتصاد

ورزش

عکس

فیلم

استانها

بازار

اردبیل

آذربایجان شرقی

آذربایجان غربی

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

کهگیلویه و بویراحمد

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

همدان

هرمزگان

یزد

پخش زنده

۱۹:۱۳ | ۱۳ / ۰۵ /۱۳۹۷
| |
حجت‌الاسلام مؤمنی:

حجت‌الاسلام سید علی‌اکبر حسینی ذره‌ای منیّت و هوای نفس نداشت

کارشناس علوم قرآنی گفت: حجت‌الاسلام‌ والمسلمین سید علی‌اکبر حسینی ذره‌ای بوی تکبر نداشت و ذره‌ای منیّت و هوای نفس نداشت و بسیار ساده‌زیست بود.
کد خبر : 301277

به گزارش خبرنگار معارف اسلامی خبرگزاری آنا، حجت‌السلام‌ والمسلمین سیدحسین مؤمنی، خطیب و کارشناس مذهبی امروز در مراسم چهلمین روز درگذشت حجت‌الاسلام‌ والمسلمین سیدعلی‌اکبر حسینی، استاد اخلاق در خانواده و امام جماعت مسجد فائق که در مسجد فائق برگزار شد؛ در بیان ویژگی‌های برجسته این عالم بزرگوار گفت: حاج‌آقا حسینی ذره‌ای بوی تکبر نداشت و ذره‌ای منیّت و هوای نفس نداشت و بسیار ساده‌زیست بود و از ریا و خودنمایی به دور بود و با تواضع جواب جوانان را می‌داد و تواضع ایشان را در حرم حضرت معصومه(س) دیده بودم که در گوشه‌ای از حرم نشسته بود و افتادگی، انکسار و اوج ادب در مقابل ائمه معصومین (علیهم‌الاسلام) در این عالِم دیده می‌شد و حقیقتاً معلم اخلاق بود و اخلاق را در وجود خودشان نهادینه کرده و اخلاق را تبلیغ و ترویج می‌کرد؛ سخن ایشان در دل مردم می‌نشست، ایشان عالمی خدوم و زحمت‌کش بود و در آموزش و پرورش، مسجد و رسانه زحمات زیادی کشید.


وی با اشاره به روایتی از امام علی(ع) که می‌فرمایند: «إِنَّمَا سُمِّیَ اَلرَّفِیقُ رَفِیقا لِأَنَّهُ یَرْفَقُکَ عَلَى صَلاَحِ دِینِکَ فَمَنْ أَعَانَکَ عَلَى صَلاَحِ دِینِکَ فَهُوَ اَلرَّفِیقُ اَلشَّفِیق؛ همانا رفیق را رفیق نامیدند براى این که با تو مدارا مى کند در اصلاح دینت، پس کسى که تو را بر سامان دادن دینت یارى مى‌کند پس او رفیق مهربانى است»، گفت: این عالم بزرگوار این‌طور بود.


این کارشناس مذهبی ادامه داد: حاج‌آقای حسینی رفتار جدش حضرت علی‌بن‌ابی‌طالب(ع) را نصب‌العین کارهای خود قرار داده بود؛ روزی امام علی(ع) از جایی می‌گذشتند. ناگهان دیدند که گروهی از بچه‌ها در گوشه‌ای مشغول بازی هستند. در حالی که در گوشه‌ای هم کودکی ایستاده و گریه می‌کند. حضرت پیش وی رفتند و گفتند: عزیزم چرا گریه می‌کنی؟ گفت: بچه‌ها من را بازی نمی‌دهند، چون من پدر ندارم امام گفت: به بچه‌ها بگو من پدرت هستم؛ و حاج آقای حسینی همچون پدری مهربان پاسخگوی جوانان بود.


انتهای پیام/


انتهای پیام/

ارسال نظر
captcha