نظام بینالملل آینده به سمت چند قطبیشدن خواهد رفت
به گزارش خبرنگار بینالملل خبرگزاری آنا، شورای راهبردی روابط خارجی در تاریخ 22 مرداد ماه 1396 سلسله نشستی تخصصی جهت تبیین نظام بینالملل آینده با حضور آقایان دکتر هرمیداس باوند، دکتر آدمی و سرکار خانم دکتر معتضدی برگزار کرد.
جلسه ابتدا با سخنرانی دکتر هرمیداس باوند پیرامون مبانی دولتها، سازمان و افراد آغاز شد. وی در ادامه گفت:« برخلاف جهانیسازی، جهانوطنی در قالب افراد و ملتها مطرح میشود و آنچه امروز بیشتر عنوان میشود تشکیل نظامهای منطقهای است.»
وی با اشاره به سازمانها و نهادهای بینالمللی و نقش این سازمانها در نظام بینالملل گفت:« اتحادیه اروپا در تقسیمبندیهای خود تعریف جدیدی از اروپا ارائه کرده است که این تعریف، تعریف جغرافیایی نیست بلکه فرهنگی است.»
باوند با بیان اینکه اتحادیه اروپا یک نوع کنفدراسیون ضعیف است، عنوان کرد:«با خروج انگلیس از اتحادیه اروپا و مشکلاتی که از لحاظ اقتصادی به وجود آمد، گرایشهای منطقهای دچار مشکل شد.»
وی با بیان اینکه ضعف اتحادیه اروپا موجودیت ناتو را تقویت میکند، به جدایی انگلیس از اتحادیه اروپا و خوشحالی ناتو از این موضوع اشاره و اضافه کرد: «بعد از این اتفاقات و همچنین رفتارهای ترامپ در سیاست خارجی و کناره گیری از توافق پاریس بود که مرکل تاکید کرد که کشورهای اروپایی باید به خود متکی باشند و خودشان امنیتشان را تامین کنند.»
ایشان در خصوص جهانیشدن روابط نیز اشارهای به اولین اتحادیه عرب در سال 1945، به عنوان یکی دیگر از سازمانها در نظام بینالملل گفتند، این اتحادیه برای جهان عرب و منطقه هیچ سودی نداشت.
وی همچنین خاطر نشان کرد که تحولات جهانی در پی دو جریان یعنی اینتراکشنیزم و اینترارگانیسم روی میدهندکه به ترتیب زمینهساز دگرگونی فکری در انسان هستند.
در ادامه این نشست علی آدمی، استاد دانشگاه علامه طباطبائی، سخنان خود را با این پرسشها آغاز کرد: که «آیا اساسا امکان شکل گیری ساختار در فضای پسا مدرنیته وجود دارد؟ آیا امروزه، امکان شناخت وجود دارد؟آیا ساختارهای بهتری جایگزین خواهد شد؟»
وی در پاسخ به اولین پرسش گفت:« که فروپاشی ساختارها موضوعی محال است و حداقل نمیشود در کوتاه مدت انتظار چنین از هم گسیختگی را داشت.»
دکتر آدمی در ارتباط با پرسش دوم گفت: «امروزه امکان شناخت با وجود اندیشههای جدید در حوزههای علمی، علوم انسانی و... هر روز گستردهتر و دشوارتر میشود. قدرتهای بزرگ در ایجاد تفاهم در روابط به دلیل در دست داشتن رسانهها، بسیار توانمند هستند، پس باید هوشیار بود که شناختی که قدرتهای بزرگ به ما میدهند، لزوما شناخت حقیقی و واقعی نیست.»
وی همچنین درپاسخ پرسش سوم افزود:«در حقیقت این مسئله که سازمانها به راحتی در مدت کوتاهی دچار فروپاشی شوند، آرمانگرایی محض است ومیبینیم که حتی رئیسجمهوری امریکا بارها از نظام بینالملل کنونی انتقاد کرده پس میتوان نتیجه گرفت که این نظام دچار مشکلات متعددی است با این حال نمیتوان به فروپاشی آن در کوتاه مدت نیز امید داشت.»
دکتر آدمی در ادامه با بیان اینکه آیا کشورها از شورای امنیت همان ترس بعد از جنگ جهانی دوم را دارند؟گفت: «همانطور که امروز میبینیم شورای امنیت ملی بعد از جنگ جهانی دوم ترک عمیقی برداشته است و متاسفانه به دلیل تعدد شناخت، شورای امنیت ساختار و شکل گیری منسجمی ندارد. به طوریکه عربستان به خاک یمن تجاوز کرده اما مقاومت نامیده میشود و دخالت امریکا مداخله نیست و بالعکس حمایت ایران از سوریه تفسیر تهاجم دارد.»
آدمی با تاکید بر اینکه تغییر نظام بینالملل به سادگی رخ نمیدهد، اظهار داشت:« این تغییر همواره با با جنگهای بزرگ و ریخته شدن خونهای زیادی همراه بوده است.»
وی با اشاره به اینکه دیگر آمریکاییها دیگر نمیتوانند هژمون باشند گفت:« بشریت دیگر تحمل فراروایت ها را ندارد هر کسی روایت خود را دارد و دورانی نیست که هر کسی بتواند روایت خود را از امنیت به دیگران تحمیل کند.»
این استاد دانشگاه با اشاره به اظهارات برخی کارشناسان اظهار داشت:«آمریکا آخرین هژمون خواهد بود و نظام بینالملل دیگر کشوری را به عنوان هژمون قبول نخواهد کرد و نظام بینالملل در آینده به سمت چند قطبی شدن خواهد رفت.»
در ادامه جلسه خانم دکتر آناهیتا معتضد سخنران سوم این نشست با اشاره به زندگی انسان امروز که نظم جهانی را بر خود حاکم میبیند مبحث خود را آغاز نمود و به وجود بازیگران متعددی در نظام جهانی کنونی و نقش آنها نیز پرداخت.
وی در ادامه گفت: «به واسطه بینظمیهایی که در نظام بینالملل کنونی مثل تروریسم بینالملل، جهانی شدن اقتصاد و سیاست و ... چالشهایی برای دولت ها ایجاد شده است، و همین موضوع بحثهای زیادی بر سر چگونگی شکلگیری نظام جهانی در آینده مطرح کرده است.»
دکتر معتضدی با بررسی موضوع نظم در جوامع بینالملل ادامه داد که این نظم اساسا در نیمه دوم قرن 20 از سال 1960 به 2 دلیل افول پیدا کرد:« یکی به دلیل اختلافات میان کشورهای اقتصادی مثل ؛چین و مسکو و دو احیا و بازخیزی قدرت اقتصادی کشورهای ژاپن و آلمان و این دلایل سبب تک قطبی شدن قرن 21 و هژمونی ایالات متحده آمریکا شد. با این حال چون وفاداری مبتنی بر ناسیونالیسم ملی و سیاسی وجود ندارد و به واسطه جهانی شدن، وفاداری به هویتهای قومی، دینی و... محدود شده میتوان در مورد نظام آینده بینالملل به این جمله روسو اشاره کرد که می گوید: «ما در آینده با دولتهای قوم بنیاد مواجه هستیم.»
انتهای پیام/