رقابت واشنگتن و مسکو بر سر کریدورهای قفقاز/ ایران باید از تهدید ترانزیتی فرصت بسازد
احسان موحدیان، تحلیلگر حوزه قفقاز در گفتوگو با خبرنگار سیاسی آنا با تشریح پیامدهای ژئوپلیتیکی مداخله آمریکا در مسیرهای ترانزیتی منطقه، این پروژه را فراتر از یک مسیر ترانزیتی و دارای ابعاد امنیتی، اقتصادی و حاکمیتی ارزیابی کرد و گفت: طرح «مسیر ترامپ» (TRIPP) که همان کریدور جعلی زنگزور با نامی جدید است، تهدیدی چندلایه برای ایران ایجاد کرده و جمهوری اسلامی با درک این تهدید، آن را «خط قرمز» خود اعلام کرده است. تحولات اخیر و هشدارهای علیاکبر ولایتی مشاور امور بینالملل مقام معظم رهبری را همخ میتوان در قالب تحلیل تهدیدات، راهبرد ایران و نقد تاخیر احتمالی بررسی کرد.
تهدیدات «مسیر ترامپ» برای ایران
موحدیان با تأکید بر اینکه طرح TRIPP صرفاً یک مسیر ترانزیتی نیست، توضیح داد: این طرح ابزاری ژئوپلیتیکی با اهداف متعدد علیه ایران است که مهمترین آنها عبارتند از:
محاصره ژئواکونومیک و حذف از کریدورهای جهانی
تحلیلگر حوزه قفقاز با بیان اینکه چنین طرحی بخشی از راهبرد بزرگتر «کریدور میانی» است که با اتصال چین به اروپا از طریق آسیای مرکزی و قفقاز، ایران را دور میزند، گفت: تکمیل این مسیرها، درآمدهای ترانزیتی ایران را کاهش میدهد و جایگاه آن را بهعنوان هاب ترانزیتی تضعیف میکند. پیشبینی میشود کریدور میانی سالانه ۱۵ میلیون تن بار را جابهجا کند که سهم قابلتوجهی از ترافیک منطقه است.
تهدید امنیتی و نظامی مستقیم
این کارشناس مسائل بینالملل با اشاره به ابعاد امنیتی طرح مسیر ترامپ اظهار داشت: حضور ایالات متحده در مرزهای شمالی ایران، تهدید امنیتی جدی محسوب میشود. این حضور نهتنها ایران را با یک رقیب راهبردی هممرز میکند، بلکه شرایط را برای حضور ناتو در شمال کشور فراهم میسازد. آقای ولایتی هم تأکید کرده است که قفقاز تا دربند داغستان همواره سد امنیتی ایران بوده و برهم خوردن این معادله غیرقابلقبول است.
تغییر در توازن قدرت منطقهای
موحدیان با تشریح پیامدهای ژئوپلیتیکی این کریدور بیان کرد: این مسیر جمهوری آذربایجان را به نخجوان و ترکیه متصل میکند و پیوندهای اقتصادی و سیاسی باکو و آنکارا را تقویت میکند؛ موضوعی که میتواند موازنه قدرت را به زیان ایران و ارمنستان تغییر دهد.
ابعاد حقوقی و حاکمیتی
وی در توضیح ابعاد حقوقی این طرح افزود: بر اساس توافقنامه ارمنستان با آمریکا، شرکتی با ۷۴ درصد سهام آمریکایی و ۲۶ درصد سهام ارمنستانی تأسیس میشود و حق بهرهبرداری ۹۹ ساله به آمریکا واگذار خواهد شد. این ساختار، کنترل یک مسیر راهبردی را برای نزدیک به یک قرن به واشنگتن میسپارد.
راهبرد ایران برای مقابله با فتنه آمریکا چیست؟
موحدیان در تشریح راهبرد ایران در مواجهه با این طرح توضیح داد که ایران در برابر این پروژه، راهبردی چندوجهی در پیش گرفته است که شامل موارد ذیل است:
اعلام صریح «خط قرمز» و دیپلماسی هشدار
این تحلیلگر حوزه قفقاز با اشاره به مواضع مقامهای ایرانی در قبال مسیر ترامپ اظهار داشت: مقامهای ارشد ایران، بهویژه ولایتی، بارها اعلام کردهاند که ایجاد این کریدور خط قرمز جمهوری اسلامی ایران است و با آن قاطعانه مقابله خواهد شد. این هشدارها مستقیماً به ارمنستان منتقل شده و ایران تأکید کرده است که حتی بدون مشارکت روسیه، خود را مسئول حفظ امنیت قفقاز جنوبی میداند. مشاور مقام معظم رهبری صریحاً گفته است: «اگر ترامپ و متحدانش بخواهند از این خط قرمز ایران عبور کنند، قلم پاهایشان را میشکنیم.»
تقویت بازدارندگی نظامی
موحدیان در ادامه به اقدامات نظامی ایران برای پشتیبانی از مواضع دیپلماتیک اشاره کرد و گفت: ایران برای پشتوانهسازی از مواضع دیپلماتیک خود، قدرت نظامیاش را به نمایش گذاشته است. ولایتی اشاره کرده که پس از جلسات دیپلماتیک، نیروهای مسلح ایران مانور بسیار قدرتمندی انجام دادهاند و فرماندهان نیروهای مسلح نیز از منطقه بازدید کردهاند.
ارائه بدیل راهبردی (کریدور ارس)
این کارشناس مسائل بینالملل با اشاره به گزینه جایگزین ایران برای مسیر ترامپ توضیح داد: ایران بهجای مخالفت صرف، یک مسیر جایگزین عملی به نام کریدور ارس ارائه داده است. این مسیر، جمهوری آذربایجان را از طریق خاک ایران به نخجوان متصل میکند. این ابتکار هم نیاز ترانزیتی باکو را برطرف میسازد و هم نقش محوری ایران را در معادلات ترانزیتی منطقه حفظ میکند و میتواند بهعنوان اهرم فشار مورد استفاده قرار گیرد.
مذاکره عملگرایانه با ارمنستان
موحدیان درباره رویکرد تهران در تعامل با ایروان نیز بیان کرد: گزارشها حاکی از آن است که ایران پس از سالها مخالفت شدید، رویکردی عملگرایانهتر نیز در قبال حضور ارمنستان در شبکههای ترانزیتی شرق ـ غرب در پیش گرفته، اما نگرانی خود را نسبت به حضور آمریکا حفظ کرده است. ایران از ارمنستان تضمین گرفته که نیروهای نظامی آمریکایی در خاک این کشور مستقر نخواهند شد؛ هرچند مشخص نیست ارمنستان در عمل تا چه اندازه قادر به اجرای این تضمین باشد.
نقد و بررسی عملکرد ایران از پشت عینک واقعبینی
موحدیان در بررسی انتقادها درباره زمان و نحوه ورود ایران به موضوع کریدور جعلی زنگزور اظهار داشت: این گلایه که «اگر ایران زودتر وارد عمل میشد، کار به اینجا نمیرسید»، پرسشی کلیدی است. شواهد نشان میدهد که ایران از همان ابتدا مخالفت خود را اعلام کرده و رهبر شهید ایران بارها مخالفت صریح خود را با کریدور زنگزور اعلام کرده بودند. با این حال، به نظر میرسد چند عامل در عدم توفیق کامل این مخالفت اولیه نقش داشتهاند:
۱. تمرکز بر بحرانهای دیگر
این تحلیلگر حوزه قفقاز با اشاره به نخستین عامل مؤثر در این زمینه گفت: به نظر میرسد ایران در سالهای گذشته تمرکز اصلی خود را بر بحرانهای دیگری مانند جنگها و تنشهای غرب آسیا و تنشهای منطقهای معطوف کرده بود و ممکن است فرصت طلایی برای شکلدهی به اتحادی قوی با ارمنستان یا ارائه سریعتر و قویتر «کریدور ارس» بهعنوان یک جایگزین را از دست داده باشد.
۲. تحول در موضع ارمنستان
موحدیان در تشریح دومین عامل بیان کرد: دولت نیکول پاشینیان بهتدریج به سمت غرب و آمریکا متمایل شد. ولایتی این چرخش را «تشدید همراهی با اقدامات غرب» توصیف کرده که نتیجه آن، پیشبرد طرحی است که به گفته او «هیچ نتیجهای جز ایجاد تفرقه و مشکل برای ارمنستان ندارد». ایران توجه زیادی به کشورهای قفقاز نداشت و نتوانست مانع از این چرخش راهبردی ایروان شود.
۳. کارشکنی و خباثت آمریکا
این کارشناس مسائل بینالملل با اشاره به نقش واشنگتن در پیشبرد طرح مسیر ترامپ تصریح کرد: آمریکا با میانجیگری و سپس سرمایهگذاری مستقیم در این طرح، آن را به پروژهای با ابعاد بینالمللی تبدیل کرد. ایران با ائتلافی به رهبری آمریکا مواجه شد که هدف آن غارت منابع قفقاز و سپس آسیای مرکزی و در ادامه، محاصره زمینی ایران، چین و روسیه است.
موحدیان در جمعبندی این بخش تأکید کرد: ایران تهدید را بهموقع شناسایی و آن را بهعنوان «خط قرمز» اعلام کرد، اما نتوانست ائتلافی از بازیگران منطقهای، بهویژه ارمنستان، برای جلوگیری از پیشرفت آن شکل دهد و احتمالاً در ارائه یک جایگزین عملیاتی و سریع، یعنی کریدور ارس، بهعنوان راهحل، کندتر از رقبای خود عمل کرده است. با این حال، مقامهای ایرانی اکنون با تکیه بر «واقعیتهای میدانی» و قدرت نظامی بر این باورند که میتوانند معادلات را تغییر دهند و نقش خود را در نظم جدید منطقهای تثبیت کنند.
ابعاد «مسیر پوتین» و نسبت آن با مسیر ترامپ
این تحلیلگر حوزه قفقاز درباره طرح موسوم به «مسیر پوتی»» (Putin Route) یا «جاده پوتین» اظهار داشت: آنچه با عنوان «مسیر پوتین» یا «جاده پوتین» شناخته میشود، طرحی پیشنهادی برای احیای ارتباطات ریلی و جادهای است که عمدتاً از سوی کارشناسان و مؤسسات نزدیک به کرملین مطرح شده است. این طرح در فضای پس از توافق «مسیر ترامپ» (TRIPP) برجسته شده و هدف آن ایجاد کریدوری جایگزین یا مکمل از طریق قفقاز است.
موحدیان در تشریح مسیر جغرافیایی این طرح توضیح داد: «مسیر پوتین» احیای خطوط ریلی و احتمالاً جادهای میان روسیه، گرجستان و ارمنستان را پیشبینی میکند. مسیر اصلی آن از طریق منطقه جداییطلب آبخازیا در گرجستان و در امتداد ساحل دریای سیاه میگذرد.
وی با اشاره به اهمیت این مسیر برای ایران افزود: نکته کلیدی این است که مسیر یادشده در صورت اجرا میتواند از طریق جمهوری خودمختار نخجوان به سمت ایران و تهران امتداد یابد. این طرح در مسکو و طی کنفرانسی با حضور کارشناسان ارمنی طرفدار روسیه معرفی شده و برخی محافل ارمنی نیز برای پیشبرد آن لابی میکنند.
موحدیان در بررسی رابطه این طرح با «مسیر ترامپ» به وجود دو روایت متفاوت اشاره کرد:
روایت رسمی (مکمل بودن): حامیان طرح تأکید میکنند که «مسیر پوتین» نباید رقیب سایر پروژهها تلقی شود، بلکه باید آن را مکمل کریدورهای موجود و در حال شکلگیری، از جمله مسیرهای شمال ـ جنوب و شرق ـ غرب، دانست.
روایت تحلیلی (رقیب بودن): در مقابل، برخی تحلیلگران مستقل قفقازی این پروژه را ابزار فشار سیاسی ترکیبی میدانند که منحصراً از سوی مسکو هدایت میشود. از این رو، تلاش برای معرفی «مسیر پوتین» بهعنوان پروژهای مکمل، با هدف پنهان کردن ضدیت آن با پروژه «مسیر ترامپ» انجام میشود.
این کارشناس مسائل بینالملل با مقایسه این دو روایت خاطرنشان کرد: اگرچه این طرح در سطح گفتمانی «مکمل» معرفی میشود، اما در عمل به نظر میرسد رقابت ژئوپلیتیکی میان روسیه و آمریکا برای تعیین مسیر ترانزیت در قفقاز، عامل معرفی «مسیر پوتین» است. ظهور این طرح دقیقاً پس از توافق «مسیر ترامپ» در اوت ۲۰۲۵ نشان میدهد که مسکو به دنبال معرفی یک «مسیر» متعلق به خود است تا از روند رفع انسداد ارتباطات در قفقاز جنوبی جا نماند.
مزیت مسیر پوتین برای ارمنستان
موحدیان با تشریح منافع احتمالی این طرح برای ارمنستان گفت: بخش قابلتوجهی از استدلال حامیان «مسیر پوتین» بر منافع اقتصادی آن برای ارمنستان متمرکز است که شامل رفع انسداد ارتباطی و سود اقتصادی بیشتر برای ایروان میشود.
به گفته موحدیان؛ ارمنستان به دلیل نداشتن مرز دریایی و صعبالعبور بودن بسیاری از مسیرهای زمینی خود با محدودیت مواجه است؛ بنابراین «مسیر پوتین» میتواند از طریق اتصال به دریای سیاه و شبکه ریلی روسیه، به رفع این انسداد کمک کند.
این تحلیلگر حوزه قفقاز در توضیح دیگر مزیت این طرح بیان کرد: طرفداران روسیه میگویند که این کریدور شمال ـ جنوب از نظر اقتصادی برای ارمنستان سودمندتر از «مسیر ترامپ» خواهد بود.
وی در عین حال درباره موانع اجرای این طرح تصریح کرد: این مزیت بالقوه است و اجرای طرح با موانع جدی، بهویژه مخالفت شدید گرجستان، روبهروست. تفلیس اعلام کرده است تا زمانی که روسیه پایگاههای نظامی خود را از مناطق جداییطلب، از جمله آبخازیا، خارج نکند، حاضر به مذاکره در این باره نیست.
جایگاه و سهم ایران در مسیر پوتین
موحدیان درباره جایگاه ایران در طرح «مسیر پوتین» توضیح داد که درباره سهم ایران در این طرح، تصویر روشن و تضمینشدهای وجود ندارد، اما چند نکته قابلتوجه است:
امتداد جغرافیایی به داخل ایران
این مسیر پیشنهادی میتواند از نخجوان تا ایران امتداد یابد. اجرای طرح و ادامه آن تا ایران میتواند پیوندهای ارتباطی و اقتصادی تهران و ایروان را تقویت کند.
منافع مشروط برای ایران
این کارشناس مسائل بینالملل با تأکید بر مشروط بودن منافع ایران در این طرح افزود: این مسیر میتواند به ایران کمک کند؛ مشروط بر آنکه تهران برنامهای اجرایی، عملیاتی، مشخص و شفاف برای همکاری با روسیه داشته باشد. این بدان معناست که سهم ایران در این طرح بهصورت خودکار تضمین نشده و به میزان مشارکت فعال و تعریفشده تهران بستگی دارد.
ابزار مقابله با محاصره زمینی آمریکا
موحدیان در تشریح پیامدهای بیتوجهی به ظرفیتهای این مسیر خاطرنشان کرد: اگر ایران از این فرصتها استفاده نکند، نمیتواند در مقابله با اقدامات محاصره اقتصادی آمریکا مسیر رو به رشدی را در پیش بگیرد.
مکمل بودن کریدورهای شمال ـ جنوب و شرق ـ غرب در راهبرد ایران
موحدیان درباره ارتباط اظهارات اخیر مسعود پزشکیان، رئیسجمهور، در اجلاس کشورهای تولیدکننده گاز با طرح «مسیر پوتین» بیان کرد: اظهارات اخیر پزشکیان از نظر گفتمانی و راهبردی، در امتداد و همسو با منطق اصلی طرح «مسیر پوتین» قرار دارد. هر دو بر اصل «مکمل بودن» کریدورها بهجای رقابت میان آنها تأکید دارند، اما این همسویی را باید در چارچوب راهبرد کلان ایران برای تبدیل شدن به هاب ترانزیتی منطقه تحلیل کرد.
این تحلیلگر حوزه قفقاز با اشاره به مضمون اظهارات رئیسجمهور توضیح داد: عبارت کلیدی پزشکیان که «منافع مشترک ما، نه در رقابت میان مسیرها بلکه در اتصال مسیرهاست» و اینکه «کریدورهای شمال ـ جنوب و شرق ـ غرب اجزای یک شبکه واحد منطقهای هستند، نه رقیب یکدیگر»، دقیقاً همان استدلالی است که حامیان «مسیر پوتین» نیز مطرح میکنند. بنابراین، «مسیر پوتین» نباید رقیب دیگر پروژهها تلقی شود، بلکه باید آن را مکمل کریدورهای موجود و در حال شکلگیری، از جمله مسیرهای شمال ـ جنوب و شرق ـ غرب، دانست.
موحدیان در تبیین اهداف این همسویی گفتمانی اظهار کرد: هم رئیسجمهور ایران و هم حامیان «مسیر پوتین» تلاش میکنند چارچوبی گفتمانی ایجاد کنند که در آن، پروژههای ترانزیتی متعدد بهجای قرار گرفتن در تضاد با یکدیگر و در قالب یک بازی حاصلجمعصفر، بهعنوان حلقههای یک زنجیره بههمپیوسته و همافزا معرفی شوند.
وی در ادامه، سه هدف راهبردی را برای این همسویی برشمرد:
حفظ نقش محوری ایران
موحدیان با اشاره به نخستین هدف این رویکرد گفت: ایران نگران است که پروژههایی مانند «مسیر ترامپ» با دور زدن خاک این کشور، آن را از معادلات ترانزیتی منطقه حذف کنند. با تأکید بر «مکمل بودن»، ایران تلاش میکند خود را بهعنوان گرهای ضروری در هر شبکهای، چه شمال ـ جنوب و چه شرق ـ غرب، تعریف کند و نشان دهد که اتصال مسیرها بدون عبور از ایران ناقص خواهد بود.
همسوسازی با روسیه
این کارشناس مسائل بینالملل درباره دومین هدف این رویکرد بیان کرد: «مسیر پوتین» ابتکاری روسی است و همسویی گفتمانی با آن به تهران کمک میکند تا ضمن تقویت پیوندهای راهبردی با مسکو، در برابر نفوذ آمریکا در قفقاز جبههای مشترک تشکیل دهد. همانطور که تحلیلها نشان میدهند، «مسیر ترامپ» انگیزهای مشترک برای مسکو و تهران جهت مقابله ایجاد کرده است.
تبدیل تهدید به فرصت
موحدیان در تشریح سومین هدف این رویکرد تأکید کرد: ایران با پذیرش اصل «مکمل بودن»، بهجای مخالفت صرف با پروژههای رقیب، تلاش میکند نقش خود را در آنها تثبیت کند. برای مثال، «مسیر پوتین» در صورت اجرا میتواند از طریق نخجوان تا ایران امتداد یابد و پیوندهای تهران و ایروان را تقویت کند. این رویکرد عملگرایانهتر به ایران امکان میدهد از ظرفیتهای بالقوه طرحهای مختلف به نفع خود بهره ببرد.
کریدور شمال ـ جنوب، محور اصلی دیدار سهجانبه پوتین، پزشکیان و علیاف
موحدیان درباره ارتباط محتوای دیدار ۱۷ مهر پوتین، پزشکیان و علیاف با طرحهای ترانزیتی منطقه اظهار داشت: محور اصلی رایزنیهای سهجانبه در این دیدار، کریدور بینالمللی شمال ـ جنوب (INSTC) بود و نه مستقیماً «مسیر پوتین».
وی با تشریح محورهای مورد توافق سه کشور افزود: ایران، روسیه و جمهوری آذربایجان بر تعهد خود به تقویت همکاری در حوزههای حملونقل، انرژی و گمرک و اتخاذ اقدامات عملی برای بهرهگیری حداکثری از ظرفیت کریدور شمال ـ جنوب تأکید داشتند. هدف اعلامشده، افزایش حجم حملونقل در این کریدور به ۱۵ میلیون تن و تشکیل کارگروههای مشترک برای تدوین برنامه عملیاتی بود.
این تحلیلگر حوزه قفقاز در جمعبندی نتایج این دیدار خاطرنشان کرد: ایران و روسیه در عمل تمرکز خود را بر پیشبرد کریدور شمال ـ جنوب بهعنوان ستون فقرات اتصال منطقهای قرار دادهاند. این رویکرد با راهبرد اعلامی پزشکیان درباره «مکمل بودن» کریدورها همسو است، اما در عمل، اولویت به مسیرهایی داده میشود که از خاک ایران عبور میکنند. «مسیر پوتین» و «مسیر ترامپ» در این نشست نقشی نداشتند و موضوع اصلی، تقویت مسیر اصلی شمال ـ جنوب برای دور زدن تحریمها و تبدیل ایران به هاب ترانزیتی بود.
انتهای پیام/