صفحه نخست

آناتک

آنامدیا

دانشگاه

فرهنگ‌

علم

سیاست و جهان

اقتصاد

ورزش

عکس

فیلم

استانها

بازار

اردبیل

آذربایجان شرقی

آذربایجان غربی

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

کهگیلویه و بویراحمد

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

همدان

هرمزگان

یزد

پخش زنده

۱۹:۳۸ | ۱۲ / ۰۸ /۱۴۰۵
| |

واکاوی ادراک نسل نوجوان از هژمونی ایالات متحده آمریکا

بررسی تازه‌ترین پیمایش‌های میدانی در پاییز سال ۲۰۲۶ به‌وضوح نشان می‌دهد که هژمونی کاخ سفید نه‌تنها متصلب و پایدار نیست، بلکه حتی در پایگاه‌های سنتی قدرت و به‌ویژه در میان نسل جوان، با افول معنادار مشروعیت روبه‌رو شده است.
کد خبر : 1094667

به گزارش خبرگزاری آنا مسعود مدیری راد، پژوهشگر، واکاوی ادراک نسل نوجوان از هژمونی ایالات متحده آمریکا در عصر زیست‌بوم‌های ارتباطی نوین، یکی از مسائل مورد توجه تحلیل‌گران فرهنگی و سیاسی در آستانه رویدادهای تاریخی مانند سیزدهم آبان است. نوجوان معاصر ایرانی در محیطی دوگانه و تا حدی متناقض تنفس می‌کند؛ از یک سو بمباران شبانه‌روزی رسانه‌های غرب‌گرا و معاند و محتواهای مغشوش فضای مجازی ذهن او را درگیر کرده و از سوی دیگر، الگوریتم‌های پرکشش شبکه‌های اجتماعی پیوسته ویترینی آرمانی، بی‌نقص و پر از رفاه از غرب به تصویر می‌کشند تا به دشمن ذاتی حس اصطلاحا خوبی پیدا کند یا حداقل حس بدی نداشته باشد.

در چنین فضایی، اگر ادبیات مقاومت و استکبارستیزی صرفاً در قالب شعارهای تکراری و قالب‌های کلیشه‌ای باقی بماند، در برابر روایت‌سازی‌های جذاب فضای جدید وب‌پایه کارآمد نخواهد بود. از این‌رو، ضروری است تصویر بازنمایی‌شده در شبکه‌های اجتماعی با داده‌های ملموس و شواهد ساختاری مقایسه شود تا مشخص گردد قدرت حاکمه آمریکا در بطن جامعه خود با حقایق تکان‌دهنده‌ای دست به گریبان است و این ظاهر بزک‌کرده با واقعیت‌های جامعه آمریکایی فاصله معناداری دارد.

بررسی تازه‌ترین پیمایش‌های میدانی در پاییز سال ۲۰۲۶ به‌وضوح نشان می‌دهد که هژمونی کاخ سفید نه‌تنها متصلب و پایدار نیست، بلکه حتی در پایگاه‌های سنتی قدرت و به‌ویژه در میان نسل جوان، با افول معنادار مشروعیت روبه‌رو شده است. بر اساس نظرسنجی مؤسسه رویترز و ایپسوس، میزان حمایت کلی شهروندان آمریکایی از دونالد ترامپ که خود را نماد حاکمیت ایالات متحده در یکصدسال اخیر می داند، طی بازه ژانویه ۲۰۲۵ تا اکتبر ۲۰۲۶ از ۴۷ درصد به ۳۱ درصد سقوط کرده است.

این ریزش کم‌سابقه حتی به وفادارترین هسته اجتماعی و رأی‌ساز او که به نوعی هسته سخت آمریکا نیز محسوب می شوند کشیده شده، به‌طوری که حمایت سفیدپوستان انجیلی از وی در همین مدت از ۷۷ درصد به ۶۳ درصد کاهش یافته است. هم‌راستا با داده‌های مرکز پیو مبنی بر نارضایتی بنیادین ۷۷ درصدی جامعه آمریکا از وضعیت کلی کشور، یافته‌های نظرسنجی پاییز ۲۰۲۶ دانشگاه هاروارد از جوانان ۱۸ تا ۲۹ ساله نشان می‌دهد که ۶۲ درصد آنان معتقدند آمریکا در مسیر اشتباهی حرکت می‌کند و ۶۹ درصد نیز نسبت به آینده احساس ترس دارند تا امید.

این بدبینی با بی‌اعتمادی ساختاری عمیقی همراه است؛ به‌گونه‌ای که تنها ۱۵ درصد از جوانان به دولت فدرال اعتماد دارند، ۵۰ درصد معتقدند صدای آن‌ها در حاکمیت شنیده نمی‌شود و ۸۸ درصد، فساد دولتی را معیاری تعیین‌کننده در تصمیم‌گیری‌های سیاسی خود می‌دانند. این واگرایی حتی در پژوهش مؤسسه «Third Way» در فوریه ۲۰۲۶ نیز مشهود است که بر اساس آن، ۶۶ درصد از مردان جوان با عملکرد ترامپ مخالف بوده و ۴۸ درصد مخالفت بسیار شدیدی با او ابراز داشته‌اند؛ وضعیتی که بازتاب آن در انتخابات میان‌دوره‌ای ۲۰۲۶ نیز خود را نشان داده، چرا که ۶۳ درصد از جوانان مصمم به رأی‌دهی، قصد رأی به مخالفان ترامپ را دارند (در برابر تنها ۱۴ درصد حامی) و دموکرات‌ها با اختلاف ۳۷ واحد درصدی در این نسل پیشتاز شده‌اند.

این فرسایش سرمایه اجتماعی بیش از هر چیز حاصل ماجراجویی‌های نظامی و سیاست خارجی تهاجمی و زورگویانه است که پیامدهای آن مستقیماً بر سبد معیشت مردم این کشور نیز آوار شده است. در حوزه اقتصادی، نظرسنجی هاروارد نشان می‌دهد ۷۷ درصد جوانان از عملکرد اقتصادی دولت ناراضی‌اند، ۹۱ درصد از هزینه‌های سرسام‌آور زندگی و تورم ابراز نگرانی می‌کنند، ۴۹ درصد وضعیت مالی خود را نسبت به آغاز کار ترامپ بدتر ارزیابی کرده و ۲۷ درصد نیز افقی تاریک‌تر از والدین خود پیش‌بینی می‌کنند. هم‌زمان در بعد امنیتی، بر پایه نظرسنجی مؤسسه یوگاو و نشریه اکونومیست در سپتامبر ۲۰۲۶، حدود نیمی از رأی‌دهندگان آمریکایی اعزام نیروهای نظامی به جنگ با ایران را یک خطای بنیادین قلمداد می‌کنند؛ رقمی که هم‌سطح واکنش‌ها به جنگ عراق و حتی فراتر از مخالفت‌ها با جنگ افغانستان است.

گزارش‌های مرکز پیو نیز تأیید می‌کند که ۶۵ درصد بزرگسالان آمریکایی، مدیریت تنش‌های نظامی با تهران را نادرست دانسته و تنها ۳۴ درصد برای آغاز چنین درگیری‌هایی مشروعیت قائلند. این انزجار از جنگ‌طلبی در میان نسل جوان نیز کاملاً پررنگ است؛ به‌طوری‌که بر اساس آمار هاروارد، ۵۵ درصد جوانان هرگونه اقدام نظامی علیه ایران را مغایر با منافع مردم آمریکا دانسته و ۷۲ درصد نگران گسترش درگیری به یک جنگ فراگیر منطقه‌ای هستند. افزون بر این، ارزیابی‌های شورای شیکاگو در امور جهانی نشان می‌دهد که ۸۶ درصد شهروندان، هزینه‌های این درگیری‌های فرامرزی را عامل مستقیم گرانی‌های کمرشکن در زندگی روزمره خود می‌دانند و ۶۸ درصد، کلیت چنین اقداماتی را بی‌فایده و زیان‌بار قلمداد می‌کنند.

این آمارها گواهی است بر اینکه افکار عمومی و نسل نوی جامعه غرب بر خلاف القائات رسانه‌ای، میلیتاریسم حاکمان خود را برنمی‌تابد.

رمزگشایی از این واقعیت برای نسل نوجوان ایرانی نیازمند بهره‌گیری از یک خط‌کشی عقلانی است که در اندیشه‌های بنیان‌گذار جمهوری اسلامی و رهبر شهید انقلاب نیز همواره بر آن تأکید شده است. امام خمینی(ره) استقلال واقعی را در قطع زنجیرهای وابستگی فکری و تربیتی به غرب می‌دانستند و امام شهید خامنه‌ای(قدس سره) نیز با تفکیک میان علم و سلطه، همواره یادآور شده‌اند که بهره‌گیری از دانش، فناوری و هوش مصنوعی توسعه‌یافته در جهان امری پسندیده و ضروری است، اما آنچه باید رد شود، خوی استکباری و ساختار نابرابر نظام سرمایه‌داری است.

خطای تحلیلی بزرگ در مواجهه با نوجوانان این است که رغبت آنان به فراگیری زبان، تولیدات بصری یا ابزارهای نوین فناورانه به شیفتگی سیاسی نسبت به غرب تعبیر شود. در واقعیت، می‌توان مصرف‌کننده پیشرفته‌ترین ابزارهای روز بود اما هم‌زمان ذات تجاوزکارانه تصمیم‌گیران پنتاگون و خزانه‌داری آمریکا را به کمک همین داده‌های آماری افشا کرد.

در نهایت، پیوند دادن آرمان‌های سیزدهم آبان با زیست امروزی نسل نوپا مستلزم گذار از رویکردهای سنتی مناسکی و روی آوردن به استدلال‌های عینی و داده‌محور است. هنگامی که نوجوان با مدارک مستند درمی‌یابد که تصمیمات مداخله‌جویانه و رفتار مستکبرانه واشنگتن حتی از سوی نیمی از ملت خودش و بخش اعظم نسل جوان آن کشور یک خطای راهبردی شبیه به باتلاق تلقی می‌شود و اکثریت شهروندان مالیات‌دهنده آن کشور سیاست‌های جنگ‌طلبانه را مسبب بحران معیشتی خود می‌دانند، مفهوم استکبارستیزی از یک تاریخ تقویمی به یک درک عمیق تحلیلی بدل خواهد شد که چرا نسل اول انقلاب آمریکا را شیطان بزرگ می‌داند. تحقق پایدار این بینش زمانی تضمین می‌شود که در کنار روشنگری بین‌المللی، در داخل کشور نیز با کارآمدی مدیریتی، مهار تورم و تقویت عدالت آموزشی، زمینه‌های شکل‌گیری توهمات آرمانی نسبت به غرب برچیده شود تا هویت ملی بر پایه عقلانیت و حقیقت قوام یابد.

انتهای پیام/

ارسال نظر
captcha