ناکامی خطوط لوله ۴ میلیون بشکهای در برابر جریان ۲۱ میلیون بشکهای نفت در تنگه هرمز
محمدیاسین نوشاد، پژوهشگر مسائل بین الملل در یادداشتی برای خبرگزاری آنا، نوشت: تشدید تنشها در منطقه، اهمیت راهبردی تنگه هرمز را بیش از پیش آشکارتر کرده است. این درحالی است که با انسداد تنگه هرمز برخی کشورهای حاشیه خلیج فارس به دنبال مسیرهای جایگزین هستند، اما دادهها نشان میدهد این جایگزینی از نظر ظرفیت، هزینه و زمان، پاسخگوی نیازهای منطقه نیست.
با آغاز تجاوز آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه کشور، کارکرد راهبردی تنگه هرمز برای جامعه بینالمللی آشکارتر شد. بروز اختلال جدی در این گذرگاه، برخی کشورهای حاشیه خلیج فارس را به سمت بررسی راهکارهای جایگزین و دور زدن تنگه هرمز سوق داد. با این حال، وضعیت حملونقل دریایی هرگز به شرایط پیش از بحران بازنگشته است و این کشورها در جبران تبعات ناشی از بسته بودن تنگه هرمز ناتوان ماندهاند.
نخستین اقدام کشورهای منطقه، استفاده از خطوط لوله جهت انتقال نفت بود؛ راهکاری که در خوشبینانهترین حالت تنها پاسخگوی بخشی از بحران است. چراکه ظرفیت خطوط لوله انتقال نفت در عربستان سعودی و دیگر کشورهای حاشیه خلیج فارس، حداکثر حدود ۴ میلیون بشکه در روز برآورد میشود. این رقم در مقایسه با جریان عادی روزانه که حدود ۲۱ میلیون بشکه نفت خام و فرآورده از تنگه هرمز است، تنها یک مسکن موقت با اثر محدود است. این درحالی است که همین مسیر هم توسط نیروهای نظامی دولت مردمی یمن در جنگ عربستان علیه مردم یمن از کار افتاد.
گزینه بعدی، تغییر مسیرهای ناوبری بینالمللی و دور زدن آبهای منطقه بود؛ که این امر باعث میشود تغییر جهت کشتیها به سمت مسیرهای طولانیتر مانند دماغه امید نیک در آفریقا، زمان سفر تا یک ماه طولانیتر شود و علاوه بر آن هزینههای سرسامآور سوخت و بیمه را به شرکتها تحمیل میکند. مسر دیگر تنگه بابالمندب است که در حال حاضر در کنترل نیروهای مقاومت یمن است.
ایده احداث کریدورهای ترانزیتی نوپدید و خطوط انتقال زمینی مانند محورهای فرضی عراق به ترکیه، سوریه یا اردن نیز در واقعیت از جهت مالی و زمان بر بودن توجیه مناسبی ندارد. در واقع راهاندازی چنین پروژههایی نیازمند سرمایهگذاری ۱۵ تا ۲۰ میلیارد دلاری و دستکم ۲ تا ۳ سال زمان است. فراتر از هزینههای اولیه و نگهداری، ناپایدار بودن امنیت این زیرساختها نیز مسئله مهمی است.
با این همه، آسیبپذیری منطقه تنها محدود به صادرات نفت نیست. تنگه هرمز مسیر راهبردی واردات کالاهای حیاتی نیز به شمار میرود. کشورهای شورای همکاری خلیج فارس بهشدت به واردات کالاهای اساسی متکی هستند. گزارشهای بینالمللی، از جمله ارزیابی نیل کویلیام، نشان میدهد بیش از ۷۰ درصد اقلام خوراکی این کشورها از مسیر هرمز تأمین میشود. اتکا به مسیرهای هوایی برای جبران این اختلال، جز جهش قیمتها و تورم کالا در مبادی مصرف پیامدی نداشته است.
افزون بر زنجیره غذا، همانگونه که گزارشهای تحلیلی از جمله فارنپالیسی بازتاب دادهاند، بسته بودن نسبی یا اختلال در این آبراه، دسترسی بازارهای جهانی به نهادههایی، چون «هلیوم، نیتروژن، گوگرد، آلومینیوم و محصولات پتروشیمی» را با مشکل مواجه کرده است. حمل این حجم از محمولهها نه از طریق خطوط لوله قابل تحقق است و نه انتقال هوایی آنها صرفه اقتصادی دارد؛ بنابراین امکان دور زدن تنگه هرمز وجود ندارد چراکه اعداد و ارقام بهوضوح نشان میدهند که هیچ مسیر جایگزینی نه از جهت ظرفیت، نه در هزینه و نه در زمان اجرا، توان رقابت با این مسیر دریایی راهبردی و ژئوپلوتیک را ندارد.
انتهای پیام/