صفحه نخست

آناتک

آنامدیا

دانشگاه

فرهنگ‌

علم

سیاست و جهان

اقتصاد

ورزش

عکس

فیلم

استانها

بازار

اردبیل

آذربایجان شرقی

آذربایجان غربی

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

کهگیلویه و بویراحمد

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

همدان

هرمزگان

یزد

پخش زنده

۱۱:۱۸ | ۱۰ / ۰۸ /۱۴۰۵
| |

بیش از ۲۴۰ شب قرار با بچه‌ها؛ خیابانی که کلاس قرآن شد

از آغاز جنگ رمضان، خانم کهن و همراهانش هر شب در خیابان برای کودکان قصه گفته‌اند، قرآن خوانده‌اند و از ایران و اهل‌بیت (ع) روایت کرده‌اند.
کد خبر : 1093919

به گزارش خبرنگار خبرگزاری آنا، از آغاز جنگ رمضان، خانم کهن و همراهانش هر شب در خیابان برای کودکان قصه گفته‌اند، قرآن خوانده‌اند و از ایران و اهل‌بیت (ع) روایت کرده‌اند.

هر شب، وقتی بچه‌ها دور هم جمع می‌شوند، خیابان شکل دیگری به خودش می‌گیرد. یکی سوره‌ای را که حفظ کرده، از بر می‌خواند؛ یکی منتظر شروع قصه است و دیگری با مدادرنگی‌هایش پرچم ایران را رنگ می‌کند. گاهی هم دست‌های کوچکشان با نقش «لبیک یا خامنه‌ای» رنگ می‌گیرد. اینجا نه کلاس درس معمولی است و نه برنامه‌ای با تشریفات و امکانات خاص؛ قرار شبانه‌ای است که ۲۳۸ شب است پابرجا مانده و حتی یک شب هم تعطیل نشده است.

خانم کهن، طلبه سطح دو مدرسه علمیه خواهران معصومیه شهرضا، از همان روز‌های آغاز جنگ رمضان تصمیم گرفت همراه چند نفر از بانوان، برنامه‌ای برای بچه‌ها در فضای باز راه بیندازد. نه موکبی برپا کردند و نه خیمه‌ای؛ خیابان بود و جمعی از کودکانی که هر شب به شوق شنیدن قصه و یادگرفتن چیزی تازه می‌آمدند. قرارشان از همان شب‌های اول شکل گرفت و با گذشت ۲۳۸ شب، هنوز ادامه دارد؛ در گرمای هوا و سرمای شب.

برای خانم کهن، این مسیر از سال‌ها پیش آغاز شده بود. او ۱۵ سال همراه همسرش که مبلغ هجرت بلندمدت بود، در مناطق محروم استان اصفهان به فعالیت تبلیغی پرداخت و پس از آن هم در شهرضا، در مدرسه علمیه، مسجد، پایگاه و امامزاده سلطان با مردم و خانواده‌ها همراه بود. حالا، اما بخش مهمی از وقتش را میان بچه‌هایی می‌گذراند که هر شب در گوشه‌ای از خیابان چشم‌انتظار شروع برنامه‌اند.

قصه‌هایی که از قرآن شروع می‌شوند

در این دورهمی‌ها، قرآن جای خودش را دارد؛ بچه‌ها سوره‌های کوچک را حفظ می‌کنند، دعای فرج می‌خوانند و با آیه‌های قرآن در قالب طرح «زندگی با آیه‌ها» آشنا می‌شوند. اما قرار نیست همه‌چیز به خواندن و شنیدن محدود بماند. بازی ماروپله با موضوع جنگ رمضان، رنگ‌آمیزی پرچم ایران و نقش‌زدن عبارت «لبیک یا خامنه‌ای» روی دست و صورت کودکان، بخشی از برنامه‌هایی است که هر شب حال‌وهوای متفاوتی به جمع می‌دهد.

در میان همه این فعالیت‌ها، پرده‌خوانی جای ویژه‌ای دارد. خانم کهن زندگی رهبر شهید را برای بچه‌ها روایت می‌کند؛ از روز‌های کودکی و انس با قرآن تا درس و طلبگی، آشنایی با امام خمینی (ره) و مسئولیت‌هایی که در سال‌های بعد بر عهده گرفت. در بخشی از این روایت، از دلسوزی او برای مردم زلزله‌زده فردوس گفته می‌شود و در بخشی دیگر، از روز‌های تبعید به ایرانشهر و همراهی همسر و فرزندانش.

این روایت‌ها برای بچه‌ها فقط مرور چند اتفاق تاریخی نیست؛ فرصتی است تا با بخش‌هایی از زندگی شخصیتی آشنا شوند که شاید پیش از این، تنها نامش را شنیده بودند. قصه‌ها قدم‌به‌قدم پیش می‌روند و هر بار گوشه تازه‌ای از زندگی و شخصیت او را پیش چشمشان می‌گذارند.

هر شب، بهانه‌ای برای یک قصه تازه

تقویم مناسبت‌ها هم در این جمع بی‌نصیب نمی‌ماند. در دهه کرامت، قصه به ولادت حضرت معصومه (س) و امام رضا (ع) می‌رسد؛ در غدیر، بچه‌ها با حکمت‌هایی از نهج‌البلاغه همراه می‌شوند و در محرم، پای روایت عاشورا و شخصیت‌های کربلا می‌نشینند. گاهی هم فراز‌هایی از زیارت عاشورا برایشان تفسیر می‌شود. سه‌شنبه‌ها نیز حال‌وهوای برنامه رنگ مهدوی می‌گیرد.

در هفته وحدت، این بار پیامبر اکرم (ص) موضوع پرده‌خوانی بود و درباره وحدت میان مردم و مسئولان صحبت شد. نقاشی و رنگ‌آمیزی هم فرصت دیگری است تا بچه‌ها آنچه شنیده‌اند، با رنگ و تصویر بازگو کنند؛ سهمی از برنامه که به دست‌های کوچک و خیال رنگارنگشان سپرده می‌شود.

البته نگه‌داشتن حواس کودکان در یک برنامه شبانه و در فضای باز، همیشه آسان نیست. برای همین، در پایان پرده‌خوانی از بچه‌ها سؤال می‌پرسند و به پاسخ‌های درست جایزه می‌دهند. پذیرایی هم پای ثابت این قرارهاست؛ بهانه‌ای کوچک برای اینکه بچه‌ها با شوق بیشتری بمانند و شب بعد هم دوباره برگردند.

قرار‌هایی که هر شب تازه می‌شوند

بیش از ۲۴۰ شب، عدد کمی نیست؛ یعنی ۲۴۰ بار آماده‌شدن، بیرون‌آمدن و دوباره دور هم جمع‌شدن. در تمام این شب‌ها، نه امکانات ویژه‌ای در کار بوده و نه قرار بوده خیابان به کلاس مجهزی تبدیل شود. چند نفر پای کار مانده‌اند تا بچه‌ها در میان روز‌های پرالتهاب جنگ، فرصتی برای یادگرفتن، بازی‌کردن و شنیدن قصه داشته باشند.

شاید برای همین است که این قرار هنوز ادامه دارد؛ چون هر شب، چند کودک منتظرند تا قصه‌ای تازه بشنوند، آیه‌ای یاد بگیرند یا پرچمی را با رنگ‌های دلخواهشان کامل کنند. خیابان برای آنها دیگر فقط مسیر عبور نیست؛ جایی است که بیش از ۲۴۰ شب است در آن، قصه‌ها شنیده می‌شوند و دوستی با قرآن، آرام‌آرام شکل می‌گیرد.

انتهای پیام/

ارسال نظر
captcha