پاسخ ایران دیگر محدود به غرب آسیا نیست/ هر مبدأ تجاوز در دایره پاسخ قرار میگیرد
علیرضا رحیمی، کارشناس مسائل غرب آسیا، در گفتوگو با خبرنگار سیاسی خبرگزاری آنا، با اشاره به ضرورت تفکیک بازدارندگی نظامی به دو بُعد متعارف و نامتعارف اظهار کرد: بازدارندگی جمهوری اسلامی ایران از دو مؤلفه اصلی تشکیل شده است و برای تحلیل تحولات اخیر باید این دو بُعد را بهصورت جداگانه بررسی کرد.
وی افزود: بر اساس اظهارات اخیر برخی مسئولان و کارشناسان، دکترین بازدارندگی ایران تاکنون تغییر اساسی نکرده است و همچنان تمایلی برای حرکت به سمت بازدارندگی نامتعارف وجود ندارد؛ با این حال، احتمال اعمال تغییراتی در مؤلفههای بازدارندگی متعارف وجود دارد.
احتمال بازنگری در برد موشکی و جغرافیای پاسخ ایران
این کارشناس مسائل راهبردی ادامه داد: جمهوری اسلامی ایران پیش از این در چارچوب سیاستهای اعلامی خود، محدوده مشخصی برای برد موشکهایش در نظر گرفته بود و حتی در مذاکرات برجام نیز بر این موضوع تأکید داشت؛ اما پیام اخیر رهبر معظم انقلاب درباره پاسخ فوری و بدون محدودیت جغرافیایی به دشمن، میتواند زمینهساز بازنگری در این رویکرد باشد.
رحیمی تصریح کرد: یکی از برداشتهای مهم از این پیام، احتمال ارتقای برد موشکی و گسترش دامنه جغرافیایی پاسخ ایران است؛ بهگونهای که دیگر صرفاً محیط پیرامونی و منطقهای در محدوده پاسخ قرار نمیگیرد، بلکه هر مبدأیی که منشأ حمله به جمهوری اسلامی ایران باشد، ممکن است در محاسبات بازدارندگی مورد توجه قرار گیرد.
وی همچنین عنوان کرد: بر این اساس، جغرافیای پاسخ ایران محدود به منطقه غرب آسیا نخواهد بود و هر نقطهای که مبدأ تجاوز و حمله به کشور باشد، در چارچوب سیاست دفاعی ایران قابل بررسی خواهد بود. البته این مسئله به معنای تغییر قطعی دکترین نیست، بلکه میتوان گفت با توجه به پیام اخیر، امکان بازنگری در برخی مؤلفههای آن مطرح شده است.
بازدارندگی نامتعارف؛ عبور از قدرت صرفاً نظامی
این کارشناس مسائل غرب آسیا در ادامه با اشاره به اهمیت ابعاد غیرمادی قدرت در معادلات امنیتی یادآور شد: قدرت صرفاً به مؤلفههای سخت و فیزیکی مانند موشک، تانک، جنگنده و تجهیزات نظامی محدود نمیشود، بلکه بُعد غیرمادی قدرت نیز در معادلات راهبردی جایگاه مهمی دارد.
رحیمی با اشاره به حضور نظامی آمریکا در منطقه غرب آسیا بیان کرد: ایالات متحده از سال ۲۰۰۱ و با اشغال افغانستان و سپس در سال ۲۰۰۳ با اشغال عراق، تلاش کرد با گسترش حضور نظامی خود، نوعی هژمونی و هیمنه سیاسی و امنیتی در منطقه ایجاد کند. از این منظر، تضعیف این هژمونی و پایان دادن به حضور نظامی آمریکا در منطقه میتواند یکی از مؤلفههای مقابله با قدرت غیرمادی این کشور باشد.
وی اضافه کرد: حوزه سایبری، فناوری و زیرساختهای ارتباطی نیز از دیگر مؤلفههای قدرت غیرمادی کشورها محسوب میشوند. بنابراین، در تحلیل قدرت و بازدارندگی باید علاوه بر توانمندیهای نظامی و فیزیکی، ابعاد فناورانه و سایبری را نیز در نظر گرفت.
وحدت جبهه مقاومت؛ فراتر از مرزهای جغرافیایی
رحیمی در بخش دیگری از این گفتوگو، با اشاره به مفهوم وحدت جبهههای مقاومت و برخی تحلیلها درباره تضعیف این جریان پس از تحولات سوریه و لبنان تشریح کرد: پس از سقوط دولت بشار اسد در سوریه، تحولات لبنان، عملیات انفجاری پیجرها و ترور سید حسن نصرالله، برخی تحلیلگران از پایان یا تضعیف جدی محور مقاومت سخن گفتند؛ اما تحولات بعدی نشان داد که مقاومت را نمیتوان صرفاً به یک جغرافیا یا ساختار سیاسی مشخص محدود کرد.
وی ادامه داد: جبهه مقاومت بیش از آنکه یک مجموعه جغرافیایی باشد، یک اندیشه و تفکر است و این اندیشه با حذف یا تضعیف یک بازیگر یا کشور از بین نمیرود. نقشآفرینی انصارالله یمن و توانمندیهایی که این جریان در مواجهه با آمریکا به نمایش گذاشت، نشان داد که مقاومت محدود به کشورهایی مانند سوریه و لبنان نیست.
این کارشناس مسائل راهبردی با بیان اینکه دامنه تفکر مقاومت میتواند فراتر از غرب آسیا نیز گسترش یابد، تصریح کرد: این جریان به یک جغرافیای خاص یا حتی یک چارچوب ایدئولوژیک محدود نیست، بلکه هر جریانی که در برابر سلطه و نظامهای ستمگر ایستادگی کند، میتواند واجد مؤلفههایی از این تفکر باشد.
رحیمی با تشریح مفهوم وحدت جبهههای مقاومت تأکید کرد: وحدت به معنای اقدام هماهنگ ارکان مختلف مقاومت در زمان و شرایط مورد نیاز است. گروهها و جریانهای فعال در لبنان، یمن و عراق، هرکدام از ظرفیتها و توانمندیهایی برخوردارند که میتوانند در چارچوب هماهنگی و همافزایی، در برابر تهدیدات مشترک مورد استفاده قرار گیرند.
امنیت مردمپایه؛ مهمترین مؤلفه امنیت ملی
وی در ادامه با اشاره به ضرورت بومیسازی امنیت در داخل و خارج از کشور بیان کرد کرد: یکی از تجربههای مهم جمهوری اسلامی ایران پس از پیروزی انقلاب اسلامی، شکلگیری و تقویت الگوی امنیت مردمپایه بوده است؛ الگویی که ریشههای آن را میتوان در سالهای ابتدایی انقلاب و مشارکت مردم در مقابله با ناآرامیها و تهدیدات داخلی مشاهده کرد.
این کارشناس مسائل راهبردی افزود: در دوران دفاع مقدس نیز بسیج مردمی با همین رویکرد شکل گرفت و حضور مردم در عرصههای مختلف دفاعی و امنیتی نشان داد که تأمین امنیت کشور صرفاً بر عهده نهادهای رسمی نیست، بلکه مردم نیز نقشی اساسی در تحقق و استمرار آن دارند.
رحیمی با اشاره به حضور گسترده مردم در صحنه پس از جنگ اخیر بیان کرد: حضور مردم در خیابانها و استمرار این حضور طی هفتههای متوالی نشان داد که امنیت جمهوری اسلامی ایران با هویت و اراده ملی مردم پیوند خورده است. مردم با حضور خود این پیام را منتقل کردند که حفظ امنیت و ثبات کشور را بخشی از مسئولیت و هویت ملی خود میدانند.
وی تصریح کرد: امنیت مردمپایه یکی از کلیدیترین مؤلفههایی است که باید در راهبرد امنیت ملی کشور مورد توجه قرار گیرد. جمهوری اسلامی ایران با تکیه بر مردم و تقویت مشارکت عمومی میتواند الگوی بومی امنیت خود را بیش از گذشته توسعه دهد.
تداوم پشتیبانی تسلیحاتی و تقویت تولن دفاعی ایران
کارشناس مسائل غرب آسیا، با اشاره به تأکیدات مطرحشده درباره لزوم پشتیبانی تسلیحاتی جبهه مقاومت و توان دفاعی نیروهای مسلح تأکید کرد: یکی از نکات مهم در پیام اخیر رهبر معظم انقلاب، تأکید بر استمرار پشتیبانی تسلیحاتی و تداوم توانمندیهای دفاعی است؛ موضوعی که نشان میدهد ظرفیتهای موشکی، پهپادی و رزمی نیروهای مسلح همچنان در مسیر تقویت قرار دارند.
وی افزود: برخلاف فضاسازیهای رسانهای و ادعاهای مقامات آمریکایی و رژیم صهیونیستی مبنی بر نابودی صنایع موشکی، هستهای، دریایی و هوایی جمهوری اسلامی ایران، استمرار فعالیتهای دفاعی کشور نشان میدهد که این ادعاها را نمیتوان مبنای ارزیابی توانمندیهای ایران قرار داد.
رحیمی در پایان خاطرنشان کرد: تداوم فعالیت و بازسازی ظرفیتهای دفاعی کشور، بهویژه در حوزه صنایع موشکی و تسلیحاتی، بیانگر آن است که جمهوری اسلامی ایران همچنان بر تقویت توان دفاعی و آمادگی برای مواجهه با تهدیدات احتمالی آینده تأکید دارد.
انتهای پیام/