ایران بازیگری تعیینکننده در خاورمیانه است/ تداوم تنشها میتواند منطقه را با بحرانی فراگیر روبهرو کند
به گزارش خبرگزاری آنا، تحولات خاورمیانه در ماههای اخیر بیش از هر زمان دیگری به یک شبکه بههمپیوسته از رقابتهای امنیتی، سیاسی و ژئوپلیتیکی تبدیل شده است؛ از جنگ غزه و تنشهای لبنان گرفته تا معادلات عراق و سوریه، رقابت ایران و آمریکا، منازعه ایران و اسرائیل و امنیت خلیج فارس.
در چنین فضایی، جایگاه ایران یکی از محورهای اصلی بحث درباره آینده نظم منطقهای است. برای بررسی این موضوع، با پروفسور وانگ جین، استاد روابط بینالملل و مدیر مرکز مطالعات راهبردی دانشگاه نورثوست چین، گفتوگو کردیم.
ایران را فقط از زاویه قدرت نظامی نباید دید
آنا: نقش ایران را در معادلات امروز خاورمیانه چگونه ارزیابی میکنید؟
وانگ جین: من فکر میکنم پیش از هر چیز باید ایران را بهعنوان یک کشور بزرگ در نظر گرفت.
وقتی میگویم کشور بزرگ، فقط منظورم توانایی نظامی یا انسجام اجتماعی نیست. ایران کشوری با تاریخی طولانی و تمدنی چند هزار ساله است و همین مسئله بر برداشت این کشور از جایگاه خود در منطقه و جهان تأثیر میگذارد.
به نظر من ایران این تصور را دارد که باید متناسب با وزن تاریخی، جغرافیایی و سیاسی خود، نقش مهمتری نه فقط در خاورمیانه، بلکه در جامعه بینالمللی ایفا کند؛ بنابراین سیاست منطقهای ایران را نمیتوان فقط از زاویه امنیت یا مسائل نظامی تحلیل کرد. بخشی از این سیاست به این برمیگردد که ایران خود را یک بازیگر طبیعی و مهم در محیط پیرامونی خود میداند.
«نفوذ منطقهای ایران» را نمیتوان توسعهطلبی دانست
آنا: در ادبیات سیاسی غرب معمولاً از «گسترش نفوذ ایران» در خاورمیانه صحبت میشود. شما این تعبیر را تا چه اندازه دقیق میدانید؟
وانگ جین: من فکر نمیکنم آنچه «نفوذ ایران» نامیده میشود، لزوماً به این معنا باشد که ایران از ابتدا با یک برنامه توسعهطلبانه وارد منطقه شده است.
بخشی از این مسئله نتیجه خلأهای ژئوپلیتیکی در منطقه است.
در مناطقی مانند جنوب لبنان، سوریه و عراق، در دورههای مختلف بحرانهای سیاسی و امنیتی بزرگی شکل گرفته است. دولتها تضعیف شدهاند، جنگ داخلی رخ داده، مداخله خارجی صورت گرفته و در نتیجه فضاهایی به وجود آمده که بازیگران مختلف سعی کردهاند آن را پر کنند.
در چنین شرایطی، ایران توانسته با برخی جریانها، گروهها و جوامع منطقه روابط گستردهای برقرار کند؛ بنابراین من فکر نمیکنم بتوان این مسئله را فقط با واژه «گسترش» یا «توسعهطلبی» توضیح داد. باید به زمینههای سیاسی، اجتماعی و امنیتی داخل خود منطقه هم توجه کرد.
غزه، لبنان و عراق بخشی از معادله منطقهای ایران هستند
آنا: نقش ایران در پروندههایی مانند فلسطین، لبنان، عراق و سوریه را چگونه میبینید؟
وانگ جین: این پروندهها برای ایران فقط مسائل خارجی عادی نیستند، بلکه بخشی از برداشت این کشور از عدالت، امنیت و توازن منطقهای محسوب میشوند.
برای مثال، در غزه ایران در سالهای مختلف از فلسطینیها حمایت کرده و این موضوع بخشی از هویت منطقهای سیاست خارجی تهران شده است.
در لبنان نیز روابط ایران با برخی نیروهای سیاسی و اجتماعی سابقه طولانی دارد.
در عراق و سوریه هم مسئله فقط رقابت قدرتها نیست. آنجا ساختارهای سیاسی، اجتماعی و امنیتی بسیار پیچیدهاند و ایران در بخشی از این ساختارها روابطی ایجاد کرده است؛ بنابراین اگر بخواهیم نقش ایران را بفهمیم، نباید فقط به دولتها نگاه کنیم؛ باید به گروههای اجتماعی، بازیگران غیردولتی، برداشتهای ایدئولوژیک و تجربههای تاریخی مردم این کشورها نیز توجه کنیم.
مسئله اصلی خاورمیانه، اختلاف بر سر نظم امنیتی آینده است
آنا: مهمترین عامل تداوم تنش در خاورمیانه چیست؟
وانگ جین: به نظر من، مسئله اصلی این است که ایران، ایالات متحده و اسرائیل دیدگاههای بسیار متفاوتی درباره این دارند که منطقه چگونه باید اداره شود و نظم امنیتی خاورمیانه چگونه باید شکل بگیرد.
این اختلاف فقط درباره یک جنگ یا یک پرونده خاص نیست. موضوع اصلی این است که چه بازیگرانی باید در آینده منطقه نقش اصلی داشته باشند و توازن قدرت چگونه تعریف شود.
ایران نمیخواهد ترتیبات امنیتیای شکل بگیرد که خودش آن را تهدیدی علیه امنیت و منافعش بداند. در مقابل، آمریکا و اسرائیل نیز برداشت متفاوتی از ساختار مطلوب منطقه دارند. به همین دلیل بسیاری از بحرانهای منطقه به هم متصل شدهاند.
آنا: یعنی بحرانهای غزه، لبنان، سوریه یا عراق را نمیتوان جدا از یکدیگر تحلیل کرد؟
وانگ جین: دقیقاً. در شرایط فعلی، یک بحران محلی خیلی سریع میتواند به بخشی از یک رقابت منطقهای بزرگتر تبدیل شود. وقتی چند بازیگر مهم در چند نقطه مختلف منطقه منافع و روابط امنیتی دارند، هیچ بحران مهمی کاملاً محلی باقی نمیماند.
برای مثال، اتفاقی در لبنان میتواند بر محاسبات ایران، اسرائیل و آمریکا اثر بگذارد. بحران عراق میتواند بر امنیت خلیج فارس تأثیر بگذارد.
تحولات سوریه نیز میتواند موازنه میان چند بازیگر منطقهای و بینالمللی را تغییر دهد. به همین دلیل است که مدیریت بحران در خاورمیانه بسیار دشوار شده است.
ضعف گفتوگو از خود اختلافها خطرناکتر است
آنا: در چنین شرایطی، آیا امکان کاهش تنش وجود دارد؟
وانگ جین: امکان کاهش تنش همیشه وجود دارد، اما یکی از مشکلات اصلی در حال حاضر ضعف کانالهای گفتوگو است.
به نظر من، خود اختلافها الزاماً مهمترین عامل جنگ نیستند. کشورها میتوانند اختلافهای جدی داشته باشند، اما اگر کانالهای گفتوگو و سازوکارهای مدیریت بحران فعال باشد، امکان کنترل بحران وجود دارد. مشکل اینجاست که امروز بسیاری از این کانالها بسیار شکننده و ضعیف شدهاند.
وقتی اعتماد پایین باشد و ارتباط مستقیم هم محدود شود، یک حادثه کوچک، یک حمله محدود یا یک اشتباه محاسباتی میتواند واکنشهای زنجیرهای ایجاد کند. این مسئله بسیار خطرناک است.
انتهای پیام/