جایگاه چین در مسیر بازتعریف نظم امنیتی غرب آسیا/ ایران لنگرگاه امنیتساز منطقه
به گزارش خبرگزاری آنا، در تاریخ ۲۷ خردادماه، محمدباقر قالیباف در مقام نمانیده ویژه رئیسجمهور در امور چین، طی نشست هماندیشی با فعالان اقتصادی در اتاق بازرگانی ایران در تهران، با اشاره به تحولات نظم منطقهای تأکید کرده بود که «ایران و چین محور بلوکهای جدید منطقهای خواهند بود.»
این مواضع، در کنار تحرکات دیپلماتیک اخیر منطقه و تأکید بسیاری از کارشناسان مبنی بر لزوم ایفای نقش فعالتر پکن در حل و فصل جنگ ایران و آمریکا، پرسشهایی درباره جایگاه چین در معماری امنیتی در حال شکلگیری خلیج فارس ایجاد میکند؛ اینکه پکن چگونه میتواند از وزن اقتصادی و مناسبات تجاری و سرمایهگذاری خود با کشورهای منطقه برای افزایش نقش سیاسی و دیپلماتیک بهره بگیرد و این نقش چه نسبتی با حضور و نفوذ آمریکا خواهد داشت.
چین در سالهای اخیر، همزمان با گسترش پیوندهای تجاری، انرژی، سرمایهگذاری و زیرساختی با کشورهای خلیج فارس، تلاش کرده است از این ظرفیت اقتصادی برای افزایش نقش خود در معادلات منطقهای استفاده کند؛ هرچند ارزیابیها نشان میدهد پکن فعلاً در پی جایگزینی کامل آمریکا بهعنوان ضامن امنیت خلیج فارس نیست، بلکه میکوشد سهم بیشتری در شکلدهی به نظم امنیتی جدید و مدیریت تنشهای منطقهای به دست آورد.
در همین ارتباط، خبرنگار سیاسی آنا گفتوگویی با «مهدی خورسند» کارشناس اقتصاد سیاسی و تحلیلگر مسائل چین و روسیه، داشته است.
خورسند با تشریح رویکرد پکن در قبال تحولات امنیتی غرب آسیا اظهار کرد: چین طی سه دهه گذشته تلاش کرده است ابتدا از مسیر همکاریهای فرهنگی، اجتماعی و بهداشتی وارد مناطق مختلف شود و سپس ظرفیت اقتصادی خود را به اهرمی برای افزایش نفوذ تبدیل کند؛ رویکردی که در دوره شی جینپینگ به سمت نقشآفرینی فعالتر در شکلدهی به نظم بینالمللی حرکت کرده است.
این کارشناس اقتصاد سیاسی با اشاره به الگوی رفتاری چین در مناطق مختلف جهان گفت: ارتباطات فرهنگی، اجتماعی و بهداشتی، زمینه ذهنی و اجتماعی لازم برای حضور اقتصادی چین در کشورهای هدف را فراهم میکند.
وی افزود: چین پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، کشوری قاعدهپذیر و متأثر از الگوهای نظم بینالمللی موجود بود، اما از سال ۲۰۱۳ و با روی کار آمدن شی جینپینگ، رویکرد خود را تغییر داد و به سمت ایفای نقش قاعدهنویس، نظمساز و قاعدهساز در نظام بینالملل حرکت کرد.
تحلیلگر مسائل چین و روسیه ادامه داد: در این چارچوب، پکن کشورها و مناطقی را مورد توجه قرار داد که از حضور و سیاستهای آمریکا آسیب دیده بودند و دیگر واشنگتن را شریک مطمئنی برای تأمین منافع و تداوم حیات سیاسی خود نمیدانستند.
پکن چگونه از ابزار اقتصادی برای امنیتسازی استفاده کرد؟
خورسند با اشاره به مبنای رفتار دولتها در نظام بینالملل گفت: کشورها بر اساس اصل بقا و منافع ملی، روابط خارجی خود را تنظیم میکنند و در وهله نخست به دنبال حفظ موجودیت و ثبات هستند؛ بنابراین، رفتار و مناسبات خارجی آنها در چارچوب منافع ملی تعریف میشود.
وی با اشاره به محدودیتهای چین در حوزه قدرت نرم افزود: چینیها بر اساس تجربه به این جمعبندی رسیدهاند که به دلیل ضعف نسبی قدرت نرم، از جمله دشواری زبان چینی و محدودیت ابزارهای رسانهای، نمیتوانند صرفاً از مسیر فرهنگی و رسانهای در جوامع مختلف نفوذ کنند. به همین دلیل، در برخی مناطق از مسیر معکوس وارد شدهاند؛ به این معنا که تمرکز خود را بر کشورها و ملتهایی قرار میدهند که از سیاستهای آمریکا آسیب دیدهاند و سپس از ظرفیت اقتصادی برای گسترش نفوذ خود در آنها بهره میگیرند.
خورسند غرب آسیا را یکی از نمونههای این راهبرد دانست و گفت: آمریکا از جنگ جهانی دوم تاکنون با رویکردی که از سوی بسیاری از کشورهای منطقه سلطهگرانه تلقی شده است، در غرب آسیا حضور داشته و در چنین شرایطی، تلاش کرده است با استفاده از ابزارهای اقتصادی و بدون تحمیل ایدئولوژی، به سمت ایجاد ترتیبات امنیتی جدید حرکت کند.
وی انتقال فناوری و دانش و همکاری اقتصادی را از مؤلفههای مهم رویکرد چین دانست و افزود: این شیوه موجب شده است همکاری با چین در بسیاری از مناطق جهان از محبوبیت برخوردار باشد و غرب آسیا نیز از این قاعده مستثنی نیست.
کاهش اتکا به آمریکا، کشورهای منطقه را به سمت ترتیبات امنیتی جدید سوق میدهد
این کارشناس اقتصاد سیاسی با اشاره به وابستگی امنیتی برخی کشورهای منطقه به آمریکا اظهار کرد: به جز جمهوری اسلامی ایران، بسیاری از کشورهای غرب آسیا همچنان با مسئله وابستگی امنیتی مواجه هستند. برای مثال، ترکیه عضو ناتو است و عربستان نیز سالها با آمریکا همکاری امنیتی داشته، اما عملکرد واشنگتن در سالهای اخیر، از جمله نحوه برخورد با شرکای خود، باعث شده است این کشورها درباره اتکای امنیتی به آمریکا بازنگری کنند.
خورسند افزود: تجربه جنگ اوکراین و نحوه تعامل دولت آمریکا با اوکراین، در کنار آنچه از سوی کشورهای منطقه بهعنوان عدم حمایت کافی واشنگتن از شرکای منطقهای در برابر انصارالله تلقی میشود، بر این محاسبات تأثیر گذاشته است.
وی با اشاره به تلاش کشورهای منطقه برای ایجاد ترتیبات امنیتی جدید گفت: پیمان امنیتی مکه نمونهای از این روند بود که بدون حضور جمهوری اسلامی ایران شکل گرفت. با این حال، حتی با حضور سه قدرت منطقهای که یکی ادعای قدرت هستهای دارد، دیگری جایگاه ناتو در غرب آسیا را در اختیار دارد و عربستان نیز از منابع گسترده نفتی برخوردار است، این کشورها نمیتوانند بدون حضور و نقشآفرینی ایران به نتیجه برسند.
خورسند حضور مقامات سعودی در تهران را در همین چارچوب قابل توجه دانست و گفت: فارغ از اینکه در نشست امنیتی تهران چه موضوعاتی مطرح و چه توافقاتی انجام شده است، اصل این سفر بیانگر تلاش برای ایجاد ترتیبات امنیتی جدید در منطقهای با اهمیت اقتصادی و راهبردی بالاست.
پس از فروکش کردن تنشها، چین حضور فعالتری در غرب آسیا خواهد داشت
خورسند درباره جایگاه چین در ساختار امنیتی آینده منطقه اظهار کرد: شکلگیری ترتیبات امنیتی جدید در غرب آسیا با توجه به نوع رویکرد آمریکا، میتواند زمینه را برای نقشآفرینی بیشتر چین فراهم کند. روند غیرمسئولانه خروج آمریکا از عراق و افغانستان نیز از جمله تحولاتی است که بر این روند اثر گذاشته است.
وی با تأکید بر اینکه اصل خروج آمریکا از این کشورها را نباید با نحوه اجرای آن یکی دانست، افزود: مسئله اصلی این است که بهرغم ضرورت اخراج آمکریکاییها از منطقه، خروج آنها نباید به ایجاد خلأ امنیتی و فراهم شدن زمینه فعالیت گروههای تروریستی و سرریز ناامنی به کشورهای همسایه منجر شود.
این تحلیلگر مسائل چین و روسیه گفت: پس از پایان تنشها و ایجاد آرامش نسبی در غرب آسیا، چین به شکل فعالتری در این منطقه حضور خواهد یافت؛ زیرا دکترین امنیتی جدید پکن توجه بیشتری به مناطقی دارد که آمریکا از آنها خارج شده یا نگاه منفی قابل توجهی نسبت به سیاستهای واشنگتن در آنها شکل گرفته است.
اعزام نماینده ویژه؛ نشانه تمایل چین برای تبدیل ظرفیت میانجیگری به ابزار رقابت هژمونیک
خورسند درباره تصمیم اخیر چین برای اعزام نماینده ویژه به خاورمیانه که در نوع خود یک اقدام دیپلماتیک قابل تأمل است، گفت: در واقع، اصل ماجرا این است که چین وارد رقابت هژمونیک با آمریکا برای نقشآفرینی در نظم جهانی شده است که پس از فروکش کردن تنشهای کنونی، حاکم خواهد شد. در این چارچوب، پکن در برخی بحرانها منتظر میماند تا قدرت مسلط، یعنی آمریکا، هزینههای لازم را پرداخت کند و پس از فرسایش طرف مقابل، با ظرفیت بیشتری وارد عرصه میشود.
وی افزود: چین طی سالهای گذشته برای خود نقش میانجی تعریف کرده و تلاش میکند در مناطقی که از عملکرد آمریکا آسیب دیدهاند، با ورود به فرآیند میانجیگری، هم سطح تنش را کاهش دهد و هم نفوذ خود را افزایش دهد.
این کارشناس اقتصاد سیاسی با اشاره به اهمیت مقوله تضمین امنیت انرژی برای چین گفت: کاهش تنش در غرب آسیا برای پکن اهمیت اقتصادی دارد؛ زیرا افزایش تنش میتواند جریان انرژی به بازارهای جهانی را کاهش دهد. با این حال، موضوع را نباید صرفاً از منظر اقتصاد سیاسی بررسی کرد، بلکه از منظر رقابت هژمونیک نیز باید به آن نگریست.
خورسند ادامه داد: چین از طریق نقشآفرینی میانجیگرانه میتواند هم از وقوع جنگ جلوگیری کند و منافع اقتصادی خود را حفظ کند و هم در افکار عمومی و ساختار سیاسی کشورهای منطقه جایگاه بیشتری به دست آورد. هدف پکن صرفاً اخراج کامل آمریکا از منطقه نیست، بلکه هدف اصلی میتواند کاهش نقش و نفوذ واشنگتن و تثبیت جایگاه چین در غرب آسیا باشد.
مسکو و پکن به دنبال حذف آمریکا نیستند؛ اما سهم عادلانهتری از نظم جهانی میخواهند
خورسند درباره پیشنهاد روسیه برای ادغام مدلهای ایران، روسیه و چین در ساختار امنیتی خلیج فارس اظهار کرد: از آنجا که شاخصهای دقیق مدل روسی هنوز بهطور مشخص اعلام نشده است، نمیتوان درباره جزئیات آن قضاوت دقیقی داشت؛ با این حال، روسیه و چین بهعنوان دو قدرت بینالمللی و عضو دائم شورای امنیت، از نظم کنونی حاکم بر جهان رضایت کامل ندارند و خواهان سهم بیشتری در تصمیمگیریهای بینالمللی هستند.
وی تأکید کرد: چین و روسیه به دنبال فروپاشی یا نابودی کامل آمریکا نیستند، بلکه میخواهند روسیه، چین و قدرتهای منطقهای در تصمیمگیریهای بینالمللی سهم بیشتری داشته باشند. در این نگاه، آمریکا دیگر تنها قدرت تعیینکننده نیست و باید در کنار سایر قدرتها بر سر یک میز درباره مسائل بینالمللی تصمیمگیری شود.
این تحلیلگر مسائل چین و روسیه درباره مؤلفه منطقهای این رویکرد گفت: یکی از شاخصهای چنین نظمی آن است که بازیگران مسلط هر منطقه (برای مثال در غرب آسیا بازیگرانی، چون ایران، عربستان، ترکیه و پاکستان) بتوانند در فرآیند نظمسازی منطقهای نقش داشته باشند و قواعد امنیتی و سیاسی منطقه صرفاً از سوی یک قدرت خارجی تعیین نشود.
ایران میتواند «لنگرگاه امنیتساز» نظم جدید غرب آسیا باشد
خورسند جمهوری اسلامی ایران را یکی از بازیگران اصلی در این چارچوب دانست و گفت: ایران در غرب آسیا طی سالهای گذشته در جهت ایجاد تنش حرکت نکرده و حتی در مواجهه با رژیم صهیونیستی تلاش کرده است از بازدارندگی نامتقارن استفاده کند. از منظر امنیت بینالملل، اینکه ایران با وجود فشارهای موجود به سمت ساخت سلاح هستهای حرکت نکرده است نیز موضوعی قابل توجه است.
وی با اشاره به نقش ایران در مقابله با داعش اظهار کرد: جمهوری اسلامی ایران در موضوع داعش بهعنوان یک لنگرگاه امنیتساز در منطقه نقشآفرینی کرد و با هزینه بسیار سنگین، امنیت را تولید کرد و این دستاورد را در اختیار شرق و غرب جهان قرار داد؛ بدون اینکه آن را بهعنوان ابزار معامله با قدرتهای غربی قرار دهد.
خورسند افزود: چین و روسیه در دکترین جدید خود، رویکرد تهاجمی در حوزه نظمسازی ندارند و از این منظر میتوانند جایگاه ایران را بهعنوان یک بازیگر منطقهای بپذیرند. بنابراین، اگر از حضور و نقشآفرینی ایران در نظم آینده مناطق مختلف جهان، بهویژه غرب آسیا، سخن گفته میشود، این موضوع میتواند بر مبنای نقش امنیتساز و تعاملی جمهوری اسلامی ایران در منطقه تحلیل شود.
انتهای پیام/