صفحه نخست

آناتک

آنامدیا

دانشگاه

فرهنگ‌

علم

سیاست و جهان

اقتصاد

ورزش

عکس

فیلم

استانها

بازار

اردبیل

آذربایجان شرقی

آذربایجان غربی

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

کهگیلویه و بویراحمد

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

همدان

هرمزگان

یزد

پخش زنده

۱۲:۴۷ | ۰۶ / ۰۸ /۱۴۰۵
| |

انتخابات پرآشوب در سرزمین‌های اشغالی؛ از ادعای پیروزی رقبا تا بن‌بست تشکیل کابینه

در حالی‌ که هنوز نتایج نهایی انتخابات در سرزمین‌های اشغالی اعلام نشده، ادعای پیروزی هم‌زمان احزاب رقیب، تشدید اختلاف‌ها و مناقشه بر سر تشکیل کابینه ائتلافی، از تعمیق بحران سیاسی رژیم صهیونیستی حکایت دارد؛ بحرانی ریشه‌دار در شکاف‌های داخلی، بی‌اعتمادی به نتانیاهو و رقابت جریان‌هایی که با وجود اختلاف بر سر قدرت، درباره آینده سیاست‌های اشغالگرانه این رژیم با چالش‌های مشترکی روبه‌رو هستند.
کد خبر : 1093091

گزارش تحلیلی | خبرگزاری آنا

در حالی که هنوز نتایج نهایی انتخابات پارلمانی رژیم صهیونیستی اعلام نشده، اظهارات متناقض رهبران احزاب، ادعای پیروزی هم‌زمان جریان‌های رقیب و آغاز رایزنی‌ها برای تشکیل ائتلاف، از تشدید شکاف‌های سیاسی در سرزمین‌های اشغالی حکایت دارد؛ وضعیتی که نشان می‌دهد حتی کنار رفتن احتمالی بنیامین نتانیاهو نیز لزوماً به معنای پایان بحران سیاسی و امنیتی این رژیم نخواهد بود.

انتخابات پارلمانی رژیم صهیونیستی در شرایطی برگزار شده است که جامعه صهیونیستی طی سال‌های اخیر با مجموعه‌ای از بحران‌های سیاسی، امنیتی و اجتماعی روبه‌رو بوده و عملکرد دولت بنیامین نتانیاهو، به ویژه در ارتباط با تحولات هفتم اکتبر، جنگ و پیامد‌های آن، به یکی از محور‌های اصلی منازعه میان احزاب تبدیل شده است. اکنون نیز پیش از انتشار نتایج قطعی، هر یک از جریان‌های سیاسی تلاش می‌کنند خود را پیروز میدان معرفی کنند؛ رفتاری فراتر از رقابت انتخاباتی معمول، با هدف اثرگذاری بر روند تشکیل کابینه و افزایش قدرت چانه‌زنی در مذاکرات پس از انتخابات.

ادعای پیروزی پیش از اعلام نتایج نهایی

اظهارات چهره‌های سیاسی رژیم صهیونیستی نشان می‌دهد رقابت اصلی فقط بر سر تعداد کرسی‌های کنست نیست، بلکه آینده نتانیاهو، ترکیب ائتلاف حاکم و سهم هر جریان از قدرت نیز در کانون منازعه قرار دارد.

دن عادین، از چهره‌های منتقد نتانیاهو، با تبریک به گادی آیزنکوت و معرفی او به عنوان نخست وزیر آینده، از پیروزی بلوک تغییر سخن گفت. او با استناد به نسبت ۷۰ به ۵۰ مدعی شد مخالفان نتانیاهو برتری روشنی به دست آورده‌اند و خواستار برکناری فوری نخست وزیر فعلی شد. این اظهارات در شرایطی مطرح شده است که هنوز نتیجه نهایی انتخابات و امکان تشکیل دولت جدید مشخص نیست؛ بنابراین، ادعای پیروزی قطعی بلوک تغییر را باید موضع سیاسی این جریان دانست، نه نتیجه تثبیت‌شده انتخابات.

نعما لازیمی، از چهره‌های ارشد حزب دموکرات‌ها نیز بر ضرورت شجاعت سیاسی و مذاکره با حزب رَعَم به رهبری منصور عباس تأکید کرد. او مدعی شد رأی دهندگان به دولت نتانیاهو و سیاست‌های آن در زمینه خدمت سربازی، اداره کشور و تخصیص منابع اعتراض کرده‌اند و اکنون مسئولیت احزاب مخالف، ایجاد ثبات و فراهم کردن زمینه تشکیل دولت جدید است.

نفتالی بنت نیز با طرح ادعای شکست ائتلاف حامی نتانیاهو، از ضرورت تشکیل دولتی مبتنی بر مسئولیت پذیری و مشارکت جریان‌های موسوم به «خدمت‌کنندگان» سخن گفت. با این حال، او هم زمان بر انتظار برای اعلام نتایج نهایی تأکید کرد؛ موضعی که نشان می‌دهد رهبران مخالف، در کنار اعلام پیروزی سیاسی، از نامشخص بودن آرایش نهایی کرسی‌ها و دشواری مذاکرات ائتلافی آگاه هستند.

یائیر گولان نیز انتخابات را فرصتی برای تشکیل دولت تغییر توصیف کرد و از آمادگی جریان خود برای همکاری با شرکای سیاسی و پر کردن شکاف‌ها خبر داد. گادی آیزنکوت هم نتایج اولیه نظرسنجی‌های خروج از صندوق را نشانه بی‌اعتمادی بخش بزرگی از رأی دهندگان به نتانیاهو دانست و وعده داد در صورت تأیید این روند، برای تشکیل دولت جدید اقدام کند.

مجموع این مواضع، از یک سو بیانگر تلاش مخالفان برای تثبیت روایت شکست نتانیاهو و از سوی دیگر نشانه رقابت بر سر رهبری اردوگاه مخالفان است. هر یک از این رهبران می‌کوشند پیش از آغاز رسمی مذاکرات، جایگاه خود را در معادلات قدرت ارتقا دهند؛ موضوعی که می‌تواند اختلاف‌های درون بلوک مخالف را نیز تشدید کند.

نتانیاهو همچنان در پی حفظ قدرت

در سوی دیگر، بنیامین نتانیاهو در سخنرانی خود در اورشلیم، بر تبدیل شدن حزب لیکود به بزرگ‌ترین حزب تأکید کرد و خواستار اتحاد جریان‌های صهیونیستی برای مقابله با آنچه تهدید‌های خارجی خواند، شد.

او همچنین دو بار از شرکای ائتلاف فعلی خود قدردانی کرد؛ اقدامی با این پیام سیاسی احتمالی که نتانیاهو همچنان در پی حفظ متحدان کنونی و بازسازی ائتلاف خود است. از نگاه نخست وزیر فعلی، حتی اگر مخالفان بتوانند در سطح سیاسی از شکست دولت سخن بگویند، جایگاه لیکود به‌عنوان بزرگ‌ترین حزب می‌تواند در مذاکرات تشکیل کابینه به اهرمی مهم تبدیل شود.

با این حال، بزرگ‌ترین حزب بودن الزاماً به معنای برخورداری از اکثریت لازم برای تشکیل دولت نیست. در نظام پارلمانی رژیم صهیونیستی، توزیع کرسی‌ها میان احزاب و توانایی رهبر هر جریان برای جلب حمایت سایر گروه‌ها، نقشی تعیین کننده در تعیین نخست وزیر و ترکیب کابینه دارد. از همین رو، نتانیاهو حتی با حفظ جایگاه حزبی خود ممکن است برای تشکیل دولت با دشواری مواجه شود.

اظهارات آویگدور لیبرمن نیز نشان دهنده عمق اختلاف‌ها در اردوگاه راست است. او نتانیاهو را متهم کرد منافع شخصی خود را بر منافع جریان راست ترجیح می‌دهد و از نمایندگان لیکود خواست در برابر رهبری فعلی حزب موضع بگیرند. این سخنان نشان می‌دهد بحران سیاسی تنها به تقابل نتانیاهو با مخالفانش محدود نیست، بلکه در میان متحدان و همفکران سابق او نیز شکاف‌های جدی وجود دارد.

کابینه ائتلافی؛ واقعیتی گریزناپذیر در معادلات سیاسی

یکی از مهم‌ترین پیامد‌های انتخابات، تداوم ضرورت تشکیل کابینه ائتلافی است. بر اساس مواضع مطرح شده از سوی رهبران احزاب و بدون اتکا به نتیجه نهایی تأیید نشده، هیچ یک از جریان‌ها هنوز نمی‌تواند صرفاً با ادعای پیروزی، تشکیل دولت مستقل را قطعی بداند. در چنین شرایطی، مذاکرات پس از انتخابات به‌اندازه خود رأی‌گیری اهمیت پیدا می‌کند.

اظهارات منصور عباس، رهبر حزب رَعَم، نیز این واقعیت را برجسته می‌کند. او با اشاره به ارقام اولیه گفت با آرایش فعلی، تشکیل دولت قطعی نیست و تصمیم گیری درباره معیار‌های پیشنهادی آیزنکوت را به روشن شدن امکان تشکیل کابینه موکول کرد. عباس همچنین از تماس‌های سیاسی با جریان راست خبر داد؛ موضوعی نشان دهنده تلاش احزاب برای بررسی گزینه‌های مختلف و افزایش قدرت چانه‌زنی در مذاکرات.

این وضعیت می‌تواند به شکل گیری ائتلاف‌هایی منجر شود که بیش از همگرایی ایدئولوژیک، بر ضرورت دستیابی به اکثریت پارلمانی استوار هستند. در چنین ائتلاف‌هایی، اختلاف بر سر خدمت سربازی، توزیع منابع، سیاست‌های امنیتی، رابطه با جریان‌های عربی و نحوه اداره جنگ و پیامد‌های آن، احتمالاً به موضوعات اصلی چانه‌زنی تبدیل خواهد شد.

از این منظر، اعلام پیروزی زودهنگام از سوی احزاب را می‌توان بخشی از رقابت برای تعیین شرایط مذاکره دانست. هر جریان تلاش می‌کند خود را نماینده اکثریت معرفی کند تا در تقسیم مناصب، تعیین نخست وزیر و تدوین برنامه دولت آینده دست بالاتری داشته باشد. با این حال، همین رقابت‌ها ممکن است روند تشکیل کابینه را طولانی کند و در صورت ناتوانی احزاب در دستیابی به توافق، بحران سیاسی را وارد مرحله تازه‌ای سازد.

شکاف‌های سیاسی؛ فراتر از رقابت میان نتانیاهو و مخالفان

تحولات اخیر نشان می‌دهد بحران سیاسی رژیم صهیونیستی را نمی‌توان صرفاً به محبوبیت یا عدم محبوبیت یک نخست وزیر تقلیل داد. اختلاف میان احزاب راست، میانه و چپ، منازعه بر سر مسئولیت تحولات هفتم اکتبر، اعتراض به سیاست‌های دولت و اختلاف درباره خدمت سربازی، عدم حصول نتیجه از جنگ با ایران، افزایش نفرت عمومی از اسرائیل در سطح بین المللی، مجموعه‌ای از گسل‌های سیاسی و اجتماعی را شکل داده‌اند.

در این میان، مخالفان نتانیاهو با وجود اشتراک در تلاش برای کنار زدن او، الزاماً درباره ترکیب دولت آینده و سیاست‌های آن توافق ندارند. طرح مذاکره با حزب رَعَم از سوی لازیمی و اظهارات محتاطانه منصور عباس درباره امکان تشکیل کابینه، نمونه‌ای از پیچیدگی این معادلات است. اختلاف بر سر همکاری با احزاب عربی یا نحوه مشارکت جریان‌های مذهبی و راست‌گرا می‌تواند حتی پس از کنار رفتن نتانیاهو نیز به مانعی جدی تبدیل شود.

از سوی دیگر، ادعای پیروزی هم زمان چند جریان و تلاش هر کدام برای معرفی خود به‌عنوان نماینده اصلی تغییر، نشان می‌دهد رقابت برای تصاحب قدرت ممکن است به همان اندازه اختلاف با دولت فعلی، بر آینده سیاسی رژیم تأثیر بگذارد. در نتیجه، حتی پیروزی انتخاباتی مخالفان نیز بدون توافق بر سر یک برنامه مشترک، تضمینی برای تشکیل کابینه‌ای باثبات نخواهد بود.

تغییر نخست وزیر؛ بدون تغییر در ماهیت سیاست‌های اشغالگرانه

با وجود اهمیت رقابت‌های انتخاباتی و احتمال تغییر در ترکیب دولت، مسئله اساسی‌تر به ماهیت سیاست‌های رژیم صهیونیستی بازمی‌گردد. تجربه سال‌های گذشته نشان داده است اختلاف میان احزاب این رژیم، با وجود شدت و گستردگی، لزوماً به معنای اختلاف بنیادین بر سر اشغال سرزمین‌های فلسطینی، تداوم شهرک‌سازی یا نحوه برخورد با مردم فلسطین نیست.

ممکن است با کنار رفتن نتانیاهو، چهره‌ای دیگر در رأس کابینه قرار گیرد و ترکیب ائتلاف حاکم تغییر کند؛ اما چنین جابه‌جایی‌ای به تنهایی تضمینی برای پایان اشغالگری، توقف حملات نظامی یا رعایت حقوق ملت فلسطین نخواهد بود. معیار سنجش هر دولت، نه شعار‌های انتخاباتی و وعده‌های مربوط به تغییر، بلکه عملکرد عملی آن در قبال حقوق فلسطینیان، تعهدات بین‌المللی و پیامد‌های انسانی اقدامات نظامی است.

از این منظر، تمرکز رهبران احزاب بر شکست نتانیاهو، تشکیل ائتلاف جدید و بازسازی ساختار قدرت، نباید موجب نادیده گرفتن مسئولیت جمعی ساختار سیاسی رژیم در قبال سیاست‌های اشغالگرانه شود. انتقاد از دولت فعلی نیز زمانی معنای واقعی پیدا می‌کند که به تغییر ملموس در سیاست‌های ضد حقوق بشری، عدم جنگ افروزی، پایان سیاست‌های سیاه تروریستی در دیگر کشورها، پایان دادن به نقض حقوق فلسطینیان و پاسخ گویی در برابر قوانین بین‌المللی منجر شود.

در نهایت، تغییر نخست وزیر به‌خودی خود به معنای تغییر ماهیت رژیم صهیونیستی نیست. تا زمانی که ساختار حاکم بر این رژیم به اشغالگری، تجاوز نظامی و نقض حقوق ملت فلسطین ادامه دهد، جابه‌جایی چهره‌ها در رأس قدرت نمی‌تواند نشانه تحول بنیادین تلقی شود. از این منظر، انتخابات اخیر بیش از آنکه به تنهایی نمیتواند تغییری در سیاست‌های منطقه‌ای و اشغالگرانه باشد، بلکه صحنه‌ای از رقابت احزاب برای تصاحب قدرت وم منافع در ساختاری است که عملکرد آن باید بر اساس رفتار عملی مقامات، میزان پایبندی به حقوق بین‌الملل و مسئولیت‌پذیری در قبال جنایت‌های ارتکابی ارزیابی شود.

ارسال نظر
captcha