شیراز میزبان داوری بخش پژوهشی سیامین دوره مسابقات قرآن و عترت دانشگاه آزاد اسلامی
به گزارش خبرگزاری آنا، این مراسم به میزبانی دبیرخانه دانشگاه آزاد اسلامی استان فارس در واحد شیراز برگزار شد.
این مراسم با حضور حجتالاسلام میرمجید سیدقریشی مسئول نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه آزاد اسلامی، علیرضا زارع شهرآبادی مدیرکل تبلیغ و امور دینی نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه آزاد اسلامی، محمدرضا قائدی رئیس دانشگاه آزاد اسلامی استان فارس، حجتالاسلام عابدی رئیس دفتر نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه آزاد اسلامی استان فارس، حجتالاسلام سجاد نیکخو مسئول نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاههای استان فارس جمعی از مسئولان استانی، استادان، مدیران و مهمانان برگزار شد.
لیرضا بیابان نورد معاون فرهنگی دانشجویی دانشگاه ضمن تقدیر از دکتر قائدی ریاست محترم دانشگاه آزاد اسلامی استان فارس و دکتر عابدی ریاست محترم نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاههای آزاد اسلامی استان فارس گفت: دکتر قائدی از چهرههای برجسته علمی و از علاقهمندان جدی به حوزه قرآن کریم هستند و برای ترویج فرهنگ قرآنی اهمیت ویژهای قائل هستند.
وی افزود: همچنین لازم میدانم از سرکار خانم دستغیب تشکر ویژهای داشته باشم. ایشان حقیقتاً از چهرههای شاخص و تأثیرگذار در این عرصه هستند. بنده در چهار سالی که در این مجموعه بهعنوان معاون فرهنگی فعالیت میکردم، از نزدیک شاهد تلاشها و فداکاریهای ایشان بودم. و این روحیه ایثارگرانه و تعهد فرهنگی ایشان شایسته قدردانی است.
این کارشناس روابط، بین الملل در ادامه سخنان خود گزارشی کوتاه درباره مجموعه چهار جلدی ارائه کرد.
۱. بررسی مجموعه چهارجلدی جوئل روزنبرگ
وی گفت: این مجموعه نوشته جوئل روزنبرگ است که بنا بر اطلاعات مورد اشاره، انتشار جلد نخست آن در سال ۲۰۱۱ و انتشار جلد پایانی آن در سال ۲۰۱۵ صورت گرفته است و برای درک بهتر فضای فکری این آثار، باید به تحولات پس از حادثه یازدهم سپتامبر و همچنین جنگ عراق در سال ۲۰۰۳ توجه کنیم. حوادث این دوره، بهویژه حمله به برجهای دوقلو و پیامدهای سیاسی و امنیتی آن، تأثیر عمیقی بر فضای فکری و فرهنگی ایالات متحده آمریکا گذاشت.
وی تصریح کرد: در روایت این مجموعه، خانوادهای ایرانی و شیرازی حضور دارند که در سال ۱۹۷۹ میلادی، برابر با سال ۱۳۵۷ شمسی، از شیراز خارج میشوند و به آمریکا مهاجرت میکنند. اعضای این خانواده، بهویژه پس از حوادث یازدهم سپتامبر و جنگ عراق، تحت تأثیر تحولات سیاسی و امنیتی قرار میگیرند.
و بر اساس روایت مطرحشده در این رمان، یکی از فرزندان این خانواده به سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا، یعنی سیا، میپیوندد. در ادامه داستان، این خانواده در روند عملیات مربوط به اسامه بنلادن و نیز ارائه اطلاعات درباره تأسیسات هستهای ایران به نهادهای اطلاعاتی آمریکا نقش پیدا میکنند.
بیابان نورد تبیین نمود: یکی از نکات قابلتوجه در این مجموعه، نقشی است که برای شخصیت جوان این خانواده در شناسایی محل اختفای بنلادن در نظر گرفته میشود. در روایت داستان، این شخصیت در فرایند دستیابی به اطلاعات مربوط به محل حضور بنلادن تأثیرگذار معرفی میشود.
وی گفت: صرفنظر از میزان انطباق این روایت داستانی با واقعیتهای تاریخی، آنچه برای بحث ما اهمیت دارد، نحوه بازنمایی ایران، ایرانیان و هویت ایرانی در چنین آثاری است.
اینکه یک خانواده ایرانی و شیرازی در چنین روایتی قرار میگیرد و در ادامه، در ارتباط با موضوعاتی همچون امنیت ملی آمریکا، مقابله با تروریسم و تأسیسات هستهای ایران نقشآفرینی میکند، موضوعی است که از منظر مطالعات فرهنگی و تحلیل گفتمان سیاسی شایسته بررسی است.
۲. جنگی فراتر از یک منازعه ژئوپلیتیکی
وی خاطرنشان کرد: به اعتقاد من، یکی از نکات اساسی در تحلیل تحولات کنونی این است که نباید جنگ و تقابل موجود را صرفاً در چارچوب رقابتهای ژئوپلیتیکی و منافع سیاسی و اقتصادی تحلیل کنیم. آنچه در بسیاری از این تحولات مشاهده میشود، ابعادی عمیقتر دارد و میتوان آن را در چارچوب تقابلهای هویتی و تمدنی نیز بررسی کرد.
وی افزود: به اعتقاد بنده، ریشههای این تقابل بسیار قدیمیتر است و نباید صرفا آن را در یک روند تاریخی نزدیک به پنجاه سال بررسی کرد؛ روندی که از پیروزی انقلاب اسلامی در سال ۱۳۵۷ آغاز شده و در دورههای مختلف، شکلها و جلوههای متفاوتی به خود گرفته است.
البته این به معنای نادیده گرفتن تفاوتهای تاریخی و سیاسی میان دورههای مختلف نیست؛ بلکه منظور آن است که برای شناخت بهتر تحولات امروز، باید به زمینههای فکری، فرهنگی و هویتی آن نیز توجه کنیم.
وی درپایان گفت: اشارهای که در این برنامه به موضوع امام دوازدهم (عج) و بازنمایی مفاهیم مرتبط با مهدویت صورت گرفت، از نظر من بسیار هوشمندانه و قابلتوجه بود. چنین موضوعاتی ظرفیت آن را دارند که در قالبهای علمی، هنری، ادبی و رسانهای به نسل جوان معرفی شوند و زمینه گفتوگویی عمیقتر درباره هویت دینی و تمدنی ما را فراهم کنند.
از اوایل دهه 1990میلادی، مباحث مربوط به نظم جهانی پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی اهمیت ویژه ای پیدا کرد ساموئل هانتیگتون در مقاله «برخورد تمدنها» که در سال۱۹۹۲ منتشر شد، به نقش هویتهای تمدنی در شکلگیری منازعات آینده جهان پرداخت.
وی افزود: در چارچوب برخی برداشتها از این نظریه، ایران و تهران بهعنوان یکی از کانونهای مهم تقابل با غرب معرفی شدند. چنین نگرشی، زمینهای برای بررسی این پرسش فراهم میکند که چگونه تصویر ایران در برخی آثار سیاسی، رسانهای و سینمایی غرب بازنمایی شده است.
۳. بازنمایی ایران در سینما و محصولات فرهنگی غرب
یکی از عرصههای مهم این تقابل، سینما و محصولات فرهنگی است. گاهی در آثار سینمایی، از عناصر مربوط به ایران باستان، اسطورههای ایرانی و مفاهیم دینی و تمدنی استفاده میشود؛ اما این عناصر در چارچوبی قرار میگیرند که میتواند تصویری خاص و جهتدار از ایران و هویت ایرانی ارائه کند.
بیابان نورد گفت: برای نمونه، در برخی آثار سینمایی، ازجمله فیلم «۳۰۰» و مجموعه «هلبوی»، میتوان نحوه استفاده از عناصر اسطورهای و تاریخی را بررسی کرد. البته هر یک از این آثار ویژگیها و زمینههای داستانی متفاوتی دارند و تحلیل دقیق آنها مستلزم بررسی مستقل است؛ بااینحال، پرسش اصلی این است که عناصر تاریخی و اسطورهای ایران چگونه انتخاب، بازنمایی و در خدمت روایت داستان قرار میگیرند.
در این زمینه، بنده نیز پیشتر مطالعاتی انجام دادهام. در سال ۱۳۸۳، مقالهای مفصل در این حوزه منتشر کردم که مباحث آن، بنا بر توضیح خودم، مبنای یکی از گزارشهای صداوسیما در شبکه جامجم قرار گرفت.
وی همچنین گفت؛ بررسی این آثار اهمیت دارد؛ زیرا سینما تنها وسیله سرگرمی نیست، بلکه میتواند در شکلدهی به ذهنیت مخاطبان درباره ملتها، فرهنگها، تاریخ و هویت تمدنی آنها نیز نقش داشته باشد.
وی تبیین نمود: وقتی یک ملت در مجموعهای از آثار سینمایی، داستانی و رسانهای به شیوهای خاص بازنمایی میشود، این تصویر ممکن است بهتدریج در ذهن مخاطب تثبیت شود. بنابراین، ما نیز باید نسبت به نحوه بازنمایی تاریخ، فرهنگ و هویت ایرانی ـ اسلامی در محصولات فرهنگی جهان حساس باشیم و بتوانیم با تحلیل علمی و مستند، ابعاد گوناگون این موضوع را بررسی کنیم.
۴. از ادبیات سیاسی تا گفتمان جنگهای صلیبی
در ادامه این روند، اظهارات برخی مقامهای سیاسی آمریکا نیز قابلتوجه است. برای مثال، جورج دبلیو بوش پس از حملات یازدهم سپتامبر و در جریان جنگ عراق، در سخنانی از تعبیر «جنگ صلیبی» استفاده کرد؛ تعبیری که با واکنشها و انتقادهای گستردهای روبهرو شد.
معاون فرهنگی دانشجویی دانشگاه گفت: به اعتقاد من، چنین تعابیری را نمیتوان صرفاً واژههایی اتفاقی و بیاهمیت دانست. استفاده از مفاهیم تاریخی و دینی در ادبیات سیاسی، بهویژه هنگامی که با جنگ و تقابل نظامی همراه میشود، میتواند بر نحوه درک افکار عمومی از یک منازعه تأثیر بگذارد.
در دورههای بعد نیز پیوند میان برخی جریانهای سیاسی آمریکا و جریانهای مسیحی محافظهکار و راست افراطی، در تحلیلهای سیاسی و رسانهای مورد توجه قرار گرفت. برای مثال، مایک پنس، معاون رئیسجمهور در دولت نخست دونالد ترامپ، از چهرههای شناختهشده جریان مسیحی انجیلی در سیاست آمریکا بود.
بیابان نورد متذکر شد: البته باید میان جریانهای مختلف مسیحی و دیدگاههای سیاسی آنها تفاوت قائل شد و از تعمیم دادن مواضع یک جریان به همه مسیحیان پرهیز کرد. آنچه در این بحث اهمیت دارد، بررسی نقش برخی جریانهای ایدئولوژیک در شکلدهی به سیاست خارجی و گفتمان سیاسی آمریکا است.
در این چارچوب، میتوان بررسی کرد که چگونه برخی آثار داستانی، فیلمها و مواضع سیاسی در کنار یکدیگر، تصویری از جهان ارائه میدهند که در آن، منازعات سیاسی و نظامی صرفاً رقابت بر سر منافع نیستند، بلکه گاه در قالب تقابلهای هویتی و تمدنی بازنمایی میشوند.
وی تصریح کرد: در دوره ریاستجمهوری دونالد ترامپ نیز برخی اظهارات و پیامهای او درباره ایران و تمدن ایرانی، از منظر بازنمایی هویتی و فرهنگی قابلتأمل بوده است. برای تحلیل دقیق این موضوع، لازم است متن کامل اظهارات، زمان بیان آنها و زمینه سیاسی هر سخن بهصورت مستند بررسی شود.
۵. اهمیت جشنوارههای فرهنگی و هنری در بازنمایی هویت تمدنی
با توجه به این مباحث، به اعتقاد بنده، جشنوارههایی از این دست میتوانند نقش مهمی در تبیین ابعاد فرهنگی و تمدنی تحولات معاصر ایفا کنند.
انتهای پیام/