از کانون پرورش فکری تا عصر هوش مصنوعی/ ابزارها تغییر میکنند، خلاقیت انسانی پابرجاست
کمال طباطبایی، هنرمند تجسمی و دبیر نشان آبان، در گفتوگو با خبرنگار خبرگزاری آنا، با اشاره به جایگاه انجمنهای هنری و چالشهای تأمین هزینههای فعالیتهای فرهنگی اظهار کرد: انجمنها در ایران عمدتاً نهادهایی خصوصی هستند که با اتکا به حق عضویت اعضا و درآمد حاصل از برگزاری کلاسها و فعالیتهای آموزشی، هزینههای خود را تأمین میکنند. در چنین شرایطی، برگزاری رویدادهایی مانند نشان آبان نیازمند حمایت مالی و همراهی حامیان فرهنگی است.
وی با اشاره به اهمیت استمرار این نشان افزود: در دورههای گذشته، هنرمندانی که نشان آبان را دریافت کردهاند، از چهرههای تأثیرگذار عرصه تصویرگری بودهاند. از جمله این هنرمندان میتوان به بهمن دادخواه اشاره کرد که سال گذشته نشان نام بزرگ را دریافت کرد. این انتخابها برای ما نوعی ادای دین به هنرمندانی است که در شکلگیری و تحول تصویرگری ایران نقش داشتهاند.
ادای دین به پیشگامان تصویرگری
طباطبایی با اشاره به تجربههای شکلگرفته در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان و دیگر مراکز فرهنگی و هنری ادامه داد: اتفاقاتی که حدود ۴۵ سال پیش در حوزه تصویرگری و در مجموعههایی مانند کانون پرورش فکری رخ داد، زمینهساز شکلگیری تجربههایی متفاوت و جریانساز شد. هنرمندانی که در آن دوره فرصت تجربهکردن و خلق آثار تازه را پیدا کردند، مسیرهایی را گشودند که تأثیر آنها همچنان در آثار نسلهای بعد دیده میشود.
وی با نام بردن از هنرمندانی همچون فرشید مثقالی، زرینکلک، علیاکبر صادقی، احمدرضا کیارستمی، خسروی و نفیسه ریاحی، تأکید کرد: بسیاری از تجربههای بصری و شیوههای خلاقانهای که این هنرمندان شکل دادند، هنوز برای تصویرگران امروز اهمیت دارد. آنها در زمان خود پیشگام بودند و آثارشان همچنان بخشی از سرمایه ارزشمند هنر تصویرگری ایران به شمار میرود.
دبیر نشان آبان با بیان اینکه آثار این هنرمندان صرفاً به دوره فعالیت خودشان محدود نمانده است، گفت: هنوز هم میتوان رد نگاه و تجربههای آن نسل را در کارهای امروز مشاهده کرد. آنها راهی را باز کردند که نسلهای بعد توانستند در امتداد آن حرکت کنند و به تجربههای تازهتری برسند.
تأمین هزینههای نشان آبان با اتکا به حامیان فرهنگی
طباطبایی در بخش دیگری از این گفتوگو به هزینههای برگزاری نشان آبان اشاره کرد و گفت: تهیه نشان و پلاکهای مربوط به آن هزینه قابلتوجهی برای انجمن دارد. سال گذشته با حمایت مجموعه «آینهدار دوران» بخشی از این هزینهها تأمین شد و امسال نیز از همان نشانهایی استفاده میکنیم که در دوره قبل تهیه شدهاند.
وی ادامه داد: ما هر سال به دنبال جذب حامیانی هستیم که بتوانند در برگزاری رویداد و استمرار نشان آبان مشارکت کنند. اجرای چنین برنامهای، با وجود تمام دشواریهای مالی و هزینههای جانبی، به همت و همراهی مجموعههایی نیاز دارد که برای فرهنگ و هنر ارزش قائلاند.
هوش مصنوعی ابزار است، نه جایگزین تفکر طراح
این هنرمند تجسمی در ادامه، درباره گسترش هوش مصنوعی و تأثیر آن بر عرصه هنرهای تجسمی و طراحی گرافیک اظهار کرد: من از سال ۱۳۷۰ در حوزه گرافیک فعالیت میکنم. در سالهای ابتدایی فعالیت حرفهایام، کامپیوتر به شکل امروزی در دسترس نبود و بهتدریج ابزارهای دیجیتال وارد فرایند طراحی شدند. در آن زمان نیز برخی نسبت به این تغییرات نگران بودند، اما تجربه نشان داد که ابزارهای جدید میتوانند در صورت استفاده درست، به فرایند خلق اثر کمک کنند.
طباطبایی افزود: کامپیوتر و نرمافزارهایی مانند فتوشاپ ابزارهایی بودند که امکان انجام سریعتر برخی کارها را فراهم کردند. با این حال، تفاوت میان استفاده آگاهانه از این ابزارها و اتکای کامل به قابلیتهای آماده آنها همیشه وجود داشته است. امروز نیز درباره هوش مصنوعی با وضعیتی مشابه روبهرو هستیم.
وی با تأکید بر اینکه استفاده از هوش مصنوعی بهخودیخود ایرادی ندارد، گفت: مسئله اصلی این است که هنرمند چگونه از این ابزار استفاده میکند. ابزار باید در خدمت فکر و ایده طراح باشد، نه اینکه مسیر فکری او را تعیین کند. اگر در یک اثر، منطق و نگاه خالق آن دیده نشود و ابزار به عنصر مسلط بر فرایند طراحی تبدیل شود، نمیتوان از یک تجربه خلاقانه کامل صحبت کرد.
این هنرمند تجسمی ادامه داد: در طراحی گرافیک، مهم است که ایده و خط فکری طراح در اثر مشخص باشد. همانطور که استفاده از امکانات فتوشاپ بهتنهایی یک اثر را ارزشمند نمیکند، استفاده از هوش مصنوعی نیز بهخودیخود تضمینکننده کیفیت و خلاقیت نیست. آنچه اهمیت دارد، انتخاب، تشخیص و تصمیمگیری هنرمند در مسیر خلق اثر است.
آیا مهارت دست در عصر ابزارهای دیجیتال کمرنگ شده است؟
طباطبایی با اشاره به تغییراتی که ابزارهای دیجیتال در شیوه تولید آثار هنری ایجاد کردهاند، گفت: با گسترش این ابزارها، بخشی از مهارتهای اجرایی که در گذشته به تمرین و توانایی بالای دست نیاز داشتند، شکل دیگری پیدا کردهاند. همین مسئله ممکن است این تصور را ایجاد کند که دیگر مهارت فردی اهمیت سابق را ندارد؛ اما باید میان توانایی کار با ابزار و قدرت ایدهپردازی و نگاه هنری تفاوت قائل شد.
وی تأکید کرد: در نهایت، ارزش یک اثر فقط به سرعت تولید یا امکانات فنی آن وابسته نیست. نگاه هنرمند، تجربه، شناخت بصری و قدرت تصمیمگیری او همچنان اهمیت دارد. فناوری میتواند امکانات تازهای در اختیار هنرمند قرار دهد، اما این خلاقیت و تفکر انسانی است که به اثر جهت میدهد.
انتهای پیام/