صفحه نخست

آناتک

آنامدیا

دانشگاه

فرهنگ‌

علم

سیاست و جهان

اقتصاد

ورزش

عکس

فیلم

استانها

بازار

اردبیل

آذربایجان شرقی

آذربایجان غربی

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

کهگیلویه و بویراحمد

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

همدان

هرمزگان

یزد

پخش زنده

۱۲:۳۳ | ۰۲ / ۰۸ /۱۴۰۵
| |
به مناسبت روز جهانی میراث فرهنگی ناملموس

میراث ناملموس خلیج فارس؛ هویتی که مرز نمی‌شناسد

خلیج فارس را نمی‌توان تنها با مرز‌های آبی، بنادر تاریخی و آثار باستانی شناخت. بخش بزرگی از هویت این پهنه تاریخی در حافظه مردمانی نهفته است که قرن‌ها در کنار دریا زیسته‌اند؛ مردمانی که از ستارگان راه دریانوردی آموختند، از جزر و مد دانش صید ساختند، از گیاهان تلخ و خودرو خوراک پدید آوردند و با آیین‌ها، باور‌ها و هنر‌های خود فرهنگی را پرورش دادند که هنوز زنده است.
کد خبر : 1091979

به گزارش خبرنگار خبرگزاری آنا، غلامعباس اویسی  پژوهشگر و از نویسندگان کتاب «میراث ناملموس شمال غربی خلیج فارس»: خلیج فارس را نمی‌توان تنها با مرز‌های آبی، بنادر تاریخی و آثار باستانی شناخت. بخش بزرگی از هویت این پهنه تاریخی در حافظه مردمانی نهفته است که قرن‌ها در کنار دریا زیسته‌اند؛ مردمانی که از ستارگان راه دریانوردی آموختند، از جزر و مد دانش صید ساختند، از گیاهان تلخ و خودرو خوراک پدید آوردند و با آیین‌ها، باور‌ها و هنر‌های خود فرهنگی را پرورش دادند که هنوز زنده است.

این همان میراث فرهنگی ناملموس است؛ میراثی که با خاموش شدن آخرین استادکار، راوی یا حامل آن، ممکن است بخشی از حافظه تاریخی یک سرزمین برای همیشه از میان برود.

از شناخته‌شده‌ترین نمونه‌های این میراث، دانش سنتی ساخت و دریانوردی با لنج‌های ایرانی در خلیج فارس است که در سال ۲۰۱۱ در فهرست میراث نیازمند پاسداری فوری یونسکو ثبت شد. لنج ایرانی تنها یک شناور چوبی نیست؛ مجموعه‌ای از دانش ستاره‌شناسی بومی، شناخت بادها، مهارت‌های دریانوردی، آواز‌های ملوانان و تجربه نسل‌هایی است که زندگی خود را با دریا پیوند زده‌اند.

در کنار آن، دانش سنتی صید ماهی از خور‌های شمال‌غربی خلیج فارس تا سواحل بوشهر و جزایر هرمزگان، گنجینه‌ای از شناخت طبیعت است. آیین «نوروز صیادی» نیز نمونه‌ای از پیوند دریا، تقویم بومی و زندگی اجتماعی ساحل‌نشینان به شمار می‌رود.

میراث ناملموس خلیج فارس در شادی‌ها و سوگواری‌های مردم نیز جلوه دارد. مراسم پیش و پس از ازدواج، هرکدام آداب ویژه‌ای داشته‌اند؛ مانند «حنا ترکنون» که پیش از حنابندان برگزار می‌شده و با ترانه‌خوانی، آماده‌سازی حنا و آرزوی خوشبختی برای عروس و داماد همراه بوده است. بندرماهشهر این آیین را با ویژگی‌های بومی خود به‌عنوان بخشی از میراث شمال‌غربی خلیج فارس به ثبت ملی رسانده، هرچند شکل‌های مشابه آن در بوشهر و هرمزگان نیز رواج داشته است.

از سوی دیگر، آیین‌های عزاداری محرم، سنج و دمام و سینه‌زنی بوشهری بخشی از فرهنگ مذهبی و اجتماعی سواحل خلیج فارس هستند؛ آیین‌هایی که ردپای آنها حتی در زنگبار آفریقا دیده می‌شود، جایی که شیوه‌ای از عزاداری با نام «سینه‌زنی بوشهری» گزارش شده است.

این پیوند‌های تاریخی به عزاداری محدود نیست. از آثار معماری شیرازی‌ها در آفریقا تا آیین زار و شباهت‌های «نوروز صیادی خلیج فارس» با «نیروزی شیرازی‌ها در آفریقا» که دکتر مرتضی رضوانفر به بررسی آن پرداخته، نشانه‌هایی از گستردگی ارتباطات فرهنگی ایرانیان با آن سوی دریا دیده می‌شود.

اما شاید یکی از شگفت‌انگیزترین جلوه‌های میراث ناملموس جنوب ایران در دانش خوراک زنان ساحل‌نشین نهفته باشد. در اقلیمی که گرما، کم‌آبی و شوری زمین محدودیت‌های فراوانی ایجاد می‌کرد، زنان با شناخت گیاهان خودرو و محصولات بومی، خوراک‌هایی پدید آوردند که حاصل خلاقیت و تجربه نسل‌هاست.

«گُتگُتو» نمونه‌ای از این دانش است؛ گیاهی بسیار تلخ که زنان محلی با شیوه‌های خاص آماده‌سازی، آن را به غذایی خوش‌طعم تبدیل می‌کنند. ترشی بندری و انواع حلوا‌های جنوبی مانند «عصیده» یا «گُلفته» که با خرما تهیه می‌شود و حتی با باور‌های مردم درباره بارندگی پیوند داشته، نمونه‌های دیگری از همین میراث هستند. انسان با شناخت این مهارت‌ها به فکر فرو می‌رود که زنان آن روزگار چگونه با امکانات محدود، چنین شناخت عمیقی از طبیعت داشته‌اند.

در جریان پژوهش و تدوین کتاب «میراث ناملموس شمال غربی خلیج فارس» به همراه سارا عبادی، بیش از پیش دریافتم که بخش بزرگی از تاریخ فرهنگی ما هنوز در حافظه زنان سالخورده، صیادان، استادکاران و راویان محلی زنده است؛ حافظه‌ای که با گذشت هر نسل، بخشی از آن در معرض فراموشی قرار می‌گیرد.

جنگ اخیر نیز بار دیگر یادآور شد که دفاع از ایران تنها حفاظت از مرز‌های جغرافیایی و زیرساخت‌ها نیست؛ پاسداری از هویت تاریخی و فرهنگی این سرزمین نیز ضرورتی ملی است. در شرایطی که تاریخ و هویت ایرانی خلیج فارس در معرض انکار و تحریف قرار می‌گیرد، یکی از پاسخ‌های ماندگار، پژوهش، مستندسازی و ثبت بین‌المللی میراث فرهنگی مردمان این سرزمین است.

از این منظر، انتظار می‌رود وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی با جدیت بیشتری برای تهیه و معرفی پرونده‌های ثبت جهانی میراث ناملموس سواحل ایرانی خلیج فارس تلاش کند؛ پرونده‌هایی که در صورت برخورداری از پشتوانه علمی، نام تاریخی «خلیج فارس» نیز در عنوان و مستندات آنها جایگاهی روشن داشته باشد.

برای نمونه، دانش رودوزی‌های سنتی جنوب ایران، از «کمه‌دوزی ماهشهری» تا «زری‌دوزی هرمزگانی»، ظرفیت بررسی در قالب مجموعه‌ای از مهارت‌های هم‌خانواده را دارد؛ البته با حفظ ویژگی‌های مستقل هر هنر. همچنین دانش سنتی صید ماهی، شیوه‌های بومی توربافی، شناخت آبراهه‌ها، جریان‌های دریایی و آیین‌های وابسته به معیشت ساحلی می‌توانند موضوع پژوهش و تشکیل پرونده‌های فراگیر میراث ناملموس خلیج فارس باشند.

چنین اقدامی باید با مشارکت صاحبان این میراث، پژوهشگران و جوامع محلی انجام شود تا این دانش‌ها و مهارت‌ها، پس از احراز شرایط، با نام و پیشینه تاریخی خود در منابع معتبر جهانی معرفی شوند.

البته ثبت جهانی پایان مسئولیت ما نیست. میراث ناملموس زمانی زنده می‌ماند که استادکار بتواند مهارتش را به نسل بعد بیاموزد، آیین‌ها در میان مردم استمرار یابند و جوانان خود را وارث این فرهنگ بدانند.

خلیج فارس تنها نام یک پهنه آبی نیست؛ حافظه زنده مردمانی است که قرن‌ها با دانش، هنر، باور‌ها و آیین‌های خود به آن هویت بخشیده‌اند. پاسداری از این میراث، پاسداری از تاریخ و هویت ایرانی خلیج فارس است؛ پیش از آنکه آخرین راویان آن خاموش شوند.

انتهای پیام/

ارسال نظر
captcha