اپراتورهای نالان از قیمت اینترنت، مانند همراه اول چطور برای سرمایهگذاریهای متفرقه پول دارند؟
به گزارش خبرگزاری آنا، وظیفه نخست اپراتور تلفن همراه، فراهمکردن ارتباطی پایدار، باکیفیت، ایمن و متناسب با نیاز مشترکان است. توسعه پوشش، افزایش ظرفیت شبکه، بهبود سرعت و کیفیت اینترنت، کاهش اختلالها، نوسازی تجهیزات و ارتقای فناوری، بخشهای اساسی این مسئولیت را تشکیل میدهند. سرمایهگذاری در سایر صنایع زمانی میتواند در اولویت بعدی قرار گیرد که اپراتور برای انجام این وظایف منابع کافی اختصاص داده و برنامهای روشن برای حفظ و ارتقای مستمر کیفیت شبکه داشته باشد.
همراه اول در سالهای اخیر دامنه سرمایهگذاری خود را از خدمات ارتباطی فراتر برده و از طریق بازوی سرمایهگذاری خود، حرکت اول، در مجموعهای از کسبوکارهای اقتصاد دیجیتال حضور پیدا کرده است. دیجیکالا، روبیکا و ... از جمله نامهایی هستند که در گزارشهای مربوط به سبد سرمایهگذاری این مجموعه مطرح شدهاند. خدمات مالی و اعتباری اوانو و ستاره یک نیز نمونههایی از گسترش فعالیتهای همراه اول به حوزههای فراتر از ارائه مستقیم خدمات ارتباطی به شمار میروند.
اصل سرمایهگذاری در کسبوکارهای نوآورانه بهخودیخود محل ایراد نیست. اپراتورها بهواسطه برخورداری از شبکه گسترده مشترکان، توان فنی، دادههای عملیاتی و ظرفیت توزیع خدمات، میتوانند در توسعه اقتصاد دیجیتال نقش مؤثری ایفا کنند. مسئله اصلی، ترتیب اولویتها و شفافیت در تخصیص منابع است؛ زیرا موفقیت یک سرمایهگذاری جانبی نمیتواند جایگزین مسئولیت اپراتور در قبال کیفیت شبکهای شود که مشترکان برای استفاده از آن هزینه میپردازند.
پرسش کلیدی درباره همراه اول این نیست که چرا در یک شرکت مشخص سرمایهگذاری کرده است؛ پرسش این است که چه میزان از منابع مالی و مدیریتی خود را به توسعه شبکه اختصاص میدهد و چگونه اطمینان حاصل میکند که گسترش سبد سرمایهگذاری، برنامههای اصلی ارتباطی را تحتتأثیر قرار نمیدهد. پاسخ به این پرسش باید بر پایه اطلاعات مالی، شاخصهای کیفیت شبکه و برنامههای سرمایهای شرکت ارائه شود، نه صرفاً فهرستکردن موفقیتهای کسبوکارهای وابسته.
سرمایهگذاری جانبی نباید جایگزین توسعه شبکه شود
سرمایهگذاری اپراتورها در حوزههای دیگر ممکن است با هدف تنوعبخشی به درآمد، کاهش وابستگی به تعرفههای ارتباطی و ایجاد منابع درآمدی تازه انجام شود. چنین رویکردی از منظر اقتصادی قابلفهم است؛ بهویژه در بازاری که هزینه تجهیزات، توسعه زیرساخت و نگهداری شبکه افزایش پیدا میکند. بااینحال، تنوعبخشی به درآمد زمانی به نفع اپراتور و مشترک خواهد بود که منابع و ظرفیت مدیریتی لازم برای حفظ کیفیت خدمات اصلی همچنان تأمین شود.
ایرانسل نیز از طریق هلدینگ سرمایهگذاری ویستا در کسبوکارهای بیرون از خدمات پایه ارتباطی حضور دارد و سابقه سرمایهگذاری این مجموعه در گروه اینترنت ایران، مالک اسنپ، منتشر شده است. لنز نیز از خدمات شناختهشده ایرانسل در حوزه محتوای دیجیتال است. این نمونهها نشان میدهند گسترش فعالیتهای جانبی محدود به یک اپراتور نیست و مسئله باید درباره ساختار تصمیمگیری و اولویتهای سرمایهگذاری کل صنعت بررسی شود.
البته وجود سرمایهگذاریهای جانبی در سبد یک اپراتور بهتنهایی اثبات نمیکند که منابع توسعه شبکه کاهش یافته یا کیفیت خدمات به دلیل آن افت کرده است. چنین نتیجهای به اطلاعاتی نیاز دارد که رابطه میان تخصیص منابع، عملکرد مالی و شاخصهای فنی شبکه را روشن کند. نقد مستند باید از همین نقطه آغاز شود، اپراتور باید نشان دهد سرمایهگذاریهای بیرون از حوزه اصلی بر مبنای چه معیارهایی تصویب شدهاند، چه بازدهیای برای مجموعه دارند و چگونه با برنامه توسعه شبکه هماهنگ شدهاند.
مسئله زمانی جدیتر میشود که اپراتور برای افزایش تعرفه اینترنت به رشد هزینهها و ضرورت تأمین منابع مالی استناد میکند، اما همزمان دامنه سرمایهگذاری خود را در بازارهای دیگر گسترش میدهد. این دو اقدام الزاماً متناقض نیستند؛ ممکن است سرمایهگذاری جانبی از منابع مستقل، سود انباشته یا سازوکارهای مالی جداگانه تأمین شده باشد. بااینوجود، توضیح شفاف درباره منشأ منابع و تقدم هزینههای ضروری شبکه میتواند از شکلگیری این تصور جلوگیری کند که مشترک باید هزینه بیشتری بپردازد، درحالیکه اولویتهای سرمایهای اپراتور بهروشنی توضیح داده نشدهاند.
تعرفه بالاتر باید با پاسخگویی روشن همراه باشد
افزایش تعرفه اینترنت را نمیتوان بدون بررسی هزینههای واقعی صنعت، شرایط اقتصادی و نیازهای سرمایهای شبکه رد یا تأیید کرد. توسعه نسلهای جدید ارتباطی، افزایش ظرفیت انتقال داده، تأمین برق و پشتیبانی سایتها و جایگزینی تجهیزات فرسوده، هزینههای قابلتوجهی به اپراتورها تحمیل میکند. حفظ کیفیت شبکه نیز به سرمایهگذاری مستمر نیاز دارد و درآمد ناکافی میتواند توان شرکت برای توسعه زیرساخت را محدود کند.
همین واقعیت، ضرورت پاسخگویی دقیقتر اپراتورها را افزایش میدهد. شرکتی که افزایش تعرفه را برای تأمین هزینههای شبکه ضروری میداند، باید بتواند تصویری روشن از برنامه سرمایهگذاری ارتباطی خود ارائه کند: چه میزان منابع برای توسعه پوشش اختصاص مییابد؟ چه برنامهای برای بهبود کیفیت و ظرفیت اینترنت وجود دارد؟ کدام شاخصها در چه بازه زمانی باید بهبود پیدا کنند؟ سهم سرمایهگذاریهای جانبی از منابع مالی گروه چقدر است و چه سازوکاری تضمین میکند که تعهدات مربوط به شبکه در اولویت باقی بمانند؟
همراه اول بهعنوان یکی از بازیگران اصلی بازار ارتباطات، میتواند با انتشار اطلاعات تفکیکشده درباره سرمایهگذاریهای شبکهای و غیراصلی، زمینه ارزیابی دقیقتری از عملکرد خود فراهم کند. همین انتظار درباره ایرانسل و دیگر اپراتورها نیز وجود دارد. انتشار فهرست شرکتهای سرمایهپذیر یا اعلام ارزش کسبوکارهای زیرمجموعه، بهتنهایی پاسخ این پرسشها نیست؛ زیرا ارزشگذاری یک شرکت سرمایهپذیر با میزان منابع اختصاصیافته به توسعه شبکه ارتباطی تفاوت دارد.
شفافیت در این زمینه همچنین به مشترکان کمک میکند میان ۲ موضوع متفاوت تمایز بگذارند؛ نیاز واقعی شبکه به منابع بیشتر و انتخاب تجاری اپراتور برای ورود به بازارهای جدید. هر دو موضوع میتوانند مشروع باشند، اما توجیه یکی نباید بهطور خودکار به معنای توجیه دیگری تلقی شود.
منابع مازاد باید پس از تأمین نیازهای اصلی تعریف شوند
سرمایهگذاری در صنایع و کسبوکارهای غیرمخابراتی هنگامی میتواند به راهبردی پایدار تبدیل شود که اپراتور ابتدا نیازهای حیاتی شبکه را تأمین کرده باشد. منابع مازاد نیز باید بر اساس محاسبات روشن، پس از درنظرگرفتن هزینههای نگهداری، توسعه، نوسازی و ارتقای کیفیت مشخص شوند؛ نه اینکه صرفاً با اتکا به امکان کسب سود از بازارهای دیگر، ضرورت سرمایهگذاری در هسته اصلی کسبوکار کماهمیت جلوه داده شود.
اپراتورها ممکن است از سرمایهگذاریهای جانبی سود ببرند و حتی در بلندمدت از درآمدهای آن برای تقویت شبکه استفاده کنند. تحقق چنین نتیجهای، اما به برنامه مالی شفاف، ارزیابی ریسک و سنجش بازدهی نیاز دارد. بدون دسترسی به اطلاعات کافی، نه میتوان هر سرمایهگذاری غیرمخابراتی را اقدامی نادرست دانست و نه میتوان فرض کرد که توسعه سبد کسبوکار بهطور خودکار به بهبود خدمات ارتباطی منجر میشود.
همراه اول و ایرانسل، پیش از آنکه با گستردگی فعالیتهای سرمایهگذاری خود سنجیده شوند، باید با کیفیت ارتباطی که به مشترکان ارائه میکنند ارزیابی شوند. موفقیت در بازارهای دیگر زمانی میتواند امتیازی برای یک اپراتور محسوب شود که مأموریت اصلی آن در حوزه ارتباطات نیز با کیفیت، پایداری و سرمایهگذاری متناسب پیش برود.
معیار نهایی، تعداد شرکتهای موجود در سبد سرمایهگذاری یا شهرت برندهای وابسته نیست؛ معیار، توان اپراتور در حفظ و توسعه زیرساخت ارتباطی و پاسخگویی درباره محل مصرف منابعی است که از بازار ارتباطات به دست میآورد. اگر هسته اصلی کسبوکار به سرمایهگذاری بیشتری نیاز دارد، این نیاز باید در اولویت قرار گیرد؛ ورود به صنایع دیگر پس از تأمین آن نیازها و احراز وجود منابع مازاد، تصمیمی منطقیتر و قابلدفاعتر خواهد بود.
انتهای پیام/