صفحه نخست

آناتک

آنامدیا

دانشگاه

فرهنگ‌

علم

سیاست و جهان

اقتصاد

ورزش

عکس

فیلم

استانها

بازار

اردبیل

آذربایجان شرقی

آذربایجان غربی

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

کهگیلویه و بویراحمد

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

همدان

هرمزگان

یزد

پخش زنده

۱۳:۰۴ | ۰۲ / ۰۸ /۱۴۰۵
| |
کارشناس مسائل استراتژیک در گفت‌و‌گو با آنا:

بازدارندگی باید هزینه تکرار تجاوز را افزایش دهد/ امنیت ایران و جهان به هم گره خورده است

سیدعبدالله متولیان، با تأکید بر ضرورت تقویت بازدارندگی فعال در برابر تهدیدهای نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی، گفت: ایران باید با افزایش هزینه‌های راهبردی تجاوز، محاسبات دشمن را تغییر دهد؛ چراکه امنیت ایران با ثبات منطقه و اقتصاد جهانی پیوند خورده است و هرگونه تهدید علیه کشور می‌تواند پیامدهایی فراتر از مرزهای منطقه داشته باشد.
کد خبر : 1091474

سیدعبدالله متولیان، کارشناس مسائل استراتژیک، در گفت‌و‌گو با خبرنگار خبرگزاری آنا، با اشاره به احتمال وقوع مجدد درگیری میان ایران و آمریکا و رژیم صهیونیستی، اظهار کرد: برای ارزیابی احتمال جنگ باید از سطح تهدید‌های رسانه‌ای، عملیات روانی و جنگ شناختی عبور کرد و به منطق واقعی قدرت در میدان تاکتیکی و راهبردی توجه داشت. مسئله اصلی این نیست که طرف مقابل چه میزان توان نظامی دارد، بلکه این است که آیا می‌تواند اهداف سیاسی و نظامی خود را با هزینه‌ای قابل‌تحمل محقق کند یا خیر.

وی افزود: برخورداری از قدرت تخریب با توانایی تحمیل اراده سیاسی تفاوت دارد. از منظر علوم راهبردی، یکی از مهم‌ترین مؤلفه‌های قدرت جمهوری اسلامی ایران، ظرفیت ایجاد هزینه‌های چندلایه برای هر متجاوزی است. موقعیت ژئوپلیتیکی و ژئواستراتژیک ایران، توان موشکی و پهپادی، عمق راهبردی، ظرفیت دریایی، زیرساخت‌های بومی دفاعی، انسجام نهادی و تجربه چند دهه مواجهه با فشار‌های خارجی، مجموعه‌ای از مؤلفه‌های قدرت را شکل داده‌اند که باید در محاسبات هر طرف مقابل لحاظ شوند.

جنگ آینده و ضرورت بازنگری در محاسبات دشمن

متولیان با اشاره به تجربه جنگ ۱۲روزه عنوان کرد: یکی از واقعیت‌های مهم آن تقابل این بود که مواجهه با ایران را نمی‌توان صرفاً به محاسبات اولیه درباره برتری تسلیحاتی طرف مقابل محدود کرد. طرف مقابل با این تصور وارد میدان شده بود که می‌تواند در مدت کوتاهی اهداف خود را محقق کند؛ اما تحولات میدان نشان داد که ارزیابی توان نظامی بدون توجه به ظرفیت بازیابی، سازگاری و پاسخ‌گویی ایران، تصویری ناقص از واقعیت ارائه می‌دهد.

وی ادامه داد: در ارزیابی نتیجه جنگ باید میان دستاورد‌های تاکتیکی، خسارت‌های وارده، تحقق اهداف عملیاتی و نتیجه راهبردی نهایی تمایز قائل شد. معیار پیروزی صرفاً تعداد حملات یا میزان خسارت‌های واردشده نیست، بلکه باید بررسی کرد که کدام طرف به اهداف سیاسی خود نزدیک‌تر شده است.

این کارشناس مسائل راهبردی با بیان اینکه در جنگ ترکیبی، حمله نظامی ممکن است با عملیات روانی، ایجاد نارضایتی، فشار بر زیرساخت‌ها و تلاش برای بی‌ثبات‌سازی داخلی همراه شود، تأکید کرد: در برخی الگو‌های جنگی، تلاش می‌شود با ایجاد اختلال در خدمات عمومی، حمل‌ونقل، تأمین انرژی و توزیع کالا، زمینه نارضایتی و فروپاشی داخلی فراهم شود. با این حال، میزان موفقیت چنین الگویی به شرایط اجتماعی، ظرفیت مدیریت بحران و تاب‌آوری نهاد‌های داخلی بستگی دارد.

متولیان اضافه کرد: ایران باید در صورت تحمیل جنگ مجدد، بر بازدارندگی فعال، دفاع مؤثر و تحمیل هزینه‌های راهبردی به متجاوز تکیه کند. طرف مقابل نباید تصور کند که می‌تواند با حمله‌ای محدود، ایران را به پذیرش خواسته‌های خود وادار کند یا با تهدید به گسترش درگیری، اراده ملی را در هم بشکند.

وی با تأکید بر اینکه ایران خواهان جنگ نیست، تصریح کرد: بازدارندگی موفق، بازدارندگی‌ای است که مانع وقوع جنگ شود. هدف نهایی قدرت دفاعی ایران باید حفاظت از تمامیت ارضی، امنیت مردم و استقلال سیاسی کشور و جلوگیری از تحمیل اراده بیگانه باشد.

بازدارندگی نامتقارن؛ حفظ ابتکار عمل در میدان

این کارشناس ارشد مطالعات امنیت ملی با اشاره به اهمیت راهبرد‌های نامتقارن در مواجهه با قدرت‌های نظامی بزرگ توضیح داد: قدرت راهبردی در این است که طرف مقابل نتواند زمان، مکان، دامنه و هزینه پاسخ را به‌سادگی پیش‌بینی کند. پیش‌بینی‌ناپذیری محاسبه‌شده، حفظ ابتکار عمل و برخورداری از گزینه‌های معتبر، از عناصر مهم بازدارندگی هستند.

وی افزود: پاسخ ایران لزوماً به معنای تکرار الگوی قبلی نخواهد بود. شرایط میدان، اهداف طرف مقابل، سطح تجاوز و ملاحظات امنیت ملی تعیین می‌کنند که پاسخ چه ابعادی داشته باشد. آنچه اهمیت دارد، جلوگیری از شکل‌گیری محاسبات اشتباه در طرف مقابل است.

این کارشناس مسائل راهبردی با تأکید بر نقش تاب‌آوری اجتماعی و نهادی بیان کرد: استمرار فعالیت‌های اقتصادی و خدمات عمومی در شرایط بحران، تنها به توان نظامی وابسته نیست؛ بلکه حاصل آمادگی پیشینی، مدیریت راهبردی، تقویت زیرساخت‌ها و مشارکت اجتماعی نیز هست. از این منظر، تقویت اقتصاد مقاومتی و افزایش توان کشور برای عبور از فشار‌های خارجی، بخشی از راهبرد دفاع ملی محسوب می‌شود.

متولیان ادامه داد: تجربه تاریخی ایران نشان داده است که پایداری اجتماعی و حفظ انسجام ملی می‌تواند در محاسبات طرف مقابل اثرگذار باشد. در کنار ظرفیت‌های نظامی، باور‌های فرهنگی و مذهبی، شبکه‌های اجتماعی و نهاد‌های مردمی نیز در شکل‌دهی به تاب‌آوری جامعه نقش دارند.

وی با بیان اینکه ایران باید هم‌زمان از قدرت دفاعی و ظرفیت‌های دیپلماتیک خود استفاده کند، گفت: توانایی ادامه دفاع، به‌تنهایی هدف نهایی نیست. هدف آن است که طرف مقابل به این جمع‌بندی برسد که آغاز تجاوز، دستاوردی متناسب با هزینه‌های آن نخواهد داشت و ادامه مسیر نیز نمی‌تواند بدون پیامد‌های جدی برای متجاوز باشد.

امنیت ایران و اقتصاد جهانی؛ پیوندی راهبردی

متولیان در پاسخ به پرسشی درباره گزینه‌های جدید راهبردی ایران، از جمله زیرساخت‌های ارتباطی، مراکز داده و مسیر‌های تجارت جهانی، یادآور شد: یکی از خطا‌های تحلیل تقابل ایران با آمریکا و رژیم صهیونیستی، محدودکردن میدان مواجهه به عرصه نظامی و غفلت از نقش اقتصاد جهانی، شبکه‌های ارتباطی، زنجیره‌های تأمین، امنیت انرژی و گلوگاه‌های تجارت بین‌المللی است.

وی افزود: در جهان امروز، قدرت تنها در زرادخانه‌های نظامی خلاصه نمی‌شود؛ بلکه توان اثرگذاری بر محاسبات طرف مقابل و تغییر هزینه و فایده تصمیم‌های او نیز اهمیت دارد. موقعیت جغرافیایی ایران و قرارگرفتن آن در مجاورت مسیر‌های مهم انرژی و تجارت جهانی، ظرفیت‌هایی ایجاد می‌کند که باید در چارچوبی جامع و مسئولانه مورد ارزیابی قرار گیرند.

این کارشناس مسائل امنیتی با اشاره به اهمیت تنگه هرمز، دریای عمان و مسیر‌های مرتبط با اقیانوس هند گفت: امنیت این مسیر‌ها بر بازار‌های انرژی، هزینه حمل‌ونقل دریایی، بیمه کشتی‌ها و ثبات اقتصاد جهانی اثر می‌گذارد. اختلال طولانی‌مدت در کشتیرانی می‌تواند پیامد‌هایی فراتر از منطقه داشته باشد و هزینه‌های قابل‌توجهی را به کشور‌های مختلف تحمیل کند.

متولیان تصریح کرد: هیچ بازیگری نباید تصور کند که می‌تواند امنیت ایران را تهدید کند، اما اقتصاد و مناسبات جهانی بدون هیچ پیامدی به فعالیت عادی خود ادامه دهند. با این حال، بهره‌گیری از ظرفیت‌های ژئوپلیتیکی باید با ارزیابی دقیق هزینه‌های متقابل، پیامد‌های اقتصادی و آثار آن بر امنیت ملی همراه باشد.

وی درباره زیرساخت‌های ارتباطی و مراکز داده نیز عنوان کرد: این زیرساخت‌ها در برخی موارد با سامانه‌های نظامی و عملیات دفاعی ارتباط دارند، اما بسیاری از آنها خدمات حیاتی غیرنظامی ارائه می‌کنند. بنابراین، در هر ارزیابی راهبردی باید میان اهداف نظامی و زیرساخت‌های غیرنظامی تمایز قائل شد. تقویت بازدارندگی نباید به معنای نادیده‌گرفتن پیامد‌های انسانی و اقتصادی اقدامات یا غفلت از ملاحظات حقوقی و امنیتی باشد.

متولیان ادامه داد: هدف راهبردی ایران نباید صرفاً ایجاد اختلال باشد، بلکه باید تغییر محاسبات دشمن و وادارکردن او به بازنگری در سیاست‌های فشار و تجاوز را دنبال کند. هر اقدامی که هزینه ایجاد می‌کند، باید از نظر اثربخشی، پیامد‌های متقابل و احتمال شکل‌گیری ائتلاف‌های جدید علیه کشور نیز سنجیده شود.

توسعه قدرت دریایی در چارچوب امنیت ملی

این کارشناس ارشد امنیت ملی با تأکید بر اهمیت قدرت دریایی ایران بیان کرد: جغرافیای ایران صرفاً یک موقعیت ثابت روی نقشه نیست، بلکه می‌تواند منبعی برای افزایش قدرت چانه‌زنی و اثرگذاری بر معادلات منطقه‌ای و بین‌المللی باشد. تنگه هرمز، دریای عمان، شمال اقیانوس هند و مسیر‌های مرتبط با باب‌المندب، در پیوند با یکدیگر بر امنیت انرژی و تجارت جهانی اثر می‌گذارند.

وی افزود: ایران باید ظرفیت‌های دریایی، فناوری، امنیت سایبری، اقتصادی و دیپلماتیک خود را در چارچوبی هماهنگ توسعه دهد. قدرت زمانی به مزیتی پایدار تبدیل می‌شود که در خدمت امنیت ملی، افزایش تاب‌آوری و شکل‌گیری نظمی باثبات‌تر قرار گیرد.

متولیان با بیان اینکه توسعه گزینه‌های راهبردی باید با شناخت دقیق ظرفیت‌ها و محدودیت‌ها همراه باشد، گفت: هرگونه تصمیم درباره استفاده از ابزار‌های فشار باید پیامد‌های اقتصادی و امنیتی آن را برای ایران و سایر کشور‌ها در نظر بگیرد. اختلال در مسیر‌های تجاری و انرژی می‌تواند آثار متقابل گسترده‌ای داشته باشد؛ ازاین‌رو، هدف اصلی باید ایجاد بازدارندگی معتبر و جلوگیری از تکرار تجاوز باشد.

وی تأکید کرد: امنیت ایران و ثبات منطقه از یکدیگر جدایی‌ناپذیرند. هیچ قدرتی نباید تصور کند که می‌تواند امنیت کشور را نادیده بگیرد و هم‌زمان از مزایای ثبات منطقه‌ای و اقتصاد جهانی بهره‌مند شود، بی‌آنکه پیامد‌های رفتار خود را در محاسباتش لحاظ کند.

اروپا در جنگ احتمالی؛ میان همراهی با آمریکا و مهار بحران

متولیان در پاسخ به پرسشی درباره واکنش احتمالی کشور‌های اروپایی در صورت وقوع مجدد جنگ تشریح کرد: برای فهم رفتار اروپا نباید اتحادیه اروپا را بازیگری کاملاً یکپارچه با اراده‌ای مستقل و یکسان فرض کرد. کشور‌های اروپایی منافع، محاسبات امنیتی، وابستگی‌های اقتصادی و برداشت‌های متفاوتی از تهدید‌های بین‌المللی دارند؛ بنابراین، واکنش آنها در یک بحران جدید احتمالاً ترکیبی از همراهی سیاسی با آمریکا، ملاحظات امنیتی و تلاش برای جلوگیری از گسترش بی‌ثباتی خواهد بود.

وی افزود: در ارزیابی رفتار اروپا باید دست‌کم سه سطح را از یکدیگر تفکیک کرد؛ نخست، همراهی سیاسی و دیپلماتیک با واشنگتن و تل‌آویو؛ دوم، همکاری‌های محدود امنیتی و نظامی؛ و سوم، تلاش برای مهار بحران و جلوگیری از گسترش جنگ.

این کارشناس مسائل راهبردی ادامه داد: برخی دولت‌های اروپایی ممکن است به دلیل پیوند‌های راهبردی با آمریکا یا ملاحظات داخلی، مواضعی نزدیک به واشنگتن اتخاذ کنند. این همراهی می‌تواند در قالب حمایت سیاسی، فشار دیپلماتیک یا محدودیت‌های اقتصادی بروز کند، اما لزوماً به معنای مشارکت مستقیم همه کشور‌های اروپایی در عملیات نظامی نیست.

متولیان تصریح کرد: باید میان حمایت سیاسی، همکاری اطلاعاتی و لجستیکی و ورود مستقیم به جنگ تفاوت قائل شد. تصمیم هر دولت به ارزیابی تهدیدها، ملاحظات حقوقی، افکار عمومی و هزینه‌های احتمالی بستگی دارد. در عین حال، اختلاف میان واشنگتن و پایتخت‌های اروپایی نیز لزوماً به معنای چرخش اروپا به سوی ایران نخواهد بود.

وی با اشاره به منافع اقتصادی اروپا گفت: کشور‌های اروپایی از گسترش جنگ در منطقه، به‌ویژه در حوزه انرژی، تجارت دریایی، بازار‌های مالی و مهاجرت، آسیب خواهند دید. همین ملاحظات می‌تواند برخی دولت‌ها را به تلاش برای محدودکردن دامنه درگیری، برقراری آتش‌بس و بازگشت به مسیر دیپلماسی سوق دهد.

متولیان تأکید کرد: سیاست خارجی ایران نباید بر این فرض ساده‌انگارانه استوار باشد که اختلافات اروپا با آمریکا به‌طور خودکار به حمایت اروپا از مواضع ایران منجر خواهد شد. ایران باید ضمن شناخت تفاوت منافع کشور‌های اروپایی، رفتار عملی آنها را مبنای ارزیابی قرار دهد و از ظرفیت دیپلماسی برای کاهش فشار‌های خارجی استفاده کند.

دیپلماسی فعال و بهره‌گیری از تفاوت منافع قدرت‌ها

این کارشناس ارشد امنیت ملی با بیان اینکه دیپلماسی باید بخشی از راهبرد جامع ایران باشد، تشریح کرد: ایران می‌تواند با گفت‌و‌گو با دولت‌های مختلف، تأکید بر اصول منشور ملل متحد و تبیین پیامد‌های منطقه‌ای جنگ، از تفاوت منافع کشور‌ها برای کاهش فشار‌های خارجی بهره بگیرد.

وی افزود: کشور‌های اروپایی نیز اگر خواهان ایفای نقشی مستقل در نظم بین‌المللی هستند، باید میان تعهدات ائتلافی و منافع واقعی ملت‌های خود توازن برقرار کنند. حمایت بی‌قیدوشرط از اقدامات نظامی، بدون ارزیابی پیامد‌های آن، ممکن است هزینه‌هایی را بر اروپا تحمیل کند که با منافع راهبردی بلندمدت این کشور‌ها تناسب نداشته باشد.

متولیان با اشاره به تجربه سازوکار مالی اینستکس گفت: تجربه‌های گذشته نشان می‌دهد که ایران باید در تعاملات اقتصادی و دیپلماتیک، به‌ویژه در شرایط تحریم، نسبت به سازوکار‌های پیشنهادی طرف‌های مقابل ارزیابی دقیقی داشته باشد و استقلال تصمیم‌گیری اقتصادی خود را حفظ کند.

وی ادامه داد: اختلاف میان قدرت‌های غربی می‌تواند برای ایران فرصت دیپلماتیک ایجاد کند، اما بهره‌گیری از این فرصت به سیاست‌گذاری دقیق، شناخت منافع طرف‌ها و پرهیز از خوش‌بینی غیرواقع‌بینانه نیاز دارد. هدف دیپلماسی باید کاهش فشارها، تقویت امنیت ملی و افزایش هزینه سیاسی و اقتصادی تصمیم به تجاوز باشد.

این کارشناس مسائل راهبردی تصریح کرد: امنیت ایران نباید موضوع معامله میان قدرت‌های بزرگ قرار گیرد. هر دولتی که خواهان ثبات در منطقه است، باید بداند که دستیابی به ثبات پایدار در غرب آسیا، بدون درنظرگرفتن جایگاه ایران، منافع ملی این کشور و ملاحظات امنیتی آن امکان‌پذیر نخواهد بود.

«آغاز جنگ» لزوماً به معنای تعیین نتیجه آن نیست

متولیان در جمع‌بندی سخنان خود گفت: طرف مقابل ممکن است آغازکننده درگیری باشد، اما این موضوع به معنای آن نیست که بتواند پایان جنگ، هزینه‌های اقتصادی و امنیتی و پیامد‌های سیاسی آن را نیز یک‌جانبه تعیین کند. محاسبه واقع‌بینانه درباره ایران باید بر شناخت ظرفیت‌های نظامی، موقعیت ژئوپلیتیکی، تاب‌آوری داخلی و اراده ملی این کشور استوار باشد.

وی افزود: ایران به دنبال آرامش و ثبات منطقه‌ای است، اما حفظ استقلال سیاسی و امنیت ملی را نیز خط قرمز خود می‌داند. راهبرد آینده کشور باید بر تقویت بازدارندگی، افزایش تاب‌آوری ملی، توسعه گزینه‌های معتبر، بهره‌گیری هوشمندانه از ظرفیت‌های اقتصادی و دریایی و استفاده از دیپلماسی برای جلوگیری از تجاوز استوار باشد.

این کارشناس ارشد امنیت ملی در پایان خاطرنشان کرد: قدرت پایدار زمانی شکل می‌گیرد که توان دفاعی، انسجام داخلی، ظرفیت اقتصادی و دیپلماسی در خدمت یک هدف مشترک قرار گیرند. پیام ایران باید روشن باشد؛ هیچ طرفی نباید تصور کند که می‌تواند با تهدید یا اقدام نظامی، اراده سیاسی ایران را نادیده بگیرد و از پیامد‌های تصمیم خود مصون بماند.

انتهای پیام/

ارسال نظر
captcha