رضایی: از گواردیولا و فرگوسن الهام گرفتم/ بدترین خاطرهام جدایی از استقلال بود/ با پسرم هم تعارف ندارم/ شمس آذر به دنبال آبروداری است
به گزارش خبرگزاری آنا، شمس آذر قزوین دومین فصلی را سپری میکند که وحید رضایی را در قامت سرمربی خود میبیند. رضایی که سالیان درازی از دوران فوتبال خود را در قامت کاپیتان پشت سر گذرانده، مربیگری را از پایینتر سطح آغاز کرده و حالا در سطح لیگ برتر به عنوان سرمربی تیمی که اهداف مهمی دارد و جوانگرایی را در اولویت قرار داده، به مصاف حریفان میرود.
رضایی در گفتوگوی تفصیلی که با خبرگزاری آنا داشت پیرامون مسائل متعددی صحبت کرد، از دوران فوتبال خود، اهدافی که مدنظر قرار داده و ارتباط خانوادگی که با ملیپوشان سابق و کنونی والیبال ایران دارد، او پیرانمون حواشی که در مورد پسرش شکل گرفته بود هم توضیح کاملی ارائه کرد.
لیگ برتر جای آزمون و خطا نیست
از دوران لیگ یک برایم پیام جادوگری میفرستند
برنامهریزی اشتباه سازمان لیگ مهاجم ما را گرفت
از اعتماد به جوانان شمسآذر پشیمان نمیشوم
جدایی از استقلال بدترین خاطره فوتبالی و قهرمانی با آن بهترین بود
گواردیولا ۴۱ جام دارد، اما هنوز متواضع است
اگر جادوگری جواب میداد، هند قهرمان جهان میشد!
با یکی دو گل نباید راه استقلال و پرسپولیس را در پیش گرفت
برای آبرویم با هیچ بازیکنی حتی پسرم تعارف ندارم
بعضیها جرأت حرف زدن رودررو ندارند
فوتبال را از راهآهن آغاز کردم
آنا: آقای رضایی، از دوران بازیگری خودتان شروع کنیم. شما سالها کاپیتان فجر سپاسی شیراز بودید. فوتبال را از کجا آغاز کردید و چه مسیری را پشت سر گذاشتید؟
من فوتبال را از سال ۱۳۶۷ در رده نوجوانان راهآهن آغاز کردم و زیر نظر استاد خودم، آقای بهمن نوروزی، کارم را ادامه دادم. ایشان یکی از بهترین بازیکنان جناح چپ فوتبال ایران بودند و سابقه بازی در تیم ملی، تاج و شاهین را داشتند. واقعاً برای من باعث افتخار بود که زیر نظر ایشان رشد کردم. بعد از آن، در ردههای نوجوانان، جوانان، امید و بزرگسالان راهآهن فعالیت کردم. آقای علی گیوهای نقش بسیار مهمی در رشد من داشتند و برای من زحمات زیادی کشیدند. همچنین آقای قاسم طیبی و برادران هم در آن مجموعه حضور داشتند. در واقع، دوران شکلگیری فوتبالی من در ردههای مختلف باشگاه راهآهن سپری شد. پس از آن، به دلیل خدمت سربازی به تیم انتظام رفتم و حدود دو سال در آن مجموعه فعالیت کردم. سپس به بانک ملی پیوستم؛ تیمی که آقای علی دوستی در آن حضور داشتند و بازیکنان بسیار خوبی مانند داوود فلاحی، مهدی مهدویکیا، مجتبی حسینی و مهدی سفید در آن بازی میکردند. آن تیم فوقالعاده بود و توانست قهرمان شود و صعود کند.
در پرسپولیس و استقلال بازی کردم
بعد از آن به پرسپولیس رفتم. در آن مقطع آقای استانکو سرمربی بودند و آقایان درخشان و محمدخانی نیز در کادر فنی حضور داشتند. حدود دو تا سه ماه در پرسپولیس بودم، اما با توجه به شرایط سنی و بازیکنانی که در تیم حضور داشتند، فرصت بازی کمتری به من میرسید. به همین دلیل تصمیم گرفتم با هماهنگی باشگاه از پرسپولیس جدا شوم. با مسئولان باشگاه صحبت کردم و گفتم میخواهم در تیمی بازی کنم که فرصت بیشتری برای حضور در میدان و پیشرفت داشته باشم. آقای مجید جلالی سرمربی پیام مشهد بودند و من به این تیم پیوستم. بعد از حدود سه بازی به پیام مشهد رفتم و شرایط بسیار خوبی داشتیم، در نهایت نیز فصل را در رتبه چهارم جدول به پایان رساندیم. بازیکنان جوان خوبی هم در آن تیم حضور داشتند و فکر میکنم تعدادی از آنها از همانجا به فوتبال ایران معرفی شدند. پس از آن، در سال ۱۳۷۶ به استقلال تهران پیوستم. خدا بیامرز آقای ناصر حجازی در آن مجموعه حضور داشتند و یک فصل در خدمت استقلال بودم. آن زمان هنوز لیگ برتر به شکل امروزی وجود نداشت و فوتبال ایران در قالب لیگ آزادگان برگزار میشد. استقلال تیم بسیار قدرتمندی داشت و آن فصل شرایط خوبی را تجربه کردیم. به قهرمانی رسیدیم.
پیشنهاد پورحیدری مرا به فجرسپاسی کشاند
فصل بعد، با پیشنهاد آقای پورحیدری به فجرسپاسی شیراز پیوستم، تیمی که زندگی فوتبالی من در رده بزرگسالان از آنجا شکل گرفت. سال اول با فجر به رتبه چهارم ایران رسیدیم. پس از جدایی آقای پورحیدری، آقای محمود یاوری سرمربی تیم شدند و حدود دو سال در خدمت ایشان بودیم. آقای یاوری نقش بسیار مهمی در شکوفایی بازیکنان جوان و پیشرفت تیم فجر سپاسی داشتند. بعد از ایشان، آقای غلام پیروانی به تیم آمدند و فکر میکنم حدود پنج سال هم با ایشان کار کردیم. در آن دوران، چهارم لیگ برتر شدیم، قهرمانی جام حذفی را به دست آوردیم، حضور در رقابتهای باشگاهی آسیا را تجربه کردیم و دو بار نیز به نایبقهرمانی جام حذفی رسیدیم. فکر میکنم در آن مقطع، تعداد زیادی از بازیکنان جوان به فوتبال ایران معرفی شدند، از جمله مهدی رحمتی، غلامرضا رضایی، امید روانخواه، مهرزاد معدنچی، سیاوش اکبرپور و حسین آشنا، بازیکنان جوان دیگری هم در آن مجموعه حضور داشتند. ما تیم بسیار خوبی داشتیم که واقعاً قابل احترام بود و مقابل بسیاری از تیمهای پایتخت نیز عملکرد قدرتمندی ارائه میکردیم و بارها به پیروزی میرسیدیم. جدایی از فجر برای من بسیار سخت بود. پس از آن، یکی دو سال در لیگ یک بازی کردم و همزمان مدارک مربیگریام را گرفتم.
آنا: چه شد که تصمیم گرفتید وارد عرصه مربیگری شوید و کارتان را از لیگهای پایین آغاز کنید؟
از سال ۱۳۸۹ به صورت جدی وارد مسیر مربیگری شدم و کارم را از لیگ دسته چهار آغاز کردم. در ابتدا برایم سخت بود؛ چون در بالاترین سطح فوتبال بازی کرده بودم و حالا باید مربیگری را از لیگ دسته چهار شروع میکردم. با این حال، به توصیه بسیاری از مربیان قدیمی این مسیر را انتخاب کردم. خدا را شکر، وقتی کارم را شروع کردم، توانستیم با تیمی که در اختیار داشتیم نتایج خوبی بگیریم و به لیگ دسته سه برسیم. از آنجا بود که فعالیت حرفهای من در مربیگری شکل جدیتری پیدا کرد. در لیگ سه فعالیت کردم و سپس به لیگ دسته دوم رفتم. در بهمن شیراز بودم و تیمم توانست به لیگ یک صعود کند، هرچند متأسفانه آن تیم فروخته شد. ما تیم بسیار خوبی داشتیم و بخش عمده بازیکنانمان بومی بودند. فکر میکنم حدود ۹۵ تا ۹۸ درصد بازیکنان، جوانان خود شیراز بودند.
دوران مربیگریام در داماش از بهترین سالهایم بود
سال بعد، تیم برق نوین تشکیل شد. تیم متفاوتی با برق شیراز بود، آن مجموعه را شکل دادیم و تیم توانست قهرمان شود و مسیر صعود را طی کند. پس از آن، به تیم قشقایی رفتم و سپس به داماش گیلان پیوستم. یک فصل در داماش گیلان بودم و فکر میکنم یکی از بهترین سالهای مربیگری من همان فصل بود، زیرا بیشتر بازیکنان تیم بومی بودند. ما با شرایط خاصی تمرین میکردیم، در منطقهای نزدیک دریا زندگی و تمرین داشتیم و باید در زمینهایی با ارتفاع متفاوت به مصاف تیمهای دیگر میرفتیم. تیمهای دیگر در ارتفاعات حدود هزار و ۴۰۰، هزار و ۶۰۰ یا هزار و ۸۰۰ متر بازی میکردند. یادم میآید مرحوم آقای صالح نیا با من تماس گرفتند و به من تبریک گفتند. ایشان به شرایطی اشاره کردند که باعث شده بود یک تیم گیلانی در بازیهای خارج از خانه عملکرد بسیار خوبی داشته باشد و باختی در بیرون ندهد. آن تیم حتی با یک پنالتی هم نتوانست به هدفش برسد. پس از آن، فکر میکنم سه تا چهار ماه از نظر روحی شرایط خوبی نداشتم. پیشنهادی هم برای بازگشت و شکل دادن دوباره آن تیم دریافت کردم، اما قبول نکردم و حدود سه تا چهار ماه بیرون از فوتبال بودم.
پس از چهار سال از مس شهربابک جدا شدم
بعد از آن، با پیشنهاد آقای آذری به ذوبآهن اصفهان پیوستم و دستیار اول آقای امید نمازی شدم. سپس به مس شهربابک رفتم، تیم از لیگ دسته دوم سقوط کرده بود و شرایط خاصی داشت. ابتدا از من خواسته شد که از شهر، امکانات و وضعیت فوتبال آنجا بازدید کنم. با آقای صدرمحمدی که آن زمان مدیرعامل بودند و آقای علی هاشمیان نیز صحبت کردیم. کار بسیار سختی بود و تیم بستن دشواریهای زیادی داشت، اما شرایط به شکلی پیش رفت که چهار سال در آن مجموعه ماندم. در سال اول، تیم از لیگ دسته دوم صعود کرد و با رکوردهای خوبی به مسیرش ادامه داد. تا جایی که به خاطر دارم، تیم ما تنها یک شکست داشت، ۳۸ گل به ثمر رساند و شش گل دریافت کرد. در ادامه، پس از چهار سال از آن مجموعه جدا شدم. پس از آن، پیشنهادهایی از یکی دو تیم لیگ دویی داشتم و مدتی فعالیتهای دیگری را دنبال کردم تا اینکه فصل گذشته پیشنهاد شمسآذر قزوین مطرح شد و به این تیم پیوستم.
آنا: پیوستن به شمسآذر در شرایطی اتفاق افتاد که تعداد زیادی از بازیکنان تیم جدا شده بودند. چقدر کار برای ساختن یک تیم جدید دشوار بود؟
ابتدای فصل با شرایطی مواجه بودیم که ۱۷ بازیکن از تیم جدا شده بودند. وقتی تعداد زیادی از بازیکنان یک تیم جدا میشوند، ساختن دوباره آن مجموعه واقعاً سخت است؛ چون دیگر پایه و شکل قبلی تیم را در اختیار ندارید. یکی از اصلیترین و در عین حال سختترین وظایف مربی، ساختن تیم است. بااینحال، خدا را شکر با زحماتی که مجموعه باشگاه کشید و حمایتی که هواداران داشتند، توانستیم تیمی خوب و باکیفیت بسازیم؛ تیمی که واقعاً قابل احترام بود و فوتبال خوبی ارائه میکرد. خدا را شکر، شرایط تیم در جدول روزبهروز بهتر شد. سپس شرایط جنگی برای کشورمان به وجود آمد و جدول مسابقات در همان مقطع متوقف شد و مدتی نیز مسابقات تعطیل بود. امسال هم با شرایط خاص خودمان وارد مسابقات شدیم.
آنا: شما سالها کاپیتان فجرسپاسی بودید. این مسئولیت چه تأثیری بر شخصیت فوتبالی و مسیر حرفهای شما داشت؟
من در سال اول حضورم در فجرسپاسی، با پیشنهاد آقای یاوری که سرمربی تیم بودند، کاپیتان شدم. البته از دوران مدرسه و در رشتههای ورزشی مختلف، از جمله فوتبال و والیبال، کاپیتان تیم بودم. از دوران دبستان و راهنمایی این مسئولیت را برعهده داشتم و فکر میکنم روحیه رهبری از همان دوران در وجودم شکل گرفته بود. آقای یاوری این ویژگی را بهخوبی پرورش دادند و صحبتهای زیادی با من داشتند. من از آن مرحوم نکات زیادی درباره رهبری تیم یاد گرفتم. در آن مقطع، به بازیکنان جوان میدان داده میشد و من هم بهعنوان کاپیتان یک تیم لیگ برتری، مسئولیت مهمی برعهده داشتم. رهبری آن تیم واقعاً سخت بود؛ زیرا بازیکنان باتجربه و باکیفیتی در تیم حضور داشتند و با اضافه شدن جوانان، باید شرایطی فراهم میکردیم که آنها بهتدریج پختهتر و باتجربهتر شوند. جوانان به زمان نیاز داشتند و مدیریت این شرایط کار سادهای نبود. با کمک کادر فنی و مجموعه تیم توانستیم این مسئولیت را بهخوبی انجام دهیم. خدا را شکر، بازیکنان زیادی از آن تیم به تیم ملی ایران معرفی شدند و بسیاری از آنها نیز به استقلال و پرسپولیس پیوستند. برای من باعث غرور و افتخار بود که در آن مجموعه بازی کردم و کاپیتانی فجر سپاسی را برعهده داشتم.
آنا: از چه زمانی به مربیگری فکر میکردید؟ آیا دوران کاپیتانی در این تصمیم تأثیر داشت؟
زمانی که بازی میکردم، به مسائل مختلف فوتبال و جزئیات تمرینات توجه زیادی داشتم. به این دقت میکردم که مربیان بزرگ در تیمهای لیگ برتری چگونه تمرین میدهند، چه اهدافی دارند و چه نکاتی را در کارشان رعایت میکنند. چون در زمین بازی میکردم و کاپیتان تیم بودم، ارتباط نزدیکی با مربیان داشتم و فکر میکنم همین موضوع باعث شد از همان دوران، ذهنیتم به سمت مربیگری برود. دوست داشتم پس از پایان دوران بازیگری، مربی شوم و بتوانم در هر تیمی که حضور پیدا میکنم، تأثیر مثبتی بگذارم. به همین دلیل، زمانی که هنوز بازی میکردم، در کلاسهای مربیگری شرکت کردم و فکر میکنم در سال آخر دوران بازیگریام مدرک A مربیگری را نیز گرفتم.
آنا: شما مسیر مربیگری را از لیگهای پایین آغاز کردید و بهتدریج به سطح اول فوتبال رسیدید. این تجربه چقدر به شما کمک کرده است؟
دقیقاً این مسیر خیلی به من کمک کرده است. وقتی از لیگهای پایین شروع میکنید، باید به بسیاری از مسائل و جزئیات توجه داشته باشید. در این لیگها، سطح مهارت و تکنیک بازیکنان متفاوت است و مربی باید بیشتر روی جزئیات، سیستمها و تاکتیکهای مختلف کار کند. این تجربه به من کمک کرد تا بهتدریج پیشرفت کنم. وقتی به لیگ برتر میرسید، دیگر جای آزمون و خطا نیست. شما باید بسیاری از شرایط را از قبل تجربه کرده باشید و بدانید چگونه با مسائل مختلف برخورد کنید. البته رسیدن به لیگ برتر برای من زمان زیادی برد. در آن مقطع، پذیرفتن یک مربی جوان که بهتازگی دوران بازیگریاش را پشت سر گذاشته بود، برای برخی افراد دشوار بود. خیلیها بهراحتی نمیتوانستند بپذیرند که یک مربی جوان، تنها دو یا سه سال پس از پایان دوران بازیگری، در لیگ برتر مربیگری کند. بااینحال، خوشحالم که از لیگهای پایین شروع کردم؛ زیرا تجربهای که در آن سالها به دست آوردم، اکنون در کارم بسیار مؤثر است.
آنا: شمسآذر در این فصل هنوز نتوانسته بهاندازهای که انتظار میرفت امتیاز جمع کند و در جدول بالاتر برود. دلیل این موضوع چیست؟
ما بازیکنانی در اختیار داریم که حتی سابقه بازی در لیگ یک را هم نداشتهاند. تعدادی از بازیکنان جوان و امید را جذب کردیم و باید به آنها فرصت بدهیم. تفکرات و سیاستهای باشگاه در این زمینه بسیار مهم است. در فصل گذشته، پیشنهادهای زیادی برای بازیکنان ما مطرح شد، اما من خودم را مدیون شمسآذر میدانستم؛ زیرا مالک محترم باشگاه، آقای مهرزاد نجفیان، رویکرد بسیار خوبی داشتند و به دنبال این بودند که در شمسآذر به بازیکنان جوان بها بدهیم و از استعدادهای جوان استفاده کنیم. از طرف دیگر، شرایط مالی باشگاه نیز به شکلی بود که باید با بودجه موجود به دنبال بازیکنان جوان و مستعد میرفتیم. سیاستهای باشگاه برای من اهمیت زیادی داشت و من نیز براساس همین سیاستها شرایط همکاری را پذیرفتم.
فشار زیادی به پرسپولیس آوردیم
دوست داشتم بازیکنان جوان فرصت تجربه حضور در لیگ برتر را پیدا کنند. شما در بعضی مسابقات دیدید که با وجود جوان بودن تیم، عملکرد خوبی داشتیم. برای مثال، در نیمه دوم بازی با پرسپولیس فشار زیادی به حریف وارد کردیم. در بازی با فولاد خوزستان نیز تا دقیقه ۱۱ دو موقعیت صددرصدی داشتیم و در شرایط آبوهوایی دشوار، فوتبال باکیفیتی ارائه کردیم. در آن مسابقه، با وجود موقعیتهایی که داشتیم، در دقیقه ۸۱ یک پنالتی به حریف دادیم. در همان بازی توانستیم به ۵۰ پاس متوالی برسیم و پس از بازپسگیری توپ، با ۱۳ پاس به گل اول خودمان برسیم. در بازی با چادرملو نیز یکی از بهترین بازیهایمان را انجام دادیم، اما به دلیل اشتباهات فردی گل دریافت کردیم و در ادامه توانستیم دو گل بزنیم.
رقابت مالی با تیمها چند همتی سخت است
در دیدار مقابل گلگهر هم با توجه به فشاری که وارد کردیم، میتوانستیم گلهای سوم و چهارم را به ثمر برسانیم. به هر حال، بازی دادن به بازیکنان جوان هزینههایی دارد و آنها برای رسیدن به پختگی لازم به زمان نیاز دارند. ما براساس سیاستهای باشگاه پیش میرویم. از نظر مالی نمیتوانیم با بعضی تیمها رقابت کنیم؛ وقتی تیمهایی با بودجههای دو، سه یا چهار همتی حضور دارند، رقابت مالی با آنها واقعاً دشوار است. بااینحال، خدا را شکر میکنم که بازیکنان ما تمام تلاش خود را انجام میدهند و فکر میکنم در مسیر رسیدن به پختگی لازم هستند. تعطیلات فیفادی نیز کمک زیادی به ما کرد تا روی نقاط ضعف کار کنیم. امیدوارم در ادامه شرایط بهتری داشته باشیم.
آنا: به اشتباهات فردی اشاره کردید. برای اینکه این اشتباهات در مسابقات به حداقل برسد و کمتر به تیم لطمه بزند، چه برنامهای داشتهاید؟
در تعطیلات اخیر توانستیم روی بسیاری از نقاط ضعف کار کنیم. در زمینه اشتباهات فردی نیز تمرینات تاکتیکی و تکنیکی انجام دادیم تا تمرکز بازیکنان در شرایط دشوار مسابقه افزایش پیدا کند. وقتی بازیکن تحت فشار قرار میگیرد، احتمال اشتباه بیشتر میشود. به همین دلیل، تلاش کردیم شرایط مشابه مسابقه را در تمرینات ایجاد کنیم و موقعیتهایی را که ممکن است در جریان بازی اتفاق بیفتد، شبیهسازی کنیم. این نوع تمرینات واقعاً در مسابقه به بازیکنان کمک میکند. من بارها گفتهام که بازیکنان جوان برای پیشرفت باید خوب تمرین کنند. ما هم از زمانی که در اختیار داشتیم، بهخوبی استفاده کردیم و تمرینات مناسبی انجام دادیم.
امید زیادی به مهاجم جوانمان داریم
فکر میکنم بازیکنان شرایط را بهخوبی درک کردهاند. ما فوتبال خوبی ارائه میکنیم، اما باید از موقعیتهایی که به دست میآوریم، بهویژه در ۲۰ متر پایانی زمین، بهتر استفاده کنیم. خیلی از تیمها آرزو دارند به ۲۰ متر پایانی زمین حریف برسند، اما ما در هر مسابقه سه، چهار یا پنج بار به این منطقه میرسیم و حتی موقعیتهای تکبهتک ایجاد میکنیم. بنابراین باید از این فرصتها بهتر استفاده کنیم.این موضوع به تمرکز نیاز دارد. ما مهاجم بسیار خوبی به نام کیانوش معظمی داشتیم که متأسفانه در فشار مسابقات و بازیهای فشرده چهارروزه مصدوم شد. اکنون یک مهاجم جوان به نام محمد منصوری از رده سنی امید جذب کردهایم و امید زیادی به او داریم.
آنا: اشاره کردید که یک مهاجم جوان از رده سنی امید جذب کردهاید. چقدر روی این بازیکن کار کردهاید و چه انتظاری از او دارید؟
خیلی با منصوری کار کردهایم و امیدوارم بتواند در زمین پاسخگوی تمام تمریناتی باشد که انجام دادهایم و اعتمادی که به او کردهایم را جبران کند. امیدوارم بتواند در زمین مسابقه عملکرد خوبی داشته باشد.
آنا: میلاد سورگی، بازیکنی که از پرسپولیس جدا شد و از شمس آذر به تیم ملی رسیده است، چه ویژگیهایی دارد و چقدر میتواند الگوی سایر بازیکنان باشد؟
وقتی من به اینجا آمدم، این بازیکن زیاد در شرایط مسابقه قرار نگرفته بود و در شرایط نامطلوبی به تیم پرسپولیس رسیده بود. با این حال، میلاد یکی از بازیکنان بااستعداد فوتبال ایران است و واقعاً ویژگیهای فردی بینظیری دارد. فکر میکنم هنوز جای زیادی برای رشد و پیشرفت دارد. ما خیلی خوشحالیم که از مجموعه شمسآذر توانستهایم بازیکنی در سطح تیم ملی بزرگسالان داشته باشیم. پیش از این نیز بازیکنانی در تیم ملی جوانان داشتیم که خودم آنها را از طریق تست جذب کرده بودم و بازیکنان بومی قزوین بودند، از جمله مهرداد محمدی که در صحبتها به آنها اشاره کردم.
قلعهنویی مربی من در استقلال بود
به نظر من، این بازیکنان باید فرصت پیدا کنند و زمان بازی داشته باشند. باید شرایطی فراهم شود که بتوانند در مسابقات تجربه کسب کنند و پیشرفت کنند. در تعطیلات فیفادی اخیر نیز فکر میکنم زمان مناسبی بود که به این بازیکنان اعتماد شود. آقای قلعهنویی برای من قابل احترام هستند و در تیم استقلال مربی من بودهاند، اما فکر میکنم زمان آن رسیده بود که به این بازیکنان هم اعتماد کنند. برای مثال، در بازیهای مقابل ازبکستان و روسیه میشد چند دقیقه از آنها استفاده کرد تا تجربه بازی ملی به دست بیاورند.
آنا: برای نیمفصل و پایان فصل چه اهدافی در نظر گرفتهاید و شمسآذر قرار است در چه جایگاهی از جدول قرار بگیرد؟
هدف ما این است که بازیکنانمان پیشرفت کنند و بتوانند از فوتبال خوبی که ارائه میدهند، امتیاز هم بگیرند. اگر جدول را نگاه کنید، میبینید که در بعضی مقاطع شرایط نزدیک و فشردهای داریم. فاصله ما با تیمهای بالاتر حدود پنج تا هشت امتیاز است و در حوالی رتبه نهم جدول قرار داریم. باید تلاش کنیم شرایطمان را در جدول بهتر کنیم. میگویم اگر یک برد به دست بیاوریم، اعتمادبهنفس تیم بالا میرود. البته فکر میکنم مسیر را درست انتخاب کردهایم و راهی که در پیش گرفتهایم، راه خوبی است. اعتماد به این جوانان باعث نمیشود که پشیمان شویم یا ضرر کنیم، آنها واقعاً کیفیت خوبی از خودشان نشان دادهاند و من خیلی خوشحالم که میبینم تا چه اندازه پیشرفت کردهاند. شک نکنید که تلاش میکنیم یکی از رتبههای خوب جدول را کسب کنیم. هدف ما این است که هم بازیکنان جوان پیشرفت کنند و هم نتایج خوبی بگیریم.
آنا: چطور میخواهید تمرکز تیم را حفظ کنید تا بهترین نتیجه از تمرینات در مسابقات هم به دست بیاید؟
خروجی خوب تمرینات باید در مسابقه دیده شود. اگر تمرینات در شرایطی شبیه مسابقه برگزار شود، بازیکنان میتوانند در جریان بازی نیز همان شرایط را تجربه کنند. به نظر من، تمرکز از همان تمرین شکل میگیرد. اینطور نیست که بازیکن فقط در مسابقه تمرکز داشته باشد. تمرینات تکنیکی، کارهای تاکتیکی، بازیهای شرطی و تمام تمریناتی که با توپ انجام میدهیم، در شکلگیری تمرکز بازیکن مؤثر است. من فکر میکنم همهچیز از تمرین آغاز میشود و بهترین محل برای تقویت تمرکز و پیشرفت ذهنی بازیکن، تمرین فوتبال است.
آنا: اشتباهات داوری در این فصل به بعضی تیمها لطمه زده است. شمسآذر چگونه با این موضوع برخورد میکند تا بازیکنان تمرکزشان را از دست ندهند؟
اشتباهات داوری بخشی از مسابقه است، اما در بسیاری از مواقع به تیمها لطمه میزند. یکی از موضوعات مهم این است که تیمها به دلیل اشتباه داوری تمرکزشان را در جریان مسابقه از دست ندهند و بتوانند کار خودشان را انجام دهند. بازیکنان نباید کاری به کار داور داشته باشند. حتی اگر اشتباه داوری رخ دهد، نتیجه با اعتراض برنمیگردد. داوران هم زحمت میکشند و داوران ما افراد قابل احترامی هستند که برای فوتبال تلاش میکنند. آنها همکاران ما در فوتبال هستند و از آنها خواهش میکنیم که تمرکز بالایی داشته باشند؛ زیرا یک پرچم میتواند سرنوشت یک تیم را کاملاً تغییر دهد. با آمدن کمکداور ویدئویی (VAR) انتظار میرود اشتباهات کمتر شود. البته به شرطی که تصمیمها سلیقهای نباشد و همه شرایط بهدرستی بررسی شود.
اشتباهات داوری را شبیه سازی میکنیم
برنامه ما این است که ابتدا روی بازیکنان خودمان کار کنیم. کلاسهای آموزشی و جلسات آنالیز داریم و فیلم بازیهای خودمان و حریفان را بررسی میکنیم. همیشه تأکیدم این است که داور هم جزئی از بازی است و نباید با اعتراض یا رفتارهای تنشزا شرایط مسابقه را دشوارتر کنیم. داور تصمیمش را گرفته است و باید به بازی ادامه بدهیم. خودم نیز در تمرینات سعی میکنم شرایط مسابقه را شبیهسازی کنم، حتی در برخی صحنهها از بعضی خطاها میگذرم یا درباره اوت دستی و موارد مشابه سختگیری نمیکنم تا بازیکنان به شرایطی شبیه مسابقه عادت کنند. هدف این است که آنها با صحنههایی که ممکن است در زمین رخ دهد، آشنا شوند و تمرکزشان را حفظ کنند.
آنا: در فوتبال ایران گاهی با یک یا دو نتیجه نامطلوب، سکوها علیه سرمربی و کادر فنی موضع میگیرند. شما چه انتظاری از هواداران شمسآذر دارید؟
همیشه حق را به هوادار میدهم. هوادار با شرایط اقتصادی موجود خودش را به ورزشگاه میرساند تا فوتبال خوبی ببیند و بهویژه در بازیهای خانگی، تیم مورد علاقهاش نتیجه بگیرد. این موضوع را درک میکنم، اما هوادار باید شرایط تیم را هم بشناسد. ما تیم شمسآذر قزوین هستیم. پیش از اینکه من به این تیم بیایم، شمسآذر در رتبه چهاردهم جدول ۱۶ تیمی قرار داشت و چهار مربی هم عوض کرده بود. این اتفاقات در شرایطی رخ داده بود که تیم بودجه خوبی داشت و بازیکنانی در اختیار داشت که اکنون بعضی از آنها در تیمهای لیگ برتری بازی میکنند. در فوتبال امروز، شرایط حرفهایتر شده است. چهار تیم سقوط میکنند و طبیعی است که خیلیها علاوه بر تیم خودشان، شرایط تیمهای رقیب و حتی تیمهای شهرهای دیگر را هم دنبال کنند. در همهجا آدمهای خوب و بد وجود دارند و فوتبال هم از این قاعده مستثنا نیست. هوادار خوب و بد هم داریم.
هوادار واقعی شرایط تیمش را درک میکند
من همیشه با هوادارانی که حتی در تمرینات ما حضور پیدا میکنند، صحبت میکنم و شرایط تیم را توضیح میدهم. ما در بسیاری از مسابقات خوب بازی کردهایم، هرچند در بعضی دیدارها نتوانستهایم نتیجه بگیریم. حتی در سه بازی گذشته میتوانستیم برنده شویم، اما فوتبال همیشه مطابق انتظار پیش نمیرود و خوب بازی کردن لزوماً به معنای کسب سه امتیاز نیست. هواداران باید بدانند طرفداری از یک تیم به چه معناست. هوادار واقعی شرایط تیمش را درک میکند و میداند که برای تیمی مانند شمسآذر، حفظ جایگاه در لیگ برتر نیز هدف مهمی است. من فکر میکنم اگر اعتراضهایی در سکوها شکل میگیرد، باید شرایط آن بررسی شود، نمیتوان بدون مدرک درباره افراد قضاوت کرد. با این حال، اعتقاد دارم هواداری که از روی علاقه به ورزشگاه میآید، میخواهد به تیمش کمک کند تا به بهترین شرایط برسد.
آنا: درباره حضور پسرتان در شمسآذر نیز صحبتهایی مطرح شده است. آیا این موضوع در انتخاب بازیکنان یا فرصت بازی آنها تأثیری دارد؟
به هر حال بعضی افراد درباره مسائل مختلف صحبت میکنند و گاهی هم این صحبتها زمانی مطرح میشود که تیم نتیجه دلخواه را نگرفته است. اما همان افرادی که درباره این مسائل حرف میزنند، در بازی با نساجی و بازی با چادرملو هم پسر من را دیده بودند و آن زمان شرایط به این شکل مطرح نبود. در فوتبال ایران، بازیکنان زیادی در تیمهای مختلف شرایط مشابهی دارند. فکر میکنم در تیم خودمان هم بیش از ۱۰ تا ۱۵ بازیکن شرایطی مشابه پسر من دارند. آنها نیز به همان شکل جذب شدهاند، تمرین میکنند و اگر شرایطش را داشته باشند، فرصت رشد و پیشرفت پیدا میکنند. ما هم حق آنها را میدهیم. من چه در دوران بازیگری و چه در دوران مربیگری، هیچوقت به کسی باج ندادهام. برای موفقیت خودم و تیمم اصولی دارم و از آنها عبور نمیکنم؛ فرقی نمیکند بازیکن، پسر خودم باشد یا برادرزادهام یا هر فرد دیگری، برای رسیدن به هدفم از روی آنها میگذرم. موفقیت در فوتبال زمانی به دست میآید که اصول رعایت شود.
جایگاه هیچکس تضمینشده نیست
برای تمام بازیکنان جوان آرزوی موفقیت میکنم. همانطور که برای پسر خودم آرزوی موفقیت دارم، برای سایر جوانان تیم هم همین آرزو را دارم. خیلی از بازیکنان جوان در تیم ما تمرین میکنند و کنار سایر بازیکنان حضور دارند. اگر توانایی کمک به تیم را داشته باشند، در مجموعه میمانند و فرصت پیدا میکنند؛ اگر هم نتوانند به تیم کمک کنند، مسیر برای بازیکنان جوان دیگر باز خواهد شد. من همین موضوع را نیز به بازیکنان گفتم. در این تیم هیچکس تضمینشده نیست. اگر ببینم بازیکنی از حضور در اینجا رشد نمیکند و پیشرفت لازم را ندارد، مسیر را برای جوانان دیگر باز میکنم. هیچ بازیکنی نمیتواند صرفاً به دلیل قرارداد یا شرایط قبلی، جایگاه ثابتی برای خودش در تیم در نظر بگیرد.
آنا: پس معیار اصلی شما برای جذب بازیکن جوان چیست؟ آیا بازیکنان تیم امید باید ابتدا توانایی خودشان را در همان رده نشان دهند؟
بله، دقیقاً. من شرایط بازیکنان را بررسی میکنم. وقتی بازیکنی در تیم امید نمیتواند به مجموعه کمک کند، چطور میتوانم او را به تیم بزرگسالان بیاورم تا به تیم کمک کند؟ بازیکن باید ابتدا توانایی خودش را نشان دهد و شرایط لازم برای حضور در تیم بزرگسالان را به دست بیاورد. هر زمان شرایط جذب و حضور در تیم بزرگسالان را پیدا کند، از او استفاده میکنیم؛ البته تا جایی که ظرفیت و شرایط تیم اجازه بدهد. از طرف دیگر، باید شرایط سنی و آمادگی بازیکن را هم در نظر گرفت. برای مثال، بازیکنی که سه یا چهار ماه بیرون از مسابقات بوده و ۳۳ یا ۳۴ سال دارد، باید از نظر آمادگی بررسی شود تا ببینیم چه کمکی میتواند به یک تیم لیگ برتری بکند. اگر او را به تیم بیاوریم و فشار زیادی به او وارد کنیم، ممکن است مصدوم شود. از سوی دیگر، اگر فشار لازم را هم وارد نکنیم، بازیکن به آمادگی مسابقه نمیرسد. بنابراین، برای جذب بازیکن باید همه جوانب را در نظر گرفت. من هر کاری انجام میدهم، براساس سیاستهای باشگاه است و تلاش میکنم تصمیمها در راستای منافع تیم باشد.
آنا: به مصدومیت کیانوش معظمی اشاره کردید. آیا فشار مسابقات فشرده و برگزاری بازیها در فاصله چهار روز، در این مصدومیت نقش داشت؟
ما یکی از بهترین مهاجمانمان ایران را از دست دادیم. کیانوش معظمی را از لیگ سه و تیم عقاب تهران جذب کرده بودیم. او فصل گذشته بهطور کامل با تیم ما تمرین میکرد و از ابتدای فصل جاری به بازیکن ثابت تیم تبدیل شد. بازیکنی بود که ویژگیهای فنی و فردی بسیار خوبی داشت. متأسفانه فکر میکنم برنامهریزی نادرست سازمان لیگ در این موضوع تأثیر داشت. ما اصلاً ابزار و شرایط لازم برای برگزاری مسابقات هر چهار روز یکبار را نداریم، بهخصوص با توجه به شرایط جغرافیایی کشورمان. برای مثال، ما از شمال کشور به یزد رفتیم و بازی کردیم و برگشتیم. کیانوش معظمی در بازی با تراکتور و پس از مسابقه با نساجی، زمانی که به قزوین رسیدیم، در شرایطی قرار داشت که فقط سه روز بعد باید دوباره مسابقه میدادیم. عملاً یک روز بیشتر در اختیار نداشتیم. بازیکنی که باید در چنین شرایطی بدود و فشار زیادی را تحمل کند، در معرض آسیب قرار میگیرد. واقعاً حیف شد که چنین بازیکنی را از دست دادیم.
فوتبال باکیفیت را چهار روز یک بار نمیبینیم
با این حال، از باشگاه واقعاً تشکر میکنم. آقای نجفیان، مالک باشگاه، آقای علایی، مدیرعامل محترم باشگاه و آقای ایرج لطیفی، رئیس هیأتمدیره، نهایت همکاری را برای بهبود شرایط این بازیکن انجام دادند. حتی قرارداد او نیز تمدید شد تا از این بازیکن حمایت شود. او واقعاً بازیکن خوب و قابلی است و امیدوارم هرچه زودتر به میدان برگردد. من از روز اول مسابقات لیگ برتر اعلام کردم که شرایط فوتبال ما برای بازی کردن هر چهار روز یکبار مناسب نیست. خیلیها به من ایراد گرفتند، اما من میگویم وقتی به نیمکت بسیاری از تیمها نگاه میکنید، میبینید تقریباً به اندازه یک تیم بازیکن روی نیمکت دارند. آن تیمها به دلیل شرایط مالی خود میتوانند بازیکنان را راحتتر جابهجا کنند، اما ما نمیتوانیم با آنها رقابت کنیم. در چنین شرایطی، کیفیت بازیها هم تحت تأثیر قرار میگیرد. اگر به دنبال فوتبال باکیفیت هستیم، به نظر من برگزاری مسابقات در فاصله چهار روزه کمکی به تیمها نمیکند. بازیکنان بزرگی هم ممکن است در چنین شرایطی دچار آسیبدیدگی شوند. وقتی تیمی مانند شمسآذر از نظر مالی نمیتواند با باشگاههای بزرگ رقابت کند، طبیعی است که باید در برنامهریزی مسابقات نیز شرایطش در نظر گرفته شود. ما هم دوست داریم شرایطی آبرومندانه داشته باشیم، در جدول جایگاه خوبی کسب کنیم، هوادارانمان از نتایج راضی باشند و در عین حال، بازیکنان جوان خوبی به فوتبال کشور معرفی کنیم.
آنا: با توجه به صحبتهایی که درباره نظم تیمی مطرح کردید، خط قرمز وحید رضایی در شمسآذر چیست؟
بینظمی، خط قرمز من است. تحت هیچ شرایطی بینظمی را نمیپذیرم. اصول مشخصی دارم و نظم و انضباط باید سرلوحه کار تیمهای من باشد.
آنا: در صحبتهایتان به خانواده ورزشی خود نیز اشاره کردید. درباره حضور اعضای خانوادهتان در ورزش، بهویژه والیبال، توضیح میدهید؟
ما در تیم ملی والیبال، عرشیا بهنژاد را داریم. پدر ایشان، آقای سهراب بهنژاد، خودش یکی از بهترین والیبالیستهای ایران بوده است. ایشان بازیکن دخانیات ایران بودند و بعد هم مربی دخانیات شدند. آقای بهزاد بهنژاد نیز برادر همسر من هستند. پسر ایشان، عرشیا بهنژاد، در والیبال فعالیت میکند. خود آقای بهزاد از بهترین پاسورهای آسیا در رده جوانان بودند؛ در دورهای که بازیکنانی مانند سعید معروف و مهدوی حضور داشتند. عرشیا هم قهرمان تیم ملی نوجوانان شد و در تیم اردکان بازی کرد. امسال نیز بهعنوان لژیونر به یک تیم ایتالیایی پیوسته است. پدر عرشیا و چند نفر دیگر از برادران همسر من نیز از والیبالیستهای خوب ایران بودهاند.
آنا: یکی از خاطرات مهم دوران بازیگری شما در تیم فجر سپاسی، دیدار جنجالی مقابل استقلال بود که در نهایت کمیته انضباطی رأی به سود فجر صادر کرد. درباره آن مسابقه توضیح میدهید؟
سال ۱۳۷۸ بود و آقای جلال مرادی داور مسابقه بودند. ما یک گل از استقلال جلو بودیم و تماشاگران استقلال هم به بازیکنان خودشان معترض بودند. از روی سکوها یکسری وسایل به سمت بازیکنان پرتاب شد و شرایط داخل زمین کمی خاص شد. با مدیریتی که آقای جلال مرادی، یکی از داوران خوب کشورمان در آن زمان، داشتند، مسابقهای که در آستانه جنجالیشدن بود، با مدیریت خوب ایشان و همکاری مجموعه دو تیم به شکلی پیش رفت که فکر میکنم آبروی فوتبال حفظ شد. خاطرات دیگری هم از پیروزی مقابل پرسپولیس و استقلال دارم. در زمان حضورم در فجرسپاسی، یکی از تیمهایی بودیم که واقعاً گربه سیاه هر دو تیم استقلال و پرسپولیس محسوب میشدیم. در حافظیه واقعاً جهنمی برای حریفان درست میشد؛ هم در ورزشگاه آزادی و هم در حافظیه بردهای خوبی داشتیم. فکر میکنم در ورزشگاه تختی تهران هم یک پیروزی داشتیم که بازی بسیار باکیفیت و خوبی بود.
آنا: شروین بزرگ بازیکن جوان و بااستعدادی بود که شما او را کشف کردید، اما در ادامه از تیم جدا شد. داستان جدایی او چه بود؟
شروین یکی از بازیکنان بومی استان گیلان و شهر رشت بود. من حدود ۹۰ درصد بازیکنان تیم را میشناختم و فکر میکنم تقریباً یک ماه با شروین تمرین کردیم. همراه داماش گیلان برای برگزاری مسابقه دوستانه به تهران آمدیم، اما از فردای مسابقه دیدم شروین در تیم نیست. بعد متوجه شدم تیمی از لیگ یک که پس از ما در زمین اکباتان بازی داشت، پیشنهاد خیلی خوبی به او داده بود. شروین هم از نظر اخلاقی و هم از نظر فنی پسر بسیار خوبی بود و یکی از بازیکنان خوبی محسوب میشد که اصرار زیادی به جدایی داشت. آن زمان مهاجم نداشتیم که ویژگیهای شروین را داشته باشد، اما با صحبتهایی که با مالک باشگاه و سرپرست وقت تیم، مرحوم حاجیپور، انجام شد، فکر میکنم جدایی او با خواست خودش صورت گرفت. آقای حاجیپور از بزرگان فوتبال گیلان و شهر رشت بودند. در ادامه هم شروین به تیم دیگری رفت، فکر میکنم مقصدش ماشینسازی تبریز بود.
آنا: در حال حاضر چه هدفی را با شمسآذر قزوین دنبال میکنید و چه چشماندازی برای آینده خودتان دارید؟
در وهله اول دوست دارم تمام تمرکزم روی شمسآذر قزوین باشد و این تیم به بهترین رتبه ممکن در جدول برسد. دوست دارم تیمی بسیار خوب و قوی داشته باشیم و ابتدا در استان قزوین شرایط خوبی ایجاد کنیم. هر مربی سختیهای خودش را دارد و برای رسیدن به اهدافش میجنگد. من هم اهداف زیادی دارم و امیدوارم شمسآذر به یکی از بهترین تیمهای لیگ ایران تبدیل شود و شرایط بسیار خوبی در جدول داشته باشد. در درجه اول میخواهیم هواداران قزوینی را خوشحال کنیم. در کنار آن، برای خودم هم هدفگذاریهایی انجام دادهام و امیدوارم به آنها برسم.
آنا: فضای مجازی به بخش بزرگی از زندگی مردم و رشتههای ورزشی، بهویژه فوتبال، تبدیل شده است. برای مقابله با آثار منفی این فضا در تیم خودتان چه رویکردی دارید؟
فضای مجازی تعریف مشخصی دارد. هر کسی از هر جایی میتواند نظرش را مطرح کند و پیشنهاد بدهد، البته ممکن است توهین هم بکند. هر کسی یک صفحه دارد و میتواند بسیاری از مربیان را زیر سؤال ببرد یا بازیکنان زیادی را به حاشیه بکشاند. فکر میکنم مهمترین بخش کار این است که خودت را از این فضا دور نگه داری و بیش از اندازه وارد آن نشوی؛ چون واقعاً وقت آدم را میگیرد. من بهعنوان مربی وقت زیادی ندارم که وارد این فضا شوم و بخواهم به نظرات مختلف پاسخ بدهم یا پیگیری کنم چه کسی چه چیزی گفته است. تمرکزم روی کار خودم است. من ۲۵ تا ۲۶ بازیکن دارم و از صبح که بیدار میشوم، برای خودم برنامهریزی میکنم؛ باید تمرین را آماده کنم، آنالیز انجام بدهم و کارهای تیم را پیش ببرم. گوشی دست همه است و هر کسی هم میتواند خیلی راحت به دیگری بیاحترامی کند. به نظرم یکسری آدمهای ترسو در این فضا از شرایط سوءاستفاده میکنند و حرفهایشان را در فضای مجازی مطرح میکنند؛ درحالیکه شاید اگر کسی سؤال یا مشکلی داشته باشد، نتواند رودررو آن را مطرح کند.
آنا: آیا احتمال میدهید جادوگری در فوتبال ایران وجود داشته باشد؟
همین الان میتوانم پیامی را به شما نشان بدهم. شخصی که از زمان حضور من در لیگ یک و مربیگریام در آن رقابتها با من در ارتباط بوده، برایم پیام میفرستد و میگوید میتواند فلان کار را انجام دهد یا کاری برایم بکند. به هر حال، فکر میکنم آدمهای ضعیف برای رسیدن به موفقیت حاضرند هر کاری انجام دهند. خدا را شکر، از زمانی که بازی میکردیم، تلاش کردیم راه درست را برویم. فوتبال مسیر مستقیمی دارد و با رفتن از بیراهه نمیتوان به جایگاه واقعی رسید. ممکن است در دوران بازیگری یا مربیگری موفقیتی به دست بیاورید، اما این موفقیت لزوماً همیشگی نیست. اگر میخواهید همیشه موفق باشید، باید اصولی داشته باشید و در مسیر درست حرکت کنید. من از دوران بازیگری هدفی داشتم و در دوران مربیگری هم همان اصول را دنبال میکنم. اعتقادم این است که اگر اصول داشته باشید، در زمان مناسب به جایی که باید برسید، خواهید رسید.
قوی نباشید در نهایت آسیب میبینید
اگر قرار باشد افراد دیگری از بیرون برای شما کاری انجام دهند، سؤال این است که چه کمکی واقعاً میتوانند بکنند؟ اگر چنین روشهایی جواب میداد، هند باید قهرمان جهان میشد؛ چون افراد زیادی در آنجا کارهای عجیبوغریب انجام میدهند. به نظر من، آدم باید خودش را قوی کند. اگر قوی نباشید و کارتان را بلد نباشید، در نهایت آسیب میبینید. مربیگری یک پروسه ۲۵ تا ۳۰ ساله است. نمیشود کسی یک سال مربی باشد، چهار مسابقه موفق شود و بعد به شکلی صحبت کند که انگار همهچیز را میداند. باید دید یک مربی در طول دوران کاری خود چه عملکردی داشته است؛ گاهی یک مربی شاید فقط یک فصل موفق بوده و تیمی را به صعود رسانده باشد، اما نوع صحبت و نگاهش به دیگران تغییر میکند.
به گواردیولا فیلسوف فوتبال میگویند
من همیشه به مربیانی مانند آقای گواردیولا نگاه میکنم. فکر میکنم ایشان دو سه سال از ما بزرگتر باشند و ۴۱ جام دارند، اما وقتی صحبت میکنند، میبینید چقدر متواضع و فروتن هستند. به او فیلسوف فوتبال میگویند، اما به شیوه صحبتکردنشان توجه کنید. ما گاهی یکباره هشتم جدول میشویم و از خود بیخود میشویم؛ یکبار هم در شرایط دیگری قرار میگیریم و تصور میکنیم اتفاق بزرگی افتاده است. به نظرم آدمهای ضعیف بیشتر وارد چنین فضاهایی میشوند. کسی که قوی است و اصول دارد، میگوید چگونه تمرین کرده، چه بازیکنانی دارد، چه تاکتیکی طراحی کرده، چگونه آنالیز انجام داده و برنامه بدنسازیاش چه بوده است. او میداند چه زمانی نتیجه کارش را میگیرد. من به این مسائل اعتقاد ندارم و معتقدم باید با دانش، تلاش و اصول درست پیش رفت.
با یکی دو گل کسی استقلال و پرسپولیس نمیرفت
آنا: به نظر شما دلالها و برخی مدیران برنامهها مانع رشد و پیشرفت فوتبال میشوند؟ برای جلوگیری از اشباع زودهنگام بازیکنان جوان چه باید کرد؟
باید با بازیکنان جوان دائماً صحبت کنیم. البته همه مدیران برنامه بد نیستند؛ در هر قشری افراد خوب و بد وجود دارند و مدیران برنامه هم میتوانند مشاوران خوبی برای بازیکنان باشند. مسئله این است که بازیکنی با انجام یک مسابقه خوب، برای فصل بعد وعدهووعید بگیرد و تصور کند باید به تیم دیگری منتقل شود. در زمان ما، یک بازیکن باید حدود ۳۰ بازی انجام میداد و در بهترین شرایط عملکردش را نشان میداد تا فصل بعد امکان جابهجایی به تیمی بالاتر از تیم خودش را پیدا کند؛ آن هم در شرایطی که رتبه تیم مقصد از تیم قبلی بالاتر باشد. در آن زمان، هر کسی نمیتوانست صرفاً با یک مسابقه خوب مقابل استقلال یا پرسپولیس و زدن یک یا دو گل به این تیمها، به استقلال یا پرسپولیس برود.
بازیکن حرفهای در یک فصل ۳۵ بازی انجام دهد
فکر میکنم ما مربیان باید بیشتر حواسمان را جمع کنیم. اگر میخواهیم بازیکنی را جذب کنیم، باید عملکردهای مختلف او را بررسی کنیم؛ از جمله دقایق بازی و میزان تأثیرگذاریاش در مسابقات. فیلم بازیهای بازیکنان هم وجود دارد و باید آنها را مطالعه کنیم. اینکه بازیکنی فقط در یک مسابقه خوب ظاهر شود، برای تصمیمگیری کافی نیست. من معتقدم یک بازیکن حرفهای باید در طول فصل حدود ۳۰ تا ۳۵ بازی انجام دهد و عملکردش در طول زمان ارزیابی شود. اگر مدیر برنامهای بخواهد بازیکنی را فقط بر اساس یک مسابقه جابهجا کند، این مسئله به مربی و مدیرعامل مربوط میشود که باید در تصمیمگیریهای خود دقت بیشتری داشته باشند.
نباید زیر بار حرف زور رفت
آنا: در این میان، مدیران باشگاهها چه نقشی در سازندگی و رشد بازیکنان دارند؟
ما همیشه درباره مربیان صحبت میکنیم و گاهی در همین موضوع متوقف میشویم، درحالیکه باید درباره مدیران عامل هم صحبت کنیم. ما مدیرعاملی داریم که واقعاً آدم پاک، سالم و کاربلدی است. آقای مقدم از نظر من چنین ویژگیهایی دارد. گاهی چون فردی سالم کار میکند و برخی کارهایی را که مدیران دیگر انجام میدهند، انجام نمیدهد، زیر سؤال میرود. اگر به مجوزهای حرفهای نگاه کنید، میبینید که طی یکی دو سال گذشته چگونه برنامهریزی شده و چه مراحلی طی شده است. یک مدیرعامل کاربلد میتواند در این مسیر نقش مهمی داشته باشد. با این حال، گاهی میگویند این مدیرعامل سالم است و مربی هم انتخاب کرده که زیر بار حرف زور نمیرود؛ در نتیجه مشکلاتی به وجود میآید.
بازیکن باید از نظر روحی و روانی هم تقویت شود
به نظر من، مدیران عامل باید در سازندگی نقش جدی داشته باشند. هدف ما نباید فقط ساختن بازیکن برای یک یا دو فصل باشد؛ باید بازیکنانی پرورش بدهیم که سالها بتوانند در فوتبال حضور داشته باشند و در تیمهای مختلف جایگاه مناسبی پیدا کنند. همچنین باید برای افزایش اعتمادبهنفس و آمادگی روحی و روانی بازیکنان برنامه داشته باشیم. بازیکن برای پیشرفت فقط به مسائل فنی نیاز ندارد و باید از نظر روحی و روانی هم تقویت شود. البته برای این کار باید متناسب با شرایط هر بازیکن رفتار کرد و نمیتوان با همه به یک شکل برخورد کرد.
بهترین دوران بازیگریام در زمینهای جنوب تهران بود
آنا: اگر بخواهید از خاطرات دوران بازیگریتان بگویید، کدام خاطره برای شما ماندگارتر است و چه افرادی در رشد فوتبالی شما نقش داشتند؟
آقای بهمن نوروزی واقعاً کمک زیادی به من کردند. تیم راهآهن برای من اهمیت زیادی داشت؛ چون خانهمان هم نزدیک میدان راهآهن بود و در ورزشگاه جنوب تهران خاطرات بسیار شیرینی دارم. هر زمان که کوچکترین فرصتی برای مرخصی یا استراحت داشته باشم و به آنجا بروم، ابتدا در میدان میایستم و خاطرات گذشته را در ذهنم مرور میکنم؛ اینکه از دوران نوجوانان و جوانان چگونه در آن زمینها بازی میکردم و بازوبند میبستم. فکر میکنم بهترین دوران بازیگریام در همان زمینهای جنوب تهران سپری شد. در زمین شیرودی هم بازیهای زیادی انجام دادم؛ در ردههای نوجوانان، جوانان، امید و بزرگسالان. یکی از بزرگترین افتخارات فوتبال برای من این است که دوستان بسیار خوبی در این رشته پیدا کردم.
بدترین خاطرهام جدایی از استقلال بود
خیلی خوشحالم که وارد فوتبال شدم و عمرم را در این رشته گذراندم. با فوتبال زندگی کردم و اگر اتفاقی هم بیفتد، از ابتدا از حضور در این رشته لذت بردهام. خدا را شکر میکنم که در فوتبال فعالیت میکنم. همیشه به بازیکنانم میگویم خدا را شکر کنید که در فوتبال حضور دارید و فعالیت میکنید؛ چون رشتهای است که بخشهای مختلف آن لذتبخش است. برد، باخت و مساوی دارد و شما در فضایی کار میکنید که مردم زیادی به آن علاقه دارند. خیلیها شاید امروز دیگر دوست نداشته باشند در این رشته فعالیت کنند یا سراغ حرفه دیگری بروند، اما فوتبال به ما همهچیز داد؛ به ما زندگی، عشق و شهرت داد. من عاشق فوتبال هستم و دوست دارم تا پایان عمرم در همین فوتبال بمانم. بهترین خاطرهام قهرمانیای بود که با استقلال سال ۱۳۷۶ به دست آوردیم. بدترین خاطرهام هم همان جدایی از استقلال بود.
از گواردیولا، سیمئونه و فرگوسن الهام گرفتم
آنا: در میان مربیان ایرانی و خارجی، کدام مربیان برای شما الهامبخش بودهاند و از چه کسانی چیزهای زیادی یاد گرفتهاید؟
در حال حاضر مربیان بسیار خوبی در ایران داریم و دوستان خوبی هم در این رشته پیدا کردهام. از میان مربیان جوان، آقای مهدی رحمتی و آقای مازیار زارع را میتوان نام برد. آقای مهدی تارتار هم از مربیانی هستند که باید به آنها اشاره کرد. برای من مهم است که ببینم یک مربی پس از رسیدن به سرمربیگری، چه میزان ثبات داشته و توانسته چند سال در این جایگاه بماند. در فوتبال اروپا هم مربیان الهامبخش زیادی وجود دارند؛ از جمله آقای گواردیولا، دیهگو سیمئونه و سر الکس فرگوسن. من یک مربی ایتالیایی به نام آقای ساکی را هم بسیار دوست داشتم. فیلمهای او را دنبال میکردم و فیلمهای تمریناتش را هم بهطور کامل دارم. این مربیان بزرگ بودند و میتوان از آنها بهعنوان فیلسوفان فوتبال یاد کرد.
باید کمی از عینک بدبینی فاصله بگیریم
من از آقای کیروش هم چیزهای زیادی یاد گرفتم. به نظرم ایشان بخشهایی از فرهنگ فوتبال ما را تغییر دادند. بازیکنسالاری را کاهش دادند و اصول دفاعی، نظم و انضباط را به بازیکنان و مربیان ایرانی آموزش دادند. یادم نمیرود که ایشان به زمین تمرین میآمدند و شرایط را از نزدیک بررسی میکردند. ما در کلاسهای مربیگری هم از این مسائل درس میگرفتیم. البته باید کمی از عینک بدبینی فاصله بگیریم. انتقادهایی ممکن است مطرح شود، اما نباید افرادی را که به ما خوبی کردهاند، فراموش کنیم. مربیان بزرگی به فوتبال این مملکت خدمت کردهاند؛ برخی از آنها از دنیا رفتهاند و خدا رحمتشان کند و من هم افتخار همکاری با تعدادی از آنها را داشتهام. آقای اصغر شرفی یکی از بزرگان فوتبال بودند. ایشان از افراد بزرگ فوتبال محسوب میشدند و در کنار آقای مهاجرانی از جمله افرادی بودند که در مسیر حضور تیم ملی ایران در جام جهانی نقش داشتند. من افتخار داشتم دستیار ایشان باشم و چیزهای زیادی از ایشان یاد بگیرم.
بیشتر فیلمهای آنالیز خودمان را میبینم
آنا: آخرین فیلم سینمایی که تماشا کردید چه بود؟
خدا شاهد است که فکر میکنم مدتهاست فیلم سینمایی ندیدهام. بیشتر فیلمهای فوتبالی را میبینم و تقریباً همه آنها را دنبال کردهام، اما فرصت نکردهام با خانواده بنشینم و به سینما برویم یا در خانه فیلم تماشا کنیم. در خانه هم یک مانیتور دارم و بیشتر فیلمهای آنالیز خودمان را میبینم. بازیهای تیمهای مختلف را بررسی میکنم و مسابقات فوتبال اروپا را هم دنبال میکنم. بهترین کلاس مربیگری همین مسابقات هستند؛ شما بهترین رویدادهای دنیا، از جمله جام جهانی، را در اختیار دارید و میتوانید فوتبال مدرن را از نزدیک بررسی کنید. هر چیزی که برای یادگیری لازم باشد، در این مسابقات وجود دارد.
انتهای پیام/