«قرار هشتم»؛ تبیین راه شهدا از خونخواهی و مأموریتمحوری تا تربیت انسانهای اثرگذار
به گزارش خبرگزاری آنا، راسم افتتاحیه رویداد «قرار هشتم» و رونمایی از شماره جدید نشریه «مدیریت جهادی» در سالن شهید باغانی دانشگاه امام صادق (ع) برگزار شد؛ حجت الاسلام والمسلمین عابدینی، علیرضا زاکانی و هاشم سوداگر در سخنان خود، خونخواهی شهدا را در گرو تکمیل مأموریتهای ناتمام آنان دانستند و بر تبدیل سیره شهدا به معیار عمل، تقویت حرکتهای تشکیلاتی و تربیت انسانهای مأموریتمحور برای حل مسائل واقعی جامعه تأکید کردند.
خونخواهی شهدا با ادامه مسیر و تحقق مأموریتهای آنان معنا پیدا میکند
حجتالاسلام والمسلمین عابدینی با تأکید بر اینکه خونخواهی شهدا صرفاً به قصاص و پاسخ به عاملان شهادت محدود نمیشود، گفت: جبران مأموریتهای ناتمام شهدا و ادامه راه آنان، بهویژه با چند برابر کردن تلاشها و وفاداری به عهدی که با شهید بسته شده است، از مهمترین مصادیق خونخواهی به شمار میرود.
حجتالاسلام والمسلمین عابدینی در مراسم افتتاحیه رویداد «قرار هشتم» و رونمایی از شماره جدید نشریه «مدیریت جهادی» که در سالن شهید باغانی دانشگاه امام صادق (ع) برگزار شد، با تبیین مفهوم مأموریت انسان در نظام آفرینش اظهار کرد: خداوند متعال هر موجودی را به بهترین وجه آفریده و در کنار ویژگیهای وجودی هر موجود، مأموریتی نیز برای او در نظام هستی قرار داده است. بنابراین، هر موجود علاوه بر کمالی که در وجود خود دارد، در ارتباط با مجموعه هستی نیز نقشی بر عهده دارد.
وی با اشاره به تفاوت موانع طبیعی و موانع ناشی از اراده انسانها در مسیر تحقق مأموریتها افزود: گاهی موجودات به دلایل طبیعی پیش از رسیدن به کمال و ثمره وجودی خود از بین میروند، اما هنگامی که انسان دیگری با اختیار خود مانع تحقق مأموریت فردی میشود، موضوع ابعاد گستردهتری پیدا میکند؛ چراکه علاوه بر از بین رفتن یک انسان، فرصتها و آثار وجودی او برای دیگران نیز از میان میرود.
عابدینی با بیان اینکه مفهوم خونخواهی در این نگاه، ناظر بر جبران مأموریت و آثار ازدسترفته شهید است، تصریح کرد: خونخواهی دو بُعد دارد؛ یک بُعد به شخصی مربوط است که حیات او از بین رفته و بُعد دیگر به آثار و نتایجی بازمیگردد که وجود او میتوانست برای دیگران و جامعه به همراه داشته باشد. از این منظر، خونخواهی تنها به قصاص محدود نیست، بلکه جبران محرومیتی را نیز دربرمیگیرد که با شهادت یک انسان در نظام هستی ایجاد شده است.
وی ادامه داد: هرچه جایگاه و تأثیرگذاری یک فرد در جامعه بیشتر باشد، مأموریت او نیز ابعاد گستردهتری پیدا میکند و در نتیجه، جبران آثار ناشی از شهادت او مسئولیت بیشتری بر دوش همراهان و کسانی قرار میدهد که مسیرش را ادامه میدهند.
این سخنران با اشاره به وجود نگاه تشکیلاتی در برخی شهدا خاطرنشان کرد: برخی شهدا برای مأموریتی که بر عهده داشتند، برنامه مشخصی طراحی کرده بودند و آن را با همراهان خود در میان گذاشتند. این مسئله نشان میدهد که نگاه آنان صرفاً معطوف به انجام وظایف فردی نبود، بلکه به استمرار حرکت و شکلگیری یک مسیر جمعی در آینده نیز توجه داشتند.
عابدینی در ادامه، با اشاره به ترسیم افق آینده در سیره حضرت موسی (ع)، به بیانیه گام دوم انقلاب نیز اشاره کرد و گفت: برای حرکت به سوی یک آرمان، باید آینده مطلوب را ترسیم کرد؛ اما رسیدن به آن آرمان میتواند از مسیرهای مختلفی محقق شود. آنچه اهمیت دارد، بنیانگذاری حرکتی مبتنی بر تعهد، محبت و پیوند میان افراد است؛ حرکتی که بتواند در مسیر تحقق آرمانهای بلندتر و زمینهسازی برای ظهور استمرار پیدا کند.
وی با تأکید بر نقش محبت و تبعیت در شکلگیری حرکتهای تشکیلاتی اظهار کرد: هنگامی که حرکت جمعی بر محور ولی و با تکیه بر محبت و تبعیت شکل میگیرد، ظرفیت عمل افراد نیز از حدود تواناییهای فردی آنان فراتر میرود و در راستای آرمانها و افق مطلوب ولی جهت پیدا میکند.
عابدینی با اشاره به مأموریت و توصیههای شهید مورد اشاره در این مراسم، بر ضرورت وفاداری همراهان به عهد خود تأکید کرد و گفت: یکی از مصادیق جهاد در مسیر خونخواهی این است که کسانی که پس از شهید باقی ماندهاند، چند برابر گذشته تلاش کنند و با عمل خود به عهدی که با او بستهاند، وفادار بمانند.
وی افزود: اگر همراهان شهید در ادامه مسیر کوتاهی کنند و کار او را ناتمام بگذارند، ممکن است ناخواسته در مسیری حرکت کنند که دشمن در پی تحقق آن بوده است. در مقابل، ادامه دادن راه شهید، تکمیل مأموریتهای او و تقویت مجموعهای که برای آن تلاش کرده است، میتواند پاسخی عملی به دشمن باشد.
این سخنران با اشاره به نقش مرکز رشدی که شهید مورد اشاره در آن مسئولیت راهبری داشته است، اظهار کرد: کسانی که با این مرکز ارتباط داشتهاند، باید تلاش کنند آثار و ثمرات فعالیتهای شهید را توسعه دهند و اجازه ندهند با شهادت او، حرکت آغازشده متوقف شود.
عابدینی در پایان تأکید کرد: هنگامی که پرچمی از دست فردی بر زمین میافتد، دیگران باید آن را بلند کنند. اگر دشمن یکی از چهرههای اثرگذار را از میان برده است، باید افراد بیشتری با برخورداری از روحیه، شرح صدر و نگاه تربیتی او در همان مسیر پرورش یابند و پرچم مأموریتش را برافراشته نگه دارند؛ چراکه استمرار این حرکت، زمینه تحقق آرمانهای شهید و تکمیل مأموریتهای او را فراهم میکند.
زاکانی: شهدا را باید میزان سنجش رفتار و مسیر زندگی خود قرار دهیم
شهردار تهران با تأکید بر ضرورت الگوگیری عملی از شهدا گفت: شهدا صرفاً شخصیتهایی برای زنده نگهداشتن خاطرات و یادآوری گذشته نیستند، بلکه باید آنان را میزان سنجش رفتار، عملکرد و مسیر حرکت خود قرار دهیم و با امید به دستگیری آنان، راه و مأموریتشان را ادامه دهیم.
علیرضا زاکانی، شهردار تهران، در مراسم افتتاحیه رویداد «قرار هشتم» و رونمایی از شماره جدید نشریه «مدیریت جهادی» در سالن شهید باغانی دانشگاه امام صادق (ع)، با اشاره به جایگاه شهدا در زندگی فردی و اجتماعی اظهار کرد: گاهی از شهید و شهادت سخن میگوییم تا یاد و خاطره شهید زنده بماند، اما نگاه عمیقتر آن است که شهید را میزان قرار دهیم و رفتار خود، جریانهای اجتماعی و مسیر حرکت تاریخ را با او بسنجیم.
وی افزود: هنگامی که شهید به الگوی سنجش دیگران تبدیل میشود، دیگر صرفاً با یک خاطره تاریخی مواجه نیستیم، بلکه شهید به معیاری برای تشخیص مسیر درست و الگویی برای حرکت به سوی تعالی تبدیل میشود. از این رو، باید از شهدا درس بگیریم و در مسیر آنان گام برداریم.
زاکانی با اشاره به جایگاه شهدا در دستگیری معنوی از دیگران تصریح کرد: بر اساس آیات قرآن کریم، شهدا زندهاند و نزد پروردگار خود روزی میخورند. از این منظر، شهید را باید زنده و اثرگذار دانست و از خداوند خواست که دستگیری و همراهی او شامل حال ما نیز شود.
شهردار تهران با بیان اینکه دشواریهای مسیر انقلاب در گذر زمان افزایش یافته است، به خاطرات دوران دفاع مقدس اشاره کرد و گفت: جوانان دهه ۶۰ با وجود تمام سختیها، با ایمان و روحیهای مثالزدنی در مسیر انجام مأموریت خود حرکت میکردند. در آن دوران، بسیاری از رزمندگان برای حضور در میدان و انجام تکلیف از یکدیگر سبقت میگرفتند و حتی شهادت را با نگاهی متفاوت و همراه با شوخیهای دوستانه مطرح میکردند.
وی با یادآوری خاطرات عملیات خیبر و حضور در جزیره جنوبی افزود: در عملیاتهای دوران دفاع مقدس، رزمندگان با وجود شرایط دشوار، برای باز کردن معبر و عبور نیروها از موانع، خطرهای بزرگی را به جان میخریدند. در یکی از این صحنهها، هنگام مواجهه با سیمهای خاردار و نبود امکان انفجار برای باز کردن مسیر، یکی از رزمندگان پیشقدم شد تا راه برای عبور دیگران هموار شود. چنین خاطراتی نشاندهنده روحیه ایثار، مسئولیتپذیری و تقدم مأموریت بر خواستههای فردی در میان رزمندگان است.
زاکانی با تأکید بر اینکه انقلاب اسلامی زمینه پرورش انسانهای خودباور و متکی بر ایمان را فراهم کرد، خاطرنشان کرد: یکی از ویژگیهای برجسته این انقلاب، تربیت انسانهایی بود که خود را وقف انجام تکلیف میکردند و به دنبال آن بودند که برای دیگران و جامعه مفید باشند. این افراد بدون آنکه در پی دیدهشدن یا کسب موقعیت شخصی باشند، تلاش میکردند وظیفه خود را به بهترین شکل انجام دهند.
وی با اشاره به ویژگیهای شخصیتی شهید مورد اشاره در این مراسم گفت: از خصوصیات ممتاز چنین انسانهایی، حضور در مسیر مجاهدت، شناخت درست وظیفه، حفظ حدود و تبعیت از ولی است. این ویژگیها موجب میشود فرد در زندگی خود از اختلافها و منازعات سطحی فاصله بگیرد و به جای درگیر شدن در رقابتهای دنیوی، به اصلاح امور، دستگیری از دیگران و جهتدهی صحیح به جامعه کمک کند.
شهردار تهران در بخش دیگری از سخنان خود، با اشاره به شهادت اعضای خانواده رهبر شهید انقلاب، از تجربه ماههای پس از این واقعه یاد کرد و گفت: در این مدت، فرصتهایی برای آشنایی نزدیکتر با ابعاد شخصیتی و معنوی این شهدا فراهم شد. یکی از نکات قابل تأمل، مشاهده نوشتهای از شهید بود که در آن جملهای از شهید حاج قاسم سلیمانی، با این مضمون که «آنکس که میبیند خداست»، بارها تکرار شده بود.
وی این موضوع را نشانهای از توجه به نظارت الهی و اهمیت اخلاص دانست و اظهار کرد: انسان باید به مرحلهای از بلوغ معنوی برسد که بداند حتی اگر دیگران او را نبینند، خداوند ناظر بر اعمال اوست. چنین نگرشی میتواند رفتار و جهتگیری فرد را با خواست الهی و مسیر مورد تأکید ولی هماهنگ کند.
زاکانی با اشاره به نقش مرکز رشد در تربیت نیروهای مؤمن و اثرگذار گفت: مرکز رشد باید فضایی برای پرورش انسانهای خودباور، فعال و مؤثر باشد؛ انسانهایی که بتوانند در مسیر تحقق آرمانهای نظام و حرکت به سوی جامعه مطلوب گام بردارند. این مرکز صرفاً محل آموزش یا انتقال دانش نیست، بلکه باید زمینهساز رشد شخصیت، تحول فردی و شکلگیری نیروهای مسئولیتپذیر باشد.
وی با اشاره به ارتباط شهید مورد نظر با مرکز رشد دانشگاه امام صادق (ع) افزود: این شهید به فعالیتهای مرکز رشد توجه ویژه داشت و بر ادامه مسیر آن تأکید میکرد. از این رو، تداوم و تقویت فعالیتهای این مجموعه میتواند بخشی از مأموریتی باشد که او برای تربیت انسانهای مومن، خودباور و اثرگذار دنبال میکرد.
شهردار تهران در ادامه با تأکید بر زنده بودن و استمرار اثرگذاری شهدا گفت: باور داریم که شهدا همچنان در مسیر خدمت اثرگذارند و یاد و راه آنان میتواند در زندگی امروز ما نقشآفرین باشد. مهم آن است که بتوانیم با دقت در سیره و رفتارشان، ویژگیهای برجسته آنان را در وجود خود پرورش دهیم.
زاکانی در پایان ابراز امیدواری کرد که مرکز رشد دانشگاه امام صادق (ع) با تقویت فعالیتهای تربیتی و پیگیری اهداف خود، بیش از گذشته در پرورش نیروهای مؤمن، توانمند و مسئولیتپذیر موفق باشد و گفت: باید از خداوند بخواهیم دست ما را بگیرد و توفیق حرکت در مسیری را نصیبمان کند که شایسته شهدا و آرمانهای آنان است.
مدیریت جهادی با محوریت مأموریت، از تربیت انسان تا نهادسازی برای حل مسائل جامعه
هاشم سوداگر، از اساتید هادی مرکز رشد دانشگاه امام صادق علیهالسلام، با تأکید بر اینکه مدیریت جهادی در اندیشه شهید مصباحالهدی باقری، بر محوریت مأموریت و حل مسائل واقعی جامعه استوار بود، گفت: زیست مأموریتمحور زمانی شکل میگیرد که انسان مسئلهای را برای خود تعریف کند، مسئولیت آن را بپذیرد و برای حل آن، حتی از فرصتها و منافع شخصی خود چشمپوشی کند.
سوداگر در مراسم افتتاحیه رویداد «قرار هشتم» و رونمایی از نخستین شماره جدید نشریه «مدیریت جهادی» پس از شهادت استاد شهید، با تشریح مفهوم مدیریت جهادی و نسبت آن با مأموریتمحوری اظهار کرد: برای فهم دقیق مدیریت جهادی، نمیتوان صرفاً به مفاهیم نزدیک به مدیریت و جهاد بسنده کرد؛ بلکه باید به ادبیات و منظومه فکری شهید توجه داشت که مأموریت را در میدان مواجهه جبهه حق و باطل تعریف میکرد.
وی افزود: مأموریتمحوری به این معنا نیست که فرد صرفاً مجری دستورها و برنامههایی باشد که دیگران برای او تعیین میکنند، بلکه انسان باید مأموریت متناسب با استعدادها، ظرفیتها و مسئولیت خود را بشناسد و آگاهانه مسیر تحقق آن را دنبال کند. در چنین رویکردی، فرد به دنبال توسعه دایره اثرگذاری خود برای حل مسئلهای میرود که آن را مسئولیت خویش میداند.
سوداگر با اشاره به اهمیت مسئلهمحوری در اندیشه شهید تصریح کرد: فردی که زندگی مأموریتمحور را انتخاب میکند، باید درد مسئله را داشته باشد، برای آن هزینه بدهد و از برخی فرصتهای شخصی خود صرفنظر کند. این هزینهدادن ممکن است در دوره دانشجویی با چشمپوشی از فرصتهای ایجاد اعتبار شخصی آغاز شود و در سالهای بعد نیز با استمرار تلاش برای حل همان مسئله ادامه پیدا کند.
وی ادامه داد: در این نگاه، باید مشخص شود چرا یک مسئله وجود دارد، چرا تاکنون حل نشده و فرد چگونه میتواند در رفع آن اثرگذار باشد. بنابراین، مأموریتمحوری صرفاً یک مفهوم نظری نیست، بلکه نوعی زیست و سلوک است که در آن، فرد مسئولیت خود را میپذیرد و برای تحقق آن به میدان عمل وارد میشود.
این سخنران با اشاره به نقش تربیت انسان در تحقق این رویکرد گفت: یکی از پرسشهای اساسی، چگونگی رشد انسان در مسیر حل مسئله است؛ اینکه فرد چگونه میتواند تواناییهای خود را توسعه دهد، سرعت حرکتش را افزایش دهد و در کنار دیگران، به یک کنش جمعی مؤثر دست پیدا کند. همچنین باید بررسی کرد که چگونه میتوان جمعی را شکل داد که صرفاً مجموعهای از افراد با تقسیم وظایف نباشد، بلکه هویت انسانی و ظرفیت رشد اعضای خود را حفظ کند.
سوداگر با تأکید بر اهمیت نهادسازی در کنار رشد فردی خاطرنشان کرد: در اندیشه شهید، رشد انسان نباید به تلاشهای فردی محدود بماند؛ بلکه باید نهادهایی ایجاد شوند که مسیر رشد و تربیت انسانهای مأموریتمحور را تداوم ببخشند و امکان تکثیر این الگو را در حوزههای مختلف فراهم کنند.
وی افزود: نهادسازی برای رشد، یکی از وجوه متمایز این رویکرد است؛ بهویژه آنکه در ماههای پایانی فعالیت شهید نیز موضوع توسعه و تقویت ساختارهای مرتبط با رشد مورد توجه قرار داشت. چنین نهادهایی میتوانند زمینه تربیت نیروهایی را فراهم کنند که با شناخت مسئله، برخورداری از مبانی معرفتی و بهرهگیری از دانش و فناوری، برای حل مسائل جامعه اقدام کنند.
سوداگر در پایان با تبیین مراحل تحقق مأموریتمحوری اظهار کرد: مسیر اثرگذاری از شناخت مسئله و شکلگیری مبانی معرفتی آغاز میشود، با بهکارگیری دانش و فناوری برای حل مسئله ادامه مییابد و از طریق نهادسازی به ظرفیت پایدار اجتماعی تبدیل میشود. در نهایت، هر فرد متناسب با تواناییها و شرایط خود میتواند به نقطه اثرگذاری ویژهای برسد؛ مسیری که در این منظومه فکری، با عاقبتبهخیری و رستگاری پیوند دارد.
انتهای پیام/