صفحه نخست

آناتک

آنامدیا

دانشگاه

فرهنگ‌

علم

سیاست و جهان

اقتصاد

ورزش

عکس

فیلم

استانها

بازار

اردبیل

آذربایجان شرقی

آذربایجان غربی

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

کهگیلویه و بویراحمد

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

همدان

هرمزگان

یزد

پخش زنده

۱۳:۰۸ | ۳۰ / ۰۷ /۱۴۰۵
| |
کارشناس مسائل بین‌الملل در گفت‌و‌گو با آنا مطرح کرد:

اصرار بر تسلیم ایران؛ یعنی ناتوانی آمریکا برای تحمیل اراده خود/ بازدارندگی در گرو قدرت داخلی

خادمی، با اشاره به تداوم فشارها و تأکید آمریکا بر تسلیم ایران گفت: تکرار این مواضع نشان می‌دهد واشنگتن در پی تحمیل چارچوب مطلوب خود به ایران است.
کد خبر : 1090987

«سیدمحسن خادمی»، کارشناس مسائل منطقه با اشاره به احتمال ازسرگیری جنگ و تهدید‌های آمریکا علیه ایران اظهار کرد: طی ماه‌های گذشته، در ساحت اندیشه و میان مسئولان با گرایش‌های سیاسی مختلف، نوعی اجماع شکل گرفته است که بر اساس آن، آمریکا و رژیم صهیونیستی این تقابل را صرفاً جنگی برای مهار ایران نمی‌دانند، بلکه اهدافی فراتر از مهار و محدودسازی را دنبال می‌کنند؛ موضوعی که به‌تدریج در اظهارات برخی مقام‌های آنان نیز آشکارتر شده است.

بازدارندگی؛ عامل تغییر محاسبات دشمن

وی افزود: آنچه می‌تواند طرف مقابل را از تداوم تجاوز منصرف کند، قدرت بازدارندگی ایران است. هر اندازه بتوانیم در مواجهه با تهدیدها، ابتکار عمل بیشتری داشته باشیم و از ظرفیت‌های متنوع و روش‌های پیش‌بینی‌ناپذیر استفاده کنیم، احتمال تغییر محاسبات دشمن افزایش می‌یابد.

این کارشناس مسائل منطقه با اشاره به نقش توانمندی‌های نظامی در ایجاد بازدارندگی تصریح کرد: غافلگیری در حوزه نظامی تابع چارچوب‌ها و قواعد مشخصی است و نیرو‌های مسلح نیز به‌طور مستمر در حال ارتقای توانمندی‌های خود هستند. در جریان جنگ ۱۲روزه و همچنین در مواجهه با حملات بعدی، شاهد روند ارتقای ظرفیت‌های نظامی و فناوری‌های بومی کشور بوده‌ایم.

خادمی ادامه داد: با وجود آسیب‌هایی که به سامانه‌های پدافندی وارد شد، استفاده از فناوری‌های بومی این امکان را فراهم کرد که به تجهیزات هوایی و پهپادی طرف مقابل آسیب وارد شود. این تجربه نشان می‌دهد که ظرفیت فناوری دفاعی کشور در حال توسعه است و ارتقای آن می‌تواند در تقویت بازدارندگی نقش مؤثری ایفا کند.

تاب‌آوری داخلی؛ مکمل قدرت نظامی

وی با تأکید بر اهمیت مؤلفه‌های داخلی در کنار توان نظامی تشریح کرد: در کنار عرصه نظامی، با مؤلفه مهمی به نام تاب‌آوری اجتماعی مواجه هستیم. مردم در این زمینه درک عمیقی از شرایط و ضرورت مقاومت دارند و مسئولان نیز تلاش می‌کنند با اتخاذ تدابیر حمایتی، بخشی از فشار‌های ناشی از جنگ را از دوش مردم بردارند.

این کارشناس مسائل راهبردی با اشاره به فشار‌های اقتصادی و اجتماعی ناشی از جنگ اضافه کرد: فشار دشمن، فشار سنگینی است و در چنین شرایطی، حمایت از مردم و کاهش آثار خسارت‌های ناشی از جنگ اهمیت ویژه‌ای دارد. اقداماتی مانند ارائه خدمات حمایتی و کمک به آسیب‌دیدگان، بخشی از تلاش‌هایی است که برای تقویت تاب‌آوری جامعه صورت می‌گیرد.

خادمی یادآور شد: حاکمیت باید زمینه افزایش توان تحمل فشار‌ها را فراهم کند. اگر توان نظامی و تاب‌آوری داخلی را در کنار یکدیگر قرار دهیم، می‌توانیم به تقویت بازدارندگی امیدوار باشیم؛ چراکه محاسبات اولیه طرف مقابل، به گفته برخی مقام‌های آمریکایی و اسرائیلی، با واقعیت‌های میدان فاصله پیدا کرده است.

وی ادامه داد: تصور اینکه ایران در مدت کوتاهی از پا درمی‌آید یا امکان اشغال آن در بازه‌ای محدود وجود دارد، با شرایطی که اکنون در میدان و در معادلات منطقه‌ای مشاهده می‌شود، همخوانی ندارد. این وضعیت نشان می‌دهد که مقاومت نظامی و ظرفیت داخلی ایران در محاسبات طرف مقابل اهمیت پیدا کرده است.

این کارشناس مسائل منطقه همچنین تأکید کرد: در صورت تداوم تهدیدها، نحوه پاسخ ایران به شرایط و محاسبات نیرو‌های مسلح بستگی خواهد داشت؛ اما آنچه اهمیت دارد، حفظ آمادگی، تقویت توان بازدارندگی و ادامه مسیر ارتقای ظرفیت‌های دفاعی و داخلی کشور است.

جبهه مقاومت؛ جریانی با فراز و فرود‌های تاریخی

خادمی در پاسخ به پرسشی درباره نقش جریان‌های مختلف جبهه مقاومت، از جمله حزب‌الله لبنان و گروه‌های مقاومت در عراق و یمن، در صورت تشدید تقابل میان ایران و آمریکا عنوان کرد: نمی‌توان جبهه مقاومت را پدیده‌ با روندی خطی و بدون نوسان ارزیابی کرد. این جبهه در طول تاریخ خود با فراز و فرود‌هایی مواجه بوده و متناسب با شرایط هر مقطع، شدت و ضعف پیدا کرده است.

وی تأکید کرد: حزب‌الله لبنان ممکن است در مقاطعی با فشار‌های بیشتری روبه‌رو شود و در مقاطع دیگر، متناسب با شرایط، راهبرد‌های خود را تغییر دهد و ظرفیت‌هایش را ارتقا ببخشد. جریان‌های مقاومت در عراق و سایر کشور‌های منطقه نیز شرایط مشابهی دارند و باید تحولات آنها را در چارچوب روند کلی جبهه مقاومت تحلیل کرد.

این مدرس دانشگاه با اشاره به تحولات یمن و عراق تصریح کرد: آثار فعالیت جریان‌های مقاومت را می‌توان در تحولات این کشور‌ها مشاهده کرد. آمریکا نیز بخشی از ظرفیت و انرژی خود را به این تحولات اختصاص داده است. افزون بر این، برخی شکاف‌ها و اختلافات اجتماعی و سیاسی در کشور‌های هم‌پیمان آمریکا و همچنین رفتار بازیگران منطقه‌ای، می‌تواند بر معادلات کلان منطقه اثر بگذارد.

این کارشناس مسائل غرب آسیا بیان کرد: موضوعاتی مانند تحولات اجتماعی در جمهوری آذربایجان و نوع رفتار برخی بازیگران منطقه‌ای، از جمله طالبان، را نیز می‌توان در چارچوب تحولات غیرمستقیم منطقه بررسی کرد؛ هرچند ارزیابی میزان تأثیرگذاری هر یک از این مؤلفه‌ها به بررسی دقیق‌تر شرایط و روند‌های سیاسی نیاز دارد.

تداوم فشارها؛ نشانه دشواری تحمیل خواسته‌ها

وی با اشاره به مواضع آمریکا در قبال ایران گفت: تکرار این گزاره که ایران باید تسلیم شود یا به مذاکره تن بدهد، نشان می‌دهد که طرف مقابل در پی تحمیل چارچوب مطلوب خود به ایران است. یکی از دلایل این رویکرد آن است که ادامه تقابل مستقیم، هزینه‌هایی را برای آمریکا به همراه دارد.

خادمی در پایان خاطرنشان کرد: راهبرد ایران باید بر حفظ آمادگی، تقویت توان دفاعی، افزایش تاب‌آوری داخلی و بهره‌گیری از ظرفیت‌های منطقه‌ای استوار باشد. ترکیب این مؤلفه‌ها می‌تواند در تغییر محاسبات طرف مقابل و تقویت موقعیت ایران در معادلات منطقه‌ای نقش تعیین‌کننده‌ای داشته باشد.

انتهای پیام/

علی رحمانی
ارسال نظر
captcha