صفحه نخست

آناتک

آنامدیا

دانشگاه

فرهنگ‌

علم

سیاست و جهان

اقتصاد

ورزش

عکس

فیلم

استانها

بازار

اردبیل

آذربایجان شرقی

آذربایجان غربی

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

کهگیلویه و بویراحمد

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

همدان

هرمزگان

یزد

پخش زنده

۱۰:۱۳ | ۲۵ / ۰۷ /۱۴۰۵
| |
دکتر ولایتی در یادداشتی مطرح کرد

آمریکایی بی‌سواد تاریخ بخوان

دکتر علی اکبر ولایتی مشاور مقام معظم رهبری در امور بین‌الملل و رئیس هیأت امنا و هیأت موسس دانشگاه آزاد اسلامی در یادداشتی به نقد روایت تاریخی مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، درباره جنگ‌های ایران و یونان و دفاع از جایگاه تمدنی و علمی ایران در برابر روایت تاریخ‌نگاری غربی پرداخته است.
کد خبر : 1090366
به گزارش خبرگزاری آنا، متن یادداشت دکتر ولایتی رئیس هیأت امنا و هیأت موسس دانشگاه آزاد به شرح زیر است:

خدا رحمت کند آقای علی حاتمی، فیلمساز مشهور ایران را، ایشان در سال 1362 فیلم کمال‌الملک را ساخت. در بخشی ازاین فیلم، ناصرالدین‌شاه که از شلوغ شدن دربار ناراحت شده بود، خطاب به صدراعظم خود، علی‌اصغرخان امین‌السلطان، اتابک اعظم که مشغول فریاد کشیدن بود، گفت که: «قاطرچی را که بگذاری صدر اعظم، وضع دربار از این بهتر نمی‌شود!»

مصداق امروز این نوع اطلاق به یک شخص پر مدعای بی‌سواد آقای مارکو روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا و سخنانش در سفر اخیر به یونان است که این‌جانب پیش‌ازاین نیز به آن پرداختم. روبیو در این سفر می‌خواهد با ارجاع به جنگ‌های ایران و یونان بر سعی واشنگتن برای بازتولید گفتمان «تقابل شرق و غرب» و بازسازی پیوند‌های گسسته شده میان ایالات متحده و اروپا بکوشد. بااین‌حال، استفاده از روایت‌های مجعول و بی‌پایه تاریخی برای حل مسائل پیچیده بین‌المللی امروزی، با انتقاد‌های متعددی روبه‌رو شده است. سارد مرکز لیدیه در غرب ترکیه امروزی است. 

قرآن کریم در خصوص ذوالقرنین در آیات شریفه 83 تا 100 سوره مبارکه کهف این‌طور می‌فرماید: «وَيَسْأَلُونَكَ عَنْ ذِي الْقَرْنَيْنِ قُلْ سَأَتْلُو عَلَيْكُمْ مِنْهُ ذِكْرًا (83) إِنَّا مَكَّنَّا لَهُ فِي الْأَرْضِ وَآتَيْنَاهُ مِنْ كُلِّ شَيْءٍ سَبَبًا (84) فَأَتْبَعَ سَبَبًا (85) حَتَّى إِذَا بَلَغَ مَغْرِبَ الشَّمْسِ وَجَدَهَا تَغْرُبُ فِي عَيْنٍ حَمِئَةٍ وَوَجَدَ عِنْدَهَا قَوْمًا قُلْنَا يَا ذَا الْقَرْنَيْنِ إِمَّا أَنْ تُعَذِّبَ وَإِمَّا أَنْ تَتَّخِذَ فِيهِمْ حُسْنًا (86)»؛ «از تو از ذوالقرنین می‌پرسند. بگو: برای شما از او خبری خواهم خواند (83) ما به او در دنیا تمکن دادیم و از هر چیز وسیله‌ای عطا کردیم (84) پس راهی را تعقیب کرد (85) تا آن که به سمت مغرب رفت و هنگام غروب آفتاب ملاحظه کرد که خورشید در آب گل‌آلود فرومی‌رود و نزدیک دریا گروهی را یافت. گفتیم ای ذوالقرنین تو می‌توانی آن‌ها را تحت‌فشار قراردهی یا با آن‌ها از سر رحم و شفقت برخورد کنی (86)»

ذوالقرنین در اظهارات خود برای مردم لیدیه بر اساس دستورات خداوند تبارک‌وتعالی چنین گفت که: «قَالَ أَمَّا مَنْ ظَلَمَ فَسَوْفَ نُعَذِّبُهُ ثُمَّ يُرَدُّ إِلَى رَبِّهِ فَيُعَذِّبُهُ عَذَابًا نُكْرًا (87) وَأَمَّا مَنْ آمَنَ وَعَمِلَ صَالِحًا فَلَهُ جَزَاءً الْحُسْنَى وَسَنَقُولُ لَهُ مِنْ أَمْرِنَا يُسْرًا (88) ثُمَّ أَتْبَعَ سَبَبًا (89) حَتَّى إِذَا بَلَغَ مَطْلِعَ الشَّمْسِ وَجَدَهَا تَطْلُعُ عَلَى قَوْمٍ لَمْ نَجْعَلْ لَهُمْ مِنْ دُونِهَا سِتْرًا (90) كَذَلِكَ وَقَدْ أَحَطْنَا بِمَا لَدَيْهِ خُبْرًا (91) ثُمَّ أَتْبَعَ سَبَبًا (92) حَتَّى إِذَا بَلَغَ بَيْنَ السَّدَّيْنِ وَجَدَ مِنْ دُونِهِمَا قَوْمًا لَا يَكَادُونَ يَفْقَهُونَ قَوْلًا (93) قَالُوا يَا ذَا الْقَرْنَيْنِ إِنَّ يَأْجُوجَ وَمَأْجُوجَ مُفْسِدُونَ فِي الْأَرْضِ فَهَلْ نَجْعَلُ لَكَ خَرْجًا عَلَى أَنْ تَجْعَلَ بَيْنَنَا وَبَيْنَهُمْ سَدًّا (94) قَالَ مَا مَكَّنِّي فِيهِ رَبِّي خَيْرٌ فَأَعِينُونِي بِقُوَّةٍ أَجْعَلْ بَيْنَكُمْ وَبَيْنَهُمْ رَدْمًا (95) آتُونِي زُبَرَ الْحَدِيدِ حَتَّى إِذَا سَاوَى بَيْنَ الصَّدَفَيْنِ قَالَ انْفُخُوا حَتَّى إِذَا جَعَلَهُ نَارًا قَالَ آتُونِي أُفْرِغْ عَلَيْهِ قِطْرًا (96)»؛ «هر کدام از شما به دیگری ستم کند سزای او را خواهم داد و سپس به‌سوی پروردگارش رفته و سخت عذاب خواهد شد (87)...» و برعکس آن نیز برای کسی که عمل نیکو انجام دهد صادق خواهد بود و آنگاه به راه خود ادامه داد و این بار به سمت مشرق رفت و به بیابانی رسید که مردم آن جا، فاقد مسکن بودند. سپس به محلی کوهستانی رسید و مردم آن جا از او خواستند که سدی بین مردم و قوم وحشی که برای آن مردم مزاحمت ایجاد می‌کردند بنا کند تا از تعرض آن قوم وحشی ممانعت نماید. ذوالقرنین به آن مردم گفت آن چه خداوند از امکانات دنیوی به من داده برای من کافی است. به تن مرا یاری دهید تا میان شما و آن‌ها حائلی ایجاد کنم سپس از قطعات آهن و مس گداخته میان آن‌ها دیواری ایجاد کرد (که این همان سد یاجوج و مأجوج است).

پس از ظهور اسلام، مورخین به دنبال مصداق ذوالقرنین بودند و در این راه خیلی تلاش کردند. بعضی او را یکی از سرداران یمنی دانستند. اغلب مورخین ایرانی تحت‌تأثیر یکی از سرداران اسکندر که در اوایل حمله او به سمت مشرق و پس از تصرف‌ها از سوی اسکندر حاکم مصر شد و کتابی نوشت مملو از غلو راجع به اسکندر که بعد‌ها به عربی ترجمه شد. اسکندر را فردی شجاع و جنگنده معرفی کرد درحالی‌که دلایل ذیل قطعاً نشان می‌دهد که ذوالقرنین اسکندر مقدونی نیست: 

1. اسکندر مثل اغلب یونانی‌ها فردی بت‌پرست و مشرک بود و خدایان متعدد را می‌پرستید. 

2. در ضمن فردی ظالم بود و به هر قومی می‌رسید کشتار به راه انداخته و آثار علمی و فرهنگی آنان را و کتب مقدس را از بین می‌برد. 

3. نمونه بسیار بارز آن رفتار وحشیانه او در ایران بود. به‌این‌ترتیب که به ایران حمله کرد و بر سر راهش قبل از رسیدن به تخت جمشید، پایتخت هخامنشیان، 1300 نفر را در محل کهگیلویه و بویراحمد امروزی که تا نفر آخر ایستادند و جنگیدند، کشت. بعد به تخت جمشید رسید و کتاب مقدس اوستا را که روی 12000 پوست گاو نگارش شده بود آتش زد. 

4. پیامبر اکرم (ص) در پاسخ به نامه مشرکین مکه که نوشته بودند و از حضرت ایشان درخواست کرده بودند که مانند مجوس از آن‌ها جزیه بگیرد و دست از جنگ بردارد فرمودند که: مجوس پیامبری داشتند که موحد بود و به توحید دعوت می‌کرد. او را شهید کرده و کتابش را سوزاندند. لذا آن‌ها اهل کتابند. مثل یهود و نصاری. 

5. امام صادق علیه‌السلام در احتجاج با مشرکین در پاسخ به همین نامه اشاره کردند و فرمودند پس آن‌ها اهل کتاب بودند. 

6. اسکندر هیچ نشانی از عدالت، انصاف و رحم در رفتارش نبود و لذا با آن چه در قرآن کریم از اوصاف ذوالقرنین بیان شده مخالف است. 

7. قرآن کریم در مورد اقدامات ذوالقرنین سه مورد را مشخصاً بیان کرده است. اولاً: رفتن به مغرب، ثانیاً: رفتن به مشرق، یا همان آسیای مرکزی و ثالثاً: رفتن به منطقه قفقاز که کاملاً اثبات شده است. به‌این‌ترتیب که مورخین و باستان‌شناسان سدی را در منطقه داریان بین گرجستان و آذربایجان یافتند که همان مشخصات آیات ذکر شده در سوره کهف را دارد. 

8. ذوالقرنین به معنای دارای دو قرن است. که قرن، در زبان عرب سه معنی می‌دهد. یک به معنی سی سال، دوم به معنی صد سال و سوم به معنی شاخ. درحالی‌که اسکندر مقدونی هیچ یک از این نشانه‌ها را نداشت. زیرا او در سن حداکثر سی و یک یا سی و دو سالگی مرد. 

9. در گذشته مرسوم بود که بعضی از پهلوانان کلاهی بر سر می‌گذاشتند و لباسی می‌پوشیدند که مهیب باشد. یکی از این ابزارها کلاه‌خود بود که دو شاخ بر روی آن قرار داشت. همانند رستم در شاهنامه. ولی اسکندر مو‌های بلند افشانی داشت و کلاه دوشاخ نداشت. 

10. در نهایت کاشف این طلسم، وزیر فرهنگِ نهرو بود که مسلمانی عالم و محقق بود. وی تصویری از کوروش را در پاسارگاد کشف کرد که کلاه‌خودی دارای دو شاخ بر سر کوروش قرار داشت. 

11. به‌این‌ترتیب تنها کوروش بود که مشخصات فوق‌الاشاره با او تطبیق داشت. اولاً طبق آیات فردی عادل بود و در بین اقوام دیگر و مورخینِ حتی غیر منصف، او را فردی عادل می‌دانند. ثانیاً هیچ‌گاه برای کشورگشایی به جایی حمله نکرد و ثالثاً یکی از کار‌هایی که کوروش کرد و همه مورخین به آن اذعان دارند آزاد کردن یهودیان از یوغ پادشاه بابل در محل حله امروزی در عراق بود که تقریباً آثار به جا مانده از بابل اکنون در شهر حله در عراق قابل مشاهده است. دیگر اینکه مسعودی در کتاب مروج الذهب و معادن الجوهر چنین نوشته است: ساسان، جد اردشیر بابکان به حج رفت و خانه کعبه را زیارت کرد و کنار چاه زمزم دعا کرد و مقداری اشیای گران قیمت نظیر طلا و جواهر هدیه کرد. مسعودی می‌گوید کلمه زمزم عربی نیست و بلکه به معنی زمزمه در فارسی است که ایرانی‌ها معمولاً در کنار چاه زمزم، دعا را زمزمه می‌کردند. 

12. این استناد مسعودی مورخ نامدار و شهیر ایرانی نشان می‌دهد که دینی که توسط حضرت زرتشت برای ایرانیان به ارمغان آورده شده بود، در مذهب حضرت ابراهیم علیه‌السلام بود. 

13. سِر سید احمدخان، دانشمند مسلمان و متنفذ هند و سازنده دانشگاه علیگر که مفسر قدرتمندی بود، او سخن مفسرین دیگر را در خصوص تطبیق کوروش به ذوالقرنین تأیید می‌کند. 

14. مفسر شهیر تاریخ اسلام علامه طباطبایی نیز این امر را تأیید می‌کند.

15. و بالاخره حضرت آیت‌الله مکارم شیرازی نیز بر این امر صحه می‌گذارد. 

واقعیت و بررسی‌های تاریخی نشان می‌دهد تخریب شهر آتن و ارگ آکروپولیس توسط نیرو‌های هخامنشی در حدود سال 480 پیش از میلاد حقیقت تاریخی اثبات‌شده‌ای است. با وجود این، تقلیل این نبرد به یک تجاوز یک‌طرفه، بدون در نظر گرفتن پیش‌زمینه آتش‌سوزی شهر سارد توسط آتنی‌ها، نادیده گرفتن پیچیدگی‌های جنگ‌های باستان است. بازخوانی گزینشی تاریخ باستان توسط این دیپلمات غربی بیش از آنکه متمرکز بر کشف حقیقت تاریخی باشد، ابزاری راهبردی برای هویت‌سازی، توجیه افزایش بودجه‌های نظامی و بازتنظیم مناسبات قدرت در عرصه ژئوپلیتیک معاصر است. 

ما باید در نقد نظرات این مورخ‌نما، وارد بحث‌های مهمی شویم. جنگ‌های ایران و یونان در سده پنجم پیش از میلاد (۴۹۹ تا ۴۴۹ پیش از میلاد) یکی از حساس‌ترین و سرنوشت‌سازترین برهه‌های تاریخ باستان است. بااین‌حال، برای بیش از بیست و پنج قرن، روایت این جنگ‌ها تقریباً به طور کامل متکی بر نوشته‌های مورخان یونانی، به‌ویژه پلوتارک، هرودوت، توسیدید و گزنفون بوده است. این انحصار در منبع‌شناسی سبب شد تا تاریخ‌نگاری غربی در طی قرون متمادی، روایاتی افسانه‌ای، یک‌طرفه و آکنده از سوگیری‌های ایدئولوژیک از این رویداد‌ها ارائه دهد. تاریخ‌نگاری‌ای که البته از سوی پژوهندگان حوزه تاریخ مورد تردید جدی قرار گرفته است. 

نکته همین‌جا است. وقتی وزیر خارجه تاریخ‌ندانی همچون روبیو را بگذاری وزیر خارجه و برود یونان سخنرانی تاریخی - تمدنی بکند، وضع از این بهتر نمی‌شود!

در دوران معاصر، دکتر امیرمهدی بدیع، پژوهشگر و تاریخ‌دان برجسته ایرانی، با نگارش مجموعه گران‌سنگ و ۱۵ جلدی «یونانیان و بربر‌ها: روی دیگر تاریخ» (که اصل آن به زبان فرانسوی منتشر شد؛ اما به پایمردی چند مترجم وطن‌دوست شامل قاسم صنعوی، مرتضی ثاقب‌فر و عبدالمحمد روحبخشان در سال 1384 توسط انتشارات توس به فارسی منتشر شد)، تکانه‌ای اساسی در روش‌شناسی بررسی جنگ‌های ایران و یونان ایجاد کرد. بدیع با نقد درون‌متنی و موشکافانه متن‌های یونانی نشان داد که چگونه اسطوره‌ها، مبالغه‌های جنگی و شعار‌های حماسی آتن و اسپارت، در طول تاریخ به‌عنوان «حقایق مسلم تاریخی» به خورد جوامع داده شده‌اند. قصد آن را ندارم که به معرفی کتاب سترگ استاد بدیع بپردازم. بلکه می‌خواهم نشان دهم که لازم است گاهی وقت‌ها دست از داوری جانب‌دارانه برداشت و نگاه منصفانه‌ای به تاریخ داشت. این کاری است که امیرمهدی بدیع در کتاب خود کرده است. این نقد از جمله شامل ارکان زیر است: 

۱. اثبات واقعیت‌های تاریخی مربوط به آتن و اسپارت کار سختی نیست: برای نمونه، درحالی‌که هرودوت شمار سپاهیان خشایارشا را چند میلیون نفر(!) ذکر می‌کند یا تلفات ایرانیان در نبرد ماراتن را ۶۴۰۰ نفر در برابر تنها ۱۹۲ کشته یونانی می‌داند، بدیع با تحلیل لجستیک نیرو‌ها و داده‌های جغرافیایی اثبات می‌کند که حضور چنین جمعیت‌هایی در گذرگاه‌های کم‌عرض یونان (خصوصاً در تنگه ترموپیل) منطقاً و عملاً غیرممکن بوده است. از نظر بدیع، سپاه ایران نه یک لشکر چندمیلیونی بی‌انضباط، بلکه یک نیروی نظامی ورزیده، متناسب با ظرفیت‌های منطقه‌ای و کاملاً سازمان‌یافته بوده است. 

۲. واسنجی و نقد مفهوم بربر: بدیع نشان می‌دهد که واژه «بربر» در ابتدا نزد یونانیان صرفاً به معنای «غیر یونانی‌زبان» بوده، اما به‌تدریج پس از جنگ‌ها به برچسبی تحقیرآمیز و سیاسی برای ایجاد دوقطبی «یونانی متمدن و آزاده» در برابر «شرقی بربر و بنده» تبدیل شد. او باتکیه‌بر ساختار اداری و دیوانی هخامنشیان اثبات می‌کند که شاهنشاهی ایران حقوق اقوام و ادیان گوناگون را محترم می‌شمرد و از نظر انضباط مدنی و ساختار حقوقی بسیار پیشرفته‌تر از دولت‌شهر‌های پراکنده و پرآشوب یونانی بود که از جمله نزد آنان برده‌داری امری کاملاً رایج و بدیهی بود. 

۳. نقد درون‌متنی تواریخ کهن: بدیع برای نقد مورخان یونانی به منابع بیرونی متوسل نمی‌شود، بلکه تناقضات آشکار، داستان‌سرا‌هایی شاعرانه و ادعا‌های ناممکن موجود در خودِ متن «تواریخ» هرودوت را در برابر یکدیگر قرار می‌دهد تا فرایند «تبدیل افسانه به تاریخ» را آشکار سازد. بدیع می‌کوشد نشان دهد جنگ‌های ایرانی - یونانی در واقعیت آن چیزی نیست که فقط از طریق نوشته‌های نقد نشده بیرون آید. در نتیجه او نشان می‌دهد: 

با کنارزدن افسانه‌پردازی‌ها و جمع‌بندی داده‌های منطقی، روند کلی جنگ‌های ایران و یونان را می‌توان در سه مرحله اصلی خلاصه کرد: 

۱. شورش ایونیه و انگیزه اولیه درگیری (۴۹۹-۴۹۳ پ. م)
ریشه اصلی جنگ‌ها در زیاده‌خواهی برخی دولت‌شهر‌های ایونیه (در ساحل غربی ترکیه امروزی) و تحریکات سیاسی آتن (به روایتی یکی از مهم‌ترین دولت - شهر‌های یونان آن روزگار) نهفته بود. در سال ۴۹۸ پیش از میلاد، شورشیان با پشتیبانی نظامی آتن به شهر سارد، مرکز اداری هخامنشیان در آسیای صغیر حمله کرده و این شهر و معابد آن را به آتش کشیدند. داریوش بزرگ برای تثبیت امنیت مرز‌های غربی قلمروی خود و سرکوب عاملان این اقدام، عملیات تنبیهی محدود در منطقه اژه را دستور داد. 

۲. نبرد ماراتن و کوشش خشایارشا (۴۹۰ تا ۴۷۹ پ. م)
نخستین لشکرکشی ایران به فرماندهی داتی‌یه و آرتافرنه در ۴۹۰ پیش از میلاد منجر به تصرف بخش‌هایی از خاک یونان شد، اما در دشت ماراتن عقب‌نشینی تاکتیکی رخ داد. برخلاف ادعای مورخان یونانی که ماراتن را نجات کل جهان از نابودی می‌دانند، بدیع و مورخان واقع‌بین، این نبرد را تنها یک شکست کوچک تاکتیکی برای یک نیروی پیشتاز و محدود ایرانی می‌دانند. 

در ادامه، خشایارشا در سال ۴۸۰ پیش از میلاد اتحاد گسترده‌تری را برای شکست‌دادن یونان غربی سازمان داد. سپاه ایران پس از عبور از گذرگاه ترموپیل وارد منطقه آتیک شد و آتن را تصرف کرد. به‌تلافی آتش‌سوزی سارد، بنا‌های ارگ آتن به دستور خشایارشا سوزانده شد. بااین‌حال، پس از نبرد دریایی سالامیس و نبرد زمینی پلاته در سال ۴۷۹ پیش از میلاد، نیرو‌های اصلی ایران به آسیا بازگشتند و جنگ‌های مستقیم و پرهزینه در خاک اروپا متوقف شد. 

۳. دیپلماسی شوش و صلح شاه (برتری راهبردی پس از جنگ)
امیرمهدی بدیع در مجلد‌های بعدی اثر سترگ خود (از جمله جلدی از کتاب که عنوان دوم «شوش بر ضد آتن» را بر خود دارد) به نکته مغفول مانده‌ای اشاره می‌کند: خروج نیرو‌های نظامی ایران از خاک یونان به معنای شکست شاهنشاهی هخامنشی نبود. شاهنشاهی ایران به‌جای نبرد‌های مستقیم و پرهزینه، دکترین «دیپلماسی مالی و سیاسی» را به کار گرفت. 

ایران با بهره‌گیری از رقابت‌های ویرانگر میان آتن و اسپارت (که جنگ‌های پلوپونزی اوج آن بود) و پشتیبانی مالی از جناح‌های گوناگون، نقش میانجی و قدرت برتر منطقه را حفظ کرد. این روند در نهایت به «صلح آنتالکیداس» یا «صلح شاه» در سال ۳۸۷ پیش از میلاد انجامید؛ پیمانی که در آن تمام دولت‌شهر‌های مدعی یونان، سیادت و حکمرانی ایران بر آسیای صغیر و ایونیه را به طور رسمی پذیرفتند و تصریح کردند که حکم شاهنشاه هخامنشی فصل‌الخطاب منازعات یونان است. 

بیش از این نمی‌خواهم به لاطائلات روبیو بپردازم. فقط خواستم نشان دهم وقتی هرکسی به خود جرئت دهد که تاریخ را این‌گونه تحریف کند، باید حرفی را که مرحوم حاتمی در دهان ناصرالدین‌شاه در فیلم کمال‌الملک گذاشت را به یاد آورد. براین‌اساس باید از آقای روبیو خواست یک دوره اکابر تاریخ ایران بخواند که برای او از نان شب واجب تراست. 

دروغگویان و لاف‌زنان مغرب‌زمین، کنه کلامشان این‌گونه خلاصه می‌شود که سابقه پیدایش تمدن جهان، حداکثر 2500 سال بوده و آغاز آن از یونان است؛ لکن مورخان یونانی آن زمان مثل پلوتارک، هرودوت و گزنوفون، وجوه مشترک بارزی دارند که برخی از آن‌ها بسیار برجسته است: 

اولاً: دروغگویی و تحریف تاریخ در همه این مورخین دیده می‌شود. از جمله تعریف واقعه جنگ خشایارشا. در جایی که سپاهیان ایران را چند میلیون نفر بیان می‌کند. هر کسی با برخورداری از حداقل عقل، متوجه است که در 2500 سال پیش، زمانی که تعداد کل جنگاوران ایران زمین به چند ده هزار نفر هم نمی‌رسید، امکان فراهم کردن سپاه چندمیلیونی، غیر ممکن بود. همچنین لزوم تدارک سپاه چندمیلیونی برای تقابل با یونان کاملاً غیر منطقی و غیر عقلانی است. این تناقض در نقل تاریخ، کاملاً مشخص می‌کند که مورخین یونانی این حوادث، کل تاریخ را بدون حساب و کتاب نقل کرده‌اند. 

ثانیاً: هر بلایی بر سر یونانی‌ها آمده باشد، این افراد برای خوشایند امرا و حاکمانشان، حرف بی‌حساب‌زده و تاریخ را معکوس جلوه می‌دهند. 
نکته بسیار مهم این است که بر خلاف مدعای غربی‌ها و انتقال اقوال آن‌ها توسط غرب‌زده‌ها، به لحاظ محتوایی نیز به‌هیچ‌وجه یونان پرچم‌دار برجسته‌ای در تاریخ علم نبوده است. دراین‌خصوص برای مهم‌ترین ساحات علم یعنی پزشکی، نجوم و ریاضیات، شواهد ذیل قابل‌ذکر است:

الف. پزشکی: 
علم پزشکی در تمدن اسلامی یکی از درخشان‌ترین و تأثیرگذارترین برگ‌های تاریخ دانش بشری است. این دانش نه حاصل ترجمه و تقلید صرف از آثار یونانی، سریانی و هندی، بلکه برآمده از یک جنبش اصیل مبتنی بر مشاهدات بالینی، روش‌شناسی تجربی، نوآوری در ابزار‌های جراحی و نهادینه‌سازی سیستم‌های بیمارستانی بود. پزشکان جهان اسلام با نقادی آرای جالینوس و بقراط، شالوده‌ای نوین برای آسیب‌شناسی، داروشناسی و کالبدشناسی ریختند که قرن‌ها مرجع اصلی دانشگاه‌های شرق و غرب بود. به‌عنوان نمونه‌های عینی از این کوشش در جهت رشد دانش در سرزمین‌های اسلامی و تأثیر آن در دانش پزشکی جهانی، فهرست زیر را که شامل خلاصه بسیار کوتاهی از دستاورد‌های مهم‌ترین پزشکان دوره اسلامی است را تقدیم می‌دارد:

1. برزویه (متوفی حدود 600 م): 
طبیب بزرگ ایرانی در دوره ساسانیان بود که نقش مهمی در توسعه پزشکی و فرهنگ ایران داشت. او به‌ویژه به‌خاطر ترجمه و گردآوری کتاب‌های علمی و پزشکی به زبان پهلوی و بعد‌ها فارسی مشهور است. برزویه نخستین کسی بود که کتاب مهمی همچون کلیله و دمنه را به فارسی برگرداند. او ترکیبی از دانش یونانی هندی و ایرانی را در آثارش به کار برد و پایه‌گذار پزشکی ایرانی شد. معرفی و تدوین دارو‌ها و روش‌های درمانی نوین در زمان خودش تحولی در طب ایرانی ایجاد کرد. ترویج علم در دربار ساسانی و آموزش شاگردان متعدد از مهم‌ترین خدمات او در عهد ساسانی بود.

2. حارث بن کلده ثقفی (۵۰ قبل از هجرت - ۱۳ هـ. ق)
او از نخستین پزشکان آموزش‌دیده عرب پیش و مقارن با ظهور اسلام بود که تحصیلات تخصصی خود را در مکتب پزشکی جندی‌شاپور گذراند. نقش کلیدی او در پزشکی زمانه‌اش، انتقال مفاهیم پیشگیری، بهداشت تغذیه و رعایت پرهیز غذایی به جامعه عرب بود. ناظر به دانش‌آموختگی او در جندی‌شاپور، حارث را باید نقطه اتصال دانش پزشکی در جهان پیشااسلامی (به مرکزیت جندی‌شاپور) و دانش پزشکی دوره اسلامی دانست.

3. ابن أبی رمثه تمیمی (حدود ۵۰ قبل از هجرت - ۵۰ هـ. ق)
وی از جراحان نخستین در صدر اسلام به شمار می‌رفت که به‌صورت تجربی به انجام عمل‌های جراحی کوچک، شکافتن دمل‌ها، بخیه‌زدن زخم‌ها و سوزاندن زخم‌ها (کَی) می‌پرداخت. نوآوری عملی او در عصر خود، برداشتن ضایعات پوستی و پیوندزدن روش‌های جراحی ابتدایی با رعایت نسبی اصول ضدعفونی اولیه با مواد طبیعی بود که حاصل تجربه مستقیم او در درمان بیماران و مجروحان جنگی به شمار می‌رفت.

4. ابن أثال (متوفی حدود ۶۰ هـ. ق)
پزشک ویژه دربار امویان در دمشق که تخصص اصلی او در سم‌شناسی و ترکیب دارو‌های مفرد و مرکب قرار داشت. جایگاه او در تاریخ پزشکی ازآن‌جهت اهمیت دارد که وی نخستین مطالعات سیستماتیک درباره خواص سموم، پادزهر‌ها (تریاق‌ها) و تعیین دوز‌های دارویی را در ساختار درمانی سازماندهی کرد.

5. تیاذوق (متوفی حدود ۹۰ هـ. ق)
پزشک برجسته عصر اموی که در ارائه تدابیر بهداشتی و رژیم‌های غذایی مهارت بالایی داشت. نقش او در پزشکی زمانه‌اش، تدوین برنامه‌های غذایی متناسب با مزاج‌های مختلف و ابداع تریاق‌های ویژه برای درمان مسمومیت‌ها بود؛ وی مفهوم «تغذیه‌درمانی» را به‌عنوان یکی از رکن‌های اصلی درمان پیش از تجویز دارو‌های قوی مطرح ساخت.

6. ماسرجویه (متوفی حدود ۱۰۰ هـ. ق)
پزشک و مترجم بصری که با ترجمه کتاب «کناش اهرن الاسکندرانی» از زبان سریانی به عربی، نخستین گام جامع را در انتقال دانش پزشکی مکتوب به جهان اسلام برداشت. نوآوری علمی او فراتر از ترجمه صرف بود؛ وی تعاریف جدیدی از بیماری‌های عفونی و چشم‌پزشکی را وارد زبان عربی کرد و راه را برای تکوین زبان تخصصی پزشکی هموار ساخت. 

7. جورجیس بن بختیشوع (متوفی ۱۴۸ هـ. ق)
رئیس بیمارستان جندی‌شاپور و بنیادگذار سلسله پزشکان آل‌بختیشوع در دربار عباسیان. نقش تاریخی او، انتقال ساختار نهادینه بیمارستانی و روش‌های آموزش بالینی مکتب جندی‌شاپور به بغداد بود. او تفکر طب بالینی و سازماندهی کادر پزشکی را در ساختار بیمارستان‌های اسلامی تثبیت کرد.

8. بختیشوع بن جورجیس (متوفی ۱۸۵ هـ. ق)
پزشک دربار عباسی که راه پدرش را در توسعه بیمارستان‌های بغداد ادامه داد. او نخستین دستورالعمل‌های بالینی مربوط به معاینه منظم بیمار، ثبت تاریخچه بیماری و مدیریت داروخانه‌های بیمارستانی را تدوین کرد و سبب ارتقای سطح طبابت شهری شد.

9. جبرائیل بن بختیشوع (متوفی ۲۱۳ هـ. ق)
پزشک مخصوص هارون‌الرشید و مأمون که نقش بسیار پررنگی در تأسیس و تقویت «بیت‌الحکمه» ایفا کرد. او با فرستادن هیئت‌های علمی به روم و جمع‌آوری نسخ خطی پزشکی، جنبش ترجمه علمی را هدایت کرد و سیستم درمانی عباسیان را ساختار داد.

10. یوحنا بن ماسویه (۱۶۱ - ۲۴۳ هـ. ق)
پزشک بیمارستان بغداد و نخستین سرپرست بیت‌الحکمه که تشریح حیوانات را برای درک کالبدشناسی انسان به کار بست. مهم‌ترین نوآوری او نگارش نخستین تک‌نگاری تخصصی چشم‌پزشکی با عنوان «دغل العین» (کاستی‌های چشم) بود که آسیب‌شناسی چشم و روش‌های جراحی آب‌مروارید را متحول ساخت.

11. سابور بن سهل (متوفی ۲۵۵ هـ. ق)
پزشک و داروساز بیمارستان جندی‌شاپور و بغداد که برای اولین‌بار در تاریخ پزشکی، «کتاب دارونامه رسمی بیمارستانی» (این ادبیات علمی پس از او اقرابادین نامیده شد) را تدوین کرد. کار مهم او استاندارد‌های دقیق مقدارشناسی، فرمولاسیون و ترکیب دارو‌ها برای بیماران بستری در بیمارستان‌ها بود.

12. علی بن ربن طبری (۱۹۲ - ۲۶۰ هـ. ق)
نویسنده کتاب «فردوس الحکمة»، نخستین دانشنامه جامع پزشکی در جهان اسلام. نوآوری چشمگیر او تطبیق و تلفیق دستاورد‌های پزشکی یونانی، سریانی و هندی با یکدیگر بود. او همچنین مباحث روان‌پزشکی و ارتباط روانی - تنی (سایکوسوماتیک) را وارد تحلیل‌های بالینی کرد.

13. حنین بن اسحاق (۱۹۴ - ۲۶۰ هـ. ق)
مترجم برجسته متون پزشکی کلاسیک و تشریح‌کننده سیستم چشم - بینایی. نوآوری ساختاری او ترسیم نخستین کردار‌های علمی دقیق از کالبدشناسی چشم (مانند قرنیه، شبکیه و عدسی) در اثر ماندگارش «العشر مقالات فی العین» بود که روش‌شناسی نقد متن و دقت علمی را در ترجمه متون پزشکی پایه‌گذاری کرد.

14. اسحاق بن حنین (۲۱۵ - ۲۹۸ هـ. ق)
پزشک و مترجم مشهور که نقش مهمی در انتقال دقیق متون کالبدشناسی و داروشناسی جالینوس به عربی داشت. او نوآوری‌های مهمی در اصلاح اصطلاحات آسیب‌شناسی تشریحی انجام داد و واژگان علمی دقیقی برای تشخیص بیماری‌های داخلی ابداع کرد.

15. ابوبکر محمد بن زکریای رازی (۲۵۱ - ۳۱۳ هـ. ق)
بزرگ‌ترین طبیب بالینی جهان اسلام و پیش‌گام روش‌شناسی تجربی. از نوآوری‌های جهان‌شمول او می‌توان به تشخیص افتراقی آبله و سرخک برای نخستین‌بار در تاریخ، استفاده از گروه‌های شاهد در آزمون‌های دارویی، ابداع نخ جراحی قابل‌جذب از روده بعضی حیوانات (کات‌گوت) استفاده از الکل در مقام ضدعفونی‌کننده زخم‌ها و جراحت‌ها و البته تدوین دانشنامه عظیم «الحاوی» اشاره کرد.

16. ابن الجزار قیروانی (۲۸۵ - ۳۶۹ هـ. ق)
پزشک برجسته شمال آفریقا و پیش‌گام طب طبقاتی و پزشکی طبقات محروم. مهم‌ترین نوآوری او نگارش کتاب «زاد المسافر و قوت الحاضر» بود که به‌عنوان راهنمای طب درمانی در سفر و مناطقی بدون دسترسی به پزشک عمل می‌کرد. او همچنین از نخستین کسانی بود که تک‌نگاری‌های مجزا در زمینه پزشکی کودکان و سالمندان نوشت.

17. ابوالحسن احمد بن محمد طبری (متوفی حدود ۳۷۰ هـ. ق)
پزشک دربار دیلمیان و صاحب اثر عظیم و ماندگار «المعالجات بقراطیة». شاهکار و نوآوری بی‌نظیر او در تاریخ پزشکی دنیا، کشف و توصیف عامل بیماری گال بود که سده‌ها پیش از دانشمندان غربی، نقش انگل‌های میکروسکوپی را در ایجاد بیماری‌های پوستی اثبات کرد.

18. ابوبکر ربیع بن احمد اخوینی بخاری (متوفی ۳۷۳ هـ. ق)
نگارنده نخستین دانشنامه پزشکی به زبان پارسی دری تحت عنوان «هدایة المتعلمین فی الطب». نوآوری بالینی چشمگیر او در حوزه روان‌پزشکی و درمان تخصصی بیماری‌های مغز و اعصاب، به‌ویژه مالیخولیا و مانیا بود، به‌طوری‌که در زمان خود به وی لقب «پزشک دیوانگان» داده بودند که نشان‌دهنده نخستین گام‌ها در نظام تربیت تخصصی پزشکان در تمدن اسلامی بوده است.

19. علی بن عباس مجوسی اهوازی (۳۱۹ - ۳۸۴ هـ. ق)
پزشک برجسته ایرانی و نویسنده کتاب «کامل الصناعة الطبیة» (کتاب ملکی). نوآوری علمی او ارائه توصیفی دقیق و مدرن از سیستم مویرگی (ارتباط شریان‌ها و ورید‌ها) و درک مکانیسم انقباضات رحمی هنگام زایمان بود که فرضیات قدیمی جالینوس درباره خروج فعال جنین را اصلاح ساخت.

20. ابوالقاسم خلف بن عباس الزهراوی (۳۲۵ - ۴۰۴ هـ. ق)
پدر جراحی مدرن و بزرگ‌ترین جراح آندلس. او در بخش جراحی کتاب «التصریف لمن عجز عن التألیف»، بیش از ۲۰۰ ابزار جراحی (شامل انواع انبر‌ها، نخ‌های جراحی و ابزار‌های درمان بیماری‌های زنان و زایمان) را ابداع و تصویرگری کرد. همچنین توصیف دقیق بارداری خارج از رحمی و جراحی مثانه از شاهکار‌های علمی اوست.

21. ابن هیثم (۳۵۴ - ۴۳۰ هـ. ق)
گرچه به ریاضیات و فیزیک شهره است، اما نقش او در فیزیولوژی بینایی انقلابی بود. او نظریه خروج نور از چشم را رد کرد و اثبات کرد که بینایی حاصل انعکاس پرتو‌های نور از اشیاء به چشم است. توصیف دقیق وی از ساختار قرنیه، عدسی و عصب بینایی، فیزیک نوری را با فیزیولوژی چشم پیوند داد.

22. ابوعلی سینا (پورسینا) (۳۷۰ - ۴۲۸ هـ. ق)

بزرگ‌ترین فیلسوف - پزشک تاریخ و صاحب مجموعه آثار متعددی در موضوع پزشکی به زبان‌های فارسی و عربی. نوآوری‌های او شامل تدوین قوانین شش‌گانه آزمایش‌های دارویی، درک ماهیت مسری بیماری‌های عفونی (مانند سل)، مطرح‌کردن قرنطینه درمانی، توصیف دقیق آناتومی عضلات چشم و ارائه ساختار کادربندی شده طب مزاجی است. همه این‌ها به جز آن است که فراموش نکنیم او نویسنده یکی از مهم‌ترین آثار پزشکی دوره اسلامی با تأثیر جهانی (القانون فی الطب) نیز است.

23. ابن وافد طلیطلی (۳۸۹ - ۴۶۷ هـ. ق)
داروشناس و طبیب برجسته اندلسی که تحولی منطقی در ساده‌سازی داروسازی ایجاد کرد. کار اصلی او تدوین روش‌های دوزبندی بر اساس اثرات بالینی دارو‌های مفرد و حذف ترکیب‌های پیچیده و بی‌فایده دارویی بود؛ وی با دایرکردن باغ‌های گیاه‌شناسی، پایه داروشناسی تجربی را تقویت کرد.

24. ابن بطلان بغدادی (متوفی ۴۵۸ هـ. ق)
طبیب نامدار بغداد و نویسنده کتاب «تقویم الصحة». نوآوری او بهره‌گیری از جدول‌های دیداری برای آموزش پزشکی و بهداشت مومی بود. او تأثیر اقلیم، فصل‌ها، وضعیت روانی و بهداشت فردی را بر عملکرد ارگان‌های بدن بررسی کرد و بهداشت پیشگیرانه را توسعه داد.

25. ابن جزله بغدادی (متوفی ۴۹۳ هـ. ق)
نوآور بزرگ در نحوه ارائه داده‌های پزشکی. او کتاب «تقویم الأبدان فی تدبیر الأشخاص» را به‌صورت جدول‌بندی شده طراحی کرد که در آن بیماری‌ها، علامت‌ها، مزاج‌ها و درمان‌ها در قالب جداول خلاصه شده بودند؛ این روش، دسترسی سریع پزشکان بالینی به اطلاعات تشخیصی را تسهیل کرد.

26. سید اسماعیل جرجانی (۴۳۴ - ۵۳۱ هـ. ق)
نویسنده عظیم‌ترین دانشنامه پزشکی به زبان فارسی «ذخیره خوارزمشاهی». نوآوری خیره‌کننده او توصیف علائم بالینی بیماری آب‌سیاه (گلاوکوما) و ارائه نخستین توصیف کلینیکی دقیق از ارتباط میان بیرون‌زدگی چشم (اگزوفتالمی) و گواتر در بیماری گریوز، قرن‌ها پیش از پزشکان غربی بود.

27. امین‌الدوله ابن التلمیذ (۴۶۶ - ۵۶۰ هـ. ق)
رئیس پزشکان بغداد و بیمارستان عضدی. نقش او در پزشکی عصر خود، ضابطه‌مند کردن آزمون‌های نظام‌پزشکی برای اعطای مجوز طبابت، بازسازی دقیق دارونامه‌ها و اعمال نظارت سخت‌گیرانه بر کادر درمان و داروخانه‌ها بود که سلامت عمومی را به یک نهاد حاکمیتی تبدیل ساخت.

28. ابومروان عبدالملک بن زهر (ابن زهر) (۴۸۴ - ۵۵۷ هـ. ق)
بزرگ‌ترین پزشک بالینی و تجربی اندلس. او جراحی تجربی روی حیوانات را برای سنجش روش‌های درمانی بنیان نهاد. انجام موفقیت‌آمیز عمل نای‌شکافی (تراکئوتومی)، توصیف دقیق التهاب پرده قلب (پریکاردیت) و تومور‌های مری از دستاورد‌های علمی بلامنازع اوست.

29. ابوالولید محمد بن رشد (ابن رشد) (۵۲۰ - ۵۹۵ هـ. ق)
فیلسوف و طبیب بزرگ آندلسی و صاحب کتاب «الکلیات فی الطب». نوآوری علمی او کشف این واقعیت بود که فردی که یک‌بار به بیماری آبله مبتلا شود، برای بار دوم مبتلا نخواهد شد (پایه‌گذاری درک اولیه از ایمنی‌شناسی)؛ او همچنین شبکیه را به‌عنوان گیرنده اصلی حسی چشم معرفی کرد.

30. موسی بن میمون (۵۲۹ - ۶۰۱ هـ. ق)
پزشک و فیلسوف نامدار که طبیب دربار صلاح‌الدین ایوبی بود. شاهکار او تدوین رساله‌های تخصصی در زمینه بهداشت روان، بیماری آسم، بواسیر و مدیریت پادزهر‌ها بود. او اصول اخلاق پزشکی را تدوین کرد و بر رابطه متقابل سلامت روان و جسم تأکید ورزید.

31. ابن بیطار (۵۹۳ - ۶۴۶ هـ. ق)
بزرگ‌ترین گیاه‌شناس و داروشناس جهان اسلام. او در کتاب «الجامع لمفردات الأدویة و الأغذیة»، بیش از ۱۴۰۰ داروی گیاهی، حیوانی و معدنی را بر اساس مشاهدات میدانی از اندلس تا شمال آفریقا و شام طبقه‌بندی کرد و ۳۰۰ داروی جدید به جامعه پزشکی معرفی کرد.

32. ابن نفیس قرشی (۶۰۷ - ۶۸۵ هـ. ق)
پزشک و کاشف بزرگ گردش خون کوچک (گردش خون ریوی). او در کتاب «شرح تشریح القانون»، نظریه جالینوس و ابن‌سینا درباره وجود منافذ نامرئی در دیواره میان دو بطن قلب را رد کرد و اثبات کرد که خون برای تصفیه باید از بطن راست به ریه‌ها رفته و پس از اختلاط با هوا به بطن چپ بازگردد. این دستاورد، امتیاز بسیار مهم کشف گردش خون ریوی را دست‌کم دو قرن پیش از پزشکان اروپایی به جهان اسلام منتقل می‌کند.

33. ابن قف کرکی (۶۳۰ - ۶۸۵ هـ. ق)
پزشک و جراح برجسته در دمشق. او نگارنده نخستین کتاب کاملاً اختصاصی جراحی در جهان اسلام به نام «العمدة فی صناعة الجراحة» است. او نقش مویرگ‌ها در جراحی، اصول جنین‌شناسی و لزوم بی‌حسی موضعی و بهداشت زخم‌ها را تدوین کرد.

34. قطب‌الدین شیرازی (۶۳۴ - ۷۱۰ هـ. ق)
دانشمند و پزشک ایرانی که با نگارش شرح بر کتاب قانون ابن‌سینا (تحفة السعدیة)، آسیب‌شناسی سیستم عصبی و بینایی را توسعه داد. او ساختار شکست نور در چشم و فیزیولوژی قرنیه و عدسی را با محاسبات هندسی تشریح کرد.

35. محمد مؤمن تنکابنی (متوفی حدود 1110 ه. ق) 
او از متأخرین علم پزشکی بود که به تجدید حیات و پژوهش در طب سنتی ایران پرداخت و سعی کرد دانش طب قدیم را در روش‌های نوین تلفیق نماید. او پزشک مخصوص شاه سلیمان صفوی بود. تحفه حکیم مؤمن کتابی مفصل در زمینه طب سنتی است که با تلفیق طب ایرانی و هندی تدوین کرده و در سال 1421 ه. ق به شاه سلیمان صفوی تقدیم کرد.

36. محمد حسین عقیلی خراسانی شیرازی (متوفی حدود 1250 ه. ق)
از پزشکان و داروشناسان نامدار ایرانی در قرن دوازدهم، با مطالعه و گردآوری دانش پزشکی گذشتگان و ثبت تجربه‌های درمانی، آثار ارزشمندی در پزشکی پدید آورد. مهم‌ترین آن‌ها مخزن الادویه، خلاصة‌الحکمه و قرابادین کبیر است. آثار عقیلی خراسانی به دلیل گستردگی اطلاعات دارویی و پزشکی، از منابع مهم مطالعه تاریخ طب سنتی ایران محسوب می‌شود.

ب. ستاره‌شناسان
اخترشناسی در تمدن اسلامی تنها یک دانش نظری محدود به ترجمه متون کهن نبود، بلکه جهشی بنیادی در روش‌شناسی علمی، ابزارسازی، محاسبات ریاضی و کیهان‌شناسی ساختاری به‌شمار می‌رفت. با آغاز نهضت ترجمه در سده‌های دوم و سوم هجری قمری، اخترشناسان جهان اسلام با ترکیب سنت‌های نجومی ایرانی (ساسانی)، هندی و یونانی (بطلمیوسی)، شالوده‌ای نوین را پایه‌گذاری کردند که بعد‌ها به «علم‌الهیئة» یا کیهان‌شناسی ریاضی‌محور شهرت یافت. این دانش بر سه پایه اساسی استوار بود: نجوم رصدی و ابزارسازی، تدوین جدول‌های دقیق نجومی (زیج‌ها) و نقد ریاضی - فیزیکی الگوی کیهان‌شناسی بطلمیوسی. 

پیش از بررسی اخترشناسان دوره اسلامی، شناخت میراث نجومی ایران پیش از اسلام ضروری است؛ زیرا این میراث نقطه پیوند میان دانش کهن بین‌النهرین و هند با نخستین مکاتب رصدی بغداد محسوب می‌شود.

الف. فهرست وقایع‌نگارانه اخترشناسان برجسته ایران پیش از اسلام
دانش اخترشناسی در ایران باستان و به‌ویژه عصر ساسانی، نقشی محوری در گاه‌شماری، کشاورزی و ساختار حکومت ایفا می‌کرد. اخترشناسان دربار ساسانی با تلفیق داده‌های رصدی بومی با زیج‌های هندی و محاسبات بابلی، جدول‌های اخترشناختی مفصلی را تدوین کردند که مهم‌ترین دستاورد آن «زیج شهریار» (یا زیج شاه) بود. این زیج پس از ورود به عصر اسلامی به عربی ترجمه شد و شالوده زیج‌نویسی‌های اولیه دوره عباسی مانند زیج‌های الفزاری و خوارزمی را تشکیل داد.

1. جاماسب حکیم (دوران پیش از هجرت):
از فرزانه نام‌دار و اخترشناسان نیمه‌افسانه‌ای ایران باستان که در روایات تاریخی، تنظیم تقویم و پیش‌بینی‌های اخترشناختی به او نسبت داده شده است. آثار منسوب به او در زیج‌های ساسانی و متون نجومی سده‌های نخستین اسلامی تأثیرگذار بود.

2. اخترشناسان دربار ساسانی و تدوین‌کنندگان زیج شهریار (دوران پیش از هجرت):
گروهی از منجمان برجسته دوران خسرو انوشیروان ساسانی که با گردآوری داده‌های رصدی، «زیج شهریار» را تدوین کردند. این اثر مبنای محاسبات مداری، حرکت خورشید و ماه و استخراج تقویم یزدگردی قرار گرفت و مستقیم وارد سنت نجومی اسلامی شد.

3. هرمزد منجم:
از اخترشناسان دربار ساسانی که در زمینه رصد حرکات سیارات و استخراج طالع‌های سالانه فعالیت داشت و محاسبات او در نقل‌قول‌های اخترشناسان اسلامی سده‌های دوم و سوم هجری منعکس شده است.

ب. فهرست وقایع‌نگارانه اخترشناسان برجسته تمدن اسلامی
فهرست زیر معرفی مجموعه‌ای از برجسته‌ترین اخترشناسان تمدن اسلامی است که به ترتیب سال‌های زیستشان (بر اساس سال ولادت یا درگذشت به تقویم هجری قمری) مرتب شده‌اند. برای هر شخصیت، مهم‌ترین دستاورد و نقش نوآورانه او در دانش اخترشناسی شرح داده شده است.

1. ابراهیم فزاری (درگذشت حدود ۱۶۰ هـ. ق):
وی نخستین دانشمندی در جهان اسلام است که اقدام به ساخت اسطرلاب کرد. نوآوری اصلی او در بومی‌سازی ابزار‌های رصدی یونانی و هندی و ساخت دستگاه‌های اندازه‌گیری ارتفاع اجرام سماوی بود که راه را برای سنت ابزارسازی نجومی در بغداد هموار ساخت.

2. محمد بن ابراهیم فزاری (حدود ۱۲۰ - ۱۸۰ هـ. ق):
او نخستین زیج جهان اسلام را با نام «زیج سند هند» بر پایه محاسبات اخترشناختی هندی و ساسانی تدوین کرد. نقش کلیدی او انتقال مفاهیم مثلثات هندی (مانند تابع سینوس) به اخترشناسی اسلامی و استانداردسازی محاسبات مداری سیارات بود.

3. یعقوب بن طارق (درگذشت حدود ۱۸۰ هـ. ق):
از دانشمندان پیشگام مکتب بغداد که با ترکیب داده‌های نجومی هندی، ایرانی و یونانی، رسالاتی در محاسبات فواصل اجرام آسمانی و قطر کره زمین نگاشت. او در تعیین دقیق موقعیت مکانی ستارگان و حرکت ماه سهم بسزایی داشت.

4. فضل بن نوبخت (حدود ۱۱۵ - ۱۹۵ هـ. ق):
اخترشناس ارشد دربار عباسی که وظیفه ترجمه متون نجومی پهلوی به عربی را بر عهده داشت. او همراه با ماشاءالله، با استفاده از محاسبات دقیق نجومی و تعیین طالع رصدی، موقعیت جغرافیایی و زمان دقیق آغاز ساخت شهر بغداد را محاسبه کرد.

 

5. احمد نهاوندی (درگذشت حدود ۲۰۰ هـ. ق):
اخترشناس برجسته ایرانی در رصدخانه جندیشاپور که زیج «مشتمل» را بر پایه رصد‌های مستقیم خود تدوین کرد. اهمیت کار او در اتکای مستقیم به داده‌های رصدی مستقل به‌جای کپی‌برداری محض از جدول‌های بطلمیوسی یا هندی بود.

6. ماشاءالله بن اثری (حدود ۱۳۰ - ۲۰۰ هـ. ق):
از دانشمندان برجسته مکتب نجومی بغداد که رسالات متعددی در زمینه حرکت اسطرلاب، ساخت کره آسمانی و محاسبات مداری نگاشت. نقش نوآورانه او در کاربرد ریاضیات نجومی برای تعیین دقیق مدار‌ها و پدیده‌های خسوف و کسوف بود.

7. ابوعلی خیاط (حدود ۱۵۵ - ۲۲۰ هـ. ق):
از شاگردان ماشاءالله که داده‌های دقیق ریاضی را وارد محاسبات موقعیت سیارات کرد. آثار او در ارزیابی سرعت زاویه‌ای سیارات و طلوع و غروب ستارگان تأثیر بسزایی بر اخترشناسان بعدی اندلس و اروپا گذاشت.

8. حجاج بن یوسف بن مطر (حدود ۱۶۰ - ۲۱۵ هـ. ق):
مترجم پیشگام متون نجومی که برای نخستین‌بار اثر بزرگ بطلمیوس (مجسطی) را به عربی ترجمه و تحریر کرد. نقش او در تدقیق اصطلاحات نجومی و فراهم ساختن متن پایه برای نقد و اصلاح سیستم کیهان‌شناسی یونانی در جهان اسلام حیاتی بود.

9. محمد بن موسی خوارزمی (حدود ۱۶۴ - ۲۳۵ هـ. ق):
او با تدوین «زیج سند هند»، توابع مثلثاتی سینوس و کسینوس را جایگزین وتر‌های پیچیده یونانی کرد و پایه محاسبات کروی نجوم را دگرگون ساخت. خوارزمی همچنین نقشه‌های جغرافیایی - نجومی بطلمیوس را تصحیح کرد. 

10. احمد بن عبدالله مروزی معروف به حبش حاسب (حدود ۱۷۰ - ۲۵۰ هـ. ق):
دانشمندی که برای نخستین‌بار توابع مثلثاتی سایه (تانژانت و کتانژانت) را در محاسبات رصدی وارد کرد. او با تدوین سه زیج برجسته، روش‌های نوینی برای تعیین دقیق سمت قبله و رؤیت هلال ماه ارائه داد.

11. ابومعشر بلخی (۱۷۱ - ۲۷۲ هـ. ق):
برجسته‌ترین نظریه‌پرداز کیهان‌شناسی و احکام نجوم در جهان اسلام. کار اصلی او تلفیق فیزیک ارسطویی با محاسبات مداری بطلمیوسی بود و آثار او پیونددهنده علم نجوم ریاضی با کیهان‌شناسی فیزیکی در سده‌های میانه گردید.

12. ابویوسف اسحاق کندی (۱۸۵ - ۲۵۶ هـ. ق):
نخستین فیلسوف - اخترشناس عباسی که نجوم را بر پایه هندسه و فیزیک تحلیل کرد. او رسالات نوآورانه‌ای در ساخت ابزار‌های رصدی، اندازه اجرام سماوی و نقد ادعا‌های غیرعلمی در اخترشناسی نگاشت.

13. احمد بن محمد بن کثیر فرغانی (حدود ۱۹۰ - ۲۵۰ هـ. ق):
او با تألیف کتاب «جوامع علم النجوم»، خلاصه و تصحیح جامع نظام بطلمیوسی را ارائه کرد. فرغانی مقادیر جدیدی برای انحراف دایرةالبروج و محیط زمین ارائه داد که قرن‌ها مرجع علمی در جهان اسلام و اروپا بود.

14. بنوموسی (محمد، احمد و حسن) (حدود ۱۹۰ - ۲۵۹ هـ. ق):
سه برادر دانشمند که در رصدخانه بغداد رصد‌های متعددی انجام دادند. دستاورد اصلی آنان محاسبه دقیق طول سال شمسی، اندازه‌گیری میزان انحراف محور زمین و نقد پدیده‌های حرکتی فلک ثوابت بود.

15. سند بن علی (درگذشت حدود ۲۵۰ هـ. ق):
اخترشناس و ابزارساز برجسته دربار مأمون که در رصد‌های دشت سنجار برای اندازه‌گیری طول یک درجه از محیط زمین شرکت داشت. او روش‌های نوینی در ساخت ابزار‌های مدرج رصدی ابداع کرد.

16. خالد بن عبدالملک مرورودی (درگذشت حدود ۲۵۰ هـ. ق):
سرپرست رصد‌های نجومی در بغداد و دمشق که منجر به تدوین «زیج ممتحن» شد. نقش او در اصلاح پارامتر‌های بطلمیوسی بر پایه داده‌های رصدی جدید و واقعی بود.

17. علی بن عیسی اسطرلابی (درگذشت حدود ۲۵۰ هـ. ق):
از ابزارسازان و رصدگران برجسته که کتابچه‌های راهنمای کاربردی برای ساخت اسطرلاب و ربع‌المجیب نگاشت و دقت ابزار‌های رصدی را به میزان چشمگیری افزایش داد.

18. ابوحنیفه دینوری (۲۱۲ - ۲۸۲ هـ. ق):
مؤلف کتاب «الانواء» و به بررسی پدیده‌های جوی، منازل ماه و موقعیت صورت‌های فلکی پرداخت.

19. ثابت بن قره (۲۲۱ - ۲۸۸ هـ. ق):
ریاضیدان و اخترشناس بزرگی که نظریه نوسان اعتدالین (حرکة الإقبال والإدبار) را برای توضیح تغییرات سرعت پیشروی اعتدالین ابداع کرد. او همچنین مدل حرکتی خورشید را اصلاح کرد.

20. ابوجعفر ماهانی (حدود ۲۱۰ - ۲۶۰ هـ. ق):
ریاضیدان و منجمی که برای نخستین‌بار از روش‌های جبری برای حل مسائل هندسه کروی در نجوم استفاده کرد. محاسبات او در پیش‌بینی دقیق کسوف و خسوف کاربرد اساسی یافت.

21. ابوعبدالله محمد بن جابر بتانی (حدود ۲۴۴ - ۳۱۷ هـ. ق):
برجسته‌ترین رصدگر عصر خود که طول سال شمسی را برابر با ۳۶۵ روز و ۵ ساعت و ۴۶ دقیقه و ۲۴ ثانیه محاسبه کرد. او جابه‌جایی نقطه اوج خورشید را کشف کرد و جدول‌های مثلثاتی سینوس و تانژانت را تکامل بخشید.

22. ابوالعباس نیریزی (حدود ۲۵۰ - ۳۱۰ هـ. ق):
شرح‌نویس برجسته مجسطی که ابزار‌های رصدی نوینی از جمله اسطرلاب خطی و کروی طراحی کرد و روش‌های محاسباتی سمت و فواصل سیارات را بهبود داد.

23. عبدالرحمن صوفی رازی (۲۹۱ - ۳۷۶ هـ. ق):
نوآور بزرگ نجوم توصیفی و رصدی که کتاب «صور الکواکب» را نگاشت. او برای نخستین‌بار در تاریخ اخترشناسی، کهکشان آندرومدا (زن‌به‌زنجیر) و ابر ماژلانی کوچک را رصد و ثبت کرد و قدر ستارگان را تصحیح کرد.

24. ابوجعفر خازن خراسانی (حدود ۳۰۰ - ۳۶۰ هـ. ق):
اخترشناس ایرانی که الگویی غیربطلمیوسی برای حرکت خورشید ارائه داد. او به‌جای استفاده از فلک خارج از مرکز ساده، از مدار‌های متقاطع استفاده کرد و معادلات هندسه کروی نجوم را توسعه داد.

25. ابومحمود خجندی (حدود ۳۲۵ - ۳۹۰ هـ. ق):
طراح و سازنده «سدس فخری» در ری، بزرگ‌ترین ابزار زاویه‌سنج رصدی تا آن زمان. او با این ابزار غول‌پیکر توانست انحراف میل کلی دایرةالبروج را با دقتی بی‌سابقه محاسبه کند.

26. ابوالوفاء بوزجانی (۳۲۸ - ۳۸۷ هـ. ق):
نوآور برجسته مثلثات کروی که اختلال سوم حرکت ماه (عدم مساوات سوم) را قرن‌ها پیش از دانشمندان غربی کشف کرد. او روابط اساسی مثلثات کروی مانند قضایای سینوس‌ها را در محاسبات نجومی فرمول‌بندی کرد.

27. ابوسهل کوهی (حدود ۳۳۰ - ۳۹۱ هـ. ق):
طراح و مدیر رصدخانه شرف‌الدوله در بغداد. نوآوری اصلی او ساخت ابزار‌های رصدی ویژه برای تعیین دقیق لحظه انقلابین (تابستانی و زمستانی) و ورود خورشید به اعتدالین بود.

28. کوشیار گیلانی (حدود ۳۳۰ - ۴۰۰ هـ. ق):
نویسنده «زیج جامع» که جدول‌های نجومی را بر پایه توابع مثلثاتی ساده‌سازی کرد. او روش‌های نوینی در محاسبات تعدیل زمان و پیش‌بینی پدیده‌های هلال ماه ابداع کرد.

29. مسلمة بن احمد مجریطی (حدود ۳۳۸ - ۳۹۵ هـ. ق):
بنیان‌گذار سنت اخترشناسی در اندلس که زیج خوارزمی را با مختصات جغرافیایی قرطبه تطبیق داد و محاسبات تاریخ‌های حجری و میل خورشیدی را بومی‌سازی کرد.

30. ابن یونس مصری (حدود ۳۴۰ - ۳۹۹ هـ. ق):
مؤلف «زیج کبیر حاکمی» و دقیق‌ترین رصدگر عصر فاطمی.

31. ابوسعید سجزی (حدود ۳۴۰ - ۴۱۵ هـ. ق):
طراح اسطرلاب «زورقی» که برای نخستین‌بار مبنای کار ابزار رصدی خود را بر فرض حرکت وضعی کره زمین (چرخش زمین به دور محور خود) قرار داد.

32. ابونصر منصور بن علی بن عراق (حدود ۳۵۰ - ۴۲۷ هـ. ق):
استاد ابوریحان بیرونی که قضیه منلائوس و قانون سینوس‌ها در هندسه کروی را به شکل کامل اثبات کرد و محاسبات موقعیت اجرام سماوی را از ابهامات ریاضی نجات داد.

33. ابن هیثم بصری (۳۵۴ - ۴۳۰ هـ. ق):
او با نگارش کتاب «الشکوک علی بطلمیوس»، تناقضات فیزیکی و هندسی مدل بطلمیوسی (مانند مشکل معدل‌المسیر) را آشکار ساخت و بنیان‌گذار نقد فیزیکی کیهان‌شناسی شد. او همچنین اثر شکست نور در اتمسفر بر موقعیت ستارگان را محاسبه کرد.

34. ابوریحان بیرونی (۳۶۲ - ۴۴۲ هـ. ق):
دانشمند برجسته‌ای که شعاع کره زمین را با استفاده از روش مبتکرانه «افت افق» از بالای کوه ۶۵۶۰ کیلومتر محاسبه کرد. بیرونی در «قانون مسعودی» به بررسی احتمال حرکت زمین و مدار‌های غیرکروی پرداخت.

35. ابواسحاق ابراهیم زرقالی (۴۲۰ - ۴۸۰ هـ. ق):
برجسته‌ترین ابزارساز اندلس که اسطرلاب جهانی «شکازیه» را اختراع کرد. او حرکت بیضی‌گون مدار خورشید را پیشنهاد کرد.

36. عمر خیام نیشابوری (۴۳۹ - ۵۲۶ هـ. ق):
سرپرست تیم رصدخانه ملکشاهی که تقویم جلالی را طراحی کرد. این گاه‌شماری با دقت ۱ روز خطا در هر ۵۰۰۰ سال، دقیق‌ترین تقویم شمسی تاریخ بشر است. او طول سال شمسی را با دقت بی‌نظیری محاسبه کرد.

37. ابوالمظفر اسفزاری (حدود ۴۵۰ - ۵۱۰ هـ. ق):
همکار خیام در پروژه اصلاح تقویم که ابزار‌های مکانیکی دقیقی برای اندازه‌گیری زمان و رصد میل خورشید اختراع کرد.

38. ابن باجه اندلسی (حدود ۴۷۸ - ۵۳۳ هـ. ق):
فیلسوف و اخترشناس اندلسی که سیستم فلک‌های تدویر بطلمیوسی را رد کرد و مدلی متمرکز بر مرکز زمین ارائه داد که راه را برای مکتب نجوم هم‌مرکز اندلس باز کرد.

39. جابر بن افلح اشبیلی (حدود ۵۰۰ - ۵۶۰ هـ. ق):
مؤلف «اصلاح المجسطی» که نابرابری‌های مدل بطلمیوسی در حرکت سیارات زیرین (زهره و عطارد) را نقد کرد. او همچنین قضیه جابر را در مثلثات کروی ابداع کرد و نخستین کره آسمانی قابل حمل را ساخت.

40. ابن طفیل اندلسی (حدود ۵۰۴ - ۵۸۱ هـ. ق):
از نظریه‌پردازان مکتب اندلس که مدار‌های خروج از مرکز بطلمیوسی را نقد کرد و زمینه ساختاری را برای ارائه مدل‌های فیزیکی یکپارچه فراهم ساخت.

41. عبدالرحمن خازنی (درگذشت حدود ۵۵۰ هـ. ق):
تدوین‌کننده «زیج معتبر سنجری» که موقعیت ثوابت و محاسبات تقویمی را بر پایه رصد‌های جدید به‌روزرسانی کرد و تأثیر دمای هوا و فشار بر ابزار‌های رصدی را سنجید.

42. ابن رشد اندلسی (۵۲۰ - ۵۹۵ هـ. ق):
فیلسوف و منجمی که الگوی بطلمیوسی را به دلیل مغایرت با فیزیک ارسطویی نفی کرد و خواستار بازگشت به کیهان‌شناسی فیزیکی یکپارچه و هم‌مرکز شد.

 

43. نورالدین بطروجی (درگذشت حدود ۵۹۶ هـ. ق):
وی بنیان‌گذار واقعی سیستم کیهان‌شناسی هم‌مرکز غیر بطلمیوسی بود. او با حذف کاملاً فلک‌های تدویر و خروج از مرکز، حرکات سیارات را بر اساس حرکت مارپیچی فلک‌های هم‌مرکز توضیح داد.

44. شرف‌الدین طوسی (۵۳۰ - ۶۰۹ هـ. ق):
مخترع اسطرلاب خطی معروف به عصای طوسی. نوآوری اصلی او وارد کردن روش‌های پیشرفته جبر هندسی در حل مسائل پیچیده رصدی و ارتفاع‌سنجی بود.

45. مؤیدالدین عرضی (درگذشت ۶۶۴ هـ. ق):
طراح ارشد ابزار‌های رصدخانه مراغه که اصل عرضی را ابداع کرد. این قضیه هندسی تبدیل حرکات دورانی غیر هم‌مرکز به حرکات هم‌مرکز را ممکن ساخت و شالوده مکتب مراغه شد.

46. خواجه نصیرالدین طوسی (۵۹۷ - ۶۷۲ هـ. ق):
مؤسس رصدخانه مراغه، مؤلف «زیج ایلخانی» و ابداع‌کننده جفت طوسی. این جفت هندسی نشان داد چگونه می‌توان از ترکیب دو حرکت دورانی، حرکت خطی راست تولید کرد؛ ابزاری که مشکل معدل‌المسیر بطلمیوس را حل کرد.

47. نجم‌الدین کاتبی قزوینی (۶۰۰ - ۶۷۵ هـ. ق):
اخترشناس برجسته مکتب مراغه که در اثر خود «حکمة العین»، ادله فیزیکی سکون زمین را رد کرد و امکان علمی حرکت وضعی و انتقالی زمین را به بحث گذاشت.

48. قطب‌الدین شیرازی (۶۳۳ - ۷۱۰ هـ. ق):
شاگرد برجسته خواجه نصیر طوسی که مدلی کاملاً ریاضی و غیربطلمیوسی برای حرکت سیاره عطارد و سایر سیارات بر پایه جفت طوسی ارائه داد.

49. ابن شاطر دمشقی (۷۰۴ - ۷۷۷ هـ. ق):
اخترشناس جامع اموی دمشق که برترین مدل‌های سیاره‌ای زمین‌مرکزی را طراحی کرد. او با حذف کامل معدل‌المسیر و فلک‌های خروج از مرکز، مدلی بر پایه جفت طوسی ارائه داد که از نظر هندسی کاملاً یکسان با مدلی است که کوپرنیک دو قرن بعد برای ماه و سیارات به کار برد.

50. غیاث‌الدین جمشید کاشانی (۷۸۲ - ۸۳۲ هـ. ق):
نابغه محاسبات عددی و ابزارسازی که دستگاه «طبق‌المناطق» را اختراع کرد و «زیج خاقانی» را تدوین کرد.

51. الغ‌بیگ گورکانی (۷۹۶ - ۸۵۳ هـ. ق):
حاکم دانشمند و مؤسس رصدخانه سمرقند که عظیم‌ترین فخری‌سدس تاریخ را ساخت و «زیج سلطانی» را تدوین کرد. این زیج شامل مشخصات رصدی دقیق ۱۰۱۸ ستاره بود.

52. علی قوشچی (۸۰۵ - ۸۷۹ هـ. ق):
اخترشناس رصدخانه سمرقند که دانش نجوم را به کلی از فیزیک ارسطویی مستقل ساخت. او بر پایه شواهد ریاضی و مشاهدات، ثابت کرد که حرکت وضعی کره زمین از نظر علمی و منطقی کاملاً امکان‌پذیر است.

53. عبدالعلی بیرجندی (درگذشت ۹۳۲ هـ. ق):
شارح بزرگ زیج سلطانی که محاسبات دقیقی در باب شکست نور در جو، قدر ستارگان و تحلیل حرکات غیریکنواخت سیارات انجام داد.

54. شمس‌الدین محمد خفری (درگذشت ۹۵۷ هـ. ق):
برجسته‌ترین ریاضی‌دان نجومی سده دهم هجری که با ارائه حل‌های متعددی برای معادلات مداری، مدل‌های غیر بطلمیوسی را از نظر ریاضی به کمال رساند.

ج. ریاضیات: 
پژوهش در سیر زندگی ریاضی‌دانان مهم و برجسته دوره اسلامی نشان می‌دهد که ریاضیات در دوره اسلامی یک دانش ایستا نبوده، بلکه سیری کاملاً پویا و تکاملی را طی کرده است. تحولات به وجود آمده توسط این دانشمندان را می‌توان در چهار محور کلیدی دسته‌بندی کرد:

الف) تأسیس جبر و تحول آن:
تبدیل جبر از مسئله‌گشایی‌های عملی هندسی به یک دانش انتزاعی چندجمله‌ای‌ها و در نهایت آنالیز عددی و حل هندسی معادلات درجه سوم، شالوده جبر مدرن را شکل داد.

ب) استقلال و جهش در مثلثات:
خروج مثلثات از زیرمجموعه نجوم و تبدیل آن به دانشی مستقل با تعریف توابع جدید و ارائه قضایای جامع سینوس‌ها و کسینوس‌ها دستاورد اصلی دانشمندان دوره اسلامی در حوزه هندسه بوده است.

ج) تکامل سامانه عددی و الگوریتم‌ها:
وارد ساختن ارزش مکانی اعداد هندی، ابداع کسر‌های اعشاری، محاسبات پی با دقت بالا و کشف مبانی اولیه لگاریتم، محاسبه‌پذیری ریاضی را در جهان دگرگون ساخت.

د) پایه‌گذاری هندسه نااقلیدسی و آنالیز فیزیکی:
نقد سیستماتیک اصل پنجم اقلیدس و محاسبات حجم‌ها با انتگرال‌گیری اولیه زمینه‌ساز تحلیل‌های ریاضی جدید در رنسانس شد. 
این دستاورد‌ها نه‌تنها فرهنگ علمی تمدن اسلامی را تغذیه کرد، بلکه از سده ۱۲ میلادی به بعد پایه‌گذار ساختار علمی دانشگاه‌های اروپا شد و متفکرانی همچون فیبوناچی، بیکن و جان نپر مستقیماً از دستاورد‌های این دانشمندان بهره جستند.

1. حجاج بن یوسف بن مطر (حدود ۱۶۰ - ۲۱۴ هـ. ق):
او نخستین دانشمندی است که کتاب بنیادین «اصول اقلیدس» را از زبان یونانی به عربی برگرداند و اصطلاحات پایه هندسه را در تمدن اسلامی تدوین ساخت. نقش کلیدی او در تحول ریاضیات، ایجاد یک زبان دقیق علمی برای براهین هندسی بود که راه را برای پژوهش‌های هندسه‌دانان بعدی هموار کرد. لازم به ذکر است که نام این فرد در فهرست ستاره‌شناسان نیز آمده است.

2. عبدالحمید بن واسع جیلی (حدود ۱۶۵ - ۲۳۰ هـ. ق):
وی هم‌زمان با خوارزمی از پیشگامان تدوین علم جبر بود. مهم‌ترین کار ریاضی او تألیف رساله‌ای در باب «ضرورات المقترنات» (معادلات درجه دوم) است که در آن، حل سیستماتیک معادلات درجه دوم را همراه با براهین هندسی شبیه به روش‌های اقلیدسی اثبات کرد و در انتزاعی‌سازی مفاهیم جبری نقشی برجسته ایفا کرد.

3. ابوجعفر محمد بن موسی خوارزمی (حدود ۱۶۴ - ۲۳۲ هـ. ق):
بنیان‌گذار واقعی علم جبر به‌عنوان یک دانش مستقل در تاریخ ریاضیات با تألیف کتاب «الجبر و المقابله». نوآوری خیره‌کننده او دسته‌بندی معادلات درجه اول و دوم، تدوین روش‌های حل آن‌ها و وارد ساختن سامانه حساب هندی و ارزش مکانی اعداد به تمدن اسلامی و اروپا (که منجر به پیدایش واژه الگوریتم شد) است. لازم به ذکر است که نام این فرد در فهرست ستاره‌شناسان نیز آمده.

4. عباس بن سعید جوهری (حدود ۱۷۰ - ۲۳۵ هـ. ق):
او از نخستین ریاضی‌دانان بیت‌الحکمه بود که کوشش کرد اصل موازی اقلیدس (اصل پنجم) را به اثبات برساند. او با افزودن قضایای جدید به کتاب اصول اقلیدس، گام‌های اولیه را برای شکل‌گیری پژوهش‌های انتقادی در هندسه برداشت. لازم به ذکر است که نام این فرد در فهرست ستاره‌شناسان نیز آمده.

5. یعقوب بن اسحاق کندی (۱۸۵ - ۲۵۶ هـ. ق):
وی ریاضیات را به حوزه‌های نوین همچون رمزنگاری (با ابداع روش تحلیل تعداد استفاده از حروف) و نظریه موسیقی گسترش داد. نوآوری مهم او تدوین آثار آموزشی در زمینه حساب ده‌دهی هندی و به‌کارگیری استدلال‌های ریاضی در اثبات پدیده‌های فیزیکی بود. لازم به ذکر است که نام این فرد در فهرست ستاره‌شناسان نیز آمده.

6. سند بن علی (حدود ۱۸۰ - ۲۵۰ هـ. ق):
ریاضی‌دان و مهندسی که در گسترش حساب هندی، محاسبات کسر‌ها و هندسه عملی نقش برجسته‌ای داشت. کار مهم او به‌کارگیری براهین هندسی در پروژه‌های زمین‌سنجی (اندازه‌گیری طول یک درجه از قوس زمین) و محاسبات پیچیده حفر کانال‌های آبی بود. لازم به ذکر است که نام این فرد در فهرست ستاره‌شناسان نیز آمده.

7. بنو موسی - محمد، احمد و حسن (حدود ۱۹۰ - ۲۵۹ هـ. ق):
سه برادر ریاضی‌دان که با نگارش کتاب «معرفة مساحة الأشکال البسیطة والکرویة»، روش‌های ارشمیدس در محاسبه مساحت‌ها و حجم‌ها را توسعه دادند. نوآوری اصلی آن‌ها ارائه قضایای جدید در تثلیث زاویه و استفاده از روش‌های هندسی برای رسم بیضی بود. لازم به ذکر است که نام این دانشمندان در فهرست ستاره‌شناسان نیز آمده.

8. حبش حاسب / احمد بن عبدالله مروزی (حدود ۱۷۵ - ۲۶۰ هـ. ق):
از پیشگامان علم مثلثات که برای نخستین‌بار توابع مثلثاتی تانژانت (ظِلّ) و کتانژانت را به طور سیستماتیک وارد محاسبات ریاضی کرد و جدول‌های دقیق عددی برای آن‌ها ساخت. او مثلثات را از ابزاری صرفاً نجومی به یک شاخه محاسباتی در ریاضیات تبدیل کرد. لازم به ذکر است که نام این فرد در فهرست ستاره‌شناسان نیز آمده.

9. محمد بن عیسی ماهانی (حدود ۲۱۰ - ۲۷۵ هـ. ق):
او نخستین ریاضی‌دانی بود که یک مسئله هندسی کلاسیک ارشمیدس (تقسیم کره با یک صفحه به نسبت معین) را به یک معادله جبری درجه سوم مجهول تبدیل کرد که در تاریخ ریاضیات به معادله ماهانی شهرت یافت. لازم به ذکر است که نام این فرد در فهرست ستاره‌شناسان نیز آمده است.

10. ابوحنیفه دینوری (۲۱۰ - ۲۸۲ هـ. ق):
وی نوآور در کاربرد جبر و هندسه در محاسبات زراعی، مساحی و تقسیم املاک بود. مهم‌ترین اثر او نگارش «الکتاب فی الجبر و المقابله» بود که مفاهیم جبری خوارزمی را در مهندسی مدنی و ساخت‌وساز توسعه داد. لازم به ذکر است که نام این فرد در فهرست ستاره‌شناسان نیز آمده است.

11. ثابت بن قره (۲۲۱ - ۲۸۸ هـ. ق):
یکی از برجسته‌ترین چهره‌های هندسه و نظریه اعداد در تاریخ علم. او «قضیه ثابت» را برای یافتن اعداد متحابه ابداع کرد، قضیه فیثاغورس را به انواع مثلث‌ها تعمیم داد و در محاسبه حجم اجسام حاصل از دوران سهمی (پایه‌های حساب انتگرال) پیش‌گام شد. لازم به ذکر است که نام این فرد در فهرست ستاره‌شناسان نیز آمده.

12. احمد بن یوسف مصری / ابن دایه (۲۲۵ - ۳۴۰ هـ. ق):
نگارنده «رسالة فی النسبة و التناسب» که نظریه نسبت‌های هندسی قضیه منلائوس را بسط داد. این اثر با ترجمه به لاتین با نام De Proportione، تأثیری عمیق بر فیبوناچی و شکل‌گیری هندسه و حساب اروپایی در سده‌های میانه گذاشت. لازم به ذکر است که نام این فرد در فهرست ستاره‌شناسان نیز آمده.

13. ابوکامل شجاع بن اسلم (حدود ۲۳۵ - ۳۲۰ هـ. ق):
ریاضی‌دانی که جبر خوارزمی را به درجه بالاتری از انتزاع سوق داد. او جبر را برای حل معادلات غیرخطی، ریشه‌های گنگ و معادلات با چند مجهول به‌کار برد و محاسبات جبری پنج‌ضلعی و ده‌ضلعی منتظم را تدوین کرد که مستقیم بر آثار فیبوناچی اثر گذاشت.

14. ابوعثمان دمشقی (حدود ۲۴۰ - ۳۱۴ هـ. ق):
هندسه‌دان و مترجم برجسته‌ای که با ترجمه کتاب دهم اصول اقلیدس و آثار پاپوس اسکندرانی، نظریه مقادیر گنگ و خطوط اصم را در جامعه علمی اسلامی نهادینه ساخت و حواشی ارزشمندی بر هندسه مجرد نوشت.

15. ابوالعباس نیریزی / فضل بن حاتم (حدود ۲۵۰ - ۳۱۰ هـ. ق):
نوآور در هندسه و مثلثات که نخستین تفاسیر جامع ساختاری را بر هندسه اقلیدسی نوشت و تابع کتانژانت را در محاسبات هندسی ارتفاعات به‌کار گرفت. لازم به ذکر است که نام این فرد در فهرست ستاره‌شناسان نیز آمده.

16. سنان بن ثابت (حدود ۲۶۷ - ۳۳۱ هـ. ق):
فرزند ثابت بن قره که در هندسه کاربردی و رسم منحنی‌های ریاضی استاد بود. نقش مهم او تدوین براهین جدید در ترسیمات هندسی با پرگار و بررسی ویژگی‌های هندسی مقاطع مخروطی بود. لازم به ذکر است که نام این فرد در فهرست ستاره‌شناسان نیز آمده.

17. ابوجعفر خازن خراسانی (حدود ۲۹۰ - ۳۶۰ هـ. ق):
نخستین دانشمندی که معادلات درجه سوم (از جمله معادله ماهانی) را از طریق تقاطع مقاطع مخروطی (سهمی و هذلولی) به روش هندسی حل کرد. او همچنین در آنالیز عددی پیش‌گام بود. لازم به ذکر است که نام این فرد در فهرست ستاره‌شناسان نیز آمده.

18. ابراهیم بن سنان (۲۹۶ - ۳۳۵ هـ. ق):
نابغه برجسته هندسه که در عمر کوتاه خود کوتاه‌ترین و دقیق‌ترین برهان هندسی را برای محاسبه مساحت قطاع سهمی (پیش‌درآمد حساب انتگرال) ارائه کرد و نظریه هندسی سایه‌ها را تدوین کرد. لازم به ذکر است که نام این فرد در فهرست ستاره‌شناسان نیز آمده.

19. ابوالحسن اقلیدسی / احمد بن ابراهیم (حدود ۳۰۰ - ۳۶۹ هـ. ق):
نوآور بزرگ حساب که در کتاب «الفصول فی حساب هندی»، برای نخستین‌بار کسر‌های اعشاری را وارد دنیای ریاضیات کرد و محاسبات روی تخته خاک را به روش‌های قلم و کاغذی تبدیل ساخت.

20. ابومحمود خجندی (حدود ۳۲۵ - ۳۹۰ هـ. ق):
کاشف قضیه سینوس‌ها در مثلثات کروی. لازم به ذکر است که نام این فرد در فهرست ستاره‌شناسان نیز آمده.

21. ابوالوفا بوزجانی (۳۲۸ - ۳۸۸ هـ. ق):
از عظیم‌ترین نوآوران مثلثات و هندسه ترسیمی. او توابع سکانت و کسکانت را ابداع کرد، روابط مجموع و مابه‌التفاوت زوایا را اثبات کرد و در کتاب «فیما یحتاج إلیه الصانع من أعمال الهندسة» روش‌های رسم هندسی با پرگار ثابت با دهانه معین را آموزش داد. لازم به ذکر است که نام این فرد در فهرست ستاره‌شناسان نیز آمده.

22. ابوالحسن سجزی / احمد بن محمد بن عبدالجلیل (حدود ۳۴۰ - ۴۱۵ هـ. ق):
متخصص برجسته هندسه مقاطع مخروطی. او روش سیستماتیکی برای تثلیث زاویه با تقاطع سهمی و هذلولی ارائه داد و پژوهش‌های گسترده‌ای در زمینه تقاطع منحنی‌های درجه دوم انجام داد. لازم به ذکر است که نام این فرد در فهرست ستاره‌شناسان نیز آمده.

23. ابونصر منصور بن عراق (حدود ۳۵۰ - ۴۲۷ هـ. ق):
استاد ابوریحان بیرونی که اثبات‌های بسیار دقیقی برای قانون سینوس‌ها در سطح و کره ارائه کرد و مثلثات کروی را به دانشی کاملاً منسجم و مستقل از هندسه مقدماتی تبدیل ساخت. لازم به ذکر است که نام این فرد در فهرست ستاره‌شناسان نیز آمده.

24. کوشیار گیلانی (حدود ۳۵۰ - ۴۱۵ هـ. ق):
نوآور در الگوریتم‌های محاسباتی؛ او در اثر خود «اصول حساب الهند»، الگوریتم‌های مفصلی برای استخراج ریشه‌های مربعی و مکعبی در سامانه‌های ده‌دهی و شصتگانی ارائه کرد. لازم به ذکر است که نام این فرد در فهرست ستاره‌شناسان نیز آمده.

25. ابوبکر کرجی / محمد بن حسن (حدود ۳۵۳ - ۴۱۶ هـ. ق):
بنیان‌گذار مکتب جبر انتزاعی و عددی رهاشده از هندسه. او نخستین کسی بود که عملیات محاسباتی را روی توان‌های بالاتر مجهول انجام داد، آرایه ضرایب بسط دوجملی (مثلث پاسکال) را کشف کرد و پایه استقراء ریاضی را بنا نهاد.

26. ابن هیثم / حسن بن هیثم (۳۵۴ - ۴۳۰ هـ. ق):
پایه‌گذار روش‌های هندسه تحلیلی و انتگرال‌گیری اولیه برای محاسبه حجم اجسام حاصل از دوران سهمی و کره. او همچنین مسئله معروف «ابن هیثم» (معادله درجه چهارم نورشناختی) را به روش هندسی حل کرد و پیش‌زمینه قضیه ویلسون در نظریه اعداد را اثبات کرد. لازم به ذکر است که نام این فرد در فهرست ستاره‌شناسان نیز آمده.

27. ابومنصور بغدادی / عبدالقاهر بن طاهر (حدود ۳۵۵ - ۴۲۹ هـ. ق):
صاحب کتاب «التکمله فی حساب» که در آن به تحلیل انواع اعداد (کامله، زایده، ناقصه و متحابه) پرداخت و روش‌های نوینی برای محاسبات کسر‌ها و مساحت اشکال غیرمنتظم ارائه کرد.

28. ابوریحان بیرونی (۳۶۲ - ۴۴۲ هـ. ق):
استاد بی‌بدیل محاسبات کروی، ژئودزی و ریاضیات کاربردی. او شعاع کره زمین را با روش هندسی نوین در کوه نندنه محاسبه کرد و روش‌های میان‌یابی ریاضی را در استخراج جدول‌های مثلثاتی به‌کار بست. لازم به ذکر است که نام این فرد در فهرست ستاره‌شناسان نیز آمده.

29. ابوالحکم کرمانی (۳۶۸ - ۴۵۸ هـ. ق):
دانشمندی که علوم ریاضی و هندسه خاورمیانه را به اندلس منتقل ساخت و حوزه علمی هندسه و حساب را در قرطبه پایه‌گذاری کرد.

30. ابن سینا / پور‌سینا (۳۷۰ - ۴۲۸ هـ. ق):
او در بخش ریاضیات کتاب «الشفاء»، به خلاصه‌سازی، نقد و تبیین ساختاری اصول اقلیدس و مجسطی پرداخت و اصول ریاضی نظریه نسبت‌های موسیقایی را تدوین ساخت. لازم به ذکر است که نام این فرد در فهرست ستاره‌شناسان نیز آمده.

31. ابوالحسن علی بن احمد نسوی (حدود ۳۹۰ - ۴۵۰ هـ. ق):
نوآور در توسعه حساب اعشاری و محاسبات ریشه‌گیری؛ او در کتاب «المقنع فی الحساب الهندی»، روش استخراج ریشه دوم و سوم اعداد با کسر‌های اعشاری و شصتگانی را به طور ساده تدوین کرد. لازم به ذکر است که نام این فرد در فهرست ستاره‌شناسان نیز آمده.

32. ابواسحاق زرقالی (۴۰۰ - ۴۸۰ هـ. ق):
ریاضی‌دان اندلسی که با رسم پروژکسیون‌های دقیق هندسی روی صفحات فلزی، اسطرلاب «شکازیه» را ابداع کرد و محاسبات مثلثاتی مداری را ارتقا داد. لازم به ذکر است که نام این فرد در فهرست ستاره‌شناسان نیز آمده.

33. ابوحاتم اسفزاری (حدود ۴۴۰ - ۵۰۰ هـ. ق):
متخصص هندسه کاربردی، نظریه مراکز ثقل و وزن اجسام. او از اعضای اصلی تیم ریاضی‌دانان محاسب تقویم جلالی بود. لازم به ذکر است که نام این فرد در فهرست ستاره‌شناسان نیز آمده.

34. عمر خیام نیشابوری (۴۳۹ - ۵۱۷ هـ. ق):
از بزرگ‌ترین چهره‌های تاریخ جبر و هندسه. او طبقه‌بندی کامل و حل هندسی تمام معادلات درجه اول، دوم و سوم را با استفاده از تقاطع مقاطع مخروطی ارائه داد. همچنین با نقد اصل پنجم اقلیدس (چهارضلعی خیام - ساکری)، اولین شالوده‌های هندسه نااقلیدسی را بنا نهاد و تقویم جلالی را با دقتی بی‌نظیر محاسبه کرد. لازم به ذکر است که نام این فرد در فهرست ستاره‌شناسان نیز آمده.

35. ابوالصلت امیه بن عبدالعزیز (۴۶۰ - ۵۲۹ هـ. ق):
وی هندسه اقلیدسی را در تحلیل‌های آکوستیک و نسبت‌های فیزیکی صوت به‌کار برد و آثاری ساده‌سازی‌شده در حساب و هندسه بر جای گذاشت. لازم به ذکر است که نام این فرد در فهرست ستاره‌شناسان نیز آمده.

36. جابر بن افلح اشبیلی (حدود ۴۸۰ - ۵۴۵ هـ. ق):
نوآور برجسته مثلثات کروی در مغرب اسلامی. او «قضیه جابر» را برای حل مثلث‌های قائم‌الزاویه کروی ابداع کرد که جایگزین قضیه پیچیده منلائوس شد و محاسبات کروی را بسیار ساده ساخت. لازم به ذکر است که نام این فرد در فهرست ستاره‌شناسان نیز آمده.

37. سموأل بن یحیی مغربی (حدود ۵۲۰ - ۵۷۰ هـ. ق):
تکمیل‌کننده مکتب جبر کرجی با نگارش کتاب «الباهر فی الحساب». او برای نخستین‌بار قوانین توان‌های منفی، تقسیم چندجمله‌ای‌ها بر یکدیگر و الگوریتم‌های جدول‌بندی دوجملی را مدون کرد.

38. شرف‌الدین طوسی (حدود ۵۳۰ - ۶۰۹ هـ. ق):
پیش‌گام آنالیز عددی و حساب دیفرانسیل اولیه. او در کتاب «المعادلات»، معادلات درجه سوم را از طریق یافتن نقطه ماکزیمم مقادیر چندجمله‌ای‌ها (کاربرد مفهوم مشتق) تحلیل کرد و روشی تکراری شبیه به روش نیوتون-رافسون برای محاسبه عددی ریشه‌ها ارائه داد. لازم به ذکر است که نام این فرد در فهرست ستاره‌شناسان نیز آمده.

39. ابن یونس مصری / کمال‌الدین (حدود ۵۵۰ - ۶۳۹ هـ. ق):
شارح برجسته متون هندسی، متخصص مقاطع مخروطی و حل مسائل ترسیمات پیچیده منطق ریاضی. لازم به ذکر است که نام این فرد در فهرست ستاره‌شناسان نیز آمده.

40. ابن یاسمین مراکشی (متوفی ۶۰۱ هـ. ق):
نوآور در آموزش جبر از طریق منظومه‌سرایی (ارجوزه ابن یاسمین) و ابداع نماد‌های حروف ابجد برای نمایش متغیر‌ها و عملیات ریاضی در مغرب اسلامی.

41. خواجه نصیرالدین طوسی (۵۹۷ - ۶۷۲ هـ. ق):
استاد بزرگ ریاضیات که با نگارش کتاب «کشف القناع عن اسرار شکل القطاع»، برای نخستین‌بار در تاریخ علم، مثلثات را به‌عنوان یک دانش کاملاً مستقل از نجوم هویت بخشید. او همچنین با نقد اصل پنجم اقلیدس و ابداع مدل جفت طوسی، تحولی عظیم در هندسه کاربردی ایجاد کرد. لازم به ذکر است که نام این فرد در فهرست ستاره‌شناسان نیز آمده.

42. محیی‌الدین مغربی (حدود ۶۱۰ - ۶۸۲ هـ. ق):
متخصص مثلثات که روش‌های نوینی برای محاسبه مقادیر دقیق سینوس زوایا (از جمله سینوس یک درجه) و محاسبات حجم اجسام کروی ارائه داد. لازم به ذکر است که نام این فرد در فهرست ستاره‌شناسان نیز آمده.

43. قطب‌الدین شیرازی (۶۳۴ - ۷۱۰ هـ. ق):
شاگرد برجسته خواجه نصیر، شارح متون هندسی اقلیدسی و نوآور در مدل‌سازی هندسی قوس قزح و نورشناسی تحلیلی. لازم به ذکر است که نام این فرد در فهرست ستاره‌شناسان نیز آمده.

44. ابن البناء مراکشی (۶۵۴ - ۷۲۱ هـ. ق):
نوآور ریاضیات در شمال آفریقا و صاحب کتاب «تلخیص اعمال الحساب». او فرمول‌های آنالیز ترکیبیاتی (ترکیب و ترتیب) را برای اولین‌بار تدوین کرد و کسر‌های متوالی را توسعه داد.

45. کمال‌الدین فارسی (حدود ۶۶۵ - ۷۱۸ هـ. ق):
ریاضی‌دانی که نظریه اعداد ثابت بن قره را توسعه داد و جفت دوم اعداد متحابه (۱۷۲۹۶ و ۱۸۴۱۶) را کشف کرد و اثباتی دقیق برای قضیه تجزیه یکتا به عوامل اول ارائه داد.

46. ابن شاطر دمشقی (۷۰۴ - ۷۷۷ هـ. ق):
برجسته در هندسه مداری و مدل‌سازی ریاضی حرکات اجرام آسمانی که مدل‌های هندسی غیربطلمیوسی او بعد‌ها عیناً توسط کوپرنیک به‌کار گرفته شد. لازم به ذکر است که نام این فرد در فهرست ستاره‌شناسان نیز آمده.

47. قاضی‌زاده رومی (۷۶۵ - ۸۴۰ هـ. ق):
شارح برجسته هندسه اقلیدسی و نوآور در محاسبات تقریبی دقیق سینوس زاویه یک درجه در مکتب ریاضی سمرقند. لازم به ذکر است که نام این فرد در فهرست ستاره‌شناسان نیز آمده.

48. غیاث‌الدین جمشید کاشانی (حدود ۷۹۰ - ۸۳۲ هـ. ق):
از اعظم محاسبان و ریاضی‌دانان تاریخ بشر. اختراع کامل کسر‌های اعشاری، محاسبه عدد پی تا ۱۶ رقم اعشار، محاسبه سینوس یک درجه تا ۱۷ رقم اعشار، کشف قضیه کسینوس‌ها (معروف به قضیه کاشی) و ابداع الگوریتم‌های استخراج ریشه nام اعداد از دستاورد‌های ماندگار او در کتاب «مفتاح الحساب» و «الرساله المحیطیه» است. لازم به ذکر است که نام این فرد در فهرست ستاره‌شناسان نیز آمده.

49. علی قوشچی (۸۰۵ - ۸۷۹ هـ. ق):
ریاضی‌دان برجسته مکتب سمرقند و استانبول، نگارنده «رساله فی علم‌الحساب» که حساب عملی، هندسه فضایی و مستقل‌سازی ریاضیات از فلسفه طبیعی ارسطویی را ترویج کرد. لازم به ذکر است که نام این فرد در فهرست ستاره‌شناسان نیز آمده.

50. ابن حمزه مغربی (حدود ۹۳۰ - ۱۰۰۰ هـ. ق):
دانشمند جزائری‌الاصل و بنیان‌گذار واقعی مبانی لگاریتم با کشف رابطه بین دنباله‌های حسابی و هندسی در کتاب «تحفة‌الأعداد لذوی الرشد و السداد» سال‌ها پیش از جان نپر.

51. شیخ بهایی / بهاءالدین عاملی (۹۵۳ - ۱۰۳۱ هـ. ق):
نویسنده کتاب «خلاصة‌الحساب» که جامع‌ترین و پرتیراژترین کتاب درسی ریاضیات در سراسر آسیا برای چند قرن بود. او نوآوری‌هایی در روش‌های محاسباتی ضرب و تقسیم سریع، حل هندسی مساحی و مهندسی قنات‌ها داشت. لازم به ذکر است که نام این فرد در فهرست ستاره‌شناسان نیز آمده. 

انتهای پیام/

ارسال نظر
captcha