تاریخ را نمیتوان به ابزار توجیه سیاستهای امروز تبدیل کرد/ تمدن ایران در حصار روایتهای یونانی نمیگنجد
«میرهادی حسینی»، عضو هیأت علمی گروه تاریخ دانشگاه خوارزمی، در گفتوگو با خبرنگار سیاسی خبرگزاری آنا، ضمن اشاره به سخنان اخیر مارکو روبیو، وزیر خارجه ایالات متحده آمریکا، درباره تقابل تاریخی تمدن ایران و غرب اظهار کرد: برای بررسی سخنان اخیر روبیو درباره تاریخ ایران، باید از روش نقد تاریخی مبتنی بر اسناد و تحلیل گفتمان سیاسی استفاده کنیم، نه اینکه صرفاً پاسخی احساسی یا ملیگرایانه به این اظهارات بدهیم.
وی افزود: پرسش اصلی این است که آیا جنگهای ایران و یونان باستان را میتوان مبنایی برای اثبات تقابل دائمی دو تمدن دانست؟ همچنین باید پرسید آیا سیاستمداران امروز حق دارند وقایع حدود ۲۵۰۰ سال پیش را برای تفسیر منازعات سیاسی معاصر به کار بگیرند؟
زمانپریشی تاریخی در روایت روبیو از ایران و غرب
این عضو هیأت علمی دانشگاه خوارزمی با اشاره به سخنرانی اخیر وزیر خارجه آمریکا در مکانی تاریخی در یونان تأکید کرد: روبیو در سخنان خود به لشکرکشی خشایارشا در حدود سال ۴۸۰ پیش از میلاد، مقاومت آتنیها و به آتش کشیده شدن نیایشگاههای آنان در آکروپولیس اشاره کرده و سپس کوشیده است این وقایع را به هویت امروزی غرب پیوند بزند.
حسینی ادامه داد: در این سخنرانی، مفاهیمی مانند شجاعت، افتخار، وظیفه و استمرار تمدن غرب برجسته شده و بخشی از این روایت تاریخی نیز با سیاست خارجی امروز آمریکا ارتباط پیدا کرده است.
وی با بیان اینکه تصرف آتن به دست سپاه هخامنشی و وارد شدن خسارت به یونانیان از واقعیتهای تاریخی است، تصریح کرد: جنگهای ایران و یونان و همچنین جنگهای ایران و روم در دوره ساسانیان، پیشینهای طولانی از رقابتهای سیاسی، مداخلات نظامی و منازعات منطقهای و فرهنگی دارند؛ اما وجود این جنگها به معنای تقابل دائمی ایران و غرب نیست.
این پژوهشگر ارشد تاریخ با اشاره به مفهوم «زمانپریشی تاریخی» بیان کرد: یکی از خطاهای مهم در تحلیل تاریخ، تفسیر یک واقعیت تاریخی بدون توجه به شرایط و ملاحظات زمان وقوع آن و صرفاً بر اساس نگاه و نیازهای امروز است. به نظر من، روبیو در روایت خود از تاریخ ایران و یونان دچار چنین خطایی شده است.
وی اضافه کرد: به نظر میرسد روبیو تاریخ را رندانه به ابزاری سیاسی تبدیل میکند. در حالی که تاریخنگاری علمی به معنای تبیین گذشته در بستر واقعی خود است، نه انتخاب بخشهایی از گذشته برای توجیه مواضع و سیاستهای امروز.
تمدن هخامنشی را نمیتوان به جنگهای نظامی تقلیل داد
حسینی با تأکید بر ضرورت نگاه جامع به تاریخ تمدنها تشریح کرد: اگر بخواهیم از منظر تاریخی به تمدن هخامنشی نگاه کنیم، نباید صرفاً جنگها و لشکرکشیهای آن را در نظر بگیریم. برای مثال، الواح اداری تخت جمشید، ساختار پیچیده دیوانی و اداری، ارتباطات اقتصادی گسترده، تنوع زبانی و فرهنگی و شیوه اداره سرزمینهای وسیع، همگی بخشهای مهمی از تاریخ این امپراتوری هستند.
وی درادامه توضیح داد: همانطور که نمیتوان تمدن یونان را صرفاً بر اساس جنگها، رقابتهای نظامی و ساختار دولتشهرهای آن قضاوت کرد، تمدن ایران را نیز نمیتوان به یک لشکرکشی خاص، از جمله لشکرکشی خشایارشا، تقلیل داد.
این مدرس دانشگاه همچنین تأکید کرد: مهمترین خطایی که باید از آن پرهیز کنیم، تبدیل تاریخ به ابزاری برای صدور حکمی از پیش تعیینشده است. تاریخ نه وظیفه دارد خشایارشاه را تبرئه کند و نه مأموریت دارد آتنیها را محکوم کند؛ بلکه وظیفه آن شناخت مناسبات قدرت، زمینههای اجتماعی و سیاسی و علل وقوع رویدادهاست.
حسینی در ادامه عنوان کرد: سخنان اخیر روبیو نشان میدهد که یک سیاستمدار چگونه میتواند از حافظه تاریخی برای صورتبندی هویت سیاسی امروز و در نهایت، جهتدهی به برداشت مخاطبان استفاده کند.
روایتهای یونانی و محدودیت منابع تاریخی ایران
وی در ادامه، با اشاره به نقش منابع تاریخی در شکلگیری روایتهای مربوط به جنگهای ایران و یونان گفت: بخش مهمی از آثار مکتوب باقیمانده درباره دوره هخامنشیان و جنگهای ایران و یونان، به قلم مورخان یونانی نوشته شده است. طبیعی است که این مورخان، به دلیل تعلقات فرهنگی و سیاسی خود، در بسیاری از موارد روایتی یکجانبه از این جنگها ارائه کرده باشند.
این پژوهشگر تاریخ افزود: البته در همین منابع نیز گاهی تحلیلهای منصفانهای دیده میشود، اما تصویری که مورخان یونانی از جنگهای خود با ایران ترسیم کردهاند، در مواردی با پیشداوری همراه بوده و این برداشتها به نسلهای بعدی مورخان نیز انتقال یافته است.
حسینی با اشاره به کمبود منابع مکتوب ایرانی درباره دوره هخامنشیان تشریح کرد: ما از ضعف منابع مکتوب ایرانی درباره این دوره رنج میبریم و همین مسئله یکی از مشکلات مهم در شناخت تاریخ هخامنشیان است. این کمبود منابع باعث شده است که در برخی روایتهای غربی، نگاهی یونانمحور به تاریخ و تمدن شکل بگیرد؛ گویی تمدن واقعی صرفاً در غرب پدید آمده است.
وی ادامه داد: در حالی که حتی هرودوت نیز از شیوه اداره قلمرو گسترده هخامنشیان شگفتزده بوده است. این امپراتوری سرزمینی وسیع با جمعیتی زیاد و فرهنگهای متنوع را اداره میکرد و بررسی ساختار حکمرانی آن، ابعاد مهمی از توانمندیهای تمدنی ایران باستان را آشکار میکند.
غنای تاریخی ایران، پاسخی به روایتهای یکجانبه
عضو هیئت علمی گروه تاریخ دانشگاه خوارزمی در پایان با تأکید بر ضرورت مواجهه علمی با روایتهای تاریخی بیان کرد: در چنین مواردی باید بدون لکنت و نگرانی به اظهارات مطرحشده پاسخ داد. غنای فرهنگی و تاریخی ایران بهاندازهای عمیق است که میتوان با تکیه بر اسناد، پژوهشهای علمی و استدلالهای تاریخی، پاسخهای قانعکنندهای به این ادعاها ارائه کرد.
حسینی در پایان خاطرنشان کرد: این نوع اظهارات سیاسی که تاریخ را در خدمت اهداف روز قرار میدهند، از منظر علمی قابل نقد هستند و نمیتوانند جایگزین بررسی مستند و روشمند گذشته شوند.
انتهای پیام/