پرستاران در جنگ هم صحنه را خالی نکردند/ غیبت پرستاران در جنگ رمضان به کمتر از نیم درصد رسید+ فیلم
عباس عبادی، معاون پرستاری وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، در گفتوگو با خبرنگار آنا، با تشریح عملکرد جامعه پرستاری در جنگ رمضان، از کاهش میزان غیبت پرستاران به کمتر از نیم درصد، اعلام آمادگی نیروهای پرستاری از سراسر کشور برای حضور در مناطق آسیبدیده، فداکاری کارکنان درمان در شرایط ناامن، اقدامات حمایتی برای سلامت روان پرستاران و بازنگری در دستورالعملهای مدیریت بحران خبر داد.
وی همچنین با اشاره به مشکلات مزمن جامعه پرستاری، از جمله عقبماندگی پرداخت تعرفهها، شرایط دشوار کاری و آسیبهای جسمی ناشی از سالها خدمت، بر ضرورت حمایت از این گروه و جبران خدمات آنان تأکید کرد.
میزان غیبت پرستاران در جنگ رمضان به کمتر از نیم درصد رسید
آنا: در جنگ ۱۲ روزه تجربهای داشتیم و چند ماه بعد نیز جنگ رمضان را پشت سر گذاشتیم. از روزهای ابتدایی جنگ بگویید. پرستاران در آن روزها چه تصوری از شرایط داشتند؟ شما بهعنوان معاون پرستاری وزارت بهداشت، چه پیشبینیای از وضعیت حضور و فعالیت آنان در روزهای آینده جنگ داشتید؟
عبادی: شما بهعنوان رسانه نماینده اقشار مختلف جامعه هستید و میتوانید به صداهایی که کمتر شنیده میشوند، بازتاب بدهید. اجازه بدهید این نکته را عرض کنم که اگر از من میپرسیدید در صورت وقوع اتفاقی در کشور، کدام گروه ممکن است زودتر از سایرین به دلیل گلایههای صنفی از حاکمیت فاصله بگیرد یا در محل کار حاضر نشود، تصورم این بود که شاید یکی از نخستین گروهها، جامعه پرستاری باشد؛ چراکه پرستاران گلایههای متعددی دارند و بسیاری از این گلایهها نیز بحق است. پیشتر هم درباره این موضوع صحبت کردهایم.
بهویژه در جنگ رمضان، یعنی جنگ ۴۰ روزه، تصور میکردم میزان ترک خدمت و ترک شغل افزایش پیدا کند. ما در شرایط عادی و در زمان صلح، حتی اگر همه شرایط هم مطلوب باشد، معمولاً حدود یک درصد از همکارانمان ممکن است به دلایل مختلف، از جمله بیماری، غیبت یا حاضر نشدن در شیفت کاری، در محل کار حاضر نشوند. این میزان در شرایط عادی نیز قابل انتظار است.
اما نکته جالب این بود که در جنگ رمضان، یا همان جنگ سوم و دفاع مقدس سوم، میزان غیبت همکاران ما به کمتر از نیم درصد رسید.
در روزهای نخست جنگ، در جنوب کشور با کمبود شدید نیرو مواجه بودیم. استان هرمزگان، بوشهر و جزایر جنوبی بهشدت تحت حمله قرار داشتند و طبیعتاً به خدمات درمانی بیشتری نیاز بود.
تعداد قابلتوجهی از همکاران ما از سراسر کشور، چه از طریق وزارت بهداشت و چه از طریق سازمان نظام پرستاری و سایر بخشها، برای حضور در مناطق مورد نیاز اعلام آمادگی کردند. این موضوع برای من بسیار قابلتوجه بود.
از سوی دیگر، در تهران که به هر حال حجم بالایی از خدمات درمانی ارائه میشود، میزان غیبتها به حداقل رسید. در جنوب کشور نیز، تا زمانی که بتوانیم نیروها را بهصورت کامل سازماندهی کنیم، پرستارانی از استانهای نزدیکتر، از جمله یزد و کرمان، برای کمک به هرمزگان اعزام شدند.
این حضور فقط محدود به بندر نبود. پرستاران ما در شرایط دشوار و ناامن، در مناطقی حضور پیدا کردند که افراد حتی احساس نمیکردند امکان بازگشت امن برایشان وجود داشته باشد. همکاران زن و مرد ما، حتی بانوانی که فرزند خردسال داشتند، برای خدمت در مناطق مورد نیاز داوطلب شدند و به پوشش خدمات درمانی در هرمزگان و جزایر کمک کردند.
البته سایر گروههای درمانی، از جمله پزشکان، دستیاران و متخصصان نیز بهصورت خودجوش در این مناطق حاضر شدند و خدمات مورد نیاز را ارائه کردند.
واقعیت این است که هر گلایهای در هر صنف و قشری وجود داشته باشد، وقتی پای ایران به میان میآید، بسیاری از این اختلافها کنار گذاشته میشود. ممکن است افراد نگرشهای سیاسی و اعتقادی متفاوتی داشته باشند، اما وقتی موضوع دفاع از سرزمین و مام وطن مطرح میشود، مسئله متفاوت است.
مهمتر از اینکه حاکمیت ما را میبیند یا نمیبیند، این است که ما ایران را میبینیم، ایران را دوست داریم و برای ایران از جان خود مایه میگذاریم. امیدواریم این خاک و این کیان همواره پایدار و سربلند باشد.
فداکاری پرستاران در روزهای حمله؛ آنچه دیده شد، تنها بخش کوچکی از واقعیت بود
آنا: در روزهای جنگ، تصاویری از فداکاری جامعه پرستاری منتشر شد؛ از جمله ویدئویی که در آن یکی از پرستاران، سه کودک را در آغوش گرفته و در شرایط حمله و موشکباران برای نجات آنها تلاش میکرد. چه صحنههایی از فداکاری پرستاران در آن روزها بیشتر در ذهن شما مانده است؟ در شرایطی که بسیاری از مردم با شنیدن صدای انفجار دچار ترس میشدند، پرستاران چگونه در میدان حضور داشتند؟
عبادی: آنچه شما در رسانهها دیدید، دوربینها ضبط کردند یا در تصاویر دوربینهای مداربسته ثبت شد، بخش بسیار بسیار کوچکی از واقعیت فداکاریهای جامعه پرستاری بود. نباید تصور کنیم که فقط دو یا سه صحنه از این دست وجود داشت؛ اتفاقات و صحنههای بسیار زیادی رخ داد که همه آنها دیده و ثبت نشد.
احتمالاً درباره حادثه مدرسه میناب شنیدهاید؛ زمانی که دشمن مدرسهای را هدف قرار داد و دهها نفر از فرزندان ایران و آیندهسازان کشور به شهادت رسیدند. تعدادی از مادران این دانشآموزان از کارکنان حوزه سلامت، از جمله پرستاران و ماماها، بودند.
در جریان برنامهای که وزارت بهداشت برای تجلیل از کارکنان برگزار کرده بود، نکته بسیار قابلتأملی مطرح شد. یکی از همکاران ما که در بیمارستان مشغول خدمت بود، فرزندش در مدرسه حضور داشت. وقتی خبر هدف قرار گرفتن مدرسه به او رسید، با وجود مصیبتی که با آن مواجه شده بود، محل کارش را ترک نکرد و سوگواری خود را به زمان دیگری موکول کرد تا بتواند به مسئولیت حرفهایاش ادامه دهد.
همچنین در حادثهای که برای بیمارستان خلیج فارس بوشهر اتفاق افتاد، شاهد حضور و تلاش همکارانمان بودیم. بسیاری از این همکاران خانم هستند و در شرایط عادی ممکن است از یک صدای ناگهانی بترسند؛ اما وقتی پای ایران و خدمت به مردم در میان باشد، در صحنه میمانند.
صحنههای زیادی از این دست داشتیم. در جنگ ۱۲ روزه نیز، زمانی که منطقه میدان تجریش هدف قرار گرفت، پرستاران ما منتظر نماندند تا مصدومان را به اورژانس بیمارستان منتقل کنند؛ خودشان با برانکارد به محل حادثه رفتند و برای نجات و انتقال مجروحان اقدام کردند.
در حادثه اوین نیز، مدیر بیمارستان منتظر نماند تا مصدومان به بیمارستان برسند. خودش سوار آمبولانس شد و به محل حادثه رفت تا مجروحان را منتقل کند. در کرمانشاه نیز تصاویری منتشر شد که نشان میداد کارکنان درمان، بیماران را بر دوش گرفته و به محل امن منتقل میکنند.
در شرایطی که انفجار، حمله هوایی و موشکباران رخ میدهد، اگر فردی بترسد یا از صحنه دور شود، از نظر انسانی واکنشی طبیعی نشان داده است و شاید کسی او را سرزنش نکند. اما اینکه فرد در همان شرایط باقی بماند و احساس کند بیماری که به او سپرده شده، مسئولیتی بر دوش اوست و باید از آن بیمار حمایت کند، بسیار ارزشمند است.
این اتفاقات فقط در بیمارستانهای تهران رخ نداد. من به بیمارستانهایی در حاشیه تهران، از جمله رباطکریم و اسلامشهر، نیز سر زدم. همکاران میگفتند به دلیل وجود برخی مراکز نظامی در این مناطق، حملات شدیدی صورت گرفته بود؛ با این حال، پرستارانی که در شیفت نبودند، بدون آنکه فراخوانی صادر شود، خودشان به محل کار مراجعه کردند.
در ایرانشهر نیز همین وضعیت را داشتیم. همکارانی که در شیفت کاری نبودند، بهصورت خودجوش به محل کار آمدند تا در ارائه خدمات درمانی مشارکت کنند. نمونههای اینچنینی بسیار زیاد است.
البته فداکاری جامعه پرستاری به دوران جنگ محدود نمیشود. همکاران ما در شرایط عادی نیز همین خدمات را ارائه میکنند. وقتی پرستاری پس از ۱۰ تا ۱۵ سال خدمت دچار دیسک کمر، واریس یا مشکلات عضلانی و جسمی میشود، بخشی از این آسیبها با شرایط سخت کاری و تلاش مستمر او برای جلوگیری از آسیب دیدن بیمار ارتباط دارد. پرستار واقعاً تلاش میکند بیمار آسیب نبیند و از جان خود مایه میگذارد.
این موضوع فقط درباره پرستاران نیست. کمکپرستاران، نیروهای پیراپزشکی و سایر اعضای تیم سلامت نیز در کنار یکدیگر فعالیت میکنند.
آقای دکتر ظفرقندی از تعبیر «تیم ملی سلامت» استفاده کردند و ما نیز این تعبیر را به کار میبریم. تیمی موفق است که اعضای آن یکدیگر را پوشش دهند و لایههای مختلف آن بتوانند از هم حمایت کنند. در جنگ نیز همین همپوشانی و پشتیبانی میان گروههای مختلف سلامت را شاهد بودیم.
در جنگ ۱۲ روزه، هشت نفر از جامعه پرستاری به شهادت رسیدند. در جنگ ۴۰ روزه نیز، تا جایی که آمار به خاطر دارم، ۱۴ نفر از گروه پرستاری به شهادت رسیدند و شمار شهدای مجموعه مورد اشاره به ۲۵ نفر رسید. همکاران پیشبیمارستانی و نیروهای اورژانس نیز در این شرایط حضور داشتند. بهمحض شنیدن صدای انفجار، نیروهای اورژانس برای کمک به مصدومان وارد عمل میشدند.
در نهایت، اختلافنظرهایی که در شرایط عادی درباره پرداختها و مسائل صنفی داریم، وقتی پای ایران و خدمت به مردم به میان میآید، تحتالشعاع مسئولیت مشترک قرار میگیرد.
چه اقداماتی برای سلامت روان پرستاران در شرایط جنگی انجام شد؟
آنا: در دوران جنگ، سلامت روان پرستاران نیز تحت تأثیر قرار گرفت و بسیاری از آنان فشارهای روحی و روانی را تجربه کردند. وزارت بهداشت برای حمایت روانی از این گروه چه اقداماتی انجام داد؟
عبادی: پس از جنگ ۱۲ روزه، بلافاصله یک برنامه آموزشی به مدت ۶ تا ۸ ساعت پیشبینی کردیم و تلاش شد شرایط لازم برای اجرای آن فراهم شود. این برنامه به همه دانشگاههای علوم پزشکی ابلاغ شد و دانشگاههایی که بیشتر در معرض خطر بودند، در اولویت قرار گرفتند.
در این چارچوب، کارگاههای تابآوری برای همکاران پرستار برگزار شد. علاوه بر این، ما مراکز سراج را داریم که خدمات روانی و اجتماعی را به افراد آسیبدیده ارائه میکنند. این خدمات در اختیار همکاران ما نیز قرار گرفت.
با کمک سامانه ۱۹۰ وزارت بهداشت و سامانه ۴۰۳۰ بنیاد برکت، از ظرفیت داوطلبان و همکاران روانشناس استفاده کردیم تا افرادی که به خدمات روانشناختی یا مشاوره نیاز داشتند، بتوانند از این امکانات بهرهمند شوند.
همکاران ما میتوانستند از طریق مراکز سراج و سامانههای ۱۹۰ و ۴۰۳۰ برای دریافت خدمات و مشاوره اقدام کنند. همچنین کارگاههای تابآوری با همکاری معاونت بهداشت در سطح کشور برگزار شد.
روایت حضور میدانی مسئولان وزارت بهداشت در مراکز درمانی
آنا: در روزهای جنگ، شما نیز از مراکز درمانی مختلف بازدید میکردید. اگر بخواهید یکی از تجربههای خود را از حضور در مراکز درمانی در آن روزها روایت کنید، به چه نکتهای اشاره میکنید که شاید مردم کمتر دیده باشند؟
عبادی: یکی از بخشهای کار ما در شرایط بحران، سازماندهی مجدد خدمات متناسب با شرایط جدید است. این سازماندهی در دو سطح انجام میشود؛ نخست، در سطح ستاد و مدیریت که باید وظایف و فرایندها را با وضعیت جدید تطبیق دهد و دوم، حضور میدانی و پشتیبانی از نیروهایی که در صف ارائه خدمات هستند.
این حضور از وزیر بهداشت آغاز میشد و معاونان، مدیران کل و سایر مسئولان نیز در آن مشارکت داشتند. احتمالاً بارها شنیدهاید که وزیر بهداشت از همان لحظات ابتدایی جنگ رمضان در میدان حضور داشت و منتظر تشریفات و روالهای معمول اداری نماند.
معاونان و مدیران نیز تلاش کردند در بخشهای مختلف حضور داشته باشند. من هم سعی کردم از مراکز درمانی در مناطق گوناگون بازدید کنم. سفرهایی به جنوب کشور داشتیم و همکاران و مدیران کل در شهرهای مختلف حضور پیدا کردند. مراکز درمانی تهران و مناطق اطراف آن که در معرض حملات قرار داشتند نیز بارها مورد بازدید قرار گرفتند.
هدف اصلی این بازدیدها، ابتدا خداقوت گفتن به همکاران و سپس شنیدن مشکلات و تلاش برای رفع کمبودها و چالشها بود. اگر در یک مرکز درمانی کمبود یا مشکلی وجود داشت، تلاش میکردیم آن را برطرف کنیم.
در کنار این اقدامات، همه بخشهای وزارتخانه و شخص وزیر نیز برای کاهش عقبماندگی مطالبات همکاران تلاش کردند. در حال حاضر، میانگین عقبماندگی پرداخت تعرفههای پرستاری در کشور از ۱۲ ماه به کمتر از ۶ ماه رسیده است.
البته شرایط دانشگاههای علوم پزشکی یکسان نیست و در برخی دانشگاهها این عقبماندگی به دو تا سه ماه کاهش یافته است. منظور از این عقبماندگی، مطالبات تعرفهای است؛ حقوق و اضافهکار کارکنان طبق روال مقرر پرداخت میشود.
یکی از اقدامات دیگری که در جریان بازدیدها دنبال میکردیم، شنیدن مستقیم مسائل کارکنان و ایجاد انگیزه و انرژی مثبت از طریق حضور در کنار آنان بود. وقتی مدیران در محل حاضر میشوند و مشکلات را از نزدیک میشنوند، امکان شناسایی و پیگیری مسائل نیز بهتر فراهم میشود.
تسهیل شرایط اسکان پرستاران و حمایت از خانوادههای آنان
آنا: در جنگ ۱۲ روزه و جنگ رمضان چه تجربههایی برای حمایت از پرستاران به دست آمد؟ برای مثال، در شرایطی که رفتوآمد دشوار است یا پرستاران نگران خانواده خود هستند، چه اقداماتی انجام شد؟
عبادی: یکی از تجربههایی که در جنگ ۱۲ روزه به دست آوردیم و در جنگ رمضان نیز آن را گسترش دادیم، تسهیل شرایط حضور و اسکان همکاران در بیمارستانها بود.
ممکن بود یک پرستار خانم مجرد باشد و رفتوآمد در شهر برایش دشوار شود یا با مشکل اسکان مواجه باشد. تلاش کردیم شرایطی فراهم کنیم که نهتنها خود همکار، بلکه در صورت نیاز اعضای خانواده او نیز بتوانند در فضای پیشبینیشده بیمارستان حضور داشته باشند.
برای مثال، در برخی موارد امکان حضور والدین یا همسر و فرزند کارکنان فراهم میشد. این کار به ایجاد احساس امنیت روانی بیشتر کمک میکرد؛ زیرا پرستار اطمینان داشت که خانوادهاش در شرایط دشوار تنها نیستند و از حمایت لازم برخوردارند.
در چنین شرایطی، نهتنها برخی همکاران محل کار را ترک نمیکردند، بلکه گاهی بیش از یک شیفت کار میکردند و با صبر و تحمل به ارائه خدمات ادامه میدادند.
البته باید صادقانه بگویم که ما هیچوقت نتوانستهایم آنگونه که شایسته است، خدمات و فداکاریهای همکارانمان را جبران کنیم.
آمادگی نظام پرستاری برای بحرانهای احتمالی آینده
آنا: اگر بار دیگر بحرانی برای کشور پیش بیاید، آمادگی نظام پرستاری را چگونه ارزیابی میکنید؟ آیا شرایط برای ارائه خدمات به بیمارانی که ممکن است در روزهای جنگ به مراکز درمانی مراجعه کنند، بهتر شده است؟
عبادی: بر اساس آنچه از نتایج منتشرشده مرکز پژوهشهای مجلس نقل شده، نظام سلامت پس از نیروهای امنیتی و نظامی کشور از نظر سرمایه اجتماعی در رتبه دوم قرار دارد. این موضوع نشان میدهد که مجموعه نظام سلامت و آنچه ما از آن با عنوان تیم ملی سلامت یاد میکنیم، توانسته است عملکردی داشته باشد که ارزیابی مردم از آن مثبت بوده است.
بخشی از درسهایی که در دو جنگ اخیر گرفتیم، به تجربهنگاری تبدیل شده است. تجربههای موفق را مستندسازی کردیم تا بتوانیم در ساختار و فرایندهای مدیریتی از آنها استفاده کنیم و برای مدیریت بحرانهای احتمالی آینده آمادگی بیشتری داشته باشیم. البته باید دعا کنیم که هیچوقت چنین شرایطی برای کشور پیش نیاید.
فرایندهای پرستاری در شرایط بحران را بازنویسی کردیم. در بازدیدهایی که انجام میدادم، به موضوع آموزش و آمادگی مدیران پرستاری نیز توجه داشتم. کارگاههای مدیریت بحران برای مدیران پرستاری سراسر کشور، هم بهصورت حضوری و هم در چند نوبت بهصورت وبیناری، برگزار شد.
دستورالعملها و فرایندهایی که برای شرایط بحرانی تدوین شده بودند، مورد بازبینی قرار گرفتند تا با شرایط احتمالی پیش رو متناسبتر شوند.
بنابراین، از نظر فرایندهای مدیریتی و آمادگی برای ارائه خدمات در شرایط بحران، وضعیت نسبت به گذشته بهتر شده است. اما مهمتر از دستورالعملها و برنامهها، نیروی انسانی ماست. انگیزه، مسئولیتپذیری و روحیه وطندوستی پرستاران، سرمایهای جدی برای کشور محسوب میشود.
حتی اگر ما در برخی زمینهها کوتاهی کنیم، پرستاران عزیز و اعضای تیم ملی سلامت تلاش میکنند خلأها را پوشش دهند و اجازه ندهند ارائه خدمات درمانی به مردم متوقف شود.
با این حال، این مسئله نباید به معنای نادیده گرفتن مسئولیت ما در قبال کارکنان باشد. جامعه پرستاری با وجود تمام مشکلات، در روزهای دشوار در میدان حضور داشته است و ما نیز وظیفه داریم برای رفع مشکلات، پرداخت مطالبات و جبران خدمات این همکاران تلاش کنیم.
انتهای پیام/