صفحه نخست

آناتک

آنامدیا

دانشگاه

فرهنگ‌

علم

سیاست و جهان

اقتصاد

ورزش

عکس

فیلم

استانها

بازار

اردبیل

آذربایجان شرقی

آذربایجان غربی

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

کهگیلویه و بویراحمد

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

همدان

هرمزگان

یزد

پخش زنده

۱۱:۱۷ | ۱۹ / ۰۷ /۱۴۰۵
| |
پاسخ استادان علوم انسانی دانشگاه آزاد اسلامی به وزیر خارجه آمریکا

سخنان روبیو در آکروپلیس، برساختی تاریخی و تمدنی

در پی اظهارات اخیر مارک روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا، در آکروپلیس آتن که در آن آتش زدن این معبد در دوره هخامنشیان را بدون توجه به زمینه‌های تاریخی آن، نشانه دوری ایرانیان از تمدن خوانده و آمریکا را وارث تمدن یونان معرفی کرده است، دو استاد علوم انسانی دانشگاه آزاد اسلامی در یادداشتی با نقد این دو ادعا تأکید کردند: پیوستگی تمدن آمریکایی با تمدن یونان برساختی تاریخی و ادعایی بیش نیست و نگاه وزیر خارجه آمریکا به مناسبات ایران و یونان باستان، نگاهی گزینشی و هدفمند با عینک امروز است.
کد خبر : 1089046

به گزارش خبرگزاری آنا، یادداشت فهیمه مخبر دزفولی، مشاور رئیس دانشگاه آزاد اسلامی در حوزه علوم انسانی و هنر و دانشیار تاریخ و تمدن ملل اسلامی اسلامی واحد علوم و تحقیقات، و همچنین میرزا محمدحسنی، استادیار تاریخ ایران باستان، واحد علوم و تحقیقات بدین شرح است:

مارک روبیو وزیر خارجه آمریکا به تازگی در معبد تاریخی آکروپلیس در آتن سخنرانی کرده و با اشاره به اقدامات نظامی خشایارشاه در آتن (۴۹۸ ق. م) به دو نکته اشاره کرده است. وی آتش زدن آکروپلیس را در دوره هخامنشیان، بدون توجه به زمینه‌ها و علل وقوع این رویداد تاریخی، نشانه دوری ایرانیان از تمدن و آمریکا را با سابقه کمتر از سه سده، تالی تمدن یونان دانسته است. به عبارتی وی تمدن غرب را تمدنی پیوسته می‌داند که از یونان آغاز شده و به عصر حاضر رسیده است. در این یادداشت نقدی بر این دو ادعا خواهیم داشت.

در مطالعات تاریخی دو رویکرد متفاوت درباره تحولات تمدنی وجود دارد. آرنولد توین بی مورخ بریتانیایی معتقد به چرخه حیات تمدن‌هاست. از نظر او، تمدن‌ها از طریق پاسخ به چالش‌های زمانه تکامل می‌یابند و این فرآیند نوعی پیوستگی در رشد و سقوط آنها ایجاد می‌کند.

ادوارد گیبون هم در اثر مفصل تاریخی خود «انحطاط و سقوط امپراتوری روم» بر این باور است که تمدن غربی حاصل تکامل نهاد‌های رومی و میراث کلاسیک است؛ اما عده‌ای از محققان طرفدار نظریه گسست در تمدن غربند. این گروه معتقدند که تاریخ غرب شامل انقلاب‌های پارادایمیک است که در آنها تمدن قبلی عملاً از بین رفته و تمدن جدیدی متولد شده است.

میشل فوکو یکی از منتقدان نظریه پیوستگی تمدنی است. فوکو معتقد است که در هر دوره تاریخی، ساختار بنیادین دانش و تفکر به قدری متفاوت است که گویی انسان‌های یک دوره، با انسان‌های دوره قبل در یک دنیای مشترک زندگی نمی‌کنند.

باید توجه داشت که این رویکرد‌ها عموما معطوف به تمدن غربی و تلاش برای ایجاد پیوستگی در تمدنی است که از یونان شروع شد و سپس نزدیک به هزارسال در ظلمت قرون وسطی غوطه ورگردید. در این دوره میراث یونان به کلی فراموش شد و اگر تمدن اسلامی در همین دوره چراغ دانش را برنمی افروخت و آثار سقراط و افلاطون و بقراط و جالینوس به زبان عربی ترجمه، شرح و نقد نمی‌شد، اثری از دانش یونانی باقی نمی‌ماند تا در دوره رنسانس دوباره چراغ علم را در اروپا روشن کند.

در این میان نقش دانشمندان مسلمان فراتر از انتقال دانش یونانی بود. آنها با استفاده از میراث تمدن‌های دیگری که در قلمرو اسلامی بودند و خلاقیت و شوق به دانش اندوزی، سبب پیشرفت‌های نظرگیر در پزشکی، نجوم، ریاضیات و ... شدند و این میراث ارزشمند در ترجمه خانه‌های سیسیل و تولدو (طلیطله) از عربی به لاتین ترجمه و سنگ بنای تمدن جدید غرب گردید. نمایندگان تمدن اروپایی دویست و اندی سال پیش با حمله به سرزمینی که بعد‌ها آمریکا نامیدند و قتل عام بومیان این سرزمین و ایجاد نظام برده داری وحشیانه‌ای که لکه ننگی بر دامان این کشور است، توانستند تمدنی جدید را در سرزمینی تازه پی افکنند. این در حالی است که سابقه طولانی تمدن در شرق سبب تکثر و تنوع فرهنگی و تمدنی بوده است، چنانچه تمدن‌های ایران، چین، هند و مصر هرکدام با تاریخی طولانی در این منطقه حضور داشته‌اند و برخلاف تمدن غرب، پیوسته در یک قلمرو جغرافیایی مستقر بوده‌اند.

ادعای پیوستگی آمریکا با تمدن یونان نوعی برساخت تاریخی است که بر اساس آن بنیانگذاران آمریکا با ارجاع به یونان و روم قصد مشروعیت بخشی به نظام نوپای خود را داشتند. آنها با استفاده از اصطلاحاتی، چون «دموکراسی» و «جمهوری» می‌خواستند بر پیشینه تاریخی جنایت بار شکل گیری امریکا پرده افکنند و به تمدن نوظهور خود اعتباری باستانی دهند. آمریکایی‌ها با استفاده ابزاری از تاریخ، اصطلاحات یونانی را حفظ کردند، اما مفاهیم آنها را تغییر داده و با سرمایه داری غربی تطبیق دادند. آنها با رویکردی گزینشی محاسن تمدن یونان، چون دموکراسی، آزادی و ... را برجسته کردند و معایب این تمدن، چون نگاه فرودستانه به زنان و برده داری و ... را مسکوت گذاشتند.

اتفاقا مهمترین تفاوت تمدن یونان با تمدن آمریکایی را باید گسست در مبنای اخلاق و ارزش‌ها دانست. اخلاق یونانی، خصوصا به نظر افلاطون و ارسطو فضیلت محور است و هدف از زندگی رسیدن به کمال انسانی است. مبنای تمدن آمریکایی حقوق طبیعی و منافع فردی است. ماجرای اپستین نماد بعدی از تمدن غربی است که در آن اخلاق و انسانیت کوچکترین ارزشی ندارد. باید گفت که پیوستگی تمدن امریکایی با تمدن یونان ادعایی بیش نیست که می‌تواند در میانه تجاوزظالمانه کشوری نوبنیاد به ایران کهن توسط وزیر خارجه خام و ناتوان آمریکا در یک مکان تاریخی مطرح شود و مصرف تبلیغاتی داشته باشد.

اما نکته دوم: نگاه «مارک روبیو» وزیر امور خارجه آمریکا به بخشی از تاریخ شرق باستان آن‌هم با محور هخامنشیان و مناسبات آنها با یونانیان باستان، نگاهی گزینشی و هدفمند به بخشی از تاریخ جهان باستان با عینک امروز است. آن‌چه مسلم است مناسبات نظامی، تنها یک بخش از مناسبات متعدد هخامنشیان و یونانیان در دورۀ مورد بحث بوده است. داده‌های منابع تاریخی بیانگر مناسبات گستردۀ سیاسی، فرهنگی و اقتصادی بین هخامنشیان با یونانیان است. مناسباتی که با تأثیرپذیری و تأثیرگذاری بر هم توأمان بود.

بدون شک هر عمل و عکس‌العملی در دوران تاریخی ریشه در عوامل متعددی دارد که پیش‌تر رخ داده است. اقدام پادشاه هخامنشی خشیارشا در یونان و در سال ۴۸۰ پیش از میلاد تداوم مجموعه‌ای از عوامل تأثیرگذار در روابط هخامنشیان با یونان بود. با تأسیس سلسلۀ هخامنشی و گسترش حوزۀ نفوذ این حکومت محدودیت‌هایی برای اقدامات یونانیان که پیش‌تر آزادانه در بخش‌هایی از آسیا و بین‌النهرین صورت می‌گرفت ایجاد شد. بطور کلی قدرت‌گیری هخامنشیان در شرق باستان و سیاست توسعۀ ارضی آنان سبب ایجاد مشکلاتی برای همتایان یونانی آنها شد.

تسلط بر تمدن لیدیه و شهر سارد در دورۀ کورش دوم (بنیان‌گذار سلسلۀ هخامنشی) سبب ایجاد محدودیت برای یونانیان ساکن در مهاجرنشین‌های یونانی در این نواحی گردید و تسلط کمبوجیه بر مصر هم سبب شد یونانیانی که غلات خود را از مصر تهیه می‌کردند دچار مشکل شوند. از طرفی اقدامات داریوش اوّل هخامنشی در آسیای کوچک و آناتولی و تا محدودۀ دریای سیاه سبب تسلط هخامنشیان بر تمامی این نواحی و سبب ایجاد بحران در صنعت کشتی‌سازی یونانیان شد؛ چراکه یونانیان بخشی از چوب مورد نیاز برای ساخت کشتی را از این منطقه بدست می‌آوردند. در این میان اقدامات یونانیان در تقابل با هخامنشیان منجر به تشدید اختلافات شد. شورش یونانیان در ایونی و در سال ۴۹۸ پیش از میلاد منجر به آتش زدن و غارت سارد، پایتخت لیدیه و یکی از مراکز مهم هخامنشیان شد. همچنین نقش یونانیان در شورش‌های مصر یکی از ساتراپی‌های هخامنشیان هم بسیار پُررنگ بود. به دلیل این اقدامات هخامنشیان در سیاستی جدید تصمیم به تقابل و رویارویی مستقیم با یونان گرفتند که نتیجۀ آن دو لشکرکشی بزرگ به یونان در دورۀ داریوش اوّل و خشیارشا شد. آتش زدن حصار چوبی آکروپولیس آتن در سال ۴۸۰ پیش از میلاد در واقع به تلافی آتش زدن سارد انجام شد، مرحلۀ بعدی این مناسبات آغاز جنگ‌های داخلی یونان، معروف به جنگ‌های پلوپونزی بین دولت‌شهر‌های آتن و اسپارت بود که با دخالت هخامنشیان و دمیدن بر آتش این فتنه برای مشغول نگه داشتن رقبا همراه بود، پس از این با توجه به دخالت یونانیان (آتنی‌ها) در شورش مصر در دورۀ اردشیر اوّل هخامنشی و پس از سرکوبی این شورش منجر به عقد قراردادی بین ایران و یونان معروف به قرارداد کالیاس شد. آخرین مرحلۀ این مناسبات اتحاد یونانیان توسط اسکندر مقدونی و حملۀ آنها به ایران بود که منجر به سرنگونی حکومت هخامنشیان شد.

عملکرد یونانیان در به آتش کشیدن پارسه/ تخت‌جمشید در تمام منابع تاریخی نمود یافته است؛ بنابراین چنانکه مشاهده می‌شود مناسبات ایران هخامنشی و یونان شامل مجموعه‌ای از کنش‌ها و واکنش‌های طرفین است که نمود بارز آن در درگیری‌های نظامی طرفین قابل بررسی است. امّا چنانکه در ابتدای بحث نیز عنوان شد انتخاب گزینشی و برداشتی امروزی از این تقابل و رقابت باستانی و نتیجه‌گیری از آن برای توجیه جنگ تمدنی و تحولات اخیرنادرست است. باید گفت ایران در طول تاریخ پرفراز و نشیب خود عموما آغازگر جنگ‌ها و تجاوزات نظامی نبوده است، اما هرگاه در معرض هجوم بیگانگان قرار گرفته است، شجاعانه جنگیده و میراث ماندگار فرهنگ ایرانی حراست از مرز‌های این سرزمین مقدس بوده است.

انتهای پیام/

ارسال نظر
captcha