غارهای هُنامه؛ میراثی در دل کوه که راه رسیدن به آن هموار نیست
به گزارش خبرنگار خبرگزاری آنا، در دل ارتفاعات اطراف روستای هنامه در شهرستان شیروان، حفرههایی در سینه کوه دیده میشود که با نگاهی دقیقتر، دیگر نمیتوان آنها را صرفاً فرورفتگیهایی در دل زمین دانست. اینجا غارهای هنامه است؛ مجموعهای از فضاهای دستکند که در دل کوه شکل گرفته و هر بخش آن میتواند روایتی از شیوه زندگی انسان در دورههای گذشته باشد.
غارهای هُنامه در حدود ۱۸ کیلومتری شمال شرقی شیروان و در جنوب روستایی به همین نام قرار گرفتهاند. این مجموعه در دل کوهی موسوم به «گرمهدره» شکل گرفته و از نمونههای معماری دستکند در خراسان شمالی به شمار میرود؛ معماریای که به جای ساخت بنا روی زمین، از ظرفیت طبیعی کوه برای ایجاد فضاهای مورد نیاز زندگی استفاده کرده است.
آنچه این مجموعه را از بسیاری از جاذبههای تاریخی متمایز میکند، شکلگیری فضاها در سه طبقه و در امتداد دیواره کوه است. اینجا با یک غار طبیعی روبهرو نیستیم؛ بخشهایی از دل کوه به دست انسان کنده شده تا فضایی برای نگهداری دام، ذخیره آذوقه و سکونت فراهم شود.
بررسیهای انجامشده بر اساس سفالینههای کشف شده در اطراف مجموعه و مطالعات تطبیقی، زمان ساخت غارهای هنامه را به قرون چهارم و پنجم هجری نسبت میدهد. این فضاها در دورههای بعد نیز، بهویژه در زمان آشوبها و ناامنیها، مورد استفاده قرار گرفتهاند. غارهای هنامه در اسفند ۱۳۸۶ با شماره ۲۲۲۱۴ در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسیدهاند.
سه طبقه در دل کوه؛ ردپای زندگی در گذشته
ساختار سهطبقه غارهای هنامه، تنها ویژگی معماری این مجموعه نیست؛ تقسیمبندی فضاها نشان میدهد که این مکان با کارکردهای مختلف و متناسب با نیازهای ساکنان آن شکل گرفته است.
طبقه نخست که آثار و نشانههایی از نگهداری احشام در آن دیده میشود، بهعنوان محل نگهداری دام شناخته شده است. طبقات بالاتر نیز برای سکونت و ذخیره آذوقه مورد استفاده قرار میگرفتهاند. در واقع، آنچه امروز در دل کوه باقی مانده، تصویری از تلاش انسان برای سازگاری با محیط و استفاده از امکانات طبیعی برای ادامه زندگی است.
جنس زمین در شکلگیری این مجموعه نقش مهمی داشته است. بافت رسوبی و گراولی کوه، امکان ایجاد فضاهای دستکند را فراهم کرده؛ اما همین ویژگی، امروز به یکی از مسائل مهم در حفاظت از این اثر تبدیل شده است. فرسایش و ناپایداری بخشهایی از دیواره کوه در گذر زمان، موجب تخریب قسمتهایی از مجموعه شده و حفاظت از فضاهای باقیمانده را ضروریتر کرده است.
میراثی که هنوز به پژوهش بیشتر نیاز دارد
محمد سینائیان، رئیس اداره میراث فرهنگی، گردشگری و صنایعدستی شهرستان شیروان، در گفتوگو با خبرنگار آنا با اشاره به وضعیت غارهای هنامه، بر ضرورت حفاظت از این مجموعه و انجام بررسیهای بیشتر تأکید میکند.
به گفته وی، شناخت دقیقتر این اثر و تعیین ابعاد تاریخی آن نیازمند تحقیقات و بررسیهای تکمیلی است و نمیتوان بدون مطالعات کافی، درباره تمام جنبههای تاریخی و کارکردهای آن با قطعیت اظهارنظر کرد.
این موضوع از آن جهت اهمیت دارد که غارهای هنامه صرفاً مجموعهای از حفرههای دستکند نیستند؛ بلکه میتوانند اطلاعات ارزشمندی درباره شیوه سکونت، استفاده از منابع طبیعی و الگوهای زندگی در دورههای گذشته در اختیار پژوهشگران قرار دهند.
از همین رو، حفاظت از این اثر باید همزمان با شناخت دقیقتر آن دنبال شود؛ چراکه هرگونه مداخله بدون بررسیهای تخصصی، بهویژه در بخشهایی که بافت زمین ناپایدار است، میتواند به ساختار تاریخی مجموعه آسیب وارد کند.
چند پله برای رسیدن به یک میراث تاریخی کافی نیست
با وجود اهمیت تاریخی غارهای هنامه، یکی از مسائل اصلی این مجموعه، دشواری دسترسی و محدودیت امکان بازدید از آن است؛ موضوعی که فاصله میان ظرفیت گردشگری این اثر و بهرهمندی واقعی مردم از آن را نشان میدهد.
سینائیان در توضیح اقدامات انجامشده برای ساماندهی مجموعه میگوید که تاکنون اقداماتی محدود، از جمله ایجاد تعدادی پله، برای دسترسی به غارها انجام شده است؛ اما این اقدامات برای حفاظت کامل از مجموعه و فراهم کردن امکان بازدید ایمن کافی نیست.
وی ابراز امیدواری میکند با معرفی بهتر این اثر و جذب اعتبار، زمینه لازم برای ساماندهی و مرمت آن فراهم شود؛ بهویژه آنکه بخشهایی از مجموعه در برابر فرسایش و تخریب آسیبپذیر هستند و حفاظت از آنها به برنامهریزی و اقدامات تخصصی نیاز دارد.
البته مسئله غارهای هنامه فقط به مرمت و حفاظت محدود نمیشود. در کنار ضرورت صیانت از اثر، باید این پرسش را هم مطرح کرد که چرا مجموعهای با چنین ظرفیت تاریخی، هنوز از مسیر دسترسی مناسب و امکان بازدید سازمانیافته برخوردار نیست؟
وقتی جاذبه تاریخی هست، اما امکان تماشای آن محدود است
غارهای هنامه از آن دسته آثار تاریخی هستند که حتی تماشای نمای بیرونی آنها میتواند تصویری متفاوت از معماری دستکند و شیوه زندگی انسان در گذشته ارائه دهد؛ اما رسیدن به همین نقطه نیز به مسیریابی مناسب، دسترسی ایمن و فراهم بودن شرایط بازدید نیاز دارد.
از سوی دیگر، با توجه به بافت سست و آسیبپذیر زمین، نمیتوان بدون مطالعات زمینشناسی و بررسیهای حفاظتی، ایجاد مسیرهای جدید یا نزدیک شدن گردشگران به بخشهای مختلف غار را توصیه کرد. توسعه گردشگری در چنین محوطهای باید با ضوابط حفاظت از میراث تاریخی و ایمنی بازدیدکنندگان هماهنگ باشد.
با این حال، محدودیتهای طبیعی نباید به معنای رها ماندن ظرفیت گردشگری مجموعه باشد. حتی اگر ورود گردشگران به داخل غارها در برخی بخشها امکانپذیر نباشد، میتوان با بررسی کارشناسی، مسیر دسترسی ایمن، محل مناسبی برای تماشای مجموعه از فاصله مطمئن، تابلوهای معرفی و اطلاعات تاریخی، امکان آشنایی بازدیدکنندگان با این اثر را فراهم کرد.
چنین اقداماتی، در صورت تأیید کارشناسان میراث فرهنگی و متخصصان زمینشناسی، میتواند بدون تحمیل فشار غیرضروری بر ساختار آسیبپذیر غارها، امکان بهرهمندی عمومی از این جاذبه را افزایش دهد.
هنامه؛ میان ضرورت حفاظت و فرصت گردشگری
غارهای هنامه ظرفیت آن را دارند که در کنار دیگر جاذبههای تاریخی و طبیعی شیروان، بخشی از مسیر گردشگری منطقه باشند؛ اما تحقق این ظرفیت، صرفاً با ثبت ملی یا معرفی رسانهای اتفاق نمیافتد.
پژوهشهای تکمیلی برای شناخت دقیقتر مجموعه، برنامه مشخص برای حفاظت و مرمت، تعیین محدودههای ایمن بازدید و تأمین اعتبار برای ساماندهی دسترسی، اقداماتی هستند که میتوانند این اثر را از یک جاذبه کمترشناختهشده به مقصدی برای آشنایی گردشگران با تاریخ و معماری منطقه تبدیل کنند.
غارهای هنامه امروز بیش از هر چیز به برنامهای روشن برای حفاظت و معرفی نیاز دارند؛ برنامهای که در آن، هم آسیبپذیری طبیعی مجموعه در نظر گرفته شود و هم این واقعیت که میراث تاریخی زمانی بهتر شناخته میشود که مردم بتوانند با رعایت ضوابط حفاظتی، امکان دیدن و شناختن آن را داشته باشند.
این اثر در دل کوه باقی مانده است؛ اما برای آنکه روایت تاریخیاش به گوش گردشگران نیز برسد، باید راهی ایمن و حسابشده برای رسیدن به آن فراهم شود.
انتهای پیام/