چگونه گذرگاه دریایی هرمز نرخ تورم و ریسک جهانی را تعیین میکند
محمدیاسین نوشاد- پژوهشگر روابط بین الملل در یادداشتی برای گروه اقتصاد خبرگزاری آنا، نوشت: تنگه هرمز، شاهرا عبور انرژی جهان و محمولههای حیاتی تجاری است؛ گذرگاهی که اهمیت آن فراتر از انرژی رفته و به یک ابزار قدرت ژئوپلیتیک برای ایران و نقطه ثقل امنیت اقتصادی جهان تبدیل شده است.
تنگه هرمز یکی از مهمترین مسیرهای دریایی عبور انرژی جهان است؛ بهطوریکه تا قبل از جنگ تحمیلی سوم و انسداد تنگه هرمز توسط نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران، روزانه ۲۱ میلیون بشکه نفت از آن عبور میکرد. همچنین بیش از یک پنجم گاز طبیعی مایع (LNG) تجاریشده از این نقطه عبور میکرد.
علاوه بر نفت و گاز، وابستگی اقتصادهای بزرگ آسیا به این گذرگاه اهمیت آن را دوچندان کردهاست. چین، هند، ژاپن و کره جنوبی بزرگترین خریداران نفت و گاز عبوری از تنگه هرمز هستند و در این میان، چین بهتنهایی روزانه حدود ۵/۴ میلیون بشکه از این مسیر وارد میکند که بیش از ۴۵ درصد واردات نفتی آن را تشکیل میدهد. علاوه بر وابستگی شدید چین به این تنگه، برای پکن، تنگه هرمز یک خط حیات اقتصادی محسوب میشود و هرگونه اختلال در آن، مستقیماً بر رشد صنعتی و امنیت انرژی این کشور اثر میگذارد. اروپا نیز هرچند بهطور مستقیم وابستگی کمتری به نفت خلیج فارس دارد، اما نوسان قیمت جهانی انرژی ناشی از تنش در این منطقه، تورم و هزینههای تولید در این قاره را تحت تأثیر قرار میدهد. به همین دلیل، امنیت تنگه هرمز امروز یک کالای عمومی جهانی است که هیچ قدرتی نمیتواند نسبت به آن بیتفاوت بماند.
دامنه اهمیت تنگه هرمز به انرژی محدود نمیشود؛ این گذرگاه همزمان مسیر عبور کشتیهای حامل کود شیمیایی، محصولات پتروشیمی، فلزات اساسی و کالاهای صنعتی است و همین موضوع آن را به یکی از پرترددترین و راهبردیترین گلوگاههای تجارت بینالمللی تبدیل کرده است. بررسیها نشان میدهد ۲۵ درصد از صادرات جهانی کودهای نیتروژنی و ۲۴ درصد از صادرات جهانی کودهای فسفات از کشورهای حاشیه خلیج فارس تأمین میشود؛ سهمی که آن را به یک وزن سنگین در امنیت غذایی جهان تبدیل میکند. تجربه انسداد تنگه هرمز توسط ایران بعد از جنگ تحمیلی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، نشان داد این محصولات از بازار جهانی حذف شدند. نتیجه آن بود که قیمت اوره از ۴۰۰ دلار در هر تن به ۷۰۰ دلار و قیمت کود فسفات از ۶۳۰ دلار به ۸۰۰ دلار در هر تن جهش پیدا کرد. این جهش قیمتی نهتنها هزینه تولید کشاورزی را در کشورهای واردکننده بالا برد، بلکه زنگ خطر امنیت غذایی جهانی را نیز به صدا درآورد و نشان داد که اختلال در عبور این محمولهها میتواند قیمت مواد اولیه را در بازارهای جهانی بهسرعت جهش دهد و فشار تورمی را در اقتصادهای واردکننده تشدید کند. به همین دلیل، اثر غیرنفتی اختلال در تنگه هرمز، حتی بیش از آنچه تصور میشود، بر زندگی روزمره مصرفکنندگان جهانی اثر میگذارد.
در حوزه ژئوپلیتیک و نظامی، تنگه هرمز در قرنهای اخیر همواره میدان رقابت قدرتهای بزرگ بوده است. ایران با تسلط بر جزایر و سواحل شمالی تنگه، توانایی راهبردی بینظیری برای کنترل یا مختل کردن این گذرگاه دارد؛ تواناییای که در ادبیات روابط بینالملل به «اهرم هرمز» معروف است و ایران میتواند در شرایط بحرانی از آن برای اعمال فشار بر رقبا و دشمنان خود بهره بگیرد؛ به طوری که در جنگ تحمیلی اخیر نیروهای مسلح ایران بیش از هفت ماه تنگه هرمز را کنترل ومدیریت کرده و در این زمان قیمت جهانی نفت بهه بیش از ۱۰۰ دلار رسید.
در حوزه بیمه و حملونقل دریایی نیز تنگه هرمز جایگاه ویژهای دارد. شرکتهای بینالمللی بیمه، نرخ پوشش ریسک کشتیهای عبوری از این تنگه را بر اساس سطح تنشهای سیاسی و نظامی تعیین میکنند و هرگونه افزایش تنش، بلافاصله هزینه بیمه محمولهها و کشتیها را بالا میبرد. این افزایش هزینه، در نهایت به قیمت نهایی کالا برای مصرفکننده منتقل میشود و زنجیرهای از گرانی را در بازارهای جهانی به راه میاندازد. به همین دلیل، بسیاری از کارشناسان، تنگه هرمز را یک شاخص مهم برای سنجش ریسک اقتصادی جهان میدانند.
در نهایت، آنچه این گذرگاه را متفاوت میکند، نه فقط حجم محمولههای عبوری است، بلکه این واقعیت است که هیچ جایگزینی برای تنگه هرمز وجود ندارد. خطوط لوله جایگزین، حتی در خوشبینانهترین حالت، فقط بخش کوچکی از ظرفیت انتقال نفت را جبران میکنند و امکان جایگزینی سایر مزیتهای تنگه هرمز از جمله انتقال LNG و کالاهای تجاری عبوری از این تنگه را ندارند؛ بنابراین هر نوع تنش در تنگه هرمز به بازارهای جهانی منتقل میشود.
انتهای پیام/