صفحه نخست

آناتک

آنامدیا

دانشگاه

فرهنگ‌

علم

سیاست و جهان

اقتصاد

ورزش

عکس

فیلم

استانها

بازار

اردبیل

آذربایجان شرقی

آذربایجان غربی

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

کهگیلویه و بویراحمد

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

همدان

هرمزگان

یزد

پخش زنده

۰۷:۵۰ | ۱۸ / ۰۷ /۱۴۰۵
| |
استادیار دانشگاه تربیت مدرس در گفت‌وگو با آنا تاکید کرد

ضرورت گذار از نگاه تک‌رشته‌ای به رویکرد فرارشته‌ای در دانشگاه‌ها/ چرا راهکار‌های مهندسی برای حل مشکل آب کافی نیست؟

پژوهشگر حوزه آب، با انتقاد از فقدان آموزش‌های سیاست‌گذاری در رشته‌های مرتبط با آب، تأکید کرد: مدیریت بحران‌های آبی کشور نیازمند هم‌افزایی میان علوم مهندسی، علوم اجتماعی، حقوق و مدیریت است؛ نبود نگاه بین‌رشته‌ای در دانشگاه‌ها، منجر به تصمیم‌گیری‌های تک‌بعدی در دستگاه‌های اجرایی و ناتوانی در حل مسائل پیچیده‌ای نظیر بحران زاینده‌رود و دریاچه ارومیه شده است.
کد خبر : 1088249

حجت میان‌آبادی در گفت‌و‌گو با خبرنگار اقتصادی خبرگزاری آنا، اظهار داشت: سیاست‌گذاری و مدیریت آب در نظام دانشگاهی کنونی، جایگاهی متناسب با اهمیت این مسئله ندارد. دانشجویان رشته‌های مرتبط با آب، از مقطع کارشناسی تا دکتری، با کمبود جدی آموزش‌های تخصصی در حوزه سیاست‌گذاری و مدیریت مواجه هستند. برخلاف کشور‌های پیشرو که مسئله آب را با مشارکت گسترده رشته‌هایی نظیر علوم سیاسی، حقوق، جامعه‌شناسی، مدیریت دولتی و مدیریت منابع طبیعی بررسی می‌کنند، دانشگاه‌های ما همچنان بر نگاه صرفاً فنی و مهندسی تمرکز دارند.

وی در ادامه افزود: در رویکرد‌های جهانی، هدف دانشگاه تنها ارائه دانش فنی نیست، بلکه تلاش برای تجمیع توانمندی‌های رشته‌های مختلف جهت حل مسائل واقعی و ملموس جامعه است. از این منظر، یک راهکار فناورانه تنها زمانی موفقیت‌آمیز خواهد بود که در کنار دانش فنی، با شناخت دقیق از ساختار‌های اجرایی، شرایط اجتماعی و محدودیت‌های اقتصادی همراه باشد.

موانع همکاری‌های بین‌رشته‌ای و تأثیر آن بر توسعه فناوری

استادیار دانشگاه تربیت مدرس با شناسایی ریشه‌های این چالش، از ضعف سازوکار‌های لازم برای فعالیت‌های میان‌رشته‌ای و فرارشته‌ای در دانشگاه‌های کشور انتقاد کردو گفت: بسیاری از دانشکده‌ها و رشته‌ها به‌صورت جزیره‌ای و مستقل عمل می‌کنند و ظرفیت‌های علمی آنها برای حل چالش‌های مشترک کشور، به‌درستی به کار گرفته نمی‌شود. این مسئله ریشه در نگرش‌های سنتی اعضای هیئت علمی و ساختار‌های حاکم بر دانشگاه دارد.

میان‌آبادی تأکید کرد: برای حل بحران‌هایی مانند زاینده‌رود و هامون، نمی‌توان تنها به راهکار‌های مهندسی اتکا کرد، چرا که بخش بزرگی از چالش‌ها در حوزه مناسبات اجتماعی و تصمیم‌گیری‌های مدیریتی نهفته است. ضرورت این همکاری نباید تنها به نشست‌های مقطعی محدود شود، بلکه باید در فرآیند تعریف موضوعات پژوهشی، تدوین پایان‌نامه‌ها و پروژه‌های دانشگاهی با مشارکت متخصصان فنی و پژوهشگران علوم انسانی نهادینه گردد.

پیامد‌های تصمیم‌گیری‌های تک‌بعدی در دستگاه‌های اجرایی

رئیس این حوزه در بخش دیگری ازسخنان خود به پیامد‌های بلندمدت این ضعف آموزشی در مدیریت کشور اشاره کرد و گفت: از آنجا که مدیران و کارشناسان اصلی دستگاه‌های اجرایی، عمدتاً از میان دانش‌آموختگان دانشگاه‌ها انتخاب می‌شوند، ضعف در توانمندی‌های میان‌رشته‌ای دانشجویان، مستقیماً بر کیفیت تصمیم‌گیری در وزارتخانه‌هایی نظیر نیرو، جهاد کشاورزی، کشور و محیط زیست اثر می‌گذارد.

وی خاطرنشان کرد: اگر دانشگاه نتواند دانشجویان را برای مواجهه با پیچیدگی‌های فرارشته‌ای آماده کند، این افراد نیز در بدنه دولت، مسائل را تنها از منظر محدود تخصصی خود تحلیل خواهند کرد؛ لذا اصلاح شیوه آموزش و پژوهش، نه یک ضرورت صرفاً دانشگاهی، بلکه راهکاری حیاتی برای بهبود کیفیت تصمیم‌گیری‌های کلان کشور در مواجهه با بحران‌های ملی است.

ضرورت تحول در نگرش دانشگاهی برای عبور از بحران حکمرانی آب

استادیار دانشگاه تربیت مدرس، با تأکید بر ضرورت گذار از رویکرد‌های تک‌بعدی در نظام آموزشی، اظهار داشت: ایجاد ساختار‌های جدید دانشگاهی بدون تغییر در نگرش حاکم بر پژوهش، تنها تکرار الگو‌های شکست‌خورده خواهد بود.

وی خواستار نهادینه‌سازی همکاری‌های میان‌رشته‌ای میان علوم انسانی و مهندسی برای تبدیل مسائل واقعی جامعه به پروژه‌های علمی شد.

فراتر از ایجاد دانشکده؛ ضرورت تغییر در پارادایم آموزشی

میان‌آبادی در خصوص ضرورت بازنگری در ساختار‌های دانشگاهی برای بررسی مسائل حکمرانی آب، تصریح کرد که ایجاد یک دانشکده یا ساختار مستقل، لزوماً راه‌حل اصلی و نهایی برای حل چالش‌های موجود نیست. اگر رویکرد حاکم بر نظام دانشگاهی تغییر نکند، ساختار‌های جدید نیز به همان الگوی بخشی‌نگری و نگاه جزیره‌ای دچار خواهند شد.

وی در ادامه افزود: مسئله اصلی، صرفاً ایجاد یک ساختمان، رشته یا مرکز پژوهشی جدید نیست، بلکه چالش اصلی، شکل‌گیری مهارت و نگرش لازم برای فعالیت‌های فرارشته‌ای است. اگر نیرو‌های فعال در ساختار‌های جدید همچنان با رویکرد‌های تخصصی و محدود تربیت شوند، ایجاد آنها نمی‌تواند تحول مورد انتظار در حوزه مدیریت آب را رقم بزند.

نهادینه‌سازی همکاری‌های میان‌رشته‌ای میان مهندسی و علوم انسانی

این پژوهشگر حوزه آب با اشاره به ضرورت تغییر در شیوه تعریف مسائل و سازوکار‌های پژوهشی، اظهار داشت: دانشگاه‌ها باید توانایی تبدیل موضوعات واقعی جامعه به مسائل علمی و پژوهشی را داشته باشند. دانشگاه باید بتواند ظرفیت‌های تخصصی رشته‌های مختلف را برای حل یک مسئله واحد در کنار یکدیگر قرار دهد.

میان‌آبادی با ارائه راهکار‌های عملیاتی، بر اهمیت شکل‌گیری همکاری میان دانشکده‌های علوم انسانی و مهندسی تأکید کرد و افزود: برگزاری برنامه‌های مشترک بین‌رشته‌ای می‌تواند نخستین گام در این مسیر باشد، اما این اقدامات نباید در قالب برنامه‌های مقطعی و گذرا باقی بمانند؛ بلکه باید به بخشی از ساختار پایدار آموزش و پژوهش در کشور تبدیل شوند تا دانشجویان علاوه بر کسب دانش فنی، توانایی کاربردی‌سازی آن را برای حل مسائل واقعی نیز به دست آورند.

پیوند دانش، فناوری و سیاست‌گذاری؛ مسیر توسعه دانش‌بنیان

میان‌آبادی در بخش دیگری ازسخنان خود، به تبیین پیوند میان دانشگاه، فناوری و سیاست‌گذاری پرداخت و خاطرنشان کرد: تحقق این هدف مستلزم عبور از نگاه صرفاً فنی و حرکت به سمت توسعه دانش‌بنیان است. تقویت این زنجیره نیازمند گسترش پژوهش‌های میان‌رشته‌ای، تربیت نیروی انسانی مهارت‌محور و توجه ویژه به موانع مدیریتی و اجرایی در مسیر توسعه فناوری است.

وی در پایان تصریح کرد: این مسیر تحولی، بستری را فراهم می‌کند که از طریق آن، می‌توان بهره‌برداری مؤثرتری از ظرفیت‌های علمی دانشگاه‌ها و توانمندی‌های فناورانه شرکت‌های دانش‌بنیان در خدمت ارتقای کیفیت سیاست‌گذاری‌های حوزه آب قرار داد.

انتهای پیام/

ارسال نظر
captcha