روایت عبدولی از تلخترین و بهترین شب زندگیاش؛ دلم میخواست قهرمان جهان شوم، اما کمکاری کردم/ طلای آسیا در باورم بود
به گزارش خبرگزاری آنا، پیش از اعزام تیم به ناگویا، کسی روی طلایی شدن علیرضا عبدولی حساب نمیکرد، دلیلش هم حضور قهرمانان المپیک و جهان در بازیهای آسیایی و البته کارنامه یک سال اخیر کشتیگیری بود که بعد از دو طلای جوانان جهان، از او به عنوان یکی از ستارههای جوان کشتی فرنگی نام برده میشد، اما در رده سنی بزرگسالان هنوز نتیجهای نگرفته بود که این را اثبات کند.
برادر سعید عبدولی قهرمان پیشین جهان و عنواندار المپیک، اما ستاره تیم ملی فرنگی در بازیهای آسیایی بود که بعد از یک دور استراحت و شکست حریف سریلانکایی، ابتدا شاهین بداغیِ قهرمان آسیا؛ عضو ایرانی تیم ملی قطر را برد و بعد از آن، در فینال این رقابتها نائو کوزاکای قهرمان المپیک را مغلوب کرد و طلا گرفت تا در یک لحظه کارنامه تیم فرنگی را از ضعیف به قابل قبول و طبق پیشبینی تبدیل کند چراکه پیش از اعزام این تیم به ناگویا، باتوجه به انتخاب نفرات دوم، دو طلا برای این تیم روی کاغذ پیشبینی میشد که با شکست دور اولی غلامرضا فرخی، اگر عبدولی طلا نمیگرفت، تیم فرنگی پیش از دو رویداد مهم بعدیاش شاید اسیر انتقادات زیادی در رابطه با انتخاب نفرات اعزامی به بازیهای آسیایی میشد.
علیرضا در شرایطی دوباره به کورس رقابت ۷۷ کیلوگرمیها بازگشت که شهریور سال ۱۴۰۳ به خاطر حادثه بسیار وحشتناکی، بعد از کسب دو نشان طلای متوالی جوانان جهان؛ همراهی تیم ملی امید در جهانی زیر ۲۳ سال را از دست داده بود.
گفتوگوی آنا با جوان اندیمشکی و آخرین مدالآور خاندان عبدولیها را بخوانید:
آنا: با علیرضا عبدولیای که امروز ستاره تیم ملی فرنگی ایران شده، باید از آن شب وحشتناک شروع کرد که دنیا برایش تیره و تار شد.
آن شب تلخترین شب زندگی من بود، اتفاقی افتاد که من از زندگی کاملا ناامید شدم و هرگز فکرش را نمیکردم چنین اتفاقی برایم رخ دهد.
آنا: تو در آن نزاع نقش میانجی را داشتی، بیرحمانه چنین آسیبی را به تو رساندند.
همه چیز یک دفعهای رخ داد و اصلا فکر نمیکردم پیش از اعزام به امیدهای جهان چنین اتفاقی برایم بیافتد.
آنا: آن زمان، باتوجه به میزان آسیبی که به چشمت وارد شده بود، برگشت به زندگی هم سخت بود چه برسد به کشتی.
واقعا برگشتن به کشتی و حتی فکر کردن به آن، در آن روزها خیلی سخت بود. همه چیز برایم تمام شده بود، ولی خانواده کنارم بودند. روحیه و انگیزهای که آنها به من دادند، باعث برگردم. فدراسیون هم لطف بسیاری به من داشت هم در موضوع جراحی و درمان و هم اینکه من را داخل اردوها آوردند. درحالیکه در چرخه باخته بودم، اما به من فرصت دوباره دادند که در بازیهای آسیایی کشتی بگیرم. البته ۷۷ کیلوهای دیگر هم نتایج خوب و خیلی مطمئنی نگرفته بودند.
آنا: البته عملکرد سال قبل تو در کرواسی واقعا راضیکننده بود. تو فقط کشتی سوم پنجمی را خوب نگرفتی، در باقی مبارزهها در جهانی زاگرب خوب بودی.
زاگرب، مسابقهای بعد از اتفاقاتی بود که برای چشمم افتاد. من باید ادامه میدادم و دادم. به خاطر همه سختیهایی که کشیده بودم. در اردوی ناگویا، من یک آسیب خیلی جدی هم داشتم ولی دلیل نمیشد برای چیزی که سالها برایش زحمت کشیده بودم و رویا و هدف من در زندگی بود، با تمام وجودم نجنگم. باید یک جایی زحمان خودم، خانوادهام، پدر و مادر و برادرها و مربیان را بالاخره جبران میکردم و خدا را شکر میکنم که توانستم این کار را انجام دهم.
آنا: خودت هم میدانی که روی طلای تو حساب نشده بود، در خانواده، در بین برادرهایت چه کسی بیشتر از همه باور داشت که میتوانی؟
همه در خانواده به من روحیه میدادند ولی هیچ کسی باور قلبیاش این نبود که اینجا طلا بگیرم، جز خودم. من باور داشتم.
آنا: این باور از کجا شکل گرفت؟ چون چرخه ۲۰۲۶ را اصلا خوب پیش نبرده بودی.
خب سه ماه در اردوی تیم ملی خوب تمرین کردم، نمیخواهم نتیجههای قبلیام را توجیه کنم، تمام شده و رفته، اما حقیقتا قبل از جهانی ۲۰۲۵ آسیبدیده بودم، بعد هم در هیچکدام از مسابقههایی که در چرخه امسال رفتم شرایط نرمال نداشتم و آمادگیام زیر ۵۰ درصد بود. البته که الان هر چه بگویم واقعا توجیه است و چیزی را جبران نمیکند. ولی هیچ کسی نه روی طلای من حساب کرده بود و نه انتظار داشت که طلا بگیرم.
آنا: اینکه دو دور کارت راحت بود هم طبعا روی دو کشتی بعدیات تاثیر داشت.
قرعه خوبی به من افتاد، فقط شاهین بداغی در گروهم بود. ولی با اینحال، چون در دو سه مسابقه اخیر خوب کشتی نگرفته بودم، روی من حساب نمیشد ولی من به خودم ایمان داشتم که باید نتیجه سه ماه تمرین مداوم و خوب را اینجا بگیرم. خودم در تمریناتی که در اردو انجام میدادیم میدیدم بهتر شدم و یک چیزهایی از نظر فنی به من اضافه شده، از نظر روحی هم به این باور رسیده بودم که میتوانم نتیجه بگیرم. قرعه هم که خوب بود، آن طرف آکژول محموداف و نائو کوزاکا باید با هم کشتی میگرفتند و برنده آنها رسید به فینال، ولی من رفته بودم برای طلا و باید کار خودم را میکردم.
آنا: شاهین بداغی هماستانیات بود و امسال هم قهرمان آسیا شده بود، کم کشتیگیری نیست. همین هموطن بودن و هماستانی بودن شاید خودش یک بار روانی داشت.
شاهین کشتیگیر توانمندی است که پتانسیل بالایی دارد. بیش از یک سال است که به قطر رفته و انشاءالله که آنجا بهترین نتیجه را بگیرد و بهترین اتفاقات هم برایش رقم بخورد، اما وزنش بالا بود و برای ناگویا وزن کم کرده بود. او ۸۲ کیلو کشتی میگیرد. کشتی با من هم چیزی از ارزشهای او کم نکرد، چون وزنش بالاست و قطعا مدعی ۸۲ کیلوگرم خواهد بود.
آنا: کشتی با نائو کوزاکای قهرمان المپیک در فینال چطور بود؟
سختترین کشتی عمرم، خیلی به من فشار وارد شد. یک دقیقه آخر خواستم کشتی را رها کنم، یعنی خودم طلا را میخواستم، ذهنم میخواست ولی بدنم یاری نمیکرد ولی خداراشکر او هم بدنش کم کرد و زورش کم شد و برید؛ توانش آمد پایین که توانستم کشتی را به سود خودم تمام کنم. او کشتیهای سنگینی پیش از من گرفته بود، آکژول محموداف را ضربه فنی کرده بود. کسی فکرش را نمیکرد من کوزاکا را ببرم، خیلی هم آماده بود، حتی نسبت به قبلش و مربیان هم همین را میگفتند. کسی در ناگویا نمیتوانست جلویش مقاومت کند، او از همان ثانیه یک کشتی تا ثانیه آخر کشتی میگیرد و یک لحظه هم آرام نمیشود، ولی با اینحال فکر نمیکردم اینقدر کشتی گرفتن با او سخت باشد. همانجا گفتند که او به جهانی آستانه نمیآید.
آنا: بعد از اینکه طلا را گرفتی اولین چیزی که از ذهنت گذشت، چه بود؟
خیلی خوشحال بودم، انگار همه چیز را بهم یک جا داده بودند. در ذهنم به این فکر میکردم که بالاخره یک جا مدال طلا گرفتم و مسابقه مهمی را آن هم در ۷۷ کیلوگرم بردم که در خود آسیا هم کلی قهرمان جهان و المپیک دارد و از اروپا هم مدعیانش بیشتر است.
آنا: سعید (عبدولی) بالاخره از تو راضی شد؟ او همیشه درموردت میگفت که تو از او هم بهتری، اما خوب تمرین نمیکنی.
سعید همیشه توقعش از من خیلی بالاست. همیشه هم برایم بزرگی کرده و کمکم بوده، همین بودنش کافیست. یعنی اینطور نیست که مثلا مربیام باشد و فن یادم بدهد، همین که باشد، برایم کافیست.
آنا: گفتی بالاخره یک جا طلا گرفتی، تو دو دوره هم قهرمان جوانان جهان شده بودی.
من دوست داشتم در سن کم قهرمان بزرگسالان جهان شوم و کمکاری هم از خودم بود که این اتفاق نیفتاد و حسرتش را میخورم. خودم فرصت را از دست دادم و امسال هم حقم نبود که به جهانی بروم و اگر جایی بروم که حق کشتیگیر دیگریست خودم عذاب وجدان میگیرم. آن موقت که باید بیشتر تلاش میکردم، نکردم.
آنا: واقعیت این است که باتوجه به عملکرد سایر رقبای داخلی، به تو فرصت داده شد که به بازیهای آُسیایی بروی.
علیرضا دبیر خیلی به من کمک کرد و فرصت داد و حسن رنگرز سرمربی تیم ملی، من قدردان محبت و لطفشان هستم که به من باور داشتند و باوجودی که قبلا آنطور که باید و شاید کشتی نگرفته بودم، اما به من فرصت حضور در مسابقات را دادند و خیلی هم خوشحالم که توانستم جواب اعتمادشان را بدهم.
آنا: و دیگرانی که در موفقیت خود دخیل میدانی؟
مربیام آقا مهرزاد اسفندیاریفر؛ از او و برادرانش به خاطر همه زحماتی که برای من و همه برادرانم کشیدند، ممنونم. آقا مهرزاد و دیگر برادرانشان نه فقط برای من، که برای کل خانواده ما بسیار زحمت کشیدند. آقا مهرزاد، مثل یک پدر، مثل یک برادر، یک رفیق خوب، همیشه کنارمان بودند. اینکه کشتی اندیمشک اسم و رسمی دارد و نتیجه میگیرد به خاطر آقا مهرزاد و آقا مهرداد اسفندیاریفر است. موفقیتهای کشتی اندیمشک را مدیون برادران اسفندیاریفر هستیم و از همه آنها خصوصا آقا مهرزاد ممنونم و امیدوارم بتوانم ذرهای از زحماتشان را جبران کنم. حمید باوفا؛ او هم کسی بود که خیلی زیاد به من کمک کرد و باورم داشت.
زمانی که جوانان بودم خیلی هوایم را داشت، چون بیشتر از همه به من باور داشت و من هم باورش را با دو طلای جوانان جهان جبران کردم. زمانی که به بزرگسالان هم رفتم، همیشه پیگیر کارهایم بود و هر جا از او کمک و راهنمایی خواستم، کنارم بود. باید از فرشاد علیزادهی عزیز هم قدردان باشم بابت کمکهایی که به من کرده و در این دو سال نه فقط یک مربی که مثل برادر کنارم بود و از او چیزهای زیادی یاد گرفتم.
انتهای پیام/