اتفاقات عجیبی که کمتر کسی در مورد این کشتیگیر میداند؛ بالی: مدیریت کشتی را یادم رفته بود
به گزارش خبرگزاری آنا، یکی از اوزانی که پیش از مسابقات بازیهای آسیایی بابت آن نقدهایی به کادرفنی تیم ملی کشتی فرنگی وارد میشد، ۹۷ کیلوگرم بود. جایی که کشتیگیری کاملا خارج از چرخه به عضویت تیم درآمد.
حسن رنگرز سرمربی تیم ملی کشتی فرنگی پیش از آغاز این رقابتها در گفتوگو با آنا کاملا توضیح داده بود که چه اتفاقاتی منجر به انتخاب تیم آسیایی شد، اما حتما خوب است که بعد از مدال برنزی که بالی در ناگویا گرفت، صحبتهای او را هم در این خصوص بخوانید.
کشتیگیر ۲۹ ساله نوشهری میگوید هر جا که کادرفنی به او احتیاج داشته باشد، خواهد آمد، حتی به عنوان حریف تمرینی، چیزی که کمتر کشتیگیر مدعی و عنوانداری در اردوهای تیم ملی زیر بارش میرود.
او که تا المپیک، نزدیکترین حریف داخلی به محمدهادی ساروی بود، در ناگویا حریفان خوب خود از قرقیزستان و قزاقستان را عالی شکست داد و فقط در یک کشتی کم آورد: حریف ژاپنی.
آنا: فکر میکنم از کشتی با حریف ژاپنی شروع کنیم بهتر باشد. جایی که هرگز فکرش را نمیکردیم کشتی برده را آنطور ببازی و بعد هم نای راه رفتن نداشته باشی.
میتوانستم همان تایم اول یوری ناکازاتو را ۸-صفر کنم ولی خب جلو افتاده بودم و انگار همین کافی بود. حس کردم دیگر کشتی تمام شده و خودم را برنده میدانستم. بعد یکدفعه از نظر بدنی کاملا تخلیه شدم، اصلا جانی در بدنم نداشتم، شاید یک دلیل اصلیاش این بود که من برای همه حریفان برنامهریزی کرده بودم جز این ژاپنی، اصلا روی او حساب باز نمیکردم و وقتی چهار هیچ جلو افتادم، در ذهنم داشتم به خودم میگفتم، کار تمام شد، اول شدم. چون میدانستم حریف هندی در فینال را راحت میبرم.
آنا: از تجربهای که تو داری بعید بود حریف را اینطور دست کم بگیری.
این همان جایی بود که دوری از مسابقه به من ضربه زد. قبل از مسابقات فکرم درگیر حریفان قزاق و قرقیز بود و فکر میکردم کشتی با آنها کمی پیچیدهتر شود.
آنا: درست همانهایی که در مصاحبه پیش از اعزام با هم در موردشان صحبت کرده بودیم و گفتم هرگز حریف تو نمیشوند. همین هم شد و ژوژوپبیکوف قرقیز را ۱۰-صفر بردی و اسلام یِولوئف قزاق را با ضربهفنی.
کشتیگیر قرقیزستانی آمده بود بجنگد، اما روی این کشتی خوب برنامهریزی داشتم. قزاق هم همینطور، هندی هم میدانستم کشتیگیر ششدانگی نیست و او را میبرم. کسی که اصلا به او فکر نمیکردم ناکازاتوی ژاپنی بود و از آن بدتر زمانی بود که ۴-صفر جلو افتادم و فکر کردم دیگر کار تمام شده؛ من در عمرم تا حالا حریفی را دست کم نگرفته بودم؛ حتی وقتی در مسابقات کشوری کشتی میگرفتم. همهای اینها برمیگردد به همان چند سال دوری از تشک و مسابقه که یادت میرود چطور کشتی را مدیریت کنی و ببری. به راحتی میشد یک اخطار بدهم و یک بار هم مثلا از تشک بیرون بروم، ولی باز با یک خاک و بیرون رفتن از تشک هم من برنده بودم. اصلا نیازی نبود که خودم شلوغش کنم.
آنا: همان وقت که تو این کشتی را باختی خیلیها شمشیرشان را علیه کادرفنی بابت انتخابت تیز کرده بودند، که تو بدون انتخابی و بدون بودن در چرخه انتخاب شدهای درحالیکه خیلیها نمیدانند دقیقا چه اتفاقاتی افتاد که تو را از خانه، به اردو آوردند و این به نوعی غیرتِ تو بود که آمدی و صدت را گذاشتی.
جدای از اتفاقاتی که افتاد، در ۹۷ کیلو به کشتیگیران جوان زیادی میدان داده شد که نتوانستند نتیجه مورد دلخواه را بگیرند و درنهایت به من گفته شد میتوانم و دوست دارم که بیایم؟ و من هم آمدم. دو سال و اندی بود که روی تشک نیامده بودم، بعد از انتخابی المپیک. بعد مستقیم به یک مسابقه مهم رفتم. خیلیها در طول سال چند بار مسابقه میدهند، اما برای میدان بعدی باز هم استرس و ترس دارند، ولی من از هیچ حریفی نمیترسیدم. الان هم کاملا واقعیت را میگویم، تمام شده و رفته، شاید واقعا آن روزهایی که خیلی آماده بودم بیشتر میترسیدم ولی اینجا اصلا حس ترس نبود باوجودی که بعد از مدتها دوری از مسابقه، فقط سه اردوی ۹ روزه همراه تیم بودم و خدا شاهد است که با تمام جان و توانم جنگیدم که اول شوم و باید هم طلا میگرفتم ولی آن لحظه نتوانستم درست عمل کنم که ۴ امتیاز پیش افتاده را مدیریت کنم.
آنا: یک چیز مهم در مورد تو هم پیشنهادی بود که از خارج کشور برای دوتابعیتی شدن داشتی و این را خیلیها نمیدانند.
دوست ندارم زیاد در این خصوص صحبت کنم، من به خاطر ایران و با این که سه سال کشتی نگرفتنم برای ایران تمام شده بود و به راحتی میتونستم بدون رضایتنامه به هر کشور دیگری بروم و از چند کشور هم پیشنهاد داشتم، اما ماندم و برای وطنم و برای مردمم کشتی گرفتم.
آنا: فدراسیون کشتی، کادرفنی و... واکنششان به برنز تو چه بود.
خیلی زیاد از علیرضا دبیر تشکر میکنم. از او و حسن رنگرز که پای من ایستادند. شاید فدراسیون و کادرفنی بابت من خیلی حرف خوردند که چرا بدون انتخابی او را به ناگویا بردهاید، درحالیکه نمیدانستند چه اتفاقات عجیب و غریبی این وسط رخ داد تا فدراسیون و کادرفنی مجبور به این کار شد. اتفاقا تا به ایران برگشتم، رفتم پیش دکتر دبیر، خیلی به من قوت قلب دادند و از این بابت خوشحالم. آنها میدانستند من فقط سه اردوی ۹ روزه را پشت سر گذاشتم و به مسابقه رفتم. غیر از علیرضا دبیر و حسن رنگرز، باید از دکتر بهمن میرزایی هم خیلی تشکر کنم، او خیلی در حضور من در ناگویا و آماده شدنم نقش داشت. با آن میزان ناآمادگی آمدن به اردو و آماده شدن برای مسابقهای مهم، واقعا سختی کار را چند برابر میکرد، خیلی جاها دکتر میرزایی و دکتر رنگرز من را رو به جلو هل داددند. قبلا در مصاحبه قبلیمان هم گفته بودم که من در تمام این مدت تمرین کشتی داشتم، اما حقیقتا تمرینی که پشتش هدف و مسابقه نباشد اصلا قابل قیاس با یک تمرین خوب نیست. باید انگیزه این را داشته باشی که در فلان مسابقه قرار است رقابت کنی که تمرینت کیفیت لازم را داشته باشد و برای من اینطور نبود، حتی زمانی که روزی سه جلسه هم تمرین میکردم، بیهدف بود.
آنا: برنامهات برای آینده چیست، همچنان تو دروزنی هستی که قهرمان المپیک و جهان را داریم.
میمانم و رقابت میکنم. اتفاقا به دکتر رنگرز هم گفتم اگر نیاز است که حریف تمرینی هادی ساروی و یا هر کشتیگیری که قرار است نماینده ایران در مسابقات پیش رو باشد، باشم، با افتخار میآیم و کمک میکنم. حریف تمرینی بچهها میشوم، قبلا هم میشدم، اما آن موقع از من نخواستند. حالا بخواهند حتما خواهم آمد.
آنا: حرفی ناگفته ماند؟
یک تشکر ویژه هم از خانوادهام و مربیام مجید رمضانی که تحت هر شرایطی پشتم بودند. همه از فدراسیون و کادرفنی تیم ملی گرفته تا خانوادهام خیلی کمک کردند تا روی غلتک بیافتم و کار پیش برود.
انتهای پیام/