صفحه نخست

آناتک

آنامدیا

دانشگاه

فرهنگ‌

علم

سیاست و جهان

اقتصاد

ورزش

عکس

فیلم

استانها

بازار

اردبیل

آذربایجان شرقی

آذربایجان غربی

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

کهگیلویه و بویراحمد

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

همدان

هرمزگان

یزد

پخش زنده

۰۰:۳۰ | ۱۲ / ۰۷ /۱۴۰۵
| |

تخصص در برابر ترند؛ هر کسی که میکروفون دارد، مربی نیست! / فوتبال ملی در میانه «شو‌های اینترنتی» و «طنز‌های تخریبی»

علاقه‌مند بودن به فوتبال، به معنای متخصص بودن در آن نیست، وقتی کمدین‌ها و مجریان تلویزیونی، جایگاه تحلیلگران ورزشی را می‌گیرند و با بهره از طنز، به تخریب سرمربی و فدراسیون می‌پردازند، فوتبال ملی قربانی ترند شدن در فضای مجازی می‌شود.
کد خبر : 1087049
به گزارش خبرگزاری آنا، در روزهای اخیر، فضای فوتبال ایران به میدان جنگی تبدیل شده که در آن صدای فریادها و البته برخی نقدهای تمسخرآمیز بلندتر از صدای تحلیل‌هاست. برای شروع، باید یک خط قرمز بکشیم، این مطلب به هیچ وجه دفاع از نتایج تیم ملی، توجیه اشتباهات فدراسیون یا ماله کشیدن برای امیر قلعه‌نویی نیست.

 نتایج ضعیف و مدیریت غلط، واقعیت‌های تلخی هستند که هر کسی با یک نگاه ساده متوجه آن‌ها می‌شود اما مسئله‌ای که امروز بیش از نتایج میدان، نگران‌کننده است، شیوه‌ی نقد و هویت نقادان در فضای رسانه‌ای ماست.

ما در دورانی هستیم که مرز بین علاقه‌مند بودن به فوتبال و متخصص بودن در فوتبال به کلی از بین رفته است. امروز هر کسی که به یک میکروفون، یک دوربین یا یک اکانت اینستاگرامی دسترسی دارد، خود را در جایگاه تعیین تکلیف برای تیم ملی می‌بیند. انتقاد حق هر ایرانی است، اما وقتی انتقاد از مسیر نقد فنی خارج شده و به نگاه مغرضانه و تخریب شخصی تبدیل می‌شود، دیگر هدفش اصلاح فوتبال نیست، بلکه تبدیل شدن به یک «ترند» برای جذب بازدید است.

بسیاری از افرادی که امروز در برنامه‌های تلویزیونی یا اینترنتی، با زبانی تند و گاه تمسخرآمیز به تیم ملی می‌تازند، تخصص اصلی‌شان هر چیزی است جز فوتبال‌نویسی. افرادی چون امیرحسین قیاسی یا ابوطالب، شاید در قالب طنز بتوانند نکاتی را بگویند، اما آیا این مجوز آن است که با یک استوری یا مصاحبه‌ای غیرتخصصی، فضای تیم ملی و البته ذهنیت مردم را نسبت به فوتبال متلاطم کنند؟ آیا تمسخربه بدترین شکلِ سرمربی در یک برنامه اینترنتی -حتی اگر نقدش درست باشد- با اصول حرفه‌ای فوتبال همخوانی دارد؟ وقتی بازیکن تیم ملی می‌بیند که سرمربی‌اش در فضای مجازی به جای نقد فنی، مورد تمسخر شخصیتی قرار می‌گیرد، آیا هنوز می‌تواند به ساختار قدرت در تیم احترام بگذارد؟

حتی افرادی مانند مهدی ژوله را ببینید؛ کسی که پیش تر ورزشی‌نویس بود اما سال‌هاست مسیرش را به سمت سریال‌نویسی و استندآپ کمدی برده و در آن موفق است، اما جای سوال اینجاست آیا توانایی در نویسندگی و کمدی، به این معناست که هر آنچه دلش می‌خواهد در مورد فنون فوتبال و خط‌ مشی فدراسیون بگوید و آنها را هدف قرار دهد؟ تفاوت میان نقد تند و سخره گرفتن مغرضانه در همین است که هدف شما اصلاح است یا کوبیدن مطلق برای خوش‌ پسندی مخاطب.

در حالی که تیم‌های ورزشی ما در شرایطی سخت و در فضای متلاطم سیاسی منطقه تلاش می‌کنند امور خود را پیش ببرند، در برنامه‌هایی که هدفشان فقط تخریب است، حتی به این واقعیت‌های بیرونی اشاره‌ای نمی‌شود. انگار در این برنامه‌ها، هدف رسیدن به پیروزی نیست، بلکه هدف، لذت بردن از سقوط است.

در مقابل، نگاهی به بزرگان طنز کشور بیندازیم. مهران مدیری، رامبد جوان، سعید آقاخانی و ... که سال‌هاست در اوج هستند، همیشه در مورد حواشی فوتبال و اتفاقات بیرون از مستطیل سبز شوخی‌های به جا و وایرال‌شده‌ای داشته اند، اما هرگز ندیدیم که آنها بخواهند در مورد «فن فوتبال» یا «تعویض‌های سرمربی» اظهار نظر کنند یا با بهره و سوء استفاده از فضای طنز، خصومت شخصی را نسبت به یک مربی نشان دهند. این یعنی احترام به تخصص.

انتقاد فنی حق کسی است که شب و روزش را با فوتبال گذرانده، پشت پرده‌ها را می‌شناسد و خوراکش ناخت از فضای فوتبال از بالا تا پایین است اما متأسفانه امروز در تلویزیون ملی می‌بینیم مجریانی چون مجید یحیایی یا المیرا شریفی‌مقدم  که هر دو مجریان بسیار توانمندی هستند به صرف اینکه علاقه به فوتبال دارند یا طرفدار تیمی خاص هستند، در مورد جزئیاتی که اصلا از آن ها خبر ندارند و حتی تعویض‌های سرمربی یا تاکتیک‌ها نظر می‌دهند.
 
خانم شریفی‌مقدم مجری فوق‌العاده‌ای است، اما علاقه شخصی وی به پرسپولیس، او را به متخصص تاکتیکی فوتبال تبدیل نمی‌کند.اگر قرار باشد هر کسی در هر جایگاهی، بدون تخصص و صرفاً بر اساس حس شخصی، در مورد مسائل تخصصی اظهار نظر کند، دیگر سنگ روی سنگ بند نیست. فوتبال ملی ما امروز نه تنها با مشکلات فنی، بلکه با آشفتگی رسانه‌ای دست و پنجه نرم می‌کند. زمان آن رسیده که یاد بگیریم هر کسی در جایگاه خودش سخن بگوید؛ مجری مجری باشد، کمدین کمدین باشد و نقد فنی را به صاحبان فن بسپارند. در غیر این صورت، دود این «شوهای رسانه‌ای»، در نهایت در چشم فوتبال ملی و کل فوتبال کشور خواهد رفت.


انتهای پیام/

ارسال نظر
captcha