شهید نصرالله ساختار سیاسی و اجتماعی حزبالله را متحول کرد/شهادت سید حسن مسیر مقاومت را متوقف نکرد
«محمد مهدی بغدادی»، کارشناس مسائل غرب آسیا، در گفتوگو با خبرنگارسیاسی خبرگزاری آنا، با اشاره به روند انتخاب سیدحسن نصرالله به عنوان دبیرکل حزبالله لبنان پس از شهادت سیدعباس موسوی اظهار کرد: شهید سیدحسن نصرالله از زمان تصدی دبیرکلی حزبالله در سال ۱۹۹۲، نقش محوری در تحول سازمانی و گفتمانی این جنبش ایفا کرد.
وی افزود: در دوران رهبری سیدحسن نصرالله، حزبالله از یک جنبش مقاومت با تمرکز عمده بر مقابله با اشغالگری رژیم صهیونیستی، به سازمانی منسجم با حضور گسترده سیاسی، اجتماعی و رسانهای در لبنان و تأثیرگذاری قابل توجه در سطح منطقه تبدیل شد.
این کارشناس ارشد مسائل غرب آسیا ادامه داد: عقبنشینی رژیم صهیونیستی از بخش عمده مناطق اشغالی جنوب لبنان در سال ۲۰۰۰، یکی از مهمترین نقاط عطف این دوره بود. در سطح منطقهای نیز سیدحسن نصرالله با تأکید بر مسئله فلسطین و مقابله با رژیم صهیونیستی، در گسترش گفتمان حزبالله و تقویت ارتباط آن با نیروهای «محور مقاومت» نقش مهمی داشت.
بغدادی با اشاره به ویژگیهای شخصیتی و رسانهای شهید سیدحسن نصرالله یادآور: شخصیت و توانایی بالای او در ارتباط با افکار عمومی موجب شد سخنرانیهایش به یکی از ابزارهای مهم حزبالله در عرصه سیاسی، رسانهای و جنگ روانی تبدیل شود.
چرا سیدحسن نصرالله جانشین سیدعباس موسوی شد؟
بغدادی درباره انتخاب سیدحسن نصرالله به عنوان دبیرکل حزبالله پس از شهادت سیدعباس موسوی در سال ۱۹۹۲ توضیح داد: این انتخاب نتیجه اعتماد بالای رهبری حزب به ایشان، تجربه تشکیلاتی و سیاسی، نزدیکی به سیدعباس موسوی و آشنایی با خطمشی و دیدگاههای او بود.
وی اضافه کرد: سیدحسن نصرالله همچنین از توانایی بالایی در رهبری و ارتباط با کادرها و پایگاه اجتماعی حزب برخوردار بود و همین ویژگیها در انتخاب او به عنوان دبیرکل حزبالله مؤثر بود.
انتخابی که مانع خلأ در رأس حزبالله شد
این استاد دانشگاه با اشاره به فاصله کوتاه میان شهادت سیدعباس موسوی و انتخاب جانشین وی تأکید کرد: نکته قابل توجه این است که انتخاب سیدحسن نصرالله درست یک روز پس از شهادت سیدعباس موسوی صورت گرفت؛ بهگونهای که اعضای شورای حزبالله تشکیل جلسه دادند و سیدحسن نصرالله را به عنوان دبیرکل انتخاب کردند.
بغدادی ادامه داد: به نظر من، سرعت در تعیین رهبری جدید اهمیت و پیام روشنی داشت؛ زیرا مانع ایجاد هرگونه خلأ یا سردرگمی در رأس رهبری حزب شد و نشان داد که ترور دبیرکل نمیتواند ساختار سازمانی حزب را مختل یا مسیر آن را دچار آشفتگی کند.
وی همچنین عنوان کرد: تحولات سالهای بعد نیز نشان داد که این انتخاب صرفاً برای پر کردن یک خلأ موقت در رهبری نبود، بلکه آغاز مرحلهای جدید بود که در آن ساختار و عملکرد حزبالله و همچنین حضور سیاسی، نظامی و رسانهای آن به شکل قابل توجهی توسعه یافت.
شهادت سید حسن نصرالله؛ فقدانی بزرگ و آغاز مرحلهای تازه
بغدادی با اشاره به پیامدهای شهادت سیدحسن نصرالله بیان کرد: بدون تردید، شهادت سیدحسن نصرالله ضربهای سنگین برای حزبالله بود؛ زیرا وی بیش از سه دهه در جایگاه رهبری، از نفوذ سیاسی و مردمی گستردهای برخوردار بود.
وی افزود: برای درک کامل تأثیر شهادت ایشان، باید به بُعد ایدئولوژیک و اعتقادی حزبالله و جایگاه مفهوم شهادت در فرهنگ مقاومت نیز توجه کرد.
این کارشناس مسائل جهان اسلام تشریح کرد: از این منظر، شهادت یک رهبر صرفاً به عنوان یک خسارت تلقی نمیشود، بلکه میتواند به عاملی برای بسیج، ایجاد انگیزه و ادامه مسیر تبدیل شود. شهادت سیدحسن نصرالله در میان حامیان مقاومت، احساس اهمیت و ضرورت پایبندی به این مسیر را تقویت کرد و در عین حال، موجب انسجام بیشتر محیط اجتماعی و اعتقادی مقاومت شد؛ نه فقط در لبنان، بلکه در میان بخشهایی از حامیان مقاومت در جهان عرب و اسلام.
خلأ رهبری در سطح لبنان و منطقه
این شخصیت دانشگاهی درباره آثار سیاسی شهادت سیدحسن نصرالله نیز تصریح کرد: در سطح سیاسی، فقدان ایشان لبنان و حزبالله را وارد مرحلهای جدید کرد و بحثهای گستردهای را درباره جایگاه و نقش حزبالله و آینده تقابل با رژیم صهیونیستی به وجود آورد.
وی اضافه کرد: در سطح منطقهای نیز با توجه به جایگاه سیدحسن نصرالله در محور مقاومت و روابط او با نیروهای مختلف این محور، فقدان وی یک خلأ مهم رهبری و معنوی ایجاد کرد.
بغدادی در پایان خاطرنشان کرد: تأثیر شهادت سیدحسن نصرالله را میتوان دارای دو بُعد همزمان دانست؛ از یک سو، فقدان رهبری که تأثیر مهمی بر حزبالله و تحولات منطقه داشت و از سوی دیگر، شهادت او در میان محیط اجتماعی مقاومت و حامیان آن، به عاملی برای تقویت انسجام، پایبندی به پروژه مقاومت و ادامه این مسیر تبدیل شده است.
انتهای پیام/