یاد شهدای دانشآموز میناب باید در زندگی نسل جدید ادامه یابد
به گزارش خبرگزاری آنا، حسین افشین در مراسم آغاز سال تحصیلی در مدرسه شجره طیبه میناب، در نخستین روز سال تحصیلی اظهار کرد: ما معلمها یک عادت قدیمی داریم؛ اول کلاس، اسم بچهها را میخوانیم؛ یکییکی و از گوشه و کنار کلاس صدایی میآید: حاضر. امروز اول مهر است و من فکر میکنم اگر قرار بود در مدرسه شجره طیبه حضور و غیاب کنیم، به اسمهایی میرسیدیم که دیگر کسی از پشت نیمکت جوابشان را نمیدهد. اسم را میخواندیم و کلاس ساکت میماند. دوباره میخواندیم و باز هم سکوت.
وی افزود: فکر نمیکنم برای یک معلم، صدایی سنگینتر از سکوت بعد از نام یک شاگرد وجود داشته باشد. نهم اسفند سال گذشته، مدرسه شجره طیبه میناب در حالی که کودکان در آن حضور داشتند هدف حمله آمریکا و رژیم صهیونیستی قرار گرفت و ۱۶۸ نفر در این مدرسه جان باختند؛ کودکانی که هیچ نسبتی با جنگ نداشتند، معلمانی که سلاحشان کتاب و تخته بود و خانوادههایی که بعضی از آنها برای بردن فرزندانشان آمده بودند.
افشین تصریح کرد: من این جنایت را صریح و بیهیچ ملاحظهای محکوم میکنم. هیچ جنگی، هیچ اختلاف سیاسی و هیچ محاسبه نظامی نمیتواند مرگ کودکی را که پشت نیمکت مدرسه نشسته توجیه کند. مدرسه باید امنترین جای جهان بعد از خانه باشد. مادری که صبح فرزندش را راهی مدرسه میکند باید مطمئن باشد چند ساعت بعد دوباره او را در آغوش خواهد گرفت. این ابتداییترین حقی است که باید برای هر کودک، در هر نقطهای از جهان، محترم باشد.
وی با بیان اینکه عددها همه حقیقت را نمیگویند، ادامه داد: عدد میگوید چند نفر رفتند، اما نمیگوید با هر کدامشان چه جهانی رفت. جای خالی یک کودک به اندازه یک نیمکت نیست؛ به اندازه تمام آیندهای است که قرار بود روی آن نیمکت بنشیند. به اندازه همه صبحهایی که قرار بود از خواب بیدار شود، همه اول مهرهایی که قرار بود بزرگتر شده باشد، همه امتحانهایی که قرار بود از آنها بترسد، همه نمرههایی که قرار بود برایشان خوشحال یا ناراحت شود، همه دوستیها و قهرهای کودکانه و همه رؤیاهایی که هنوز حتی فرصت نکرده بود برای کسی تعریفشان کند.
معاون علمی رئیسجمهور افزود: یکی شاید قرار بود پزشک شود، یکی مهندس، یکی معلم، یکی معمار، یکی هنرمند؛ و یکی شاید هنوز وقتی از او میپرسیدند میخواهی چهکاره شوی، شانههایش را بالا میانداخت و میگفت نمیدانم؛ و چه پاسخ زیبایی است نمیدانم وقتی یک کودک آن را میگوید؛ چون یعنی هنوز همه راههای دنیا پیش روی او باز است. درد شجره طیبه، درد راههایی است که پیش از آنکه انتخاب شوند، ناتمام ماندند.
افشین با بیان اینکه امروز نمیخواهد فقط بهعنوان یک مسئول با حاضران صحبت کند، اظهار کرد: امروز بیش از هر چیز میخواهم معلم باشم. سالهای زیادی از زندگی من در دانشگاه و کلاس درس گذشته است و معلمی یک خصوصیت عجیب دارد؛ بعد از مدتی دیگر نمیتوانی شاگردت را فقط به چشم امروز او ببینی، ناخواسته فردایش را هم میبینی.
وی ادامه داد: گاهی دانشجویی روبهرویت مینشیند، یک سؤال میپرسد، روی مسئلهای سماجت میکند و تو پیش خودت میگویی این جوان یک روز کار بزرگی خواهد کرد. شاید خودش هنوز نداند، اما معلم یک جرقه را میبیند و بعد سالها منتظر میماند تا ببیند این دانه چه خواهد شد. من خودم درد از دست دادن شاگرد را چشیدهام. چهار نفر از دانشجویان من نیز شهید شدند. بعد از آن فهمیدم صندلی خالی یک شاگرد فقط یک صندلی خالی نیست.
معاون علمی رئیسجمهور افزود: آدم نگاهش میکند و با خودش میگوید اگر بود، امروز کجا بود؟ چه میساخت؟ چه مقالهای مینوشت؟ چه مسئلهای را حل میکرد؟ روزی خودش استاد میشد؟ خانواده تشکیل میداد؟ هیچوقت نمیفهمیم. شاید یکی از دردناکترین شکلهای سوگ همین باشد؛ سوگ اتفاقهایی که هرگز اتفاق نخواهند افتاد. ما برای انسانی که رفته گریه میکنیم، اما برای تمام زندگیای که میتوانست داشته باشد و نداشت هم گریه میکنیم.
وی گفت: این است معنای شجره طیبه برای من؛ اینجا سرزمین آیندههای ناتمام است؛ و شاید امروز در میان ما مادری باشد که هنوز کیف فرزندش را نگه داشته است؛ دفتری که آخرین صفحهاش نیمهکاره مانده، مدادی که دیگر تراشیده نشد، لباسی که دیگر پوشیده نشد.
افشین ادامه داد: مادرها وقتی بچهشان را راهی مدرسه میکنند یک جمله ساده میگویند: مواظب خودت باش. انگار میشود با سه کلمه تمام مراقبت دنیا را دور یک کودک پیچید. تلخی ماجرا این است که گاهی نمیشود. گاهی یک مادر تمام مراقبت دنیا را در صدایش میگذارد، اما دنیا به اندازه دل یک مادر مراقب نیست.
وی اظهار کرد: من نمیدانم چگونه میشود با پدر و مادری درباره آینده حرف زد که بخشی از آینده خودش را به خاک سپرده است. هیچ سخنرانی، هیچ مقام و هیچ عنوانی برای چنین دردی کافی نیست. در برابر پدر و مادری که فرزندش را از دست داده، آدم فقط یک انسان است و گاهی تنها کاری که میتواند بکند این است که سرش را پایین بیندازد. اما اگر امروز فقط برای گریستن آمده باشیم، حق این بچهها را کامل ادا نکردهایم.
معاون علمی رئیسجمهور ادامه داد: آنها دانشآموز بودند و دانشآموز یعنی انسانی که رو به آینده دارد. پس یاد آنها نیز باید رو به آینده داشته باشد. ما حق نداریم آخرین تصویر بچههای شجره طیبه را تصویر آن روز بگذاریم. داستان آنها نباید در همان صبح تمام شود. ادامه این داستان را باید در زندگی بچههایی بنویسیم که امروز دوباره به مدرسه آمدهاند؛ با درس خواندن، با علم، با ساختن و با ایران.
افشین با اشاره به آینده کشور گفت: من به آینده این کشور امیدوارم؛ نه آن امیدی که فقط در سخنرانیها خوب به نظر میرسد. امید من حاصل سالهایی است که پای تخته ایستادهام. من جوان ایرانی را دیدهام؛ ذهنش را دیدهام، کنجکاویاش را دیدهام، سرسختیاش را دیدهام. دیدهام وقتی همه میگویند نمیشود، میپرسد چرا نمیشود؟ و گاهی همین سؤال ساده، آغاز ممکن شدن چیزی است که همه ناممکن میدانستند.
وی افزود: من امروز به بچههای همین شهر نگاه میکنم و نمیدانم بیست سال دیگر چه کسانی میان آنها خواهند بود. اما یک چیز را میدانم: ممکن است یکی از دانشمندان بزرگ آینده ایران همین حالا در یکی از این کلاسها نشسته باشد. ممکن است یکی از بهترین پزشکان آینده کیفش را کنار پایش گذاشته باشد. ممکن است یک مهندس، یک هنرمند، یک معلم یا یک کارآفرین بزرگ امروز هنوز مشق بنویسد. ما نمیدانیم کدام کودک آینده را تغییر خواهد داد و دقیقاً به همین دلیل وظیفه داریم از آینده همه کودکان مراقبت کنیم.
معاون علمی رئیسجمهور در ادامه از استادان دانشگاه، نخبگان و پژوهشگران جوان، بازیگران و هنرمندان و ورزشکاران نامآشنای کشور دعوت کرد و گفت: بیایید به مدرسه شجره طیبه؛ نه فقط برای دیدن، برای چند ساعت ماندن در کنار این بچهها. یک کلاس برگزار کنید، از تجربهتان بگویید، با آنها گفتوگو کنید، به سؤالهایشان پاسخ بدهید و بگذارید کودکی در میناب از نزدیک ببیند مسیرهایی که امروز شاید فقط در رؤیایش میبیند، واقعی و دستیافتنیاند.
وی ادامه داد: استادی از دانشگاه میتواند از علم بگوید، یک نخبه جوان از راهی که از مسئله و تلاش گذشته، یک ورزشکار از شکست و دوباره برخاستن و یک هنرمند از رؤیا، تخیل و ساختن. شاید همین چند ساعت، مسیر زندگی یک کودک را عوض کند.
افشین تأکید کرد: دوست دارم شجره طیبه به جایی تبدیل شود که چهرههای علمی، فرهنگی، هنری و ورزشی ایران برای آمدن به آن احساس مسئولیت کنند؛ جایی که بهترینهای امروز کشور کنار بچههایی بایستند که میتوانند بهترینهای فردای ایران باشند.
وی افزود: شاید نتوانیم آیندههایی را که در این مدرسه ناتمام ماندند بازگردانیم، اما میتوانیم کمک کنیم هیچ استعداد و هیچ رؤیایی در اینجا، فقط بهخاطر فاصله از فرصتها، ناتمام نماند. بچههای عزیز، شاید امروز یکی از سنگینترین اول مهرهای این شهر باشد. بعضی از همکلاسیها و دوستان شما دیگر کنار شما نیستند. بعضی خانوادهها امشب وقتی بچهها از مدرسه برمیگردند، صدای باز شدن در را نخواهند شنید.
معاون علمی رئیسجمهور تصریح کرد: این حقیقت تلخ است؛ خیلی تلخ. اما یک حقیقت دیگر هم وجود دارد: شما هستید. شما باید درس بخوانید، سؤال کنید، تجربه کنید، اشتباه کنید، دوباره تلاش کنید، بزرگ شوید و بسازید. شما باید آنقدر خوب زندگی کنید که ثابت کنید آینده این سرزمین را نمیشود با یک موشک متوقف کرد.
افشین ادامه داد: افتخار یک ملت این نیست که هیچوقت زخمی نشده باشد. افتخار یک ملت این است که زخم، او را از ساختن بازندارد. ما برای عزیزانمان گریه میکنیم، نامشان را فراموش نمیکنیم، اما اجازه نمیدهیم داغ، آخرین کلمه داستان ما باشد. دوباره کتاب را باز میکنیم، دوباره کلاس را روشن میکنیم، دوباره پای تخته میایستیم و دوباره آینده را میسازیم.
وی تأکید کرد: پاسخ ما به مرگ، زندگی است. پاسخ ما به ویرانی، ساختن است؛ و پاسخ ما به آیندههای ناتمام شجره طیبه باید این باشد که نگذاریم آینده هیچ کودک دیگری ناتمام بماند.
معاون علمی رئیسجمهور در ادامه گفت: و میخواهم سخنم را همانگونه تمام کنم که آغاز کردم؛ با حضور و غیاب. ما معلمها اسم شاگردانمان را میخوانیم و منتظر میمانیم کسی بگوید: حاضر. امروز بعضی نامها را که بخوانیم، دیگر از پشت نیمکت پاسخی نمیآید. این سکوت تا همیشه با ما خواهد ماند.
اما شاید از امروز پاسخ را نباید فقط از یک نیمکت انتظار داشته باشیم.
وی افزود: اگر نامشان را خواندیم و کودکی در میناب به دانشگاه رسید، یعنی حاضرند. اگر نامشان را خواندیم و جوانی از همین شهر مسئلهای از مسائل ایران را حل کرد، یعنی حاضرند. اگر نامشان را خواندیم و ایران یک قدم جلوتر رفت، یعنی حاضرند. آنها امروز پشت نیمکتهایشان نیستند، اما میتوانند در فردای این سرزمین حاضر باشند. پس امروز، در اول مهر، نامشان را یک بار دیگر در دل خود میخوانیم و این بار ما پاسخ میدهیم: حاضر.
افشین ادامه داد: تا وقتی کودکی در این سرزمین کتابی را باز میکند، شما حاضرید. تا وقتی معلمی پای تخته میایستد، شما حاضرید. تا وقتی جوان ایرانی برای فردای این کشور رؤیا میبیند، شما حاضرید؛ و تا وقتی ایران برای ساختن آینده خود ایستاده است، شما حاضرید. ما برایتان گریه میکنیم، اما میسازیم. داغداریم، اما متوقف نمیشویم.
وی در پایان گفت: شما فرصت نکردید ایران فردا را ببینید؛ ما ایران فردا را چنان خواهیم ساخت که شایسته رؤیاهای شما باشد؛ و روزی که تاریخ نام شما را بخواند، ایران با سربلندی پاسخ خواهد داد: حاضر.
معاون علمی رئیسجمهور در پایان خاطرنشان کرد: روح دانشآموزان، معلمان و همه شهدای مدرسه شجره طیبه شاد، یادشان جاودان و آینده ایران سربلند باد.
انتهای پیام/