فرونشست زمین؛ زنگ خطری که پاسخ علمی آن روی میز است
گروه اقتصادی خبرگزاری آنا، علی بیتاللهی رئیس بخش زلزلهشناسی مهندسی و خطرپذیری مرکز تحقیقات راه، مسکن و شهرسازی- فرصتهای مهار فرونشست زمین در کشور رو به اتمام است؛ پدیدهای که برخلاف تصور رایج، بازگشتناپذیر است و ادامه حیات آن، زیرساختهای شهری و منابع آب زیرزمینی را بهصورت تدریجی، اما قطعی نابود میکند. پرسش اصلی این است که با وجود دسترسی کامل به فناوریهای پایش و راهکارهای آزموده جهانی، چرا هنوز اقدام ملموسی در دشتهای کشور آغاز نشده است؟
فرونشست زمین در سالهای اخیر از یک موضوع تخصصی ژئوتکنیک، به یک بحران فراگیر در دشتهای حاصلخیز کشور تبدیل شده است؛ بحرانی که کمتر دیده میشود، اما آثار آن در شکافهای زمین، ترکهای دیوار ساختمانها، آسیب خطوط انتقال آب و گاز و افت شدید سطح آبهای زیرزمینی بهروشنی قابل مشاهده است.
بازگشتناپذیری، سرآغاز درک مسئله
نکته نخست در فهم صحیح این پدیده آن است که زمینِ فرونشسته، هرگز به وضعیت پیشین بازنمیگردد. تجربهها نشان میدهد حتی در صورت احیای کامل آبخوانها، تنها درصد ناچیزی از شرایط اولیه قابل جبران است؛ بنابراین هدفگذاری درست، نه بازگشت به گذشته، بلکه توقف استمرار و تشدید این پدیده است؛ چرا که تداوم فرونشست، ساختمانها، شبکههای آب و گاز و کل زیرساختهای سطح زمین را تهدید میکند.
نکته درخور تأمل آن است که کشور در حوزه شناسایی و پایش، دچار هیچ کمبساتی نیست. سازمان نقشهبرداری و دانشگاههای داخل کشور با بهرهگیری از فناوریهای راداری، GPS و تصاویر ماهوارهای، نقشههای سالانه فرونشست را منتشر میکنند و حتی پژوهشگران ایرانی در دانشگاههای لیدز و هانوفر نیز نقشههای جامع فرونشست ایران را در دسترس همگان قرار دادهاند. تصاویر رایگان و دانش تفسیر این دادهها بهسهولت قابل دسترسی است. حلقه مفقوده، نه دانش، که اقدام عملی در سطح زمین است.
نسخه آزموده جهانی، بیپاسخ مانده در دشتهای ایران
راهکار علمی مقابله با فرونشست، بر پایه مطالعات کشورهای مختلف، روشن و آزمونپذیر است: تغذیه مصنوعی آبخوانها در کنار کنترل برداشت آب زیرزمینی. کاهش تعداد چاههای فعال، اصلاح الگوی کشت و هدایت نزولات جوی و آبهای جاری به گودالها و چاههای جذبی برای نفوذ تدریجی به لایههای زیرین زمین، تجربهای است که در دشت شانگهای چین طی تنها سه سال، تغییر روند فرونشست را قابل اندازهگیری با GPS و تصاویر ماهوارهای به اثبات رسانده است. تگزاس آمریکا و ژاپن نیز نتایج موفق مشابهی ثبت کردهاند.
نکته قابل توجه آن است که این رویکرد، نه پیچیدگی اجرایی خاصی دارد و نه هزینهای دشتهای کشور شاهد اجرایبد؛ با این حال، در هیچیک از دشتهای کشور شاهد اجرای گسترده آن نیستیم.
فرصت همچنان باقی است، اما محدود
هنوز به نقطه بدون بازگشت نرسیدهایم. ضخامت آبخوانها و لایههای آبدار همچنان قابل ملاحظه است؛ هرچند نمونههایی نظیر دشت ورامین که روزگاری با چاههای ۳۰ تا ۴۰ متری آبدهی میکرد و امروز نیازمند حفر چاههایی به عمق ۱۰۰ تا ۱۲۰ متر است نشاندهنده افت ۸۰ تا ۹۰ متری سطح آب زیرزمینی و هشداری جدی است. لایههای آبدار همچنان تا عمق ۲۰۰ تا ۳۰۰ متری ادامه دارند و همین، فرصت مداخله را باقی گذاشته است.
اما هشدار اصلی روشن است: اقدامی که باید امروز صورت گیرد، ممکن است چند سال آینده دیگر امکانپذیر نباشد. انتقال از مطالعه و پایش به اجرای برنامههای تغذیه مصنوعی و مدیریت برداشت، دیگر یک انتخاب نیست؛ ضرورتی است که هر روز تأخیر در آن، هزینه آن را برای نسلهای آینده سنگینتر میکند.
انتهای پیام/