کشفیات تازه از نقوش سوزنی «قوچ کوهی» و «اسبهای زیبا» از دوره ساسانی در دشت مرودشت فارس
به گزارش خبرگزاری آنا، اتابکی باستانشناس گفت: قوچ کوهی از مهمترین مضامین هنر نمادپردازی صخرهای ایران از دورههای پیش از تاریخ تا به امروزه به شمار میرفته که در این مکان به روش خراش سوزنی در ابعاد ۵×۴ سانتی متر و «به حالت نشسته» بر روی صخرههای دشت مرودشت ترسیم گشته است. حالتی که در سنت تصویری ایران، اغلب با مفاهیم «آرامش»، «ثبات» و «اقتدار همراه بوده است. اتابکی گفت: «نقش اسب» در هنر ایران باستان نیز یکی از عناصر کلیدی در هنر «تصویری» و «روایی» به شمار میرفته که فراتر از کارکرد نظامی و سوارکاری آن تعبیر میگردد، بدین معنی که از زمان هخامنشیان تا ساسانیان در چارچوب «ایدیولوژی سلطنتی» و «نظام نمادین قدرت» تفسیر میگردند نه به عنوان ابزار جنگی یا تصویر واقع گرانه از این حیوان. این دیدگاه در دوره هخامنشی از سوی داریوش بزرگ در شرح ایالت پارس چنین آمده است «این است کشور پارس که اهورامزدا به من ارزانی داشت؛ زیبا، دارنده اسبهای خوب و مردمان خوب...». همچنین نقاشیهای دیوارههای «کاخ دورا اروپوس» و صخرههای «تنگ سروک» از اهمیت این حیوان در دوره اشکانی حکایت دارد.
اتابکی نمونه بارز دیدگاه روایی و اهمیت اسب در دوره ساسانی را داستان «شبدیز» اسب زیبای خسرو پرویز بر شمرد که اندامی فراتر و کشیدهتر از دیگر اسبهای شاه داشت و بسیار محبوب خسرو بود.
نجمه ابراهیمی پژوهشگر ارشد تاریخ در همین زمینه گفت: ارتباط «قوچ کوهی» با مفهوم «فره ایزدی» یا «خورنه» در متون دوره ساسانی همواره مورد تاکید قرار گرفته است: نیرویی مینوی که سرچشمه «مشروعیت» و «شکوه شاهی» تلقی میگردیده است، چنانچه حضور متداوم قوچ کوهی بر روی تاج شاهان ساسانی، مهرها، ظروف فلزی، منسوجات و تزیینات معماری نشان میدهد که جایگاهی فراتر از عنصر تزیینی داشته و بخشی از نظام نمادین هنر رسمی و درباری دوره ساسانی را تشکیل میداده است.
ابراهیمی درباره نقش اسب در هنر ساسانی نیز گفت در مجموعه میتوان سه کارکرد را برای آن بازتعریف نمود: نخست کارکرد ایدیولوژیک که در خدمت «نمایش مشروعیت» و «اقتدار شاهی» بوده، دوم کارکرد نظامی که بازتاب اهمیت «سواره نظام سنگین اسلحه» در ساختار قدرت ساسانی است و دیگر کارکرد آیینی که با «مفهوم فره ایزدی» و «جایگاه قداست شاه» ارتباط داشته است.
انتهای پیام/