از تولید مستند «هرمز؛ روایت یک تنگه» تا واکنش سنتکام/ روایت داوود مرادیان از پشتصحنه یک مستند خبرساز
به گزارش خبرگزاری آنا، در طول شش ماه گذشته فضای مجازی فارسی زبان شاهد بریده فیلمهایی بود که بعضاً میلیونها بار دیده شد و روی همه آنها برچسب شده بود بخشی از مستند «هرمز روایت یک تنگه- پرستیوی» در این بریدهها از تصویر ناب و دیده نشده شهید سرلشکر تنگسیری در دوران دفاع مقدس تا سفر دیده نشده مقامات سپاه به کره جنوبی بود تا سخنرانی و مصاحبههای دیده نشده آیت الله هاشمی و رهبر شهید انقلاب درباره تنگه هرمز.
نهایتاً با بریده فیلم سردار علی عظمایی درباره «ایمان» نداشتن نیروهای آمریکایی چنان بلوایی در فضای مجازی درست شد که سنتکام نسبت به این مصاحبه واکنش شدید نشان داد و با یک بیانیه رسمی به مقابله با آن پرداخت.
این حجم از واکنش و مواجهه نسبت به یک مستند تقریباً تاکنون بیسابقه بود و به همین دلیل با راوی و تهیه کننده مجموعه «هرمز روایت یک تنگه» به گفتوگو نشستیم. با داوود مرادیان
وسط فضای جنگ ایده ساخت مستند آنهم به زبان انگلیسی از کجا آمد؟
مرادیان: واقعیت اینکه من از لحظه شروع جنگ با اکثر مدیران سازمان صداوسیما تماس گرفتم و گفتم آمادهام کاری برای جنگ بسازم یا حتی روی آنتن بیایم و حرف بزنم. در روزهای اول آنقدر همه چیز مشوش بود که شرایط مهیا نشد؛ بنابراین به صورت خودجوش شروع کردم به ساخت ویدئوهای کوچکی به نام «در جبهه جنگ چه میگذرد» ویدئوها روی بله منتشر میشد و استقبال خیلی خوبی هم از آنها شد. در همین زمان قائم مقام محترم معاونت سیما با من تماس گرفت که میتوانی هرشب برای جبهه جنوب روی آنتن بیایی؟ گفتم اجازه بدید فکر کنم. بعد از یکروز عرض کردم که خیر. هرچه بالا و پائین میکنم انقدر محتوا ندارم که بتوانم هرشب یکساعت یا نیم ساعت وقت مردم را بگیرم. وسعم در حد همین سه دقیقههای دقیق و نیمه رسمی است.
وقتی به اینجا رسیدم احساس کردم من آدم کار لحظهای روی آنتن نیستم. من آدم مستند پژوهشیام و اگر بخواهم الان درباره هرمز کاری کنم بهترین مخاطب برای من مخاطب انگلیسی زبانی است که تشنه شنیدن و دیدن بیواسطه و بدون دستکاری از جریان رسانههای اصلی است. این شد که ایده ساخت چنین مجموعهای را به گروه مستند پرستیوی دادم و کار شروع شد.
پس بهخاطر ممنوع الکاری یا ممنوع التصویری نبود؟
مرادیان: والا من همیشه سعی کردم جانب انصاف بایستم. این ممنوعیت با شدت و حدت از سمت بخشی از مدیران صداوسیما طی هر شرایطی دنبال شده و میشود. اما وقتی قائم مقام معاون سیما تماس میگیرد یا سردبیر وقت برنامههای شبکه خبر تماس میگیرد باید قبول کنیم که بخش جدیی از صداوسیما هم واکنش عملیاتی دادن و روی آنتن بردن کار با کیفیت برایش اجل از عقده گشاییهای سیاسی و فردی است؛ بنابراین احساس میکنم در آن مقطع چنین فشاری برداشته شد.
هرمز روایت یک تنگه از حیث تصاویر آرشیوی کمنظیر و در برخی مواقع بینظیر بود. این آرشیو کجا بود که استفاده نشده بود؟
مرادیان: ببینید آرشیو هست، اما افراد غالباً از کنارش عبور میکنند. بخش جدیی از این تصاویر اتفاقاً در شرایط جنگی تبدیل شد. یعنی وقتی که خیلیها بحث عملیات داشتند من از این دفتر به آن مکان در به در دنبال یک تِیپ یا کاست میدویدم. اصرار داشتم به مسئولیت خودم نوار تبدیل شود. تصویر بیرون آمده و استفاده شود. اصلاً هم مهم نبود که خوانش درون سازمانی یا درون کشوری ما چه باشد مخاطب انگلیسی زبان با کلیتی به نام ِ ایران در مستند روبهرو میشد. مجموعه شهید نائینی کمک بسیار بزرگی در پیشبرد این هدف داشت و نیز روابط عمومی ارتش.
یعنی در شرایط جنگی دو روابط عمومی با مستند همکاری میکردند؟
مرادیان: تجربه بیمانندی بود. نه فقط این دو نهاد که حتی نهادهای زخمی امنیتی هم درهایشان برای کمک به پیشبرد مسیر باز شد. جور کردن یک دقیقه تصویر در آن شرایط فوق بحرانی واقعاً اتفاق بیسابقهای بود که افتاد و آنقدر این تصاویر ناب بود که کانال آرشیوگرد روی فضای مجازی تا ۴۰ هزار مخاطب جذب کرد و با بیانیه سنتکام زمینگیر شد.
ماجرای این بیانیه چه بود؟
مرادیان: ببینید من واقعیتش همزمان که آدم پر سر وصدایی هستم به شدت آمد اهل سکوتیام. یعنی وقتی کاری عمیق شروع میکنم از ترس دلهای نامراد پنهانش میکنم. در این مجموعه به قدری اختفا داشتم که تصاویر فرمانده محترم نیروی دریایی سپاه را نگه داشتم تا روزی که خودم صلاح دیدم منتشر کنم. در این مصاحبه که حدود ۱۵ سال قبل ضبط کرده بودیم آن جملات ادا شد، اما چون اگر منتشر میکردم در فضای تشییع پیکر رهبر شهید انقلاب دیده نمیشد با هماهنگی با معاون محترم برون مرزی صداوسیما نگهش داشتم تا روزی که فضا را مناسب دیدم. در این فیلم آنطور که پخش شد تحقیر آمریکاییها در روزهایی توسط فرمانده ندسا دیده میشد که سنتکام ادعای عرض اندام میکرد. همین باعث شد به سرعت بیانیه سنتکام هم روی توئیتر رسمی این نهاد و هم روی فضای خبری قرار گرفت که ادعا میکرد تنگه در کنترل آمریکاست.
این ویدئو چه واکنشی در داخل داشت؟
مرادیان: اصلاً به یک میم تبدیل شد. چیز عجیبی شد. طوری که در نیروی دریایی و بندر عباس کلمه «ایمان» با اشاره دست به یک سمبل منطقهای تبدیل شده. صفحه آرشیوگرد به عنوان اولین منبع انتشار توسط اینستاگرام انسداد موقت گرفت و تصویر روی بسیاری از صفحات حذف شد، اما بازهم در نقاط دیگر میچرخید.
مخاطب ما، چون مستند شما به زبان انگلیسی است احتمالاً آن را ندیده. چرا مستند را به زبان فارسی برنگردانید؟
مرادیان: مستند از اساس برای مخاطب انگلیسی زبان ساخته شده. برگرداندن آن به شدت اشتباه است و ناقض تحول مطلوب صداوسیما خواهد شد. به همین دلیل بنا شد در شبکه مستند همین خط روایی به صورتی که بر اساس نیاز مخاطب داخلی باشد باز تولید شود و مصاحبههای تکمیلی و روایت داخلی به آن اضافه شود؟
یعنی چی مناسب سازی برای داخل؟
مرادیان: ببینید مثلاً برای مخاطب خارجی ارتش و سپاه یکی است. ایران قبل انقلاب و بعد انقلاب ایران است. اما برای مخاطب ایرانی شروع جنگ، چگونگی تشکیل نیروی دریایی سپاه، نقش ایمان و نقش امام و ایدئولوژی در پیش برد نبرد تا ماجرای هرمز همه اینها موضوعیت خواهد داشت. برای مخاطب خارجی روند علی معلولی کافی است و برای مخاطب داخلی تطور و تحول ایدئولوژیک باید نقل شود. این تصمیم به این دلیل اتخاذ شد
واکنش برون مرزی مستند چه بود
مرادیان: وقتی سنتکام وادار به صدور بیانیه شده یعنی فضای پارتیزانی توزیع کار خود را کرده. در دیداری که با معاون برون مرزی داشتم نکته طلایی توزیع را خود ِ ایشان همین مورد میدانستند که پرستیوی اگرچه صورت یک رسانه رسمی مانند آنچه روی آفکام میبینیم را دارد، اما این کارکرد اگر بهصورت پارتیزانی وارد معرکه نشود شکست میخورد، چون ابزار تحریف و تخفیف و تحدید دست دشمن است. در این معرکه ما اصلاً متوجه نقش برون مرزی در داخل نمیشویم، اما چیزی شبیه سپاه قدس یا قرارگاه رمضان در جنگ دارد.
یعنی شرایط کاری سخت تری دارند؟
ببینید خبرنگاران شبکههای داخلی اگر خطر ترور را از سر بگذرانند جایشان گرم است دیگر. روی آنتن حرف میزنند. اما پرس تی وی باید با کسانی کار کند که بیرون مرزها و تحت شرایط سخت نظارت سیستم امنیتی کشورهای خودشان قرار دارند. آنهم با دلاری که هر روز گرانتر میشود و امکان ارتباطی بسیار سختتر برای واریز پول. من از سال ۱۳۸۶ تا ۱۳۸۹ در پرس تی وی مشغول بودم. اوج روزهایی التهاب ۸۸ را به چشم دیدم و شرایط سخت را. اما بعد از تحریم عظیم سال ۹۲ حقیقتاً کار کردن در برون مرزی سازمان مثل کار کردن در قرارگاه برون مرزی نظامی است. بسیار سخت. در این وضعیت مدیری که باید این حجم فعالیت برون مرزی با کاراکتر خارجی با این وضع دلار و تحریم داشته باشد شرایط بسیار سختی را خواهد گذراند. دو مدیر قبلی صداوسیما هم از برون مرزی آمدند که نشان میداد دیدگاه رهبر شهید هم به این منطق نزدیک است که برون مرزی قلب مفاهمه صداوسیما با جهان است.
منتظر چه مستند جدیدی باشیم؟
مرادیان: فرمانده هرمز، با روایتی دراماتیک و عجیب از فرماندهی شهید سرلشکر تنگسیری و التهابات حول تنگه به خصوص موضوعاتی که این روزها سرباز کرده.
چه موضوعاتی
مرادیان: اجازه بدید در جشنواره ان شالله اگر محصول آماده شد، ببینیم.
انتهای پیام/