مد و لباس ایرانی؛ قربانی جشنوارههای ویترینی یا فرصتی برای احیای هویت ملی؟
به گزارش خبرنگار خبرگزاری آنا، آرزو اسکندری مدرس دانشگاه و پژوهشگر حوزه لباس و زیورآلات ایران در مصاحبه با برنامه «فرهنگسرای گفتوگو » با اشاره به اینکه کشورهای غربی با هوشمندی تمام از غنای بصری و نمادهای ایرانی استفاده میکنند، به نمونههایی نظیر بهرهبرداری برندهای معتبر ایتالیایی از طرحهای عشایر قشقایی و یا رویدادهای مد مرتبط باهنر ترکمن در استرالیا اشاره کرد.
درحالیکه این نمادها در خارج از کشور بهعنوان المانهای لوکس و هنری شناخته میشوند، در داخل کشور شاهد نوعی بیتوجهی و کماعتنایی به این ظرفیتهای بومی هستیم. این غفلت در حالی رخ میدهد که مد و لباس ایرانی نهتنها یک کالای مصرفی، بلکه شناسنامهای فرهنگی است که میتواند سهم قابلتوجهی در اقتصاد هنر و گردشگری داشته باشد.
از دیگر مباحث چالشی این گفتوگو، نقدهای وارد شده به ساختار جشنوارههای مد و لباس، از جمله جشنوارههای فجر بود. اسکندری این رویدادها را بیشتر «نمایشی» و «ویترینی» خواند و تصریح کرد: خروجی این جشنوارهها اغلب پس از پایان مراسم به دست فراموشی سپرده میشوند.
مشکل اصلی اینجاست که برگزیدگان این جشنوارهها پس از کسب مقام، رها میشوند و هیچ فرایند مشخصی برای تجاریسازی، تولید انبوه یا حمایتهای واقعی مادی و معنوی از آنان وجود ندارد. این روند باعث شده است که بسیاری از طراحان مستعد که با امید و انگیزه وارد این عرصه میشوند، پس از چند سال فعالیت به دلیل سرخوردگی و عدم امنیت شغلی، این حوزه را ترک کنند. به باور این پژوهشگر، مادامی که جشنوارهها هدف نهایی را صرفاً «برگزاری مراسم» تعریف کنند، خروجی آنها هرگز به چرخه اقتصاد هنر و یا بازار پوشش ایرانی اضافه نخواهد شد.
یکی از تلخترین بخشهای این گفتوگو، بازخوانی تاریخچه پارچه نفیس «شال ترمه» و وضعیت کنونی آن بود. اسکندری با اشاره به دوران طلایی حمایت از این هنر در عصر امیرکبیر، یادآور شد: پس از آن دوران، به دلیل عدم حمایتهای پایدار، این هنر بهتدریج به حاشیه رفت. عمق فاجعه زمانی مشخص میشود که بدانیم حتی آخرین بافنده این پارچه نفیس در کرمان، بدون اینکه دانش و فنون بافتِ خاصِ آن (که از میراث ناملموس ایران محسوب میشود) بهدرستی مستندسازی شود، از دنیا رفت. با فوت این استادکاران، گویی یک کتابخانه عظیم از مهارتهای بشری در نساجی و طراحی برای همیشه سوخته است. این مثال، هشداری است برای سایر صنایعدستی که در حال حاضر بهصورت سینهبهسینه در مناطق مختلف کشور (از گیلکی تا بلوچی و کردی) در حال انتقال است؛ مهارتی که اگر مستند نشود، با کوچ نسل قدیم به نسل جدید منتقل نخواهد شد.
پژوهشگر حوزه مد و لباس در بخش پایانی صحبتهای خود، خواستار تغییر رویکرد نهادهای دولتی شد. وی با بیان اینکه هزینههای بالای سفر به مناطق دورافتاده و کمبود حمایتهای لجستیکی، پژوهشگران را مجبور میکند تا با مشقت شخصی و سرمایههای محدود، اقدام به ثبت و ضبط این میراث کنند، تأکید کرد: «مستندسازی، امروز یک انتخاب لوکس نیست، بلکه یک ضرورت ملی برای جلوگیری از نابودی هویت است.» او از متولیان فرهنگی خواست تا بهجای تمرکز بر رویدادهای زودگذر، بودجههای حمایتی را به پروژههای پژوهشی و مستندسازی دقیق مهارتهای سنتی و صنایعدستی اختصاص دهند تا پیش از آنکه استادکاران باقیمانده از میان بروند، این دانشها ثبت و حفظ شود.
انتهای پیام/