حمایت سازمان اوقاف از روش جایگزین شیمیدرمانی/ پروژه دستگاه «الکتروکموتراپی» چگونه امیدها را زنده کرد؟
به گزارش خبرنگار خبرگزاری آنا، گاهی یک اتفاق علمی، فقط یک دستاورد پزشکی نیست؛ میتواند آغاز یک مسیر تازه برای نجات انسانها باشد. مسیری که شاید از یک ایده آغاز شود، اما وقتی پای جان انسانها در میان باشد، دیگر فقط یک پروژه علمی نیست؛ بلکه تبدیل میشود به تلاشی برای پیدا کردن راهی سادهتر، کمهزینهتر و کمدردتر برای درمان.
حدود یک سال و نیم پیش، پیشنهادی برای اجرای یک پروژه دانشبنیان، با مشارکت سازمان اوقاف مطرح شد. پروژهای درباره دستگاهی به نام الکتروکموتراپی؛ فناوریای که قرار بود نگاه تازهای به درمان سرطان ایجاد کند.
حجت الاسلام و المسلمین سیدمهدی خاموشی، رئیس سازمان اوقاف و امور خیریه درباره آن روز میگوید: حدود یک سال و نیم قبل، آقای عبدالاحد پیشنهاد یک پروژه کاری را به من دادند که سازمان اوقاف هم در آن مشارکت کند؛ یک پروژه دانشبنیان به نام دستگاه «الکتروکموتراپی».
اما پشت این پیشنهاد، چه کسی قرار داشت؟ محمد عبدالاحد؛ استاد و پژوهشگری که بخش مهمی از فعالیت علمی خود را به حوزه فناوری و درمان سرطان اختصاص داده است. او عضو هیأت علمی وابسته دانشگاه علوم پزشکی تهران است؛ استاد راهنمای دانشجویان شاهد و ایثارگر بوده و در عرصه بینالمللی نیز به عنوان داور صندوق حمایت از فناوران سوئیس فعالیت داشته است. ریاست پژوهشکده الکتروتکنیک سرطان، عضویت در شورای سیاستگذاری علم و فناوری دانشگاه تهران و عضویت در کمیسیون مشورتی ستاد علم و فناوری شورای عالی انقلاب فرهنگی، بخشی از سوابق علمی و اجرایی اوست.
گذر از ایده برای رسیدن به درمان
اما آنچه امروز اهمیت بیشتری پیدا میکند، حاصل همین سالها فعالیت و پژوهش است؛ تلاشی برای اینکه یک فناوری از مرحله ایده عبور کند و به اتاق درمان برسد. حالا این فناوری، در قالب دستگاه الکتروکموتراپی، قرار است یکی از مسیرهای درمان سرطان را به چالش بکشد.
دکتر عبدالاحد میگوید: این دستگاه برای اولین بار در ایران ساخته شده است. تکنولوژی آن متعلق به آمریکا و انگلستان است. این دستگاه موفق شده از سال گذشته بیش از ۴۰۰ بیمار را درمان کند. این دستگاه یک روش جایگزین برای شیمیدرمانی است؛ بدون عوارض جانبی آن.
برای بیماری که با سرطان دستوپنجه نرم میکند، واژه «جایگزین» میتواند معنای بزرگی داشته باشد. سرطان، تنها یک تشخیص پزشکی نیست. پشت این واژه، برای هر بیمار داستانی متفاوت وجود دارد؛ ماهها درمان، مراجعههای مکرر به بیمارستان، نگرانی خانواده و تحمل عوارضی که گاهی خودِ درمان به اندازه بیماری دشوار میشوند.
حالا اگر بتوان در بخشی از این مسیر، راهی متفاوت پیدا کرد؛ روشی آسانتر، کمهزینهتر و با تبعات کمتر، طبیعی است که چنین فناوریای توجهها را به خود جلب کند.
رئیس سازمان اوقاف و نماینده ولی فقیه درباره دلیل حمایت از این طرح میگوید: بنده بهطور طبیعی باید از این طرح استقبال کنم؛ مثل سالهای قبل که از چنین طرحهایی استقبال شده است. برای اینکه این طرحها و روشهای درمانی، آسانتر، ارزانتر و با تبعات کمتری هستند و در نهایت، طول عمر بیشتری هم به بیمار میدهند.
بیماران چه میگویند؟
اما ارزش واقعی یک روش درمانی، نه فقط در اعداد و آمار؛ بلکه در زندگی بیمارانی دیده میشود که زمانی، امید چندانی برایشان باقی نمانده بود.
یکی از بیمارانی که با این روش درمان شده، از روزهایی میگوید که درمانهای مختلف را پشت سر گذاشته بود: من در طول درمان، سرکلاژ کردم، شیمیدرمانی کردم و حدود ۲۵ جلسه رادیوتراپی انجام دادم. برای آخرین بار رفتم نزد یک پزشک. ایشان گفتند که دیگر کاری از دستمان برنمیآید. اما این پایان ماجرا نبود. نزد پزشک دیگری رفتم ایشان هم گفتند دیگر کاری از دستمان برنمیآید، مگر اینکه با دکتر عبدالاحد صحبت کنیم.
گاهی در مسیر درمان، یک نام میتواند به معنای یک فرصت تازه باشد
خلاصه با ایشان صحبت کردیم و گفتند مراحل درمان من را انجام میدهند. پروسه درمان را طی کردم و عمل کردم. شش ماه در رختخواب بودم، شش ماه گذشت، شش ماهی که برای یک بیمار، فقط گذشت زمان نیست؛ شش ماه مبارزه است، انتظار است و چشم دوختن به نتیجه درمان. اما پشت این تجربه، رویکردی قرار دارد که دکتر عبدالاحد درباره آن میگوید: هر مریض سختی که ما داشتیم آمد، درمان کردیم و با درمان مریضهای راحت، بیخیال مریضهای سخت نشدیم. چالشهای سخت و جدید را پذیرفتیم؛ و شاید همین پذیرش چالشهای سخت است که مسیر توسعه یک فناوری پزشکی را شکل میدهد. وقتی قرار است یک روش تازه وارد عرصه درمان شود، اعتماد بیماران، پزشکان و مجموعههای پشتیبان، بخش مهمی از این مسیر است.
حجت الاسلام خاموشی درباره نخستین مواجهه با این فناوری میگوید: دکتر عبدالاحد فیلمها و تصاویری را به ما نشان دادند و حس ما را برانگیختند و صحبتهایی که در رسانه ملی و تصویری و شنیداری انجام دادند، توانستند همه را ترغیب کنند برای انجام و سرمایهگذاری برای این کار. اما مسئله فقط سرمایهگذاری روی یک دست
گاه نبود. پشت این سرمایهگذاری، یک نگاه به آینده درمان قرار داشت؛ اینکه اگر دانش و فناوری بتوانند مسیر درمان را تغییر دهند، باید امکان رسیدن این فناوری به بیماران نیز فراهم شود.
حجت الاسلام و المسلمین سیدمهدی خاموشی افزود: اکنون مردم ما با یک پدیده جدید علمی آشنا میشوند. الان ما با درمانی مواجه هستیم که کمهزینهتر و آسانتر از درمانهای گذشته است و درست در همین نقطه است که پای وقف و مسئولیت اجتماعی به میان میآید. سازمان اوقاف، به عنوان یکی از نهادهای متولی وقف، در حوزه درمان نیز سابقه حمایت از طرحهایی را دارد که هدفشان کمک به زندگی و سلامت مردم است.
نماینده ولی فقیه درباره این نگاه میگوید: این رسالت سازمان اوقاف و واقفان حوزه درمان است. واقفین محترم که در طول تاریخ نگاهشان به زندگی پرخیر و برکت است و نیت الهی این کار را انجام میدهند.
در اینجا، یک پروژه دانشبنیان با مفهومی قدیمی اما زنده پیوند میخورد؛ وقف برای زندگی. سرمایهای که میتواند به جای مصرف شدن در یک فعالیت معمول، وارد مسیری شود که نتیجه آن، توسعه یک فناوری و فراهم شدن امکان درمان برای بیماران باشد. اما پشت این پروژه، یک نگاه شخصی و اخلاقی هم وجود دارد.
دکتر عبدالاحد میگوید: در این مسیر بیمارانی درمان شدند که موجب شگفتی است. الان هم این کار انصافاً مشتریهای بسیار زیادی دارد. اما برای من، مسئله فقط تعداد بیماران یا میزان درآمد نیست. من یک عهد با خدای خودم دارم که دانشم را تبدیل به خدمت کنم.
و بعد، جملهای که شاید نگاه او به این پروژه را بهتر از هر عنوان و رزومهای توضیح دهد: «اگر از خدمت توانستیم کسب مال کنیم که چه بهتر، ولی اگر نشد هم هیچ؛ ولی خدمت نباید زیر سایه سود و مال برود.»
اینجاست که یک پروژه پزشکی، وجه دیگری پیدا میکند. اینکه فناوری قرار است در نهایت در خدمت چه چیزی باشد؟ سود؟ یا انسان؟
عبدالاحد معتقد است: این فکر و ایده برای مجموعهای جز اوقاف ممکن است کمی عجیب باشد، اما اوقاف این عقیده را با روی باز میپذیرد امیدوارم مجموعههایی غیر از اوقاف هم دست افرادی باقی بمانند که هدفشان این است که آبروی خود و مجموعه را سر مسائل دینی و اخلاقی بگذارند.
نگاهی که میگوید اگر قرار است سرمایهگذاری انجام شود، باید نتیجه آن فراتر از یک منفعت کوتاهمدت باشد. اگر قرار است دانش توسعه پیدا کند، باید سهمی از آن به جامعه برگردد و اگر قرار است یک فناوری پزشکی ساخته شود، باید نهایتاً در خدمت بیمار قرار بگیرد. اما این مسیر، یک هشدار هم دارد.
عبدالاحد میگوید: اگر صرفاً دنبال دستاوردهای دنیوی باشیم، اصلاً نظامی که ساخته شده اشتباه است و ما باید به سمت بدهبستونهای جهانی حرکت کنیم.
داستان یک ایده که در دل درمان جای گرفت
در نهایت، داستان الکتروکموتراپی، داستان یک دستگاه نیست. داستان یک ایده است؛ ایدهای که از دل پژوهش و فناوری بیرون آمده و حالا تلاش میکند جای خودش را در عرصه درمان پیدا کند. داستان بیماری است که پس از پشت سر گذاشتن درمانهای مختلف، به یک مسیر تازه رسید. داستان پزشکی است که معتقد است دانش، زمانی ارزشمندتر میشود که بتواند به خدمت تبدیل شود و داستان نهادی است که تلاش میکند بخشی از ظرفیت وقف را در مسیر توسعه درمان و فناوری به کار بگیرد.
شاید هنوز برای قضاوت نهایی درباره آینده این فناوری زود باشد. اما آنچه امروز پیش روی ماست، تلاشی است برای پیدا کردن راهی تازه در مبارزه با یکی از دشوارترین بیماریهای جهان. راهی که از دانش آغاز شده، با فناوری ادامه پیدا کرده، با سرمایه و اعتماد همراه شده و مقصد نهاییاش، چیزی جز انسان نیست.
و در پایان، دکتر عبدالاحد با اطمینان درباره جایگاه این فناوری میگوید: اگر نگویم در بخشهای زیادی از سرطان ما بینظیریم، و بگویم کمنظیریم، بزرگنمایی نکردیم. شاید آینده، قضاوت دقیقتری درباره این ادعا داشته باشد. اما برای بیماری که روزی شنیده بود «دیگر کاری از دستمان برنمیآید»، همین که یک راه تازه برای ادامه مبارزه پیدا شود، خود میتواند معنای بزرگی داشته باشد.
گاهی، آغاز یک درمان تازه، از یک دستگاه شروع نمیشود. از امید به پیدا کردن یک راه تازه شروع میشود.
انتهای پیام/